لـیـلا .
وقتی بچه بودم، همیشه میگفتم من اگه روزی بچهدار بشم؛ پسرِ بزرگم اسمش رو میزارم علی اکبر و اسم دختر
شاید تونستم شبیهِ لیلا بشم،
شاید منم تونستم به دردِ ابیعبدالله بخورم،
شاید چون اسمِ خودم لیلاس و اگه اسم بچمو بزارم علی اکبر بتونم برایِ یهبار رویِ ماه امام حسینمو ببینم…
لـیـلا .
شاید تونستم شبیهِ لیلا بشم، شاید منم تونستم به دردِ ابیعبدالله بخورم، شاید چون اسمِ خودم لیلاس و اگ
میگفتم من که دخترِ خودِ آقام،
اسم خودم و بچم هم که هیچ
دیگه مگه میشه دوستم نداشته باشه؟
مگه میشه برای همیشه هوامو نداشته باشه؟!
لـیـلا .
میگفتم من که دخترِ خودِ آقام، اسم خودم و بچم هم که هیچ دیگه مگه میشه دوستم نداشته باشه؟ مگه میشه بر
ولی همش بچه بودم…
چهقدر دلخوش بودم من، چهقدر با همین چیزای کوچیک و ساده میگفتم به چش میام…(:
امام حسین؛
قلبِ منم مثل کمرِ شما شکسته، میشه بغلم کنی؟
بغلم کنی مثل قاسم..؟!🥲💔
بهخدا خوب میشم اگه شما بغلم کنی..(:❤️🩹