eitaa logo
جرعه ناب
692 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
365 ویدیو
28 فایل
علی گلایری سطح چهار(دکترای کلام اسلامی),استادحوزه و دانشگاه ، نویسنده @Aligelayeri 📘@جرعه_ناب ؛جرعه ای ازچشمه جوشان نهج‌البلاغه و معارف اهل بیت علیهم السلام ✏️کپی ازمطالب بدون ذکر منبع جایز است درنشر معارف اهل بیت علیهم السلام شریک باشیم
مشاهده در ایتا
دانلود
انا الَّذی سَمَّتنِی أمّی حیدره ضِرغام آجامٍ ولیثُ قَسوره منم که مادرم مرا حیدر نامیده، شیر بیشه‌‌ای هستم که خشم و قهرش سخت است. عَبلُ الذَّراعَینِ شَدیدِ القَسوره کَلَیثِ غاباتٍ کریهِ المنظره با بازوانی قوی و با خشمی سخت مانند شیر جنگل با منظری وحشتناک. أضرِبُ بِالسَّیفِ رِقابَ الکَفَرَ أکیلُکُم بِالسَّیفِ کَیلَ السَّندَرَه گردن کفار را می‌زنم،با شمشیرم، شما را با این شمشیرهمچون پیمانه بزرگ پیمانه می کنم (گروه گروه شمارا می کشم) ( خزانه الادب، ج۶، ‌ص۶۵) @jorenab 👇
امام‌ خامنه ای رحمه الله: اصل و موضوع «ولايت»، به عنوانِ استمرار نبوّت است. اين، موضوع مهمّى است. نبوّت عبارت است از گزاردن پيغام پروردگار در ميان بشر در برهه‌اى از زمان و تحقق اراده‌ى الهى به وسيله‌ى شخصى كه مبعوث و برگزيده‌ى پروردگار است. بديهى است اين دوره هم تمام مى‌شد و مى‌گذشت. كه: «انّك ميّت و انّهم ميّتون.»(۱۸) امّا اين حادثه‌ى الهى و معنوى، با رفتن پيغمبر، منقطع نمى‌شود؛ بلكه هر دو جنبه‌اش باقى مى‌ماند. يكى جنبه‌ى اقتدار الهى، حاكميّت دين و اراده‌ى پروردگار در ميان بشر است. .... جنبه‌ى دوم ...حال كه اين حاكميّت، با رفتن نبى قطع نمى‌شود و استمرار پيدا مى‌كند، نمى‌تواند يك حاكميّت برهنه و بى‌نصيب از معنوّيات پيغمبر باشد. درست است كه پيغمبر داراى مقام ممتازِ استثنايى است و هيچ كس ديگر با او مقايسه نمى‌شود؛ امّا استمرار وجود او، بايد متناسب با او باشد. ارزشهاىِ وجود مقدّس پيغمبر، بايد در كسى كه استمرار وجود اوست به قصد ظرفيّت آن شخص، حفظ شود. در آن دوره و فصل مهم از تاريخ نبوّت و ولايت، كه بايستى معصوم مى‌بود تا انحراف پيش نيايد، جز در وجود مقدّس اميرالمؤمنين، على‌بن‌ابى‌طالب عليه‌السّلام، چنين چيزى متحقّق و متبلور نبود (اردیبشهت ۷۴) @jorenab
امام هادی علیه السلام: ۱ .از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، ۲. صفا و صمیمیت مخواه، ۳.و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، ۴. و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست لاتَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنُ کَدَرْتَ علیه، وَلاَ الْوَفَاء لِمَنْ غَدَرْتَ به، و لا النُّصحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ الیه، فَاِنَّها قَلْبُ غَیرِکَ کَقَلْبِکَ له؛ (بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۷۰) @jorenab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم وزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمی‌دانم در این درگاه بی‌چونی همه لطف است و موزونی چه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمی‌دانم ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسن ز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمی‌دانم هزاران جان یعقوبی همی‌سوزد از این خوبی چرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمی‌دانم @jorenab
کتاب‌هایی نظیر عبقات‌ و الغدیر کوشششان در این است که ثابت کنند این احادیث متواترند. در این دو کتاب، مخصوصاً الغدیر، ناقلان حدیث غدیر طبقه به طبقه از قرن اول تا قرن چهاردهم ذکر شده‌اند. ابتدا شصت و چند نفر از طبقه صحابه پیغمبر را نام می‌برد (البته از کتب اهل تسنن). بعد، از طبقه تابعین ذکر می‌کند که از صحابه نقل کرده‌اند. اینها تقریباً مربوط به قرن اول می‌شوند. در قرون بعد نیز طبقه به طبقه نقل کرده است. مخصوصاً کاری که در الغدیر صورت گرفته این است که از جنبه ادبی قضیه استفاده کرده و این، کار خیلی خوبی است. عبقات‌ و کتاب‌های دیگر در این زمینه، بیشتر به نقل حدیثی تمسک کرده‌اند که در هر قرنی چه کسانی نقل کرده‌اند ولی‌ الغدیر از جنبه ادبی هم استفاده کرده است چون در هر عصری هر مطلبی که در میان مردم وجود داشته باشد شعرا آن را منعکس می‌کنند. شعرا منعکس کننده آن چیزی هستند که در زمان خودشان هست. می‌گوید اگر مسئله‌ غدیر مسئله‌ای بود که به قول آنها مثلًا در قرن چهارم به وجود آمده بود، دیگر در قرون اول و دوم و سوم شعرا این همه شعر درباره‌اش نگفته بودند. در هر قرنی ما می‌بینیم مسئله‌ غدیر جزء ادبیات آن قرن است. بنابراین چگونه می‌توانیم این حدیث را انکار کنیم؟! و این، از نظر تاریخی روش خوبی است. ما خیلی از اوقات برای اثبات وجود موضوعی در تاریخ، می‌رویم‌ سراغ ادبا. می‌بینیم در هر قرنی همه ادبا این موضوع را منعکس کرده‌اند. معلوم می‌شود که این، در زمان آنها فکر موجودی بوده است. عبقات‌ نیز گاهی برای یک حدیث یک کتاب نوشته است که در آن، راویان آن حدیث را ذکر کرده و اینکه آیا این راوی درست است یا نادرست، فلان کس گفته درست است و... یک شاخه درخت پرشجری درست کرده که اصلًا انسان حیرت می‌کند از این همه تتبّعی که این مرد داشته است. ( استاد مطهری، امامت و رهبری، ص73)
روزی شخصی یهودی از حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام پرسید : چه عددی است که بر تمام اعداد از یک تا 10 بخش پذیراست بدون آنکه باقیمانده داشته باشد؟ حضرت فرمود :اگر بگویم مسلمان می شوی ? یهودی گفت :بله حضرت فرمود: اضْرِبْ أُسْبُوعَکَ فِی شَهْرِکَ ثُمَّ مَا حَصَلَ لَکَ فِی أَیَّامِ سَنَتِکَ تَظْفَرْ بِمَطْلُوبِکَ عدد ایام هفته ات را در عدد ماه ضرب کن سپس حاصل انرا درسالت ضرب بکن . عدد مورد نظرت بدست می آید . یهودی ۷ را در ۳۰ضرب کرد و حاصل آن ۲۱۰ را در ۳۶۰ روز ضرب کرد شد ۷۵۶۰۰ که بر همه اعداد بخش پذیر است @jorenab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرائن دال بر ولایت امیرالمومنین در غدیر خم 1. قرآن می فرماید آنچه به تو گفتیم را بیان کن و از مردم نترس چون خداوند ترا حفظ خواهد کرد« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس‌»( ) معلوم می شود که این مطلب مهمی است که حضرت از بیان آن نگران بود 2.همانطور که قبلا گذشت پیامبر اکرم صلی الله از مردم اقرار گرفت که آیا من بر شما از خود شما اولی نیستم گفتند بله آنگاه فرمود هرکس من مولای او هستم علی مولای اوست و این جمله حضرت به آیه ۶ احزاب اشاره دارد که فرمود نبی بر شما از شما اولی است« النَّبِيُّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِم‌» و در آیه ۳۶ می‌گویداولی بودن به این معنی است که وقتی پیامبر صلی الله چیزی فرمود کسی حق ندارد از آن سرپیچی کند. بعدفرمود هرکس خلاف فرمان خدا ورسول عمل کند دچار گمراهی اشکار شده است « ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِينا» بخوبی روشن است چنین معنایی از «مولی» به معنای سرپرستی است واگر به معنای دوستی باشد اولا نداشتن اختیار معنی ندارد زیرا اختیار به امور ارادی بر می گردد واموری که فعل محسوب شود نه امور قلبی که در اختیار انسان نیست ثانیا نافرمانی وتخلف مربوط به دستور است پس با قرینه ای که حضرت ذکر نمود معلوم میشود مراداز مولی سرپرستی است همانطور که در ذیل سخن حضرت که فرمود اللهم وال من والاه بخاطر قرینه دعا بودن وهمینطور جمله وعاد من عاداه مراد دوستی است نکته : به نظر می رسد اولین بار فخر رازی در کتاب (نهایه المعقول) این احتمال را مطرح کرد که مولی به معنای دوستی است (فخر رازی متولد 544 ومتوفای 606) یعنی حدود پانصدی واندی سال بعد از واقعه غدیر بحث مولی به معنای دوستی مطرح شد وقبل ازآن چنین احتمالی را کسی نگفته بود @jorenab
خداوند متعال نور است و دوری از مبدا نور باعث افتادن در تاریکی و گمراهی خواهد شد مریضیِ «خودبرتر بینی» یاهمان«تکبر» موجب می شود که انسان از خداوند متعال دور شود اساس و ریشه گرفتاری ها از تکبر است و هر غفلت و اشتباهی به نوعی به تکبر بر می گردد حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه قاصعه تکبر را علت نابودی شیطان می داند لذا می فرماید: آيا نمى بينيد كه خداوند چگونه او(شیطان) را ۱ـ به سبب تكبرش حقير ساخت ۲ـو به سبب بلند پروازيش پست و بيمقدار نمود ۳ـ و در دنيا مطرودش ساخت ۴- و در آخرت هم عذاب آتش را برایش مهیا نمود. « أَ لَا تَرَوْنَ كَيْفَ صَغَّرَهُ اللَّهُ بِتَكَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ، فَجَعَلَهُ فِي الدُّنْيَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْآخِرَةِ سَعِيراً». (نهج البلاغه خطبه۱۹۲) @jorenab