🖊📃حلقه پنهان فشار بر شيعيان افغانستان
⬅️ تجربه شيعيان افغانستان از اعمال فشارهاي حاکميتي تجربه جديدي نيست.
عبدالرحمنخان با قتلعام و سرکوب حدود شصت درصد از جمعيت شيعيان نيز نتوانست آنان را از افغانستان حذف کند، طالبان هم، هر اندازه فشار را افزايش دهد، نميتواند شيعيان را بهطور کامل از ميان ببرد. اما با وجود اين، نميتوان از آنچه امروز در افغانستان بهعنوان يک روند تدريجي و دهشتزا جريان دارد، نگران نبود.
از نخستين روزهاي سلطه طالبان، محدوديتها قدمبهقدم گسترش يافتهاند از کنار گذاشتن قانون احوال شخصيه شيعيان و محدود کردن آموزش فقه جعفري، تا جمعآوري کتابها از کتابخانهها و محدوديت بر برگزاري مراسم محرم. اکنون دامنه اين فشارها به مراکز مذهبي، فرهنگي و علمي شيعيان نيز رسيده است.
محاصره حوزه علميه خاتمالنبيين در کابل و دستور تخليه آن، بازداشت شماري از استادان و طلاب اين حوزه و سپس بازداشت چند نماينده سابق مجلس و ديگر چهرههاي شناختهشده شيعه، نميتواند جدا از اين روند ديده شود.
به نظر ميرسد هدف طالبان از اين سياست، فراتر از اعمال فشار مقطعي، وادار کردن بخشي از جامعه شيعه به مهاجرت و همزمان تضعيف تدريجي نهادهاي مذهبي، فرهنگي و علمي و در نهايت استحاله هويت مذهبي آنان باشد.
اما نکته مهمتر اين است که به نظر ميرسد افزايش اقدامات سختگيرانه عليه شيعيان، بيش از آنکه صرفاً زاييده طراحيهاي دروني طالبان باشد، متأثر از طراحي نهادها و جريانهايي خارج از طالبان اما اثرگذار بر اين گروه است.
در يک سال گذشته، گزارشهاي متعددي از تقويت معنادار حضور القاعده و واگذاري برخي مسئوليتهاي مهم به اعضاي اين گروه توسط طالبان منتشر شده است. از جمله، در برخي محافل گزارش شده که سازمان انرژي اتمي افغانستان در اختيار اعضاي اين گروه قرار گرفته تا در راستاي توليد يک سلاح کشتار جمعي مورد استفاده قرار گيرد. در روزهاي گذشته نيز واحد هوافضاي دانشگاه پوليتخنيک کابل با هدف ساخت پهپادهاي تهاجمي آغاز به کار کرده که شائبه حضور پررنگ القاعده در اين عرصه را تقويت کرده است.
به نظر ميرسد مجموعههاي سلفي ـ تکفيري مستقر در افغانستان، که القاعده يکي از مهمترين آنهاست، بخشي از مأموريتهايي را که به طالبان سپرده شده _از جمله مأموريتهاي فراسرزميني_ در اختيار گرفتهاند.
اگر قرار باشد از جغرافياي افغانستان عملياتي در خارج از مرزهاي اين کشور طراحي و اجرا شود، القاعده و جنگجويان غير افغانستاني مستقر در اين کشور، از مناسبترين گزينهها براي چنين مأموريتهايي خواهند بود.
اينکه القاعده با حمايت کدام سازمانها يا کشورها و با چه اهدافي در همکاري با طالبان در جغرافياي افغانستان فعاليت ميکند، موضوع مهم ديگري است که بايد جداگانه بررسي شود. اما در رابطه با شيعيان، استنباط اوليه اين است که آنچه امروز درحال روي دادن است، بخشي از طراحي القاعده و نيروهاي سلفي است که در قالب ساختار طالبان درحال اجراست.
بنابراين، مواجهه کنوني طالبان با شيعيان را نميتوان صرفاً يک سياست سختگيرانه داخلي يا سليقه شخصي عبدالحکيم شرعي دانست. حتي دور از ذهن نيست که پس از مصادره حوزه علميه خاتمالنبيين، اين مجتمع به يکي از مهمترين مراکز تربيت نيروهاي سلفي ـ تکفيري توسط القاعده و همکاران آنان در طالبان تبديل شود.
ازسوي ديگر، شيعيان افغانستان در تمام پنج سال گذشته با منظومهاي از حوادث و سياستهاي برنامهريزيشده مواجه بودهاند؛ روندي که در آن، بخشي از خود شيعيان به مداحان و عوامل اجرايي طالبان بدل شده و برخي ظرفيتهاي دروني اين جامعه را به دست خود تضعيف کردهاند. همزمان، گرفتار شدن در «سندروم قورباغه پخته» باعث شده است سختگيريهاي جديد، مرحلهبهمرحله پذيرفته شوند؛ تا جايي که بخشي از جامعه، هر مرحله جديد را نه بهعنوان ادامه يک روند، بلکه بهعنوان يک اتفاق مستقل تلقي کرده است.
مجموعه اين تحولات، به اندازهاي پيچيده و چندلايه است که دشوار بتوان آن را صرفاً حاصل تصميم طالبان دانست.
با اين همه، شيعيان افغانستان يک تجربه تاريخي مهم دارند که تجربه حفظ مذهب و هويت در شرايطي بهمراتب دشوارتراست. آنان در دورههايي اين هويت را حفظ کردند که نه رسانهاي در اختيارشان بود، نه شبکهاي از نهادهاي اجتماعي و فرهنگي داشتند و نه امکان رساندن صدايشان به افکار عمومي جهان.
بنابراين، فشارهاي امروز ميتواند آسيبهاي جدي به جامعه شيعيان وارد کند، اما لزوماً به معناي پايان اين جامعه و هويت مذهبي آن نيست.
🔺 سيد احمد موسوي مبلغ
@jepress
🖌📄اين سياه نمايي فقط دشمن را روسفيد ميکند
🔻غلامرضا بني اسدي
⬅️ ديدهمان را چنان عادت دادهاند که «بود»ها را هم نه کمبود که « نبود» ببينيم. کمبود و نبود که جاي خود دارد. نميخواهم بگويم کمبود نيست و نبايد ديد، هست و همه مان هم با گوشت و پوست و استخوان آن را لمس ميکنيم اما« بود»ها هم کم نيست. اين چيزي است که نميخواهند ببينيم. دشمن با تخصص رسانه دارد ما را مديريت ميکند تا نبينيم داشتهها را و جاي« کم داشته»ها را چون چالههاي فضايي تصوير شود. از او نبايد جز اين را هم انتظار داشت. دارد جنگش را در همه ساحات پيش ميبرد. قصه او، قصه دشمني شيطان با انسان است و تجربه « لاغوينهم اجمعين» آنچه بايد در شمار « غير منتظره»ها دسته بندي کرد، رفتارِ« خود مخلص پندار» هاست که دارند همان راه را ميروند. حاصل تلاش يگانه اين جبهه دوگانه است که همه جا را سياه مينمايانيم حتي اگر خودمان سياه نبينيم. مهم است که ديگران سياه ببينند و اين را هم به حساب رقيب بگذارند. همين براي ما کافي است چون به حساب بيکفايتي او ميگذارند. همين که به هر شکل« نارضايتي» توسعه پيداکند ما« راضي» هستيم. اين واقعيتي است که برخي از ماها در هيئت يک جريان سياسي داريم شکل ميدهيم. پندارمان هم اين است که فلان را از صندلي بلند کنيم تا فلان بر آن بنشيند آن وقت نقد علمي و حرفهاي و صادقانه هم ميشود « سياه نمايي». ميشود « تضعيفِ نظام» ميشود« اقدام تبليغي عليه نظام». اصلا ميشود « اقدام عليه امنيت ملي» که بايد مورد « برخورد انقلابي» قرار گيرد. اما اين که ما خودمان حالا همان کار را ميکنيم، نه تنها سياه نمايي و تضعيف نظام و اقدام عليه امنيت ملي نيست که باعث قوام امنيت و قوت نظام و سفيد نمايي ميشود. انگار معيار حق و باطل هم ما و جناح ماست که هر باطلي را هم مرتکب شود عين حق است و ديگران هر حقي را هم انجام دهند باطل است که بايد برآن شوريد. با صداي بلند هم ميشورند. تريبون دارند و ميشورند. به توجيه هم لباس مشروعيت ميسازند براي اقدام غيرشرعي خود. فضاي مجازي فيلتر شده براي مردم هم براي شان آزاد است تا کمبود« عِده» را با «عُده» و پروفايلهاي جعلي و بلندگو جبران کنند. همه جا را سياه مينمايند و عملا خط سياه نمايي دشمن را پررنگتر ميکنند. در نهايت هم همان را رقم ميزنند که دشمن ميخواهد، اختلاف و انشقاق. خواست خودشان قطعا محقق نميشود که اگر الف برخاست، ب جايش بنشيند. نه، موريانههايي که رها کردهاند به جويدن ديوارها، سقف را بر سر همه آوار خواهد کرد. شايد بلندگو به دستها و سياه نويسان با خط سفيد خود اولين کساني باشند که زير آوار، در هم شکسته ميشوند. بگذريم، نميگويم سياه را بايد سفيد ديد نه، اين خطاست ميگويم سفيد را سياه نبينيد عادلانه و منصفانه عمل کنيد. گرهي اگر باز نميکنيد، خود گره نشويد در کار ملک و ملت. ميگوئيم خط دشمن را پررنگ نکنيد. نارضايتي که در عموميت بخشيدن به آن تلاش ميکنيد به رضايت شما منتهي نخواهد شد. لبخند را بر لب نتانياهو و ترامپ سرگشته و سرشکسته در جنگ خواهد نشاند. نتيجه اختلاف جزاين نيست....
@jepress