eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
819 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 5 مرده بود.
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینم از راوی داستان...😎 (یکی از دوتا راوی) پ.ن: چون توی ناشناس گفته بودید؛ اونی که روی شونه‌هاش هست غلاف سلاحه. نیروهای انتظامی و امنیتی گاهی از این مدل غلاف استفاده می‌کنن. معمولا یه طرفش سلاح میذارن و یه طرفش خشاب اضافه(گاهی هم فقط سلاح).
اصفهانی‌های عزیز امشب حضور ما خیلی توی تجمعات خیابانی مهمه. سعی کنید حتما امشب رو بیاید، و بیشتر بمونید، و مخصوصا اگه براتون مقدوره، بیاید میدون علیخانی. ضدانقلاب روی خستگی و سستی ما حساب کرده، و مترصد فرصته برای ایجاد آشوب و ناامنی. پس لطفاً سستی نکنید و حتما بیاید تجمع🌱🇮🇷
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 5 مرده بود.
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 6 در بررسی اولیه پزشکی قانونی به چیز جدیدی نرسیدیم. دختر با شلیک دو گلوله به قفسه سینه فوت شده بود؛ در واقع یک گلوله نزدیک قلب نشسته بود و کار را تمام کرده بود. یک گلوله هم توی شقیقه راست وکیلی بود و سلاح در دست راستش. سلاح قتل یک کلت45 بود، همان کلت ام1911 برونینگ. به نظر می‌رسید خیلی قدیمی باشد؛ انگار مدت‌ها گوشه خانه خاک خورده بود و بعد یکهو وکیلی آن را برداشته بود که با آن دخترش و خودش را بکشد. هر سه گلوله از همان کلت45 شلیک شده بودند و فقط اثر انگشت وکیلی روی سلاح بود. همه شواهد نشان می‌داد که وکیلی دخترش را و خودش را کشته بود. قاتل مشخص بود و چون توی کشوهای سردخانه بود، کسی را قرار نبود دستگیر کنیم؛ اما چندتا سوال وجود داشت که باید جواب می‌دادیم: اولا وکیلی سلاح از کجا آورده بود و دوما چرا چنین کاری کرده بود؟ وکیلی آدم آرام و سالمی بود. کسی سوءرفتاری از او ندیده بود. از مهندسان خوب صنعت دفاعی بود و خانواده ساده و بی‌حاشیه‌ای داشت. تنها حاشیه خانواده‌اش، ارتباط دخترش مینو با یک پسر جوان بود؛ با ناصر. و ناصر همان شبی که قتل رخ داد، عکس خودش و مینو را برای وکیلی فرستاده بود. فرض این که وکیلی فقط بخاطر ارتباط با یک پسر دخترش را کشته باشد، از همه فرض‌ها سرراست‌تر، اما ساده‌لوحانه‌تر بود. «وکیلی آدمی نبود که به دلایل ناموسی دخترش را بکشد.» این را موسویان به من گفت، تقریبا دوازده ساعت قبل از این که خودش ترور شود. موسویان و وکیلی همکار بودند. با چند نفر دیگر، روی یکی از پروژه‌های مهم وزارت دفاع کار می‌کردند؛ برای همین موسویان یکی از اولین کسانی بود که سراغش رفتم. گفت‌وگو با موسویان سخت بود. طوری آدم را نگاه می‌کرد که انگار جای ما برعکس بود و من باید به او جواب پس می‌دادم. تظاهر به این که موقع گفت‌وگو با او هیچ حسی ندارم، از هرکاری سخت‌تر بود. آخر کار، سلاح قتل را توی پلاستیک جلوی موسویان گذاشته بودم و پرسیده بودم: این سلاح رو می‌شناسید؟ کمی سرش را به سوی سلاح خم کرد و گفت: یه کلت چهل و پنجه. -می‌دونم. منظورم اینه که دیده بودید وکیلی سلاح داشته باشه؟ -نه. وکیلی نظامی نبود، کارمند بود. کارمندا مجوز حمل سلاح ندارن. -یعنی سلاح رو قاچاقی نگه داشته؟ بدون مجوز؟ موسویان شانه بالا انداخت. -شاید. بعد باز هم سرش را به سلاح نزدیک کرد، خواست با دقت بیشتری براندازش کند. آن را برداشت و از داخل پلاستیک زیپ‌دار نگاه کرد. گفت: قدیمیه، خیلی قدیمیه. -حدس خاصی دارید؟ سلاح را روی میز گذاشت و سرش را تکان داد. -نمی‌دونم. فقط یه چیز به ذهنم می‌رسه. -چی؟ -اوایل انقلاب اسلحه پادگان‌ها افتاده بود دست مردم. چند وقت بعد مردم خودشون اومدن سلاحا رو تحویل کمیته دادن. ولی خب ممکنه بعضیا این کارو نکرده باشن. ادامه دارد... ⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست. گروه نویسندگان مه‌شکن https://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔴جنایت‌کاران حادثۀ تروریستی دی‌ماه ۱۴۰۴ ملک‌شهر اصفهان اعدام شدند ♦️دقایقی پیش قانون برای سه نفر از
🔺میگن نه به اعدام! راست میگن حق این افراد اعدام نیست بلکه مرگ همراه با زجره، درست مثل کاری که با بچه‌های مظلوم و حافظ امنیت مردم و ایران کف خیابون کردن. اگر کسی اومد مظلوم نمایی کرد بزنید تو دهنش براش بگید اون شب توی میدون علیخانی چی شد: _از بدن های اربا اربا بگید. _از غافلگیری و حمله از پشت سر. _از انگشتری که با انگشت برده شد. _از جسمی که سوزونده شد. _از رد زخم‌هایی که هرکدوم با یه چیزی روی تن افتاده بود. _از لباسی که به غارت رفت. _از جسمی که برهنه شد. _از سری که بریده شد. _از شادی و هلهله بالای سر پیکر. _از لگد زدن و پاگذاشتن روی جسم بی جان. _از کفن پر از خاکستر. _از زن بارداری که لحظه شهادت شوهرش رو، زنده داشتن پشت تلفن با خنده براش میگفتن. _از دختری که حتی برای لحظه آخر شوهرشو نتونست ببینه چون چیزی نمونده بود برای دیدن. _از بچه‌ای که روز شهادت پدرش به خاطر شوک به دنیا اومد. _از دختری که تموم تلاشش رو کرد به اغتشاش گرا پشت تلفن ناسزا نگه که بفهمن گوشی مال یه ماموره و شوهرشو بیشتر اذیت کنن. و شاید از چیزهایی که حتی قلم از نوشتنشان شرم میکنه. از تمام این ها بگید، بگید که بفهمن کشتن امثال شمر و حرمله درست ترین کاره، هرچند اون ها بازم نخواهند فهمید چرا که آنها خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَىٰ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ هستند. @istadegi
میگن ۱۲ شب ضدانقلاب فراخوان دادن، شاید باورتون نشه ولی الان تازه مردم پرچم به دست اومدن محل فراخوان ضدانقلاب، همه قیافه‌ها اینطوریه که: ببینم، کی بود فراخوان داده بود؟🤨
میدون علیخانی برای سلطنت‌ طلبا شده تونل وحشت😂 دو طرف ملت پرچم به دست ایستادن😎
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آوازخوانی در شبم...✨ دیشب، میدان علیخانی اصفهان🇮🇷 محل شهادت چهار تن از مدافعان امنیت در کودتای ۱۸ و ۱۹ دی💔 (تازه این قسمتش خلوت بود)
راهیان نور ۰۱ بذر و کود مخصوصش رو توی اردو بهمون دادن، با گلدون و اینا... جزو بسته فرهنگی اردو بود. هی توی ذهنم بود بکارمش، ولی همتش نبود. تقریباً ۳ سال بعد، بالاخره همت کردم و توی باغچه خونه کاشتمش. و بعد دو سه ماه، اینطوری گل داده...🌱 یادمه اون سال، شعار اردو این بود: اگر غرق زخمیم، پاینده‌ایم در این خاک دنبال آینده‌ایم✨ پ.ن: مراجعه شود به قلعه بتنی و سفرنامه راهیان نور دانشجویی ۱۴۰۱