«میانِ کتابها گشتم
میانِ روزنامههای پوسیدهی پُرغبار،
در خاطراتِ خویش
در حافظهیی که دیگر مدد نمیکند
خود را جُستم و فردا را..»
#شاملو
@jaryaniha
اینها که در عکس می بینید نامه های «صدف» هستند که برای بچه های ایرانی نوشته است.
بله صدف! همان صدفی که از ماسه های ریزدریا، جواهری ارزشمند به نام مروارید می سازد. 🥰
اما خودمانیم، چه شد نامه های صدف به دست ما رسید تا به دست بچه های ایرانی برسانیم؟ 🤔
اصلا چه شد که ما در جریان به سراغ تولید کتاب کودک و نوجوان رفتیم؟ 😎
ما که ابتدای شروع جریان، فقط قصد داشتیم داستان خودمان را بنویسیم و کار به کار کسی نداشتیم 😁 اما خدا خیلی زود دو مائدهٔ تازه به ما داد... یکی کارگروه «تاریخ شفاهی» و یکی هم «کارگروه کودک و نوجوان».
اینطوری نمی شود؛ یک روز باید بیایید جریان!
بنشینیم با هم چای بنوشیم و ما قصهٔ جریان را برایتان تعریف کنیم☕ 💌
شاید آن روز فرصت شد برایتان از مظلومیت، اهمیت، اولویت و ظرفیت کتاب کودک و نوجوان در ایران بگوییم و تعریف کنیم چه شد که جریان هم مثل سایر گروه های دلسوز که جهادگونه در این عرصه تلاش می کنند؛ به سمت تولید کتاب کودک و نوجوان رفت و خدا هم اولین رزق نشر جریان را، در چاپ کتاب کودک قرار داد. ✨💫🤲
✍️مریم درانی
💚به بهانهٔ روز ملی ادبیات کودک و نوجوان
@jaryaniha
«پرواز آفتاب و نسیم و پرنده را
میدانم و صفای دلاویز دشت را
اما ، من این میان
پرواز لحظه ها را
افسوس می خورم
پرواز این پرنده بیبازگشت را..»
#فریدون_مشیری
@jaryaniha
#لحظه_نگاشت
«امروز...
کتابخانه...
صندلیهای خالی...
پس از مدتی امروز دوباره طبق قراری قبلی که با خودم گذاشتم، به کتابخانه آمدم. بلافاصله توجهم جلب شد سمت صندلی های خالی و حق انتخابی که برای گوشههای دنج سالن مطالعه داشتم!!!
با خودم گفتم:« آها راستی، کنکور تموم شده»
و چه تاسفبار... دیگر کتابخانهها مثل قدیم برای مطالعه کتابهای دوستداشتنی شلوغ نیست. گشتی بین کتابها زدم و یک نکته پیدا کردم: « کتابها خیلی قدیمی هستن»💡
شاید یکی از دلایل همین باشد👌
حتی در معروفترین کتابخانه مشهد هم همین مسئله هست. از خودم یک سوال پرسیدم:
آیا کتابخانهای داریم که پر شده باشه از کتابهای جدید با چاپهای جدید؟!
✍ انصاری زاده
@jaryaniha
چند روز پیش با تعدادی از جوانه های جریان به دیدن استاد معماریانی رفتیم.
شاید باور نکنید اما خود استاد گفته بودند می خواهند جوانه ها را ببینند.
گاهی فکر می کنم چرا جریان ِ استاد، همیشه از جریان ِ ما پر سرعت تر است؟
ما هم پیگیری کردیم و مسئول دفتر استاد در نهایت همکاری زودترین زمان ممکن برای دیدار را به ما دادند.
این ملاقات صمیمانه برگزار شد و حاوی نکات خیلی مهمی برای جریان و جوانه هایش بود.
ما در این جلسه فهمیدیم استاد چقدر روی جوانه ها حساب کرده اند.
اینکه یک استاد کشوری چنین وقتی برای نوجوان های جریان گذاشتند و با بچه ها طوری صحبت کردند که گویا انتظار دارند بچه ها با حرکتشان کل کشور را تحت تاثیر قرار دهند برای خود ما مربیان قدیمی هم جالب و درس آموز بود.
جوان گرایی را باید از استاد معماریانی آموخت که با بیش از ۳۰ سال تجربه، برای نوجوان وقت می گذارند و هویت و امید می دهند.
ان شاءالله جوانه ها هم با حرکت های دقیق و هنرمندانه شان بهترین پاسخ را به توجه و امید استاد بدهند.
@jaryaniha
«آینه بی حجاب، به طبع گیرد غبار
خوش بود آئینه را، پرده بر آن داشتن
منع تماشاچیان، گر نکند باغبان
مینتواند به باغ، سرو روان داشتن
غنچه به باغ ایمن است، تا بود اندر حجاب
آفت جان و دل است، چهره عیان داشتن»
#وافی_عراقی
@jaryaniha