«حروف قلقله»
حروف دارای صفت قلقله را «حروف قلقله» میگویند، و عبارتند از: (ق - ط - ب - ج- د) که برای سهولت یادگیری در عبارت «قطب جد» جمع شدهاند.
اگر یکی از این ۵ حرف در کلمهای قرار بگیرند به شرطی که ساکن باشند قابل تلفظ نیستند و لذا برای سهولت تلفظ، کمی آنها را متمایل به حرکت میکنند. در «ق» و «ط» میل به ضمه میدهند تا استعلای آنها حفظ شود و ما بقی میل به کسره یا فتحه داده میشود
@jorenab
آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!
الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّـهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُون
(توبه - ۲۰)
@jorenab
نشانۀ ايمان آن است كه
۱.راست بگويى، آنگاه كه تو را زيان رساند،
۲.و دروغ نگويى كه تو را سود رساند
۳. و آن كه بيش از مقدار عمل سخن نگويى،
۴.و چون از ديگران سخن گويى از خدا بترسى
اَلْإِيمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ اَلصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ عَلَى اَلْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ وَ أَلاَّ يَكُونَ فِي حَدِيثِكَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِكَ وَ أَنْ تَتَّقِيَ اَللَّهَ فِي حَدِيثِ غَيْرِكَ
نهج البلاغه حکمت ۴۵۸
پس
الف )راست زیان آور بر دروغ سودمند برتری دارد چون دروغ انسان را از حق دور می کند گرچه بظاهر سودمند است اما در حقیقت افتادن در ره گمراهی است که مدتی که گذشت زشتی خود را نشان می دهد
ب)به اندازه علم سخن گفتن تا حرف بر عمل پیشی نگیرد بلکه عمل است که باید بر سخن پیشی بگیرد
ج)خداوند را حاضر دیدن چون خلایق بنده های او هستند و خداوند مولای انهاست سزاور نیست نزد مولا از بنده اش بد گفتن
@jorenab
حروف تَفخیم
تَفخیم به معنای درشت و محکم ادا کردن حرف می باشد اصطلاحات علم تجوید و عبارت است از تلفّظ درشت و محکم حرف؛ بهگونهای که هنگام ادا دهان از صدای آن پر شود. این صفت برای حروف استعلاء (خ، ص، ض، غ، ط ، ق ، ظ =خص ضغط قظ) و نیز برای دو حرف «ل» و «ر» ذکر شده است.
ترقیق
عبارت است از « نازک و کم حجم تلفظ کردن حرف یا حرکت» که غیر از حروف تفخیم می باشد
@jorenab
تعجب است از حسودان از غفلت سلامتی جسمشان
اَلْعَجَبُ لِغَفْلَةِ اَلْحُسَّادِ عَنْ سَلاَمَةِ اَلْأَجْسَادِ
(نهج البلاغه حکمت ۳۲۵)
می گویم:
این سخن بخوبی نشان می دهد حسادت نه تنها برروح و روان انسان اثر منفی می گذارد بلکه بر جسم نیز اثر منفی دارد
البته ابن میثم درشرح این سخن بیان دیگری دارد می نویسد:
«چون حسد بيشتر اوقات در مورد ثروت، مقام و ساير زرق و برقهاى دنيايى است. پس اين كه حاسدان حسدورزى نسبت به تندرستى ديگران را وامىگذارند، كه بزرگترين نعمتهاى جهان است، جاى تعجّب است.»
(شرح نهج البلاغه ابن میثم ج۵ص۳۵۶)
@jorenab
«از عصيان خداوند در خلوتگاهها بپرهيزيد، چراكه شاهد، همان حاكم و دادرس است»
اِتَّقُوا مَعَاصِيَ اللّٰهِ فِي الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ
(نهج البلاغه حکمت ۳۲۴)
می گویم:
این سخن بدین معناست خداوند متعال همیشه شاهد و ناظر ماست
به تعبیر قرآن کریم
«هيچگاه سه نفر با هم نجوا نمىكنند مگر اينكه خدا چهارمين آنهاست، و هيچگاه پنج نفر با هم نجوا نمىكنند مگر اينكه خدا ششمين آنهاست، و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از آن مگر اينكه او همراه آنهاست هرجا كه باشند، سپس روز قيامت آنها را از اعمالشان آگاه مىسازد، چراكه خدا به هرچيزى داناست!»
«مٰا يَكُونُ مِنْ نَجْوىٰ ثَلاٰثَةٍ إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ وَ لاٰ خَمْسَةٍ إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ وَ لاٰ أَدْنىٰ مِنْ ذٰلِكَ وَ لاٰ أَكْثَرَ إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مٰا كٰانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ إِنَّ اَللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»
@jorenab