هدایت شده از KHAMENEI.IR
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📲 قربان آن دل...
📝 روایت رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه از توصیه امام صادقعلیهالسلام به برپایی جلسات هیئت و زنده نگهداشتن یاد اهلبیت علیهمالسلام
📆 انتشار به مناسبت سالروز شهادت امام صادق علیهالسلام
🖥 Farsi.Khamenei.ir
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
📲 قربان آن دل... 📝 روایت رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه از توصیه امام صادقعلیهالسلام به برپایی
قربان آن دل...
قربان آن بغض...
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگنوشت قسمت ۱۳: ای صفای قلب زارم! ✍️ش. شیردشتزاده خادمهای امام ر
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨
📚#جنگنوشت
قسمت ۱۴: بالا و پایین!
✍️ش. شیردشتزاده
خادمان امام رضا آمدند داخل. صدای گریه اوج گرفت. نمیدیدم آن طرف چه میگذرد. دختر صدای خادمان را که شنید کمی جان گرفت و نشست. داشت کمکم خودش را جمع میکرد که خادمان آمدند بالای سرش. یک بسته نمک متبرک دادند دستش و گفتند از طرف امام رضاست. تازه آنجا بغض دختر ترکید. توانست گریه کند. انگار امام دست گذاشته باشند روی قلبش، قلبش داشت سبک میشد. گریه اتفاق خوبی ست. نشانه عبور از آن بهت و انکار و خشم بعد از سوگ است. گریه باید اتفاق بیفتد؛ وگرنه آدم میمیرد.
بعد از آن دوتا وداع، تمام آن روز حالم خراب بود. صدای جیغها و شیونهای خانوادههای شهدا یک لحظه از سرم بیرون نمیرفت. چهره آن دخترک دائم جلوی چشمم بود، حرفهایش توی سرم دور میخورد. دلم برای خواهرم تنگ شده بود، برای پدرم، برای همه عزیزانم. با خودم میگفتم اگر یک روز یکی از ما توی آن تابوت بخوابد ما باید چکار کنیم؟
وقتی به غم آن خانوادهها فکر میکردم، از خندیدن و شاد بودن احساس گناه میکردم. با خودم میگفتم الان من آمدهام خانه و زندگیام دارد روال کموبیش عادیاش را طی میکند؛ ولی آنها تا مدتها غمگینند، تا مدتها سیاهپوشند، تا مدتها زندگیشان به روال عادی برنمیگردد.
از آن روز، ما شدیم خادم معراج شهدا. الان که دارم این متن را مینویسم، بیست و دوم فروردین است و دیگر تعداد وداعهایی که دیدهام از دستم در رفته و شاید خیلی چیزها یادم رفته باشد. دوتا وداع اول خوب توی ذهنم ماندهاند؛ ولی بعدیها نه. حیف است. حس میکنم باید هرچه دیدهام بنویسم، تا شمایی که این روزها نبودید، بدانید چه بر ما گذشته است. و البته شاید نتوان همه آن چیزهایی که در معراج میگذرد را نوشت؛ برای حفظ حریم خصوصی خانوادههای شهدا و مسائلی از این دست.
یک روز از روزهای معراج را فقط علی رفت و من رفتم خانه مادربزرگم. نمیدانم چندم اسفند بود. وقتی علی عصر آمد خانه مادرجان، حالش کموبیش مثل آن روز توی میدان بود؛ یعنی حس کردم باز هم چیزی در او تغییر کرده. دوباره ساکت شده بود. چهرهاش یک طوری له بود که انگار ماشین از رویش رد شده. آرام ازش پرسیدم: امروز چکار میکردی؟
یک لبخند کنایهآمیز زد و گفت: بالا و پایین!
اولش نفهمیدم. چند ثانیه طول کشید تا بفهمم منظورش جابهجا کردن پیکر شهداست؛ پایین گذاشتن پیکرهای توی کاور از ماشین و بردن به سردخانه و بعد گذاشتن آنها توی تابوت... آخرش هم درست نگفت چکار کرده. فقط به این بسنده کرد که اول، کارش را توی سردخانه شروع کرده و بعد سردخانه را طاقت نیاورده و رفته توی حسینیه کمک کند. و هنوز هم که هنوز است و یک ماه از آن روز میگذرد، حتی برای من هم درست توضیح نداده که توی سردخانه چه بر او گذشته و چه دیده است. ولی بالاخره من یک روز مینشانمش جلوی خودم و ضبط گوشی را روشن میکنم و از او میخواهم مو به مو برایم بگوید آن روز چه دیده و آنوقت اگر منعی برای انتشارش نبود، برای شما هم مینویسم.
ادامه دارد...
#نبرد_آخر
http://eitaa.com/istadegi
هدایت شده از پویش مادری مرز ندارد
🗓 وعده دیدار همه بانوان و کودکان شهر اصفهان
زمان : پنج شنبه ۲۷ ام فروردین ماه
ساعت ۹:۳۰ صبح
مکان: ضلع شمالی پل خواجو
⭕️برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا وارد شوید:
@madari_marz_nadarad
#مادری_مقاومت_جهانی_برتر
سلام🌱
ممنونم که میخونید و ممنونم از حسن نظرتون✨
انشاءالله شهیدتون با امام حسین علیه السلام محشور باشن و انشاءالله خدا به شما اجر بده و در دنیا و آخرت براتون جبران کنه و انشاءالله ما شرمنده شما و همه خانوادههای شهدا نشیم.
برای ما دعا کنید.
----------------------
ممنونم از اینکه باب گفتوگو درباره این مسائل رو باز میکنید☺️
نذر کردم تا ببینم روی زیبای تو را....
#پویشهمسنگرامامزمان
این روز ها که ممکنه حال خیلی ها بد باشه ، تعدادی از نو جوون های شهرمون دست به کار شدن تا آماده سازی پک های نذری ، به شماهایی که احیانا از لحاظ جسمی ، از اومدن به میدان نبرد امروز خسته شدید کمک کنن . شماهایی که هیچ وقت از پایه وطن موندن به ستوه نمیاید .
پس یه یا علی محکم بگید و به این نوجوون ها کمک کنید و سوخت موشک شون بشید 😉
شماره کارت 👇
6037998214095795
رضا خوش فطرت
اگه هم پیشنهادی دارین برای اجرا کردن درخدمتم: @reza_khosh_fetrat
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
نذر کردم تا ببینم روی زیبای تو را.... #پویشهمسنگرامامزمان این روز ها که ممکنه حال خیلی ها بد با
من هیچوقت بجز کارت خودم، شماره کارت نمیذارم کانال؛
ولی این مورد از آشنایانه و کاملا قابل اعتماده.
توی دوره زمونهای که با کوچکترین چیزی، رد نیروهای نظامی رو میزنند، جنای آقای یامینپور نه تنها اسم محدوده تهیه غذای رزمندهها رو منتشر میکنه، بلکه اسم فرستنده رو هم منتشر میکنه.
نمیدونم واقعا چرا هر کسی که این روزا درگیر جنگ هستش، حتما باید با همه جزئیات گزارش بده که داره چی کار می کنه؟
این روزا درک مسائل حفاظتی و رعایتشون انقدرا سخت نیست که همچنان برخی از مردم برای پذیرش و رعایتش مقاومت میکنند!
@istadegi
هدایت شده از کانال حمید کثیری
🔴 یاد شب آتشبس موقت افتادم!
شب آتشبس موقت، شب عجیبی بود. تا بعدازظهر همه چیز در فضای رسانهای عادی بود و همه منتظر ساعت ۰۳:۳۰ صبح که زمان وعده آمریکا بود، بودند.
به یکباره توییت حسن روحانی منتشر شد. بعد هم از ساعت ۱۰ شب سلبریتیها شروع به استوری زدن و توییت زدن، کردند. واقعا عجیب بود! همه میدانستند اِلّا ما مردم ...
با علی، یکی از رفقای رسانهفهم همراه بودم. گفت من بوی آتشبس استشمام میکنم، گفتم امکان ندارد! گفت باور کن بوی آتشبس میآید! گفتم بابا مردم همین الآن در میادین هستند و با ترغیب خود مسئولین، محکم شعارِ «بزن که خوبی میزنی» میدهند! برخی مردم رفتهاند روی پلها و برخی نزدیک نیروگاهها و هیچ کس از مسئولین هم به این کارشان معترض نشده. اصلا امکان ندارد آتشبس بشود ... ساعت ۰۲:۲۳ آتشبس موقت اعلام شد!
بلافاصله بعد از اعلام آتشبس، همانها که تا لحظاتی قبل به هر کس که صحبت از آتشبس میکرد، فحش میدادند و آن را در راستای تضعیف فرماندهان و مسئولین میدانستند، شروع کردند از مزایای آتشبس گفتن!! از اینکه کشور دیگر تحمل نداشت و بعد از اعتماد به مسئولین گفتند! یک بازی جذاب و همیشگی برای ساکت کردن هر کس که سوال یا انتقاد دارد.
این اعتماد هم چیز خوبی است. اساسا یکی از مهمترین وظایف مردم در سالیان گذشته اعتماد به تصمیم مسئولین بوده و خب نمیدانم اعتماد کار را به اینجا رسانده یا عدم اعتماد!
از قضا بخشی از مردم که گهگاه به درستی برخی تصمیمات اعتماد نداشتهاند، درباره تکتک وقایعی که پیش آمده، اِنذار داده بودند و درست پیشبینی کرده بودند. از اوایل دهه نود تا امروز. مرورش سخت نیست. همان مردمی هستند که جنگ رمضان و شهادت آقا را هم اِنذار داده بودند.
حالا از اینجا به بعد نوبت رسانههای مزدبگیر حاکمیتی است که با برچسب تندرو زدن، این جماعت را ساکت کنند. همان رسانههایی که یک بار از مسئولین سوال نپرسیدند که چرا اوضاع اینچنین است؟! چرا وعدههای شما عملی نشده؟! و چرا با مردم صادقانه حرف نمیزنید؟!
بگذریم!
به عنوان کسی که بخشی از مردم است سوال آنها را که این شبها از من میپرسند اینجا مینویسم:
چرا ما مردم را در جریان امور نمیگذارید؟!
چرا توی چشممان نگاه میکردید و میگفتید آمریکا در حال مذاکره با خودش است؟!
چرا میگفتید بدون وصول طلبمان از کشورهای دیگر و آتشبس لبنان وارد مذاکره نمیشوید؟!
و چرا الآن میگویید که در حال مذاکره نیستید و ...؟!
اگر مذاکره ایراد دارد پس نکنیم و اگر ایراد ندارد، خب مردم را نیز در جریان بگذارید. والله این حداقل حق مردمیست که نزدیک به پنجاه شب است در خیاباناند ...
باز هم بگذریم!
یاد شب آتشبس موقت افتادم. احتمالا اگر علی بگوید بوی توافق در چند روز آینده میآید، این بار باورم میشود و شخصاً اگر توافق خوبی بر مبنای شروط دهگانه ایران بشود، به هیچ وجه ناراحت نمیشوم، اما نمیدانم چرا عقلم میگوید چنین چیزی امکان ندارد!
شاید دارم زیادی فکر میکنم؛ بروم با علی اختلاط کنم. این چند خط هم بماند به یادگار ...
@hamidkasiri_ir