Ostad Karimkhani _ Mastan (UpMusic).mp3
3.73M
نوحهٔ سنتی میراث فرهنگی ماست.
آن را پاس بداریم.
گوش جان بسپاریم به نوای استاد کریم خانی
#نوحه_سنتی
#میراث_فرهنگی
@jaryaniha
«زنگ صدای کودکانهاش در خانهی امبنین میپیچید که شرح کربلا میگفت و اشک میریخت.
- دیگر چه کسانی در رکاب فرزند فاطمه (س) به شهادت رسیدند عزیز جانم؟
دست کوچکش میانِ دستانِ ام بنین میلرزید و قلبِ لطیفش به تندی میتپید.
- یکی از آنها وهب بود... وهب بن وهب یا همان وهب بن عبدالله بن حباب کلبی! همان که نصرانی بود و بر آیین عیسی مسیح. به همراه مادر و همسرش، به دست پدر اسلام آوردند و همراه کاروان ما به کرب و بلا آمدند.
مادرش او را به یاری پدر در میدان جنگ فراخواند. او نیز عهد یاری کرد. پس از ابوشعثای کندی راهی میدان شد. رجز میخواند و میگفت انتقام خویش را نیز پس از برادرانش خواهد گرفت! جنگاوری ماهر بود... عمر سعد نیز تحسینش کرد. پیش از شهادتش... پس از کشتن شماری، پس از پیوسته جنگیدن، نزد مادرش بازگشت و پرسید که آیا از او خوشنود است یا نه؟ ام وهب گفت آنگاه از او خوشنود خواهد بود که در برابر حسین کشته شود. زنی دلاور بود ام وهب!
وهب باز راهی میدان شد. هفت یا هشت تن را کُشت تا آنکه به اسارت در آمد و او را نزد عمر سعد لعنت الله علیه بردند. عمر سعد پس از آنکه به او گفت خوب حمله میکند دستور داد گردنش را بزنند و بعد سرش را برای ام وهب، به میان سپاه پدر انداختند. رحمت خدا بر او باد...
ولی بگذارید از بانوانی بگویم که او را روسپید کردند...
خوش درخشیدند در تاریخ کربلا بانو. ام وهب آنگاه که سر فرزندش را برایش انداختند، او را بوسید و باز به میانهی سپاه عدو انداخت! گفتم که وهب رجز میخواند انتقام خویش را خواهد گرفت؛ سرش به مردی از سپاه دشمن اصابت کرد و او را به هلاکت رساند.
خانم جان... همسرش، همسرش هنگامی که وهب در رکاب پدر به شهادت رسید، رفت تا خون از سر و روی او پاک کند ولی شمر که او را دید، دستور داد تا عمود خیمه بر سرش بکوبند...
او هم به شهادت رسید... او اولین بانویی بود که در سپاه پدر کشته شد.
ولی ام وهب... ام وهب دو مرد را به هلاکت رسانید تا آنکه پدر به او فرمود خداوند جهاد را از زنان برداشته و او و پسرش همراه جدمان رسول خدا در بهشت هستند.
بانو... خانوادهای بودند شجاع و روسپید نزد مادرمان زهرای اطهر...
اشک بر گونههاش میغلتید و بر گونههای ام بنین نیز. پیکر کوچکش در آغوش ام بنین میلرزید و هنوز جای زخمهای تازیانه بر شانههای ظریفش میسوخت. راوی کوچکی بود یادگار کربلا...»
✍سیده فاطمه میرزایی
#جوانه
#محرم
@jaryaniha
شور و شوقم را ببین، یاور نمی خواهی عمو؟
اکبری یک ذره کوچکتر نمی خواهی عمو؟
خواهشم را رد نکن من تازه دامادم ولی
با عسل در دست من ساغر نمی خواهی عمو؟
تاب دوریِ مرا اینجا دل پاکت نداشت
قاسمت را پیش خود آن ور نمی خواهی عمو؟
چهره ی زهرایی ام زیباست اما یک رجز
روز آخر با دم حیدر نمی خواهی عمو؟
شال بر دوش و گریبان باز و صورت قرص ماه
در میان کربلا محشر نمی خواهی عمو؟
وقت رفتن تو مگر با یاد زهرا مادرت
بر فراز نیزه هجده سر نمی خواهی عمو؟
پیکرم شاید سم این اسب ها را خسته کرد
یک فدایی این دم آخر نمی خواهی عمو؟
دامنت امروز یک باغ پر از گُل شد بیا
روی این دامن گلی پرپر نمی خواهی عمو؟
✍️قاسم صرافان
@jaryaniha
روزی قرآن بر سر نیزه کردند،
و یک روز سری از قرآنیان را بر نیزه سوار ... .
یک روز آتش به در خانه ای برپا شد و امروز آتش بر کلام خدا برپا کردند،
اما معجزه این است که هربار حقیقت کلام الهی بیش از پیش در میان مردم جاری شد.
ما نمی ترسیم از این کارها، چرا که عدو قرن هاست که کمر بر خاموش کردن نور بسته است و خدا خودش گفته است :«انا له لحافظون...» قرآن حفظ خواهد شد.
ترس ما این است: نکند رذالت های فراگیر کورمان کند و دیگر نبینیم نور قرآن را.
#قرآن
✍️انسیه سادات یعقوبی
@jaryaniha
🌹دوست ما قرآن🌹
✨📘✨پویش خاطره نویسی
با موضوع قرآن کریم✨📘✨
در پی اهانت خبیثان عالم به ساحت مقدس قرآن کریم، مصمم شدیم در راستای تکریم جایگاه این معجزهٔ الهی قدمی هر چند کوچک برداریم.
بیایید راه دور نرویم. ما با قرآن زندگی کرده ایم. قرآن شیء جدایی از زندگی ما نبوده است.
همهٔ ما خاطراتی از قرآن و جاری شدن سخن قرآن در زندگی خود داریم.
🔰فراخوان پویش «دوست ما قرآن»:
۱.اندکی تامل کنید و خاطرات خود با قرآن را یادآوری کنید.
۲. خاطرات خود با قرآن را نوشته و برای پویش ارسال کنید.
۳. خاطرات شما در به دست نویسندگان و هنرمندان می رسد تا به کمک آن به ایده های قوی رسیده و در آثار خود به کار بگیرند.
✅باشد که برای خودمان و نسل های بعد ما یادآوری شود قرآن، دوستیست که باید با او زندگی کرد... .
✅ شما هم در این مسیر سهام دار هستید👌✨
آدرس جهت ارسال خاطرات:
@jaryanezendegi
التماس دعا🌹جریان
@jaryaniha
👆لطفا برای دوستانتان هم ارسال کنید.
هر چه تعداد خاطرات بیشتر باشد،
برای اتفاقی که می خواهیم با هم رقم بزنیم بهتر خواهد بود.✨🌸
@jaryaniha
شکسته باد قلم اگر از تو ننویسد.
چرا که هر چه آبرو دارد ازتو یافت، آن روز که نامش را در میان واژه هایت راه دادی، آن لحظه که محمد صلی الله علیه و آله ندای وحی را چنین شنید:
✨(ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ)✨
اکنون وقت آن است که قلم پا پیش بگذارد. و ببارد، یکسره ببارد.
طوفان راه بیندازد و صَرصَر، تا آتش های ظلمانی را خفه کند.
🖋ای اهل قلم،
واژه هایتان را به صف کنید
و بنویسید هر آنچه را که میتوان در وصف عظمت قرآن گفت.
🔹🔹🔹🔹 و تا دنیا دنیاست این نوشتن را تمامی نیست.
#قرآن
✍ فهیمه فرشتیان
@jaryaniha
در تورات و انجیل دست بردند.
خواستند قرآن را تحریف کنند، نتوانستند، تحقیرش کردند...
گرچه که نتیجه عکس داد و تکریم بیشتری یافت.
✍🏻 مطهره ناطق .
#جوانه
#محرم
@jaryaniha
«دیده ای لحظات حساس زندگی یاد کسی یا چیزی می افتی که چنگ بزنی به آن تا برسی به آرامش،
وقتی درد داری،
وقتی غمی داری،
وقتی شاد هستی،
قرآن برای ما همان همراه همیشگی ست به وقت درد و غم و شادی،
همه جا هست،
در لحظه لحظه های زندگی ما بخشی از نورش را می تاباند بر ما،
با آیه الکرسی ش، همراه ما در هر سفر می شود،
با چهار قل ش، دور می کند ما را از وسوسه های شیطان رجیم،
با وان یکاد ش، ما را حفظ میکند از چشم های بد و شور،
قرآن کریم، خودت کاری کن،
با آیه الکرسی ات،
با چهار قل ات،
با وان یکاد ات
نور بتابان بر تاریکی ها،
بر تاریکی دل هایی که نمی توانند نورت را ببینند...»
✍ فاطمه ممشلی
#محرم
#قران
@jaryaniha