بادی به جنگ ...
جنگ که تمام شد کلاس اول ابتدایی من هم تمام شد.
جنگ بود و من هر روز با یاد گرفتن هر حرف جدید سعی می کردم جمله بزرگی که با رنگ قهوه ای، بزرگ روی دیوار کهنهی مدرسه ما نوشته شده بود را بخوانم. سخت بود.
هر روز از دروازه رنگ و رو پریده مدرسه که خارج می شدم این جمله دقیق رو به رویم بود. روی دیوار بیرونی مدرسه. سالها اولین جمله ای بود که میدیدم. میایستادم و تلاش میکردم آن را با حروف جدیدی که یاد گرفتهام بخوانم. الفبا را که یاد گرفتم جنگ تمام شده بود دیگر اما سالها این جمله روی دیوار باقی مانده بود و هر صبح این جمله را زیر لب تکرار می کردم.
اینبار بدون تپق زدن. هر چند معنی "تعدی" را نمی دانستم و نمی دانستم "ما بادی به جنگ نبودیم" یعنی چه ... یاد باد می افتادم ... یاد طوفان
🍃"ما بادی به جنگ نبوده و نیستیم لکن اگر کسی تعدی کند دهانش را خرد می کنیم"🍃
امام خمینی
حالا آن جمله دیگر روی دیوار نیست . اصلا خبری از آن دیوار هم دیگر نیست . آنجا هم دیگر مدرسه قدیمی ایتدایی نیست. شده است ساختمان هنرستان کارو دانش پسران.
روی دیوار تمیزش هم هیچ چیز نوشته نشده است. اما من هنوز هم که از آنجا می گذرم در خیالم آن جمله را می بینم ... با یک فرق ... حالا هم معنای تعدی را می دانم و هم معنی بادی به جنگ بودن را ...
#رقیهکریمی
#غدهسرطانی
#حقوقبیبشر
#مقاومت
#زندگی_در_جنگ
#ایرانجان
https://eitaa.com/jashh2
یک سوال از مسئولین دیپلماسی
مگر نمی گفتید اسراییل از مذاکره و دیپلماسی می ترسد. مگر نمی گفتید اسراییل مخالف مذاکره است و از روی کار آمدن دیپلمات ها دچار وحشت شده، پس چرا یکی از شما را ترور نکرد؟
این چند وقت رفتید و چهار پنج کشور دنیا را گشتید، زمینی و هوایی مرزها را رد کردید. توی نشست های خبری حاضر شدید و مدام جلوی چشم بودید، اما خش به روی تان نیفتاد. ولی همان دشمن فرماندهان و دانشمندان را خانه به خانه دنبال کرد و توی شهرها و ساختمان های مختلف به شهادت رساند. تنها در یک مورد حتی بعد از تلاش برای ترور یکی از دانشمندان مان در تهران تا آستانه اشرفیه رد دانشمند را دنبال و آخر ترور کرد. اما شما آزادنه می روید و می آیید و کسی سراغی ازتان نمی گیرد. آری دشمن سراغ آنها می رود که جلوش را سد کرده باشند، آنها که واقعا بتوانند جلوش بیاستند، آنها که سد محکمی در خارج از مرزها برابرش کشیده بودند که شما نگذاشتید، آنها که با دانش شان کابوس دشمن شده بودند، آنها که با ساخت موشک جلوی جنگنده ها و موشک های شان را می گرفتند، آنها که با پدافند محافظ خانه و زندگی مردم هستند. نه شما که جاده صاف کن هستید، نه شما که به زعم خودشان سرمایه ی داخلی اش هستید. شما را اگر هم نوک برج میلاد ببندیم ، کسی کارتان ندارد . حتی اگر اتفاقی بلایی سرتان بیاید، دشمن حاضر است از خودش بزند تا شما احیا شوید. کی بهتر از شما؟ کاری که دشمن در میدان موفق به انجامش نمیشود، به لطف شما پای میز مذاکره به دست می آورد .
#هداحشمتیان
#دیپلماسی
#میدان
#مذاکره
#ذلت
https://eitaa.com/jashh2
حجکممقبول!!!
حاجآقا و حاج خانوم
تشریف میبرند زیارت خانه خدا
و رمیجمرات میکنند و به سلامتی زیر موشکباران اسراییل و امریکا به ایران میرسند!
حال در کنار شام میهمانی بازگشتشان نوشابه کوکاکولا روی میزها میچینند!
آیا حجاج فلسفه برائت از مشرکین را میدانند؟
حاجی ماذا فاذا!!!؟؟؟
#مرگبراسراییل
#نوشابهاسراییلی
#ایرانِجان
#غدهسرطانی
#متاستازِاسراییل
https://eitaa.com/jashh2
مستقل بودن شخص اول مملکت
۲۵ شهریور ۱۳۲۰ ، حدود بیست روز پس از آنکه قوای متفق خاک ایران را اشغال کردند ، رضا شاه استعفا کرد .
این در حالی بود که ارتش صد هزار نفری شاه ، تنها سه روز در مقابل متجاوزان ایستاد. اما گروه های مختلفی از مردم بصورت خودجوش در قالب گروه های مقاومت ملی به دفاع از کشور مشغول بودند . نیروهای مردمی و عشایری هم با دو قوه ی متخاصم در حال درگیری و حتی یکی از سران نظامی ایران کشته نشده بود و علیرغم فشارها برای استعفا خطر واقعی جانی شاه ایران را تهدید نمی کرد. پس از استعفا رضاشاه مجبور به ترک تهران و عزیمت به سوی اصفهان شد، سپس از طریق یزد و کرمان وارد بندر عباس شد و روز پنجم مهرماه با کشتی محقر پستی به نام «بندرا» به اتفاق خانواده، عدهای خدمه و منشی مخصوص خود، علی ایزدی خاک ایران را ترک کرد. روز دهم مهر ماه به ساحل بمبئی نزدیک شد. اما در آنجا انگلیسی ها فرمان را عوض کرده وبه جای توقف در بمبئی با کشتی دیگری به نام «برمه» عازم موریس شد، پس از ده روز دریاپیمایی کشتی در بندر «لویی » لنگر انداخت. شاه تا مدتها از وضعیت بد خود می نالید و در نامه های متعدد به واسطه ها از دولت انگلیس درخواست می کرد جای او را تغییر دهند و او را به کانادا بفرستند که در نهایت دولت انگلیس موافقت نکرده و او را به ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی فرستادند. من معنای وابستگی را دقیقا به سرنوشت مقام اول مملکت در سال ۱۳۲۰ ترجمه می کنم.
و حالا تجسم استقلال را در جنگ دوازده روزه می بینم. در جنگی که علیرغم آسیب های بزرگ و از دست دادن ده ها تن از فرماندهان رده بالای نظامی و ستون های امنیتی کشور ، رهبر ایران در اولین پیام تلویزیونی از تسلیم نشدن مردم ایران سخن گفت . صحنه را بدست گرفت و جانشینان فرماندهان شهید را مشخص کرد . این در حالی است که ترامپ از لزوم تسلیم کامل ایران سخن گفته بود ، نتانیاهو و مقامات رده بالای صهیونیستی مستقیما از برنامه شان برای ترور رهبر ایران سخن گفته و بارها ایشان را تهدید کرده بودند. ترامپ در توییتی گفته بود آنها که مقاومت می کردند حالا مرده اند و ایران اکنون باید به پای ما بیفتد . اما رهبر هشتاد و چند ساله ی ایران با وجود خطر و تهدید فزاینده گفت ایران زیر بار صلح تحمیلی نمی رود و پس از درخواست آتش بس از سوی رژیم صهیونسیتی و اخباری مبنی بر ترور ناموفق ، بجای اینکه در مواضعشان ملایمتی دیده نشد ،اما با صلابت گفتند نیروهای نظامی ما رژیم صهیونسیتی را له کرد و به آمریکا سیلی نواخت . این در حالی است که تهدید از سوی دشمنان لحظه ای قطع نشده و جاسوس ها و نفوذی ها در حال کارند . و هیچ رهبری در طول تاریخ اینگونه تهدید نشده است .
#هداحشمتیان
#استقلال
#شخصاولمملکت
#ایرانِجان
#مردمیدان
#عزتایرانی
https://eitaa.com/jashh2
روز صاحب عَلَم یا روز قلم؟
چهارده تیر ماه مصادف است
با روز قلم
که امسال مصادف شده است
با روز صاحب عَلَم.
این روزها عَلَم فقط در دست سرداران نیست بلکه در دست اهالی قلم نیز هست.
اهالی قلم امسال از دست دادن سردار، کودک شیرخوار و دخترک سهساله را به چشم دیدند.
امسال دیدیم که زنی در میانه میدان خطبه خواند در قامت زینب(که سلام خدا بر او باد)
با ابهت امیرالمومنین حیدر(که تحیت خدا بر او باد).
به ملت امام حسین اماننامه دادند برای دست کشیدن از خاک و رهبر. و جز عدهای بیوطن همگی زیر خیمه ایران ماندند. و بماند تعداد نامعلوم حرهایی که روزی آب بستند و امروز به این خیمه پیوستند.
ما امسال محرم سال ۶۱ هجری قمری را زندگی کردیم با چند تفاوت بزرگ!
دیگر دشمن نتوانست زنان و کودکان را اسیر کند و رهبر این ملت را به شهادت برساند چون دیگر یاران امام حسین۷۲ تن نبود!
سلام خدا بر ملت ۹۰ میلیونی امامحسین. امسال همه ایرانیان آزاده صاحب عَلَم بودند.
حالا وقت آن است که اهالی قلم از اهالی عَلَم بنویسند.
دبیرخانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان ضمن تسلیت فرارسیدن روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی، روز قلم را به همه نویسندگان ایرانِ سرافراز تبریک میگوید.
به امید نابودی کامل یزید زمانه!
#ملت۹۰میلیونیامامحسین
#سمتدرستتاریخ
#عزتایرانی
#تاسوعا
#روزصاحبعَلَم
#روزقلم
https://eitaa.com/jashh2
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همهجاکربلاست
فیلم را دوستم غدیر لحظاتی بعد از جنایت پیجر برایم فرستاد.
خانم غدیر الحاج حسن چند وقتی است که خاطرات زندگی بعد از جنایت پیجرها را می نویسد. بهتر از هر نویسنده دیگری مینویسد چون با تمام وجود این جنایت را درک کرده. پیجر که در اتاق شوهرش منفجر شد حامله بود. می گفت حس کردم بچه در شکمم منقبض شد.حس کردم مرد.می گفت دخترهای دو سه ساله ام به شدت ترسیده بودند و جیغ می زدند. می گفت خون و گوشت و استخوان تا سقف اتاق پاشیده بود. می گفت شوهرم دردهای خودش را فراموش کرده بود انگار.خون از دست و صورتش می ریخت و با آن حالش می خواست آراممان کند.می گفت نترسید.چیزی نیست.غدیر می گفت یاد عاشورا افتاده بودم.یاد گریه دختر بچه ها.ترس و نگرانی زن ها. یاد دستهای عباس. یاد چشمهایش.
غدیر که اینها را میگفت به جنایت پیجرها فکر می کردم. جنایتی در عمق خانه. علیه کسی که در میدان نیست. لباس نظامی تنش نیست. مسلح نیست.در خانه است! سر میز غذا. در بازار.وقت رانندگی.در میدان نیست. پدر است.همسر است. فرزندِ پدر و مادری پیر است.
داشتم به زن و بچههایی فکر می کردم که بیخبر از جنگ و در خواب خوش در تهران به شهادت رسیدند! به رویای بچه ها! به نقاشی هایی که کشیده بودند و روی دیوار اتاق هایشان زده بودند.
جنایت پیجر و حمله به مردم ایران شاید کثیف ترین نوع جنایت بود. شیطانی ترین نوعش. روش کثیف خوک ترسویی که در میدان قبض روح می شود و وقت جنایت از راه دور شیر می شود.
جلوی چشم زن و بچههای کوچک. حتى دختر بچه ای که هنوز به دنیا نیامده است.
#رقیهکریمی
#همهروزهاعاشوراست
#یزید #نتانیاهو
https://eitaa.com/jashh2
نام دیگر موشکها
گفت:ممنون که بینی اسرائیل رو به خاک مالیدید!
خندیدم و گفتم من که کاری نکردم باید از شهید حاجی زاده و شهید تهرانی مقدم تشکر کنیداز رهبر. از شهدای سپاه و ارتش
بعد از جنگ دوستان زیادی از من تشکر کردند.نه اینکه بخواهند از من تشکر کنند. به کسی جز من دسترسی نداشتند. فکر می کردند اگر از من تشکر کنند یعنی از ایران تشکر کرده اند. حتى از فلسطين، عراق
زینب دوست لبنانیام می گفت موشک ها که به آسمان لبنان می رسید هر شب سعدة الموسوي مادر شهید عدنان مهدی به زحمت از پله ها بالا می آمد و نفس نفس زنان خودش را به بالای پشت بام می رساند. میگفت مادر شهید برای هر موشک یک اسم گذاشته بود. هر موشکی که می آمد با صدای بلند داد می زد برو به اسم پسرم عدنان. برو به اسم مهدی. موشک بعدی به اسم شوهر شهیدش. بعدی به اسم برادر شهیدش. بعدی به اسم پسر برادر شوهرش. بعدی خواهر زاده اش. برادر زاده اش. می گفت موشک ها که از بالای روستای ما يعني روستاي نبي شيت می گذشت دیگر اسمش خیبر شکن و سجیل و بالستیک و این اسمها نبود. یک بار میشد موشک علی. یک بار حسن. یک بار باقر. یک بار محمد.
من نمی دانم در نقطه آغاز چه اسمی برایشان گذاشته بودند. شاید به اسم شهید حاجی زاده. شاید تهرانی مقدم. نمی دانم. اما خوب می دانم تا این موشک ها بخواهد به قلب تل آویو برسد مدام اسمش عوض شده است. یک بار علی ... یک بار حسن ...
و من با خودم فکر می کردم کدام گنبد آهنین و کدام تاد و سامانه پدافندی می تواند جلوی موشکی را بگیرد که تا به مقصد برسد نام هزاران شهید پشت آن ایستاده است ...
#رقیهکریمی
#ایرانسرافراز
https://eitaa.com/jashh2