روزی قرآن بر سر نیزه کردند،
و یک روز سری از قرآنیان را بر نیزه سوار ... .
یک روز آتش به در خانه ای برپا شد و امروز آتش بر کلام خدا برپا کردند،
اما معجزه این است که هربار حقیقت کلام الهی بیش از پیش در میان مردم جاری شد.
ما نمی ترسیم از این کارها، چرا که عدو قرن هاست که کمر بر خاموش کردن نور بسته است و خدا خودش گفته است :«انا له لحافظون...» قرآن حفظ خواهد شد.
ترس ما این است: نکند رذالت های فراگیر کورمان کند و دیگر نبینیم نور قرآن را.
#قرآن
✍️انسیه سادات یعقوبی
@jaryaniha
شکسته باد قلم اگر از تو ننویسد.
چرا که هر چه آبرو دارد ازتو یافت، آن روز که نامش را در میان واژه هایت راه دادی، آن لحظه که محمد صلی الله علیه و آله ندای وحی را چنین شنید:
✨(ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ)✨
اکنون وقت آن است که قلم پا پیش بگذارد. و ببارد، یکسره ببارد.
طوفان راه بیندازد و صَرصَر، تا آتش های ظلمانی را خفه کند.
🖋ای اهل قلم،
واژه هایتان را به صف کنید
و بنویسید هر آنچه را که میتوان در وصف عظمت قرآن گفت.
🔹🔹🔹🔹 و تا دنیا دنیاست این نوشتن را تمامی نیست.
#قرآن
✍ فهیمه فرشتیان
@jaryaniha
«دیده ای لحظات حساس زندگی یاد کسی یا چیزی می افتی که چنگ بزنی به آن تا برسی به آرامش،
وقتی درد داری،
وقتی غمی داری،
وقتی شاد هستی،
قرآن برای ما همان همراه همیشگی ست به وقت درد و غم و شادی،
همه جا هست،
در لحظه لحظه های زندگی ما بخشی از نورش را می تاباند بر ما،
با آیه الکرسی ش، همراه ما در هر سفر می شود،
با چهار قل ش، دور می کند ما را از وسوسه های شیطان رجیم،
با وان یکاد ش، ما را حفظ میکند از چشم های بد و شور،
قرآن کریم، خودت کاری کن،
با آیه الکرسی ات،
با چهار قل ات،
با وان یکاد ات
نور بتابان بر تاریکی ها،
بر تاریکی دل هایی که نمی توانند نورت را ببینند...»
✍ فاطمه ممشلی
#محرم
#قران
@jaryaniha
شرق در تسخیر شب بود و مدتها از روشنایی خبری نبود.
مردم به حاکمیت شب خو گرفته بودند و خوی شان شب پسند شده بود.
بازار شهر پر رونق بود و تجار هم کالایشان هم رنگ با شب.
مردم اهل خرید بودند و بازار هم پر از کالا.
کسی غفلت میخرید و جهل، دیگری شهوت میخرید و غضب.
تعصب بسیار خریدار داشت و البته به آن می گفتند غیرت. دیگران درندگی و قساوت میخریدند و اسمش را میگذاشتند، شجاعت.
آنطرفتر قبرستانی بود که عشق را در آن زنده بگور کرده بودند و آنسوتر سیاه چالی عمیق، که علم در آن به بند کشیده. منبری بر پا بود که جهل در آن شعر و شاعری می کرد و شب پسندان را مست مست .
تا آنکه مردی...
#قرآن
ادامهٔ مطلب را بخوانید 👇
@jaryaniha
ادامه ⬅️
... تا آن که مردی با کتابی از جنس نور، از بلندای کوهی به میانه ی مردم سرازیر شد. کتاب را باز کرد و شروع کرد به خواندن...
و خواند و خواند و خواند.
آخر آن کتاب خواندنی بود و بسیار خواندنی. دیگر بازار از رونق افتاد. منبر جهل، بی مستمع ماند. علم از سیاه چال به در آمد و عشق از گورها بیرون شد. روشنایی حاکم شد و شب از شرق گریخت... از آن روز که روشنایی حاکم شرق شد، مغرب سخت به تنگ آمده بود.
نور شرق چشمانش را می زد و خوی تاریکش را می آزرد. شب را صدا زد و گفت: ای شب با من هم پیمان شو.این نور بد جور چشمانم را می زند.با هم پیمان بستند. شب در فکر انتقام و مغرب در اندیشه ی خاموش کردن روشنایی شرق ...
و از همان روز جان می کنند و جان می کنند، بلکه شرق را همچون خود تاریک کنند، غافل از آنکه نگارنده ی کتاب چنین در کتابش نوشته بود که : یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون... میخواهند تا نور خدا را با دهانهای خود خاموش کنند، و حالآنکه خدا تمام کننده نور خویش است، و هر چند کافران نپسندند.(سوره صف، آیه ی ۸)
#قرآن
✍️مرجان بهرام زاده
@jaryaniha
«تمام اینمدت یکساله که اوضاع کشور بهم ریخت و همهی جهان در برابر فرهنگ اسلام قد علم کردند، نمیدانم چرا ولی اعصابم به اندازه سر سوزنی هم خورد نشد...
نه اینکه بیتفاوت باشم، نه منظورم این است که دلم برایشان میسوخت که تا این حد در جهل غرق شدند و دست و پا زدنهایشان برای اینکه دست ما را هم بگیرند و درون باتلاق بکشند همیشه بینتیجه مانده است...
به هر نحوی که میشد.
حجاب را مورد حمله قرار دادند، اوضاع کشور را نابسامان کردند، کشتند، قرآن آتش زدند و...
ولی نشد.
نشد آنچیزی که میخواستند...
همان حکایت:«بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود.»
بالاخره هر طرف که مورد حملهی شدید دشمن قرار بگیرد، معلوم است که در تضاد با آرمانها و افکار دشمن است و بر حق...
دشمن را هم هر عقل سلیمی با کمی تأمل میتواند تشخیص دهد...
🌱این چند وقت اخیر که سرتاسر جهان قرآن را مورد حمله قرار میدهند، همیشه با شنیدن خبر لبخندی بر روی لبانم نقش میبندد. همین...
واقعا برایم خندهدار است که هر چه تلاش میکنند باز هم ناتوانند و هر دفعه بیشتر از دفعات قبل به عجز خود پی میبرند...
🌱لشکر ابرهه که میخواست به کعبه حمله کند، عبدالمطلب را خواست تا از او باج بگیرد. عبدالمطلب نیز گفت «آن کعبه خود صاحبی دارد که از آن صیانت میکند، صاحبش من نیستم.»
حال شما هم میخواهید قرآن را آتش بزنید، بزنید. آن قرآن خود صاحبی دارد که دستش بر بالای همهی دستهاست و هیچ قدرتی عظیمتر از آن نیست. شما هم روزی به عاقبت سپاه ابرهه دچار میشوید...»
✍🏻 مطهره ناطق
#جوانه
#قران
#یادداشت
@jaryaniha
«این شب و روزها، هر کداممان، گوشه ای عزادار اربابیم. بحمدالله شهر خالی نمیشود از صدای ناله ی دلسوختگان و هیاهوی چایخانه ها و گرمی صدای ذاکرین و سیاهپوشانِ در رفت و آمد . اراده کنی پای منبری نشسته ای و رو به رویت چای روضه است . بخواهی نخواهی چشمانت تر میشود .
لیکن پیامی دارد این عزاداری ها که نباید فراموش شود.
در دوران خفقان سیاسی ِ حضرت صادق علیه السلام ، راوی می آید نزد امام . حضرت میپرسند :«تجلسون و تحدثون ؟ مینشینید دور هم و مسائل ما را مطرح میکنید ؟»
روای میگوید : «بله»
حضرت ادامه میدهند :«ان تلک المجالس احبها»
قند در دل اصحاب آب میشود .
و حکم را صادر میفرمایند :«احیوا امرنا ؛ مسائل ما را زنده نگه دارید»
این هیأت باید مکتب اهل بیت را زنده نگاه دارد . مسائلشان را یاد آور شود.
مسئله امروز جهان اسلام ، همین اهانت های جاهلانه به قرآن است . که اندکی تعقل در آیات وحی ، حقانیتش را ثابت میکند .
هیئت اگر زمانشناس باشد ، در برابر این توهین آشکار سکوت نمیکند .
سخنران اگر زمانشناس باشد مردم را به کنشگری دعوت میکند .
مداح اگر دغدغهٔ جهان اسلام داشته باشد ، در ابیات و روضه هایش آیه آیه هشدار میگنجاند .
در مجلسی بنشینیم که نگاهی جهانی و پویا به اسلام داشته باشد و در راستای تحقق اهداف صاحب عزا ارواحنا فداه، گام بردارد.»
✍نجمه سادات اصغری نکاح
#جوانه
#قران
#یادداشت
@jaryaniha