eitaa logo
وایپ/روبش
1.2هزار دنبال‌کننده
564 عکس
109 ویدیو
0 فایل
##گروه مستقل## تمامی مطالب کانال و سایت تولیدی گروه روبش است. ارتباط با مدیر @W_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸رسانه ملی و نسبت آن با جمهوری اسلامی؛ رسانه ملی و نسبت آن با مردم؛ 🔹دیروز رئیس رسانه ملی در مصاحبه‌ی پس از جلسه هیئت دولت به‌خوبی اشاره کرد که رسانه ملی جهت‌گیری دارد و جهت‌گیری آن اسلام و اتحاد مردم است. 🔹اینکه اجازه دهیم افرادی دارای تریبون آزاد باشند که اساس فکری و عملکرد آن‌ها آشکارا برخلاف مبانی و مصالح جمهوری اسلامی‌ست به اتحاد کمک می‌کند؟ با چه ساز و کاری؟ 🔹بله، حضور برخی از این افراد در قالب برنامه‌های مناظره‌ای و گفتگومحور قطعا می‌تواند مفید باشد، اما توقع یله و رها بودن صدا و سیما و تریبون یک‌طرفه دادن به هر سلیقه‌ای، حتی اگر با بنیان جمهوری اسلامی مخالف هم باشد؛ عجیب و کودکانه است. 🔹رسانه ملی باید در خدمت اسلام، مبانی توحیدی و جمهوریِ اسلامیِ ایران باشد. آیا اتحاد ذیل این مفاهیم ممکن است؟ قطعا و‌ حتما بله. «با پر رنگ کردن نقاط اشتراکِ مردم با سلایق و افکار مختلف و گفتگوی علمی حول اختلافاتی که مستقیما با مبانی جمهوری اسلامی در تضاد نیست.» 🔹آنان که مدام از جنگ دوازده روزه و انسجام ذیل آن حرف می‌زنند، اگر کمی دقیق شوند خواهند دید که همان انسجام و اتحاد مقدس حول محور جمهوری اسلامی و ایران مقتدر بنا شد، حال با کدام استدلال کودکانه توقع دارند افرادی که اتفاقا از این همبستگی عصبانی هستند و نسبتی با آن ندارند هم بخشی از رسانه ملی باشند؟ 🔹اگر به محتواهای موجود در فضای مجازیِ آزاد و رهایی که با کمترین زحمت و هزینه در دسترس هر آن‌کس که اراده کند موجود است نگاهی بیندازیم جواب سوالات بالا چیست؟ اگر به خط مشی رسانه‌هایی که دشمنی خود را با جمهوری اسلامی و مردم آن علنی کرده‌اند و از هیچ نوع دروغ و تهمتی فروگذار نمی‌کنند بنگریم چطور؟ 🔹به نظر می‌رسد برخی این واژگان را ذبح می‌کنند برای لاپوشانی خسارات و آسیب‌هایی که به ملت و اتحاد آن‌ها زده‌اند. 📝 معصومه عمرانی 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe
💵📱عشق ابدی نمودی از فحشای سیستماتیک/راهکار چیست؟ 📽 مستند «فقر و فحشا» ساخته‌ی «مسعود ده‌نمکی» در سال۱۳۸۳ است، در این مستند، «فقر» محور اصلی فحشا، موضوع قرار گرفته بود! در آن زنانی معرفی می‌شدند که برای مقداری گوشت جهت نیاز جسمی کودک‌شان یا فشارهای اقتصادی حاصل از بدسرپرست بودن یا بی‌سرپرست بودن، تن به فحشا می‌دادند!
🎥 با گذر زمان در سال ۱۳۹۶ مستند «پول و پورن» ساخته‌ی «مهدی نقویان» از رابطه‌ی «مدلینگ و فضای اینستاگرام» با «اسکورت‌سرویس» پرده برداشت و رسیدن به سطح بالای رفاه، زنان را به ورطه‌ی فحشا سوق داد! 🤳💅در «پول و پورن» یک سیستم تشکیلاتی شامل تیم الکس برای قاچاق دختران، وجود حامیان بانفوذ در قسمتی از بدنه‌ی ساختارهای اداری و نظارتی و رویاهای ساخته شده در فضای اینستاگرام برای دختران و زنان وجود دارد! دختران و زنانی که به بهانه‌ی «مدلینگ» با استفاده از فضای اینستاگرام، خود را در اختیار تیم الکس قرار دادند تا بتوانند در کشورهای دیگر، مدل شوند اما در آنجا مجبور بودند ادرار مشتری جنسی را روی تن خود احساس کنند و دم نزنند! دختران و زنانی که برای دست گرفتن کیف مارک، حاضر به تن‌فروشی می‌شدند! 📱این سطح از فحشا، مسئله‌ی «نداری و فقر» نیست! مسئله‌ی "رویا‌سازی منطبق بر دنیای مادی در فضاهای مجازی" است! رویاهای سهل‌الوصول و البته طنازانه چون مدلینگ و سطح بالای رفاهی یا همان سبک زیستی لاکچری! ❗️حال گروهی با توجه به شرایط‌شان جذب این شبکه‌ها می‌شوند و با حضور در ساختار فاسد آن از نزدیک با فساد آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برای دل‌آسایی خود با خرید وسایل مارک و نمایش زندگی به ظاهر لاکچری خود، روی کثافت‌های بارآورده، روپوشی می‌گذارند و دختران این مملکت را از شرایط زندگی خود ناراضی می‌کنند! و طمع را در آنها پدید می‌آورند و این طمع بخشی‌اش با حضور دختران فریب‌خورده سبب «بازتولید شدن» این ساختار فاسد می‌شود و بخشی‌ از آن سبب سطوح مختلف فحشا در داخل کشور می‌گردد! 📱اسکورت سرویس(شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات جنسی)، دومین تجارت پرسود جهان! برای بهره‌مندی از زنان ایرانی که ساختارهای حاکمیتی‌اش و غیرت حاکم بر نظامش، اجازه دخالت مستقیم به آن را نمی‌دهد، باید برای رسیدن به مقاصدش راهی بیابد! گاه راهش الکس می‌شود! گاه راهش شبکه‌های مدلینگ زیرزمینی داخلی! گاه راهش اینستاگرام و یوتیوب! ♨️ اما مهم‌ترین راهبرد آن، «عادی‌سازی فحشا» است! برای این هدف، از ابزار اینستاگرام و یوتیوب استفاده می‌کند و در جدیدترین اقدام خود، ساخت «عشق ابدی» با شرکت‌کنندگان مهاجر ایرانی یکی از گام‌های بزرگ این عادی‌سازی است! ♨️ در فضای یوتیوب و اینستاگرام تا قبل از «عشق ابدی» هم عادی‌سازی روابط و چالش‌های برقراری دیت و انتخاب پارنتر هم بوده و هست، بلاگرهای طنز نیز برای تولیدمحتوای خود از روابط به اصطلاح سفید براحتی می‌گفتند و ارائه می‌دادند پس این عادی‌سازی در جریان بود اما «عشق ابدی» یک مجموعه‌ی کامل از فحشای سیستماتیک است! ♨️ شرکت‌کننده‌های این برنامه، اکثر قریب به اتفاق در صنعت مد یا سینما و موسیقی مشغول هستند! یکی از شرکت‌کننده‌ها که در صنعت مدلینگ از سایرین حرفه‌ای‌تر بود نیز به این اذعان داشت که برای پیشرفت و پول لازم است در پارتی‌های مختلف برود و با زنان و مردان ارتباطاتی برقرار کند که لازم است پارتنرش سطح تحمل و درکش را برای پذیرش این موضوع بالا ببرد! یا اغلب شرکت‌کننده‌ها اعتراف کردند برای دیده‌شدن آمده‌اند که همین منجر به پیشرفت مادی‌شان خواهد شد که این مورد کاملا مشهود است از میلیونی شدن صفحات برخی از شرکت‌کننده‌ها و پیشنهاد‌های کاری دیگر! 🔺پس برای دیده‌شدن و پیشرفت در صنعت مد در کشور بیگانه، لازم است در برنامه‌ای به این ابتذال شرکت کنند و آن را عادی جلوه بدهند و به عنوان یک دستاورد از آن یاد کنند! البته دریافت پانصد دلار در هفته نیز بی‌دلیل نبوده است! 🔺 میلیونی شدن صفحات شرکت‌کنندگان، ولاگ‌های آنان از زندگی لاکچری‌شان که در کنسرت‌های خواننده‌ها هستند یا روی کشتی یا در پارتی، سبب «رویاسازی بر مبنای شهوت» برای مخاطبین می‌شود! حال بخشی از مخاطبین برای حضور در کشورهای همسایه، خود را در اختیار اسکورت سرویس‌های پنهان در کشور قرار می‌دهند و از این تعداد مخاطب، گروهی قطعا به فحشاخانه‌ها گسیل می‌شوند، گروهی ممکن است در ذیل تجارت اعضای بدن قرار بگیرند و قطعا یک تعدادی مانند این شرکت‌کننده‌ها، در این سطح از معروفیت قرار خواهند گرفت تا این شرکت‌ها بتوانند، بازتولید شوند! و بخش دیگری از مخاطبین در داخل به ابتذال‌هایی از آن جنس دست می‌زنند و آن را عادی می‌کنند! ‼️حال اگر برای فقر و فحشای دهه‌ی هشتاد، وظیفه‌ی دولت و حاکمیت، حمایت از زنان بود! باید برای این نوع فحشا، دولت و حاکمیت، تا دیرتر نشده با وظیفه‌شناسی ورود کنند و امنیت را با قدرت به فضای مجازی بیاورند! از سوی دیگر رسانه‌ی ملی، سینما، تئاتر و سایر ابزارهای هنری و اصحاب رسانه‌های انقلابی باید با محتواهای مطهر به مقابله با این رجس‌ها بیایند! 🔜 ادامه دارد... 📝 زهرا خندان 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe
❇️ «مهمان‌کشی» و آنچه که کاش نبود! 🔰سریال مهمان کشی با محوریت شخصیت حضرت مسلم‌بن عقیل، سفیر ویژه‌ی اباعبدالله و اتفاقات و حواشی سیاسی-اجتماعی چندسال منتهی به واقعه‌ی کربلا در سی قسمت از شبکه یک سیما پخش شد. 🔰این سال‌ها بارها شنیده‌ایم که اگر غدیر را بزرگ نگاه می‌داشتند، عاشورایی رخ نمی‌داد، این خود گواه اهمیت نقشِ سیرِ تاریخ بر حوادث تاریخی‌ست؛ «مهمان‌کشی» یکی از طلایی‌ترین دوران‌های تاریخ اسلام را قرار بود روایت کند که البته به خوبی از پس روایت بخش قابل توجهی از آن برآمد، اتفاقات و فضای سیاسی حاکم بر سال‌های منتهی به واقعه‌ی کربلا را از دریچه‌ی دوربین خود روایت کرد و از این جهت یک سریال باارزش و مبتکر بود. 🔰جسارت مهمان‌کشی در نوع روایت و اتصال حوادث و اتفاقات به یکدیگر با مرور تاریخ و فلاش‌بک‌های به‌موقع، حرکتی نو و قابل تحسین بود؛ توضیحات روحانی کارشناس مذهبی بلافاصله پس از پایان هرقسمت از سریال برای بازتعریفِ مستند تاریخی و تبیین و تحلیل جزئی‌تر وقایع برای تکمیل پازل‌های سریال یک اتفاق خوب و یک انتخاب نخبگانی برای سریال‌های تاریخی بود. لیست بلندبالای منابع ارجاعی در تیتراژ سریال حاکی از این است که فیلم‌ساز سعی دارد که قول موثق را روایت کند و کمتر بر غیرمشترکاتِ تاریخی تکیه زند و در بسیاری موارد موفق هم بود.
وایپ/روبش
❇️ «مهمان‌کشی» و آنچه که کاش نبود! 🔰سریال مهمان کشی با محوریت شخصیت حضرت مسلم‌بن عقیل، سفیر ویژه‌ی
🔰پیشتر شخصیت مسلم‌بن عقیل را با بازی خوب و قابل قبول امین زندگانی در سریال مختارنامه دیده و با این شخصیت بزرگوار ارتباط گرفته بودیم؛ فیلم‌ساز هرچند با انتخاب یک بازیگر کمتر شناخته‌شده قصد داشت پذیرش مخاطب را در ارتباط‌گیری با شخصیت قدرتمند مسلم بالا ببرد اما متأسفانه می‌توان با قاطعیت گفت در این امر موفق نبود! 🔰نگارنده هرچند از بینندگان پر و پا قرص و علاقمند به فیلم و سریال‌های تاریخی و ویژه تاریخ اسلام است اما تنها توانست با نگاه نقادانه و به هدف بازگو کردن نقایص و کاستی‌ها در جهت رشد ساخت آثار مربوط به تاریخ اسلام، سریال را دنبال کند. 🔰شخصیت‌پردازی ضعیف سریال مهمان‌کشی شاید بزرگترین و مهم‌ترین اشکال و ضعف سریال بود؛ مهمان‌کشی درحالیکه فرصت بیشتری برای پرداختن به شخصیت و اقدامات چهره‌های موثر تاریخ اسلام چون مسلم، معاویه، یزید، ابن‌زیاد، ولید و... داشت، باوجود بازه‌ی زمانی پراهمیت و طلاییِ سال‌های منتهی به واقعه‌ی کربلا را بسترِ روایت خود قرار داده بود؛ حتی باوجود بازیگرهای شناخته‌شده‌ای چون بهرام ابراهیمی، پژمان بازغی، حسام منظور، رحیم نوروزی و... نتوانست همدلی مخاطب را برانگیزاند. متأسفانه نابازیگر‌های سریال هم از این قاعده مستثنی نبودند و بلکه بسیار دردآورتر از بازیگران پرسابقه، نقش‌شان را تصنعی و سیاهی‌لشکرطور بازی می‌کردند؛ حتی آن‌جا که سینه به سینه‌ی معصوم ایستاده بودند و اباعبدالله مقابل‌شان درحال سخن‌گفتن بودند آن‌قدر چون جماد و بی‌احساس ایستاده بودند که دلم می‌خواست یکی بزند روی شانه‌ام و بگوید دلخور نباش این‌ها همه خارجی و غیرمسلمانند و حتی یک‌بارهم اسم و رسمِ حســـین به گوش‌شان نخورده! 🔰گویی حتی بازیگران هم با شخصیت‌های سریال ارتباط نگرفته و بین اجرای نمایش، تعزیه، تله‌تئاتر، فیلم‌سینمایی و سریال معلق بودند! ادبیات شخصیت‌ها گاهی آن‌چنان غیریکدست و ناموزون بود که تنها حس نفرت و خشم مخاطب را برمی‌انگیخت؛ آن‌چنان که اگر با چشم بسته سریال را دنبال می‌کردی، تصورت این بود که مدام شبکه تلویزیون عوض می‌شود و دیالوگ‌ها بین تاریخ دیروز و امروز پرش دارد! 🔰اصطلاحات امروزی که همین چندسال اخیر وردزبانِ جوان‌ترها شده و حتی در دهه‌ی مثلاً هشتاد هم شنیده نمی‌شد به وفور در سریال به گوشت می‌رسید و این نه تنها جالب نبود که چهره‌ی شنونده را درهم و گلایمند می‌کرد! 🔰حیف که باوجود طراحی صحنه و لباسِ پرهزینه و پرجزئیاتی که فیلم‌ساز در خدمت داشت، آن آب و رنگ جذاب و بازیگران خوبی که برای همکاری انتخاب کرده بود، گویی بعضی سکانس‌ها سرسری و از سر رفعِ تکلیف و با کمترین تکرار و بازخوانی ثبت و ضبط شده بود که نمی‌توانست همراهی و همدلی بیننده را بدست بیاورد. 🔰یکی از اشکالات دیگر سریال گریم بازیگران بود، گاهی گمان میکردم یکی از سرمایه‌گذاران سریال وارد‌کننده‌ی ریش مصنوعی‌ست! آن‌قدر که تکلم، حرکات و اصطلاحا میمیک صورت بازیگرها قربانی آن تپه‌ی ریش روی صورتش می‌شد؛ بازیگرهای ژل و بوتاکسی خانم را هم درز می‌گیریم و چشم می‌بندیم به بلای همه‌گیری که بر سر چهره‌های خانم سینما و تلویزیون این سرزمین آمده که نمی‌گذرند از خیرِ اکستنشن مژه، حتی وقتی قرار باشد زنِ ابن‌زیاد خونخوار باشند! 🔰طراحی صحنه در مهمان‌کشی هرچند جذاب و پرکار بود، اما آن‌هم گاهی چون ادبیات بازیگرها مغلوبِ تجدد شده و دُم خروسش یک جاهایی مثل سرویس‌خواب‌های منبت‌کاری شده‌ی با خوشخواب! بیرون می‌زد. 🔰آن‌چه بیشتر منِ بیننده را ناراحت می‌کرد و افسوس می‌خوردم بابت خوب درنیامدنِ کار، آن دیالوگ‌ها و سکانس‌هایی بود که مشترکاً مثلا در سریال مختارنامه و سریال مهمان‌کشی، بازسازی شده بودند! توقعِ منِ بیننده این است که وقتی نمونه‌ی خوب و درجه‌یکی برای الگوگیری از ایفای نقش‌ها، پیش چشم بازیگر و فیلم‌ساز وجود دارد؛ ایشان با علمِ به اینکه منِ بیننده چشمِ مقایسه‌گر هم خواهم داشت؛ باید در یک سطح بالاتری اثر را بازسازی کنند. 🔰کاش و هزاران ای‌کاش که همه‌ی بازیگران سریال، چون آن چندتن معدودی که نقش خود را باور کرده و از همه‌ی استعدادشان در ایفای نقش مایه گذاشتند، شخصیت‌ها را پخته و باورپذیر می‌کردند و یک تصویر عمیق و ماندگار از همه‌ی آن اسامی که از تاریخ کربلا در ذهن داریم بر صفحه‌ی خاطرمان حک می‌کردند. 🔰کاش «مهمان‌کشی» این قوت و جذبه را داشت که هم‌چون مختارنامه، چندباره و چندباره مهمان خانه‌هایمان شود و قهرمانِ کم‌نظیرش به‌جای جومونگ و امپراطورهای افسانه‌ای آب‌ها و بادها و خاک‌های دورِ شرق، به نسل جدیدمان معرفی می‌شد. 🔰القصه، مهمان‌کشی نتوانست تصویرِ آن مسلمِ مختارنامه با آن معصومیت و صلابت و طمأنینه را از ذهن مخاطب پس زده و جایگزینش شود! نه تنها مسلم که ابن‌زیاد و عمرسعد و باقی را. 📝نرجس احمدی 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖥 از واقعیت تا افسانه؛ تلویزیون کره‌ی جنوبی راوی تاریخ ناشناخته‌ی شبه‌جزیره‌ی کره ✏️کره‌ی جنوبی از دهه‌ی ۹٠ میلادی سریال‌سازی را کلید زده و در کنار موسیقی، موج کره‌ای را آغاز کرد، سپس با شروع دهه‌ی ۲٠٠٠ میلادی به اوج شکوفایی خود رسیده و با تولید سریال‌هایی خوش‌رنگ و لعاب، تاریخ ناشناخته‌ی خود را با یک برنامه‌ریزی قوی به جهانیان معرفی کردند. از جمله‌ی آثار مشهور کره‌ی جنوبی که در تلویزیون ایران برای اولین بار پخش و به محبوبیت فراوان رسیده‌اند و بارها نیز بازپخش شده است می‌توان به «تاجر بوسان»، «جواهری در قصر» و «امپراطور دریا» اشاره کرد که توأم با اغراق و تحریف، تاریخ خود را برای مخاطب جهانی صادر و در کنار سود مالی فراوان، از لحاظ دیپلماسی فرهنگی نیز به موفقیت برسد. ✏️سریال جومونگ (Jumong) محصول سال ۲٠٠۶ کره جنوبی در گونه‌ی تاریخی، عاشقانه و حماسی بود که بعد پخش از تلویزیون ایران تبدیل به پربیننده‌ترین سریال خارجی صدا و سیما شد؛ که شاید از دلایل آن جذابیت داستان، قهرمان سازی شاخ برگ داده شده‌ی حماسی-اسطوره‌ای و همچنین دوبله‌ی با کیفیت آن بود.
وایپ/روبش
🖥 از واقعیت تا افسانه؛ تلویزیون کره‌ی جنوبی راوی تاریخ ناشناخته‌ی شبه‌جزیره‌ی کره ✏️کره‌ی جنوبی از
✏️در فیلم‌ها و سریال‌های خارجی، دوبله یکی از مهم‌ترین ارکان جذب مخاطب است که متاسفانه برخی از گویندگان این مجموعه به دلایلی چون بازنشستگی، قطع همکاری با تلویزیون، مهاجرت از ایران، وفات و... دیگر‌ در‌ دسترس نیستند گویندگانی چون کامبیز شکوفنده، ظفرگرایی، بتسابه کاظمی، سعید‌ مقدم‌منش، شهروز‌ ملک‌آرایی، فریبا شاهین‌مقدم، اکبر‌ میرطاهری، بیژن علیمحمدی و... ✏️داستان سریال با توضیحات راوی در ارتباط با تاریخ باستانِ شبه‌جزیره‌ی کُره آغاز می‌شود، زمانی که امپراطوری «گوچوسون-چوسانِ‌قدیم» به دلیل نفاق و شکاف بین درباریان بعد از دو هزار سال حکمرانی بر شبه‌جزیره‌ی کُره و بخش‌هایی از چین امروزی در سال ۱٠۸ قبل‌ از میلاد بعد از دو سال نبرد با امپراطوری قدرتمند هان از صحنه‌ی روزگار محو و مردم به اسارت امپراطوری هان درآمدند و عده‌ای نیز به قبایل و حکومت‌های تازه تاسیس هم‌چون بویو مهاجرت کردند. ✏️قهرمان سریال در آغاز جومونگِ نازپروده، ترسو، عیاش و بی‌خیالی است که در سِیر اتفاقات داستان و خصوصاً برخورد با پدر واقعی‌اش تبدیل به مردی با هدفی متعالی می‌شود و تمام تلاش خودش را برای رسیدن به این هدف می‌کند. ✏️بیان مسائلِ سیاسی که همچنان در دوره‌ی زمانی حال نیز کاربرد دارد به چشم می‌آید، از جمله‌ اهمیت تقویت قدرت نظامی و اقتصادی یک کشور، فشار امپراطوری هان به بویو بابت عدم تقویت نیروهای نظامی و توسعه‌ی سرزمینی، تحریم و فشار اقتصادی برای تضعیف و تسلیم کردن کشورهای کوچک‌تر توسط قدرت‌های برتر و... ✏️در بسیاری از سریال‌های تاریخی همان‌گونه که قبلا اشاره کرده بودیم، شاهد مسائل ماورایی، جادویی و پیشگویی هستیم که در سریال جومونگ این مورد از تمامی سریال‌ها پُر‌رنگ‌تر بود؛ مواردی چون قدرت دادن و احترام به پیشگوهای زن در بین مردم و دربار، پیشگویی پرنده‌ی سه‌پا که جومونگ نماد آن است، زدن صاعقه به کسانی که خواستار مرگ جومونگ هستند، نشانه‌های شوم و اخطار آمیز و... که از لحاظ فرهنگ اسلامی کشور ما به هیچ وجه مورد تایید نیست و مخصوص فرهنگ شرقِ دور‌‌ است. اغراق نیست اگر بگوییم پخش فیلم‌ها و سریال‌هایی با چنین پرداخت‌هایی، می‌تواند یک حرکت ضدفرهنگی در کشور باشد! ✏️امپراطوری گوگوریو در نهایت هم‌چون سریال «فرمانروا تِه‌جویونگ» که قبل از پخش مجدد سریال «جومونگ» از شبکه‌ی تماشا به نمایش درآمد، به علت خیانت و نفاق درباریان قدرت طلب نابود شد؛ چرا که این افراد به وعده‌های دشمن اصلی اعتماد کرده و زمینه‌ساز اصلی سقوط کشورشان به دست دشمن بودند و بعد از آن به خدمت دشمن درآمدند. 🔔باید توجه‌ کرد و هشدار جدی داد که سریال‌ها فقط ابزار سرگرمی نیستند و می‌توان از آن نکات عبرت‌آموزی را دریافت کرد و پرداخت به تاریخ کشورهایی که بیشترین قرابت فرهنگی با کشور عزیزمان ایران را دارند می‌تواند یک گزینه در جدول پخش تلویزیون باشد. اما همواره اصلی‌ترین نقد ما به پخش چندباره‌ی فیلم و سریال‌هایی است که از لحاظ فرهنگی، مذهبی و ارزشی، کوچکترین تقارنی در کشور سازنده و کشور ما وجود ندارد! آنچه در سریال‌های کره‌ای حفره و خلأ اصلی محسوب می‌شود نداشتن رنگ و بوی الهیات در آثار است، اساساً ارزش در سریال‌های کره‌ای چیزی بسیار بسیار دورتر از ارزش‌های ماست. 🔔بارها و بارها گفتیم که شاید یکبار پخش سریال‌های قوی برای آشنایی با فرهنگ و تاریخ و اساساً افسانه‌های ملل جذابیت داشته باشد؛ ولی هربار تکرار این‌گونه سریال‌ها در شبکه‌های مختلف تلویزیون حسرت و افسوس ما را بابت نپرداختن به قهرمانان واقعی و غیر افسانه‌ای تاریخ گهربار ایران عزیزمان بیدار و تلنگری بر وجدان‌های خفته‌ی فیلم‌سازانی است که از تاریخ ایرانِ اسلامی غافل هستند. کمااینکه با ساخت آثاری در جهت روشنگری، مردم را با قهرمانان مِلی خود آشنا کرده تا برای دیدن قهرمان سازی‌های کشورهای بیگانه حسرتِ غلطِ تاریخ آنان را نخورند! 🔔در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان از این‌چنین سریال‌هایی مفاهیم سیاسی را دریافت کرد تا با وعده‌های پوچ و دروغین دشمنان ایران زمین، سُست نشده و کشور خودمان را با بهانه‌هایی هم‌چون دلسوزی، تضعیف و خدایی نکرده با خیانت تسلیم دشمنان نکنیم. 🔔 سریال «جومونگ» با وجود بارها پخش از تلویزیون هم‌چنان بسیار محبوب بوده به طوری که شاهد بازدید میلیونی بعد از هر بار بازپخش این مجموعه‌ی تلویزیونی در تارنمای تلوبیون هستیم؛ همین مورد باید زنگ خطر جدی را باید برای مسئولان فرهنگی کشور به صدا درآورد و آنان را از خواب خرگوشی و غفلت طولانی مدت بیدار کرده تا به وظایف خود عمل کنند؛ چرا که حلقه‌ی مفقوده‌ی هنر را پیدا نکردند و از تاریخ، فرهنگ و ادبیاتِ غنی ایران زمین برای ساخت آثار فاخر و یا قابل قبول بهره نبرده‌اند! 📝 حمید عارفی 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe
🦌 «گوزن‌های اتوبان» در باتلاق بلاگری! 🔸گوزن‌های اتوبان این‌روزها اکرانش آغاز شده، فیلمی که در جشنواره فجر سال گذشته با محوریت تصویر کردنِ صنعت بلاگری، روی پرده رفت. 🔸عابس راننده پیک موتوری یک رستوران است که با رفقای همکارش وقتی در صف نوبت پیک هستند کنار اتوبان می‌نشینند و سر حدس زدن شماره پلاک ماشین‌های عبوری قمار می‌کنند؛ فیلم از همین‌جا شروع می‌شود از شکل برگزاری اوقات فراغت یک عده جوانِ پیک موتوری!
وایپ/روبش
🦌 «گوزن‌های اتوبان» در باتلاق بلاگری! 🔸گوزن‌های اتوبان این‌روزها اکرانش آغاز شده، فیلمی که در جشنوا
🔸عابس سر همین شرط‌بندی‌ها اتفاقی دنبال یک ماشین می‌افتد که راننده‌ی آن یک دختر بلاگر معروف است، دنبال او وارد یک فضای ممنوعه می‌شود وقتی می‌خواهد با او حرف بزند، دخترک فکر می‌کند عابس خفت‌گیر است و در حالی که گوشی‌اش روی لایو است، گفت‌وگوهایش با او به سرعت وایرال و خیلی زیاد بازدید خورده و بازنشر می‌شود. بعد از آن شاهد اتفاقاتی هستیم که یقه‌ی عابس را گره می‌زند به دنیای بلاگری؛ البته مهره‌گردانِ بلاگرها یقه‌ی عابس را با تطمیع نامزدِ جوان و جذابش گره می‌زند به ماجراهایی که خود از آن سود کند! 🔸در سال‌های اخیر مسئله بلاگری و ورود آن از دریچه‌ی صفحات تلفن همراه و سکوهای اینستاگرام، تلگرام و... به سبک زندگی‌ها و روابط خانوادگی با تغییر ذائقه و سطح توقعات آدم‌ها از زندگی‌شان، نشان داده که مسئله‌ی بزرگ و قابل پرداختی‌ست که متاسفانه شاید هرگز در سطح درخور به آن پرداخت نشده است. 🔸«گوزن‌های اتوبان» اما به این مسئله و تاثیراتش در زندگی آدم‌های یک جامعه ورود کرده، تغییر چهره و هویت اشخاص خیلی معمولی و آدم‌های متعلق به قشر پایین اقتصادی-اجتماعی جامعه را با ورود به دنیای بلاگری نشان داده؛ بازی‌های کثیفی که اینفلوئنسرها برای جذب مخاطب درگیر آن می‌شوند، دروغ‌هایی که به خورد مخاطب می‌رود و زندگی‌هایی که متأثر از همین دروغ و فریب‌ها از هم می‌پاشند، غیرت‌هایی که فرو می‌شکنند، ارزش‌هایی که دور انداخته می‌شوند و... را روایت می‌کند. 🔸هرچند از پس ادا کردن حق مطلب برنیامد و برای روایت این بحران بزرگ اجتماعی در سطح ایستاد و بیشتر درگیر قلاب‌های جذب مخاطب برای خودش شد؛ سکانس‌های رختخوابی، صحنه‌های اروتیک و شوخی‌های جنسی عابس و نامزدش در پیشبرد هدف فیلم تأثیری جز جذب جنجالی مخاطب نداشت و از یک جایی به‌بعد بیشتر به‌نظر می‌رسید فیلم‌ساز برای روایت چاله‌چوله‌های صنعت بلاگری، خودش هم تبدیل به یک بلاگر شده که برای جذب فالوئر از هیچ روش کثیفی نمی‌گذرد! وگرنه صحنه‌ی لخت عابس در کنار نامزدش توی رختخواب دونفره‌شان میان آن‌همه شمع روشن و آن نگاه‌ها و مکالمات اروتیک در فاصله‌ی چند میلیمتری همدیگر جز زنده کردن یاد سکانس‌های داغ فیلم‌فارسی با این دو بازیگر چشم و ابرو مشکیِ مدل دهه پنجاهی چه قدمی را در مسیر روایت معضلات صنعت بلاگری برداشت؟! یا آن فحش‌های رکیک قاسمخانی که بارها و بارها تکرار می‌شد و انگار نویسنده هیچ حد یقفی برای خودش و شخصیتی که نوشته قائل نبوده و گوش مخاطبی که مقابل پرده نشسته را اساساً محترم نشمرده! البته که در مسیر داستان این حجم از فحاشی لازم نبود. 🔸«گوزن‌های اتوبان» روی یک موضوع جنجالی دست گذاشته و اتفاقاً آن را خیلی جنجالی روایت کرده است؛ شاید اگر برای روایت همه‌ی آن چرک و کثافتی که در بطن اصل و اساس ماجرا نهفته است، با گذر از سطح و ورود به لایه‌های عمیق این بحران و معضل اجتماع، زبان مأخوذ به حیاتری را برمی‌گزید و درست‌تر به مسئله ورود می‌کرد، شاید اگر چهره‌های سرشناسش را وادار به بازی‌های بهتری و بازیگری‌ها را تقویت می‌کرد، اگر مثل شروعش روند پرهیجانی را ادامه میداد و اسیر تکرار و سردرگمی نمی‌شد و با آن پایان‌بندی خراب ماجرا را فیصله نمی‌داد می‌توانست بخاطر موضوعش یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره باشد، اما حیف که با پرداخت‌های سطحی و درگیر شدن در صحنه‌های اروتیک، سیگار و مستی و خماری، قبح‌شکنی‌های مکرر و سکانس‌هایی که جز حیازدایی ثمره‌ی دیگری نداشت، تبدیل شد به فیلمی که قبله‌ی آمالش فتح گیشه است. 🔸«گوزن‌های اتوبان» فیلمی است که توصیه می‌کنم اگر آدمی هستید که عادت ندارید در یک فضای جمعی و درحضور مرد و زن غریبه تماشاچی صحنه‌های بسیار بسیار اروتیک و دیالوگ‌های بسیار بسیار زننده باشید، اگر قرار است مچاله شده و با سردرد از سینما بیرون بیایید؛ سراغش نروید! 📝 نرجس احمدی 📡 روبش/وایپ را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید @irwipe