📝سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی چهارشنبه 18 شهریور 1405
🔻آژانس در اسارت آمريکا
بسمالله الرحمن الرحيم
⬅️ خبرگزاري آمريکائي بلومبرگ براساس نسخهاي از يک سند گزارش داد آمريکا فشارهاي ديپلماتيک خود بر ايران را تشديد کرده و پيشنهاد داده پرونده هستهاي ايران به دليل آنچه آن را «مانعتراشي تهران در برابر فعاليت بازرسان برنامه هستهاي» ناميده به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود. براساس اين سند، بازرسان آژانس نتوانستهاند محل ذخيره اورانيوم ايران را که تا حدي قابليت استفاده براي ساخت سلاح را دارد راستيآزمائي کنند.
منظور آمريکا از «مانعتراشي تهران در برابر فعاليت بازرسان برنامه هستهاي» اينست که سازمان انرژي اتمي ايران بعد از بمباران تأسيسات هستهاي کشورمان توسط آمريکا و رژيم صهيونيستي با توجه به اينکه آژانس بينالمللي انرژي اتمي هيچ اقدامي براي جلوگيري از بمباران نکرد و بعد از بمباران نيز آن را محکوم نکرد و براي جلوگيري از تکرار چنين اقدام خلافي هيچ برنامهاي ارائه نداده، به آژانس اجازه ورود به تأسيسات بمباران شده را نداده است. اين سياست سازمان انرژي اتمي ايران کاملاً درست و منطبق بر قوانين و مقررات و بر مبناي حکم عقل و مصالح ملتهاست. زيرا حمايت از کشورهاي عضو آژانس بينالمللي انرژي اتمي از وظايف قطعي و تخلفناپذير آژانس است کمااينکه نشان دادن واکنش در برابر خيانت بزرگي مانند بمباران کردن تأسيسات يک کشور عضو آژانس ازجمله محکوم کردن اين اقدام و همينطور جبران خسارتهاي وارده نيز از وظايف آژانس است. آژانس، حمله نظامی آمریکا برای دزدیدن اورانیوم ایران را هم محکوم نکرد و نشان داد که کاملاً در اسارت آمریکاست.
مسئولان سازمان انرژي اتمي ايران در طول بيش از يکسال و سه ماه گذشته که از بمباران تأسيسات هستهاي ايران ميگذرد بارها از آژانس بينالمللي انرژي اتمي و مديرکل آن خواستند اولاً اين خيانت بزرگ را محکوم کنند و ثانياً اقداماتي براي حمايت از ايران و جبران خسارات وارده به عمل آورند ولي اين خواستههاي منطقي و قانوني برآورده نشدند و رافائل گروسي مديرکل آژانس با وقاحت تمام به جاي حمايت از ايران مظلوم درصدد به دست آوردن اطلاعات از ميزان خسارات وارده به تأسيسات بمباران شده و ارائه آن به آمريکا و رژيم صهيونيستي که مرتکب اين ظلم شدهاند برآمده است. گروسي که براساس اطلاعات و شواهد موجود يکي از مهرههاي رژيم صهيونيستي است و براي دستيابي به منصب دبيرکلي سازمان ملل مرتکب خوشخدمتيهائي به آمريکا و صهيونيستها شده به جاي انجام وظايف ذاتي مرتبط با مسئوليتش در آژانس اصرار زيادي براي به دست آوردن اطلاعات از تأسيسات اتمي بمباران شده ايران و ارائه آن به سازمانهاي جاسوسي سيا و موساد دارد. خودداري سازمان انرژي اتمي ايران از صدور اجازه ورود بازرسان آژانس به تأسيسات اتمي بمباران شده که در واقع يک اقدام حفاظتي براي جلوگيري از نشت اطلاعات مربوط به وضعيت بعد از بمباران اين تأسيسات است، از نظر آمريکا «مانعتراشي تهران در برابر فعاليت بازرسان آژانس» تلقي شده و به همين دليل درصدد تشديد فشار بر ايران برآمده است.
عملکرد سازمان انرژي اتمي کشورمان که در عين آزاد گذاشتن بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي ورود به ساير تأسيسات هستهاي مانع ورود آنها به تأسيسات بمباران شده گرديده و به خود رافائل گروسي نيز اجازه سفر به ايران را نداده قابل تحسين است. علاوه بر اين، رافائل گروسي مديرکل آژانس به خاطر کوتاهي عمدي در انجام وظايف ذاتي مرتبط با مسئوليتي که دارد بطوري که حتي از محکوم کردن آمريکا و رژيم صهيونيستي به خاطر بمباران کردن تأسيسات هستهاي ايران سر باز زده است بايد از منصبي که دارد برکنار شود. او نهتنها از انجام وظيفه قانوني خودداري کرده بلکه به مثابه جاسوس براي آمريکا و رژيم صهيونيستي عمل ميکند و اين روزها نيز با گزارشهاي مغرضانه درصدد زير سؤال بردن فعاليتهاي هستهاي ايران است در حالي که او خوب ميداند تا قبل از بمباران تأسيسات اتمي ايران توسط آمريکا و رژيم صهيونيستي، آژانس بينالمللي انرژي اتمي دهها بار فعاليتهاي هستهاي ايران را منطبق با مقررات و بدون مشکل اعلام کرده و بر عدم تلاش ايران براي ساخت سلاح اتمي مهر تأييد زده بود. طبيعي است که اکنون نيز همان وضعيت حاکم و فعاليت هستهاي ايران با مقررات آژانس منطبق است. بنابراين، شوراي حکام آژانس و شوراي امنيت سازمان ملل هر نظري غير از تبرئه ايران از تهمت انحراف از مقررات آژانس بدهند نتيجه فشار آمريکا و خلاف واقع است و مسموع نخواهد بود.
✏️جهت اطلاع
⬅️ در روزهاي اخير تبليغات مسموم عليه دو رئيسجمهور سابق کشورمان و تعدادی از مسئولین کنونی و انتشار مطالب تفرقهافکنانه به ميزان تعجبآوري افزايش يافته است. با توجه به اينکه اين تبليغات به امنيت ملي کشور ضربه ميزند و برخلاف تأکيد رهبري درصدد ايجاد تفرقه و ضربه زدن به وحدت است، مردم از قوه قضائيه انتظار دارند با عاملان اين تبليغات مسموم برخورد قانوني کند.
⬅️ نماينده اردکان از طرح استيضاح مدنيزاده وزير اقتصاد با امضاي 47 نفر از نمايندگان مجلس خبر داد. مصطفي پوردهقان گفت: محوريت و دلايل استيضاح وزير اقتصاد، وضعيت نقدينگي، افزايش بيرويه قيمت ارز، تورم اقلام خوراکي و معيشتي و نحوه مواجهه وزير اقتصاد با فشار اقتصادي واردشده بر مردم است.
⬅️ نماينده تبريز در مجلس از وزير ارتباطات خواست کاسبان فيلترشکن در کشور را معرفي کند. جعفري آذر گفت: در حال حاضر، سرويسدهي فيلترشکنها هر روز بيشتر و بيشتر ميشود. کاسبان فيلترشکنها در کشور چه افرادي هستند؟ کار اينها به مثابه فروش نردبان براي دزدي است. در گذشته تبليغات غيرقانوني فيلترشکنها تبليغات فروش اجناس بود که امسال در سايه رهاشدگي محتواي پيامهاي تبليغاتي اين فيلترشکنها عليه اسلام، نظام، ارزشهاي ديني، ملي و اخلاقي است. مجوز فروش اينها از کجا است و کجا به اينها نظارت ميکند؟
⬅️ گزارش اخير مرکز پژوهشهاي مجلس نشان ميدهد صنعت خودرو در سال 1404 نه تنها عقبگرد کرده، بلکه در تلهاي از زيانهاي نجومی و اُفت توليد گرفتار شده است. براساس اين گزارش، آمارها نشان ميدهند در حالي که تيراژ توليد خودرو در کشور اُفت کرده و زيانها افزايش يافته، مصرفکننده با افزايش قيمت مواجه است در حالي که توليد کاهش يافته، نشان ميدهد سيستم قيمتگذاري در اين صنعت به بنبست خورده است. حتي در برنامههاي اصلاحي مانند اسقاط خودرو، شکست کامل ديده ميشود. کاهش 41.7 درصدي اسقاط نسبت به سال قبل و دستيابي به تنها 41 درصد از اهداف برنامه هفتم توسعه، نشان ميدهد نهتنها در توليد، بلکه در مديريت برنامههاي کلان نيز ناتواني حاکم است.
⬅️ يک منبع آگاه غربي ميگويد قطعنامه ضد ايراني در آژانس انرژي اتمي و ارجاع پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت، با 18 تا 20 رأي مثبت تصويب خواهد شد و با توجه به اينکه در شوراي حکام حق وتو وجود ندارد، رأي مخالف روسيه و چين هم مانع تصويب نيست. وي افزود: سؤال اين است که آيا چين و روسيه اجازه برگزاري جلسه شوراي امنيت را خواهند داد يا خير؟ آنها ميتوانند در موارد رويهاي که مشمول حق وتو نميشوند، رأيگيري را ببازند، اما ميتوانند هر قطعنامهاي که در شورا مطرح شود را وتو کنند.
⬅️ شبکه "آرتي" به نقل از يک منبع سياسي ادعا کرد تهران پس از آنکه واشنگتن اخيراً پيشنهادهاي جديدي را ارائه کرد، شروط خود را از طريق واسطهها به آمريکا منتقل کرده است. اين منبع گفت: پس از توقف مذاکرات در پي نقض تعهدات از سوي آمريکا و شکستهاي مکرر اين کشور در درگيريهاي نظامي، واشنگتن اخيراً پيشنهادهايي را از طريق ميانجيها به تهران منتقل کرده است. اين منبع جزئيات پيشنهادهاي آمريکا يا شروط ايران را فاش نکرد، اما گفت ميانجيها به گفتگو با هر دو طرف ادامه ميدهند.
🖊📃حلقه پنهان فشار بر شيعيان افغانستان
⬅️ تجربه شيعيان افغانستان از اعمال فشارهاي حاکميتي تجربه جديدي نيست.
عبدالرحمنخان با قتلعام و سرکوب حدود شصت درصد از جمعيت شيعيان نيز نتوانست آنان را از افغانستان حذف کند، طالبان هم، هر اندازه فشار را افزايش دهد، نميتواند شيعيان را بهطور کامل از ميان ببرد. اما با وجود اين، نميتوان از آنچه امروز در افغانستان بهعنوان يک روند تدريجي و دهشتزا جريان دارد، نگران نبود.
از نخستين روزهاي سلطه طالبان، محدوديتها قدمبهقدم گسترش يافتهاند از کنار گذاشتن قانون احوال شخصيه شيعيان و محدود کردن آموزش فقه جعفري، تا جمعآوري کتابها از کتابخانهها و محدوديت بر برگزاري مراسم محرم. اکنون دامنه اين فشارها به مراکز مذهبي، فرهنگي و علمي شيعيان نيز رسيده است.
محاصره حوزه علميه خاتمالنبيين در کابل و دستور تخليه آن، بازداشت شماري از استادان و طلاب اين حوزه و سپس بازداشت چند نماينده سابق مجلس و ديگر چهرههاي شناختهشده شيعه، نميتواند جدا از اين روند ديده شود.
به نظر ميرسد هدف طالبان از اين سياست، فراتر از اعمال فشار مقطعي، وادار کردن بخشي از جامعه شيعه به مهاجرت و همزمان تضعيف تدريجي نهادهاي مذهبي، فرهنگي و علمي و در نهايت استحاله هويت مذهبي آنان باشد.
اما نکته مهمتر اين است که به نظر ميرسد افزايش اقدامات سختگيرانه عليه شيعيان، بيش از آنکه صرفاً زاييده طراحيهاي دروني طالبان باشد، متأثر از طراحي نهادها و جريانهايي خارج از طالبان اما اثرگذار بر اين گروه است.
در يک سال گذشته، گزارشهاي متعددي از تقويت معنادار حضور القاعده و واگذاري برخي مسئوليتهاي مهم به اعضاي اين گروه توسط طالبان منتشر شده است. از جمله، در برخي محافل گزارش شده که سازمان انرژي اتمي افغانستان در اختيار اعضاي اين گروه قرار گرفته تا در راستاي توليد يک سلاح کشتار جمعي مورد استفاده قرار گيرد. در روزهاي گذشته نيز واحد هوافضاي دانشگاه پوليتخنيک کابل با هدف ساخت پهپادهاي تهاجمي آغاز به کار کرده که شائبه حضور پررنگ القاعده در اين عرصه را تقويت کرده است.
به نظر ميرسد مجموعههاي سلفي ـ تکفيري مستقر در افغانستان، که القاعده يکي از مهمترين آنهاست، بخشي از مأموريتهايي را که به طالبان سپرده شده _از جمله مأموريتهاي فراسرزميني_ در اختيار گرفتهاند.
اگر قرار باشد از جغرافياي افغانستان عملياتي در خارج از مرزهاي اين کشور طراحي و اجرا شود، القاعده و جنگجويان غير افغانستاني مستقر در اين کشور، از مناسبترين گزينهها براي چنين مأموريتهايي خواهند بود.
اينکه القاعده با حمايت کدام سازمانها يا کشورها و با چه اهدافي در همکاري با طالبان در جغرافياي افغانستان فعاليت ميکند، موضوع مهم ديگري است که بايد جداگانه بررسي شود. اما در رابطه با شيعيان، استنباط اوليه اين است که آنچه امروز درحال روي دادن است، بخشي از طراحي القاعده و نيروهاي سلفي است که در قالب ساختار طالبان درحال اجراست.
بنابراين، مواجهه کنوني طالبان با شيعيان را نميتوان صرفاً يک سياست سختگيرانه داخلي يا سليقه شخصي عبدالحکيم شرعي دانست. حتي دور از ذهن نيست که پس از مصادره حوزه علميه خاتمالنبيين، اين مجتمع به يکي از مهمترين مراکز تربيت نيروهاي سلفي ـ تکفيري توسط القاعده و همکاران آنان در طالبان تبديل شود.
ازسوي ديگر، شيعيان افغانستان در تمام پنج سال گذشته با منظومهاي از حوادث و سياستهاي برنامهريزيشده مواجه بودهاند؛ روندي که در آن، بخشي از خود شيعيان به مداحان و عوامل اجرايي طالبان بدل شده و برخي ظرفيتهاي دروني اين جامعه را به دست خود تضعيف کردهاند. همزمان، گرفتار شدن در «سندروم قورباغه پخته» باعث شده است سختگيريهاي جديد، مرحلهبهمرحله پذيرفته شوند؛ تا جايي که بخشي از جامعه، هر مرحله جديد را نه بهعنوان ادامه يک روند، بلکه بهعنوان يک اتفاق مستقل تلقي کرده است.
مجموعه اين تحولات، به اندازهاي پيچيده و چندلايه است که دشوار بتوان آن را صرفاً حاصل تصميم طالبان دانست.
با اين همه، شيعيان افغانستان يک تجربه تاريخي مهم دارند که تجربه حفظ مذهب و هويت در شرايطي بهمراتب دشوارتراست. آنان در دورههايي اين هويت را حفظ کردند که نه رسانهاي در اختيارشان بود، نه شبکهاي از نهادهاي اجتماعي و فرهنگي داشتند و نه امکان رساندن صدايشان به افکار عمومي جهان.
بنابراين، فشارهاي امروز ميتواند آسيبهاي جدي به جامعه شيعيان وارد کند، اما لزوماً به معناي پايان اين جامعه و هويت مذهبي آن نيست.
🔺 سيد احمد موسوي مبلغ
@jepress
🖌📄اين سياه نمايي فقط دشمن را روسفيد ميکند
🔻غلامرضا بني اسدي
⬅️ ديدهمان را چنان عادت دادهاند که «بود»ها را هم نه کمبود که « نبود» ببينيم. کمبود و نبود که جاي خود دارد. نميخواهم بگويم کمبود نيست و نبايد ديد، هست و همه مان هم با گوشت و پوست و استخوان آن را لمس ميکنيم اما« بود»ها هم کم نيست. اين چيزي است که نميخواهند ببينيم. دشمن با تخصص رسانه دارد ما را مديريت ميکند تا نبينيم داشتهها را و جاي« کم داشته»ها را چون چالههاي فضايي تصوير شود. از او نبايد جز اين را هم انتظار داشت. دارد جنگش را در همه ساحات پيش ميبرد. قصه او، قصه دشمني شيطان با انسان است و تجربه « لاغوينهم اجمعين» آنچه بايد در شمار « غير منتظره»ها دسته بندي کرد، رفتارِ« خود مخلص پندار» هاست که دارند همان راه را ميروند. حاصل تلاش يگانه اين جبهه دوگانه است که همه جا را سياه مينمايانيم حتي اگر خودمان سياه نبينيم. مهم است که ديگران سياه ببينند و اين را هم به حساب رقيب بگذارند. همين براي ما کافي است چون به حساب بيکفايتي او ميگذارند. همين که به هر شکل« نارضايتي» توسعه پيداکند ما« راضي» هستيم. اين واقعيتي است که برخي از ماها در هيئت يک جريان سياسي داريم شکل ميدهيم. پندارمان هم اين است که فلان را از صندلي بلند کنيم تا فلان بر آن بنشيند آن وقت نقد علمي و حرفهاي و صادقانه هم ميشود « سياه نمايي». ميشود « تضعيفِ نظام» ميشود« اقدام تبليغي عليه نظام». اصلا ميشود « اقدام عليه امنيت ملي» که بايد مورد « برخورد انقلابي» قرار گيرد. اما اين که ما خودمان حالا همان کار را ميکنيم، نه تنها سياه نمايي و تضعيف نظام و اقدام عليه امنيت ملي نيست که باعث قوام امنيت و قوت نظام و سفيد نمايي ميشود. انگار معيار حق و باطل هم ما و جناح ماست که هر باطلي را هم مرتکب شود عين حق است و ديگران هر حقي را هم انجام دهند باطل است که بايد برآن شوريد. با صداي بلند هم ميشورند. تريبون دارند و ميشورند. به توجيه هم لباس مشروعيت ميسازند براي اقدام غيرشرعي خود. فضاي مجازي فيلتر شده براي مردم هم براي شان آزاد است تا کمبود« عِده» را با «عُده» و پروفايلهاي جعلي و بلندگو جبران کنند. همه جا را سياه مينمايند و عملا خط سياه نمايي دشمن را پررنگتر ميکنند. در نهايت هم همان را رقم ميزنند که دشمن ميخواهد، اختلاف و انشقاق. خواست خودشان قطعا محقق نميشود که اگر الف برخاست، ب جايش بنشيند. نه، موريانههايي که رها کردهاند به جويدن ديوارها، سقف را بر سر همه آوار خواهد کرد. شايد بلندگو به دستها و سياه نويسان با خط سفيد خود اولين کساني باشند که زير آوار، در هم شکسته ميشوند. بگذريم، نميگويم سياه را بايد سفيد ديد نه، اين خطاست ميگويم سفيد را سياه نبينيد عادلانه و منصفانه عمل کنيد. گرهي اگر باز نميکنيد، خود گره نشويد در کار ملک و ملت. ميگوئيم خط دشمن را پررنگ نکنيد. نارضايتي که در عموميت بخشيدن به آن تلاش ميکنيد به رضايت شما منتهي نخواهد شد. لبخند را بر لب نتانياهو و ترامپ سرگشته و سرشکسته در جنگ خواهد نشاند. نتيجه اختلاف جزاين نيست....
@jepress