رفقا با ژیکان بانو حرف زدم نشد که روزای زوج پارت بزاریم هر دو مون یکم مشکل داریم که انشالله حل میشه ولی امروز همون دو پارت رو برای ساعت ۵ میزارم
سلام به همه!
من اومدممم🎀
بابت نبودم تو این چند روز واقعا متاسفم!
راس ساعت ۵ پارت داریم.
طبق روال قبلی☘
#پروندهیغریبهایاشنا
#part38
~\ شاهرخ /~
با نوری که از پنجره به صورتم تایید مجبور شدم چشم هامو باز کنم؛ سریع چشمامو بستم و برگشتم یه طرف دیگه ولی نور بدتر زد چشممو کور کرد!
دستی به چشمام کشیدم و زیرلب گفتم:
+ماهرخ خدا ازت نگذره با این پرده انتخاب کردنت!
من کلا یه یه ساعتی طول میکشید تا ویندوزم بالا بیاد.
گوشیم و برداشتم و به ساعت نگاهی انداختم ؛ ۷ و ۴۵
خوبه وقت هست؛
بلند شدم و بعد از انجام کار های مربوط به سرویس بهداشتی دوباره افتادم رو تخت، میخواستم بخوابم ولی با یادآوری چیزی سر جام نشستم.
یه دوش بگیرم اوکی میشم!
...
لباس هامو تنم کردم و با ادکلن دوش گرفتم. قبل از رفتن به سمت سازمان، آروم رفتم سمت اتاق ماهرخ تا اگه خوابه فلنگ و ببندم و برم!
درو خیلی آروم باز کردم و دیدم بله؛
پرنسس تو خواب نازه! رفتم و یه بوس خیلی آروم رو گونه سفیدش گذاشتم و سریع از اتاق اومدم بیرون.
کفشمو پوشیدم و سویچم رو برداشتم تا برم ولی یه لحظه وایسا......اگه بیدار شه.........
براش عین این خارجی ها یه نامه فدایت شوم...چیز یه نوشته گذاشتم که دارم میرم بیرون.
زیاد جزییات دروغین اضافه نکردم چون اصلا ماهرخ زیاد پر و پیچ من نمیشه که آی کجا میری آی نرو و فلان...!
نوشته رو زدم به در یخچال و از خونه زدم بیرون، سوار ماشین شدم و رفتم سمت سازمان.
........
+سلام عمو رحمان خوبی؟ خانواده خوبن؟
عمو رحمان هم مثل همیشه با لبخند دلنشینی جوابمو داد:
×اره پسرم شکر خدا همه خوبیم ، تو خوبی خواهرت خوبه؟
+الحمدلله بله ما هم خوبیم
بعد یکم خوش و بش با عمو رحمان رفتم به اتاق خودم تا ببینم بچه ها اونجان؛ چون همیشه که اونجا جمع میشیم؛
چیزی که بودن منو اینجا خاص میکرد سن کم و مهارتم بود!
مثل بقیه همکارام نبودم.
البته نمیگم اونا بدن من میگم من فرق دارم!
بیشتر همکارام سرد بودن و جدی! ولی خب من همون شاهرخم!
مقام و جایگاهمو به رخ کسی نمیکشیدم و سعی میکردم تا حد امکان مهربون باشم!
من همون شاهرخ کله شق قدیمم فقط یه چند تا مقام بهم اضافه شده! البته که جاهایی که نیازه کله شق و خونگرم میمونم!
ادامه دارد....
بهقلم: رازا
₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊
#پروندهیغریبهایاشنا
#part39
~\ شاهرخ /~
دروغ چرا توی کارم خیلی خیلی جدی و قاطع بودم!
بحث پرونده ها جدا بود و من دیگه اون شاهرخ توی خونه نبودم.
بگذریم...
دلم نمیخواد توی زندگی روزمره کسی رو پایین تر از خودمم ببینم!
به خاطر همین بود که به عمو رحمان و بچه ها گفته بودم باهام کمی راحت باشن!
به اتاق که رسیدم طبق معمول صدای خنده و خوش و پش هاشون میومد؛ همیشه همینن تا من نیام زیاد به کار اهمیت نمیدن!
آها!
بدون اینکه در بزنم سریع و محکم درو باز کردم و رفتم تو ولی صحنه ای که دیدم خیلی باحال بود!
دور هم جمع شده بودن و پاسور بازی میکردن! هی باهم بحث میکردن که آره تو داری تقلب میکنی و فلان!
تا منو دیدن سریع بلند شدن و همه باهم احترام گذاشتن!
عین بچه دبستانی ها صورتشون سرخ شده بود!
الان ماهرخ اینحا بود یه تیکه توپ میپروند!
مثلا میگفت: گروه سرود پیازچه!
به زور خندم رو داشتم کنترل میکردم و با لحنی که سعی میکردم جدی باشه گفتم؛
+آزاد!
همشون نامحسوس نفسشونو بیرون دادن که با لحن قبلی گفتم:
+شماها نمیخواید بزرگ شید؟!؟!؟!؟
_یکی نیست اینو به خودت بگه جناب تیمسار!
آراز که فهمید دارم نقش بازی میکنم اینو گفت و اومد جلو؛ ولی من همچنان دلم میخواست سر به سرشون بزارم. والا یکی نیست بگه تو خودت هنوز بزرگ نشدی!
+آراز خان حرف دهنتو بفهم خیر سرم تیمسارم هااا!!!
ولی آراز باور نکرد و همون آراز دیوونه بود!
_عه؟! خب به کفشم جنــــاب تیمســاااار!
با عصبانیت و حرص ساختگی نگاش کردم ولی اون از من جلو زد!
_ای بابا آقایی چرا اینقدر سخت میگیری توووووو
اینو با لحنی زنونه و کشدار گفت و منم دفتری که کنار دستم بود رو پرت کردم سمتش و اونم بلند بلند خندید.
نمیتونستم آدمش کنم!
نیما هم که دیگه فهمید چه خبره گفت:
×خیلی خب بابا جمع کنید دیگه!
و همه با هم زدیم زیر خنده
ادامه دارد....
بهقلم: رازا
₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊
شیعه مَہد؎🌱
#پروندهیغریبهایاشنا #part39 ~\ شاهرخ /~ دروغ چرا توی کارم خیلی خیلی جدی و قاطع بودم! بحث پرو
خب رفقا اینم دو پارت نوش نگاهتون🪄
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حال یک جامانده را جامانده میفهمد
فقط ...❤️🩹
#اربعین
#امام_حسین
حال یک جامانده را جامانده میفهمد
فقط ...❤️🩹
گر دخترکی پیش پدر ناز کند گره کربلای همه را باز کند🥀
خانم جان نزار امسال هم جا بمونم
هدایت شده از 🌴🇮🇷 کانال ظهور بسیار نزدیک است🇮🇷🌴
دوستان بزرگوار روشن ضمیر
شما رو بخدا
دعا کنید
تا میتوانید دعا کنید
که خدا صاحب ما را برساند
این دعا اثر وضعی بسیاری دارد ودافع جمیع بلایا است از شخص وایضا تمام شیعیان
🌴🌴🌴
حضرت الله جل جلاله
منت نهاده است بر ما
در میان ۸میلیارد انسان چرا ما را شیعه ی امیرالمومنین علیه السلام قرار داده است
ما چه کرده ایم ای مهربانترین مهربانان که ما را لباس زیبای ولایت پوشانده ای؟؟؟
الحمدالله من الازل الی الابد فی کل الحال و فی کل المکان و کل الزمان
🕋🌺🕋🌺
🌺ظهور بسیار نزدیک است🌺
@Zohorbesyarnazdikast
🌴اللهم عجل لولیک الفرج🌴