حروف تَفخیم
تَفخیم به معنای درشت و محکم ادا کردن حرف می باشد اصطلاحات علم تجوید و عبارت است از تلفّظ درشت و محکم حرف؛ بهگونهای که هنگام ادا دهان از صدای آن پر شود. این صفت برای حروف استعلاء (خ، ص، ض، غ، ط ، ق ، ظ =خص ضغط قظ) و نیز برای دو حرف «ل» و «ر» ذکر شده است.
ترقیق
عبارت است از « نازک و کم حجم تلفظ کردن حرف یا حرکت» که غیر از حروف تفخیم می باشد
@jorenab
تعجب است از حسودان از غفلت سلامتی جسمشان
اَلْعَجَبُ لِغَفْلَةِ اَلْحُسَّادِ عَنْ سَلاَمَةِ اَلْأَجْسَادِ
(نهج البلاغه حکمت ۳۲۵)
می گویم:
این سخن بخوبی نشان می دهد حسادت نه تنها برروح و روان انسان اثر منفی می گذارد بلکه بر جسم نیز اثر منفی دارد
البته ابن میثم درشرح این سخن بیان دیگری دارد می نویسد:
«چون حسد بيشتر اوقات در مورد ثروت، مقام و ساير زرق و برقهاى دنيايى است. پس اين كه حاسدان حسدورزى نسبت به تندرستى ديگران را وامىگذارند، كه بزرگترين نعمتهاى جهان است، جاى تعجّب است.»
(شرح نهج البلاغه ابن میثم ج۵ص۳۵۶)
@jorenab
«از عصيان خداوند در خلوتگاهها بپرهيزيد، چراكه شاهد، همان حاكم و دادرس است»
اِتَّقُوا مَعَاصِيَ اللّٰهِ فِي الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ
(نهج البلاغه حکمت ۳۲۴)
می گویم:
این سخن بدین معناست خداوند متعال همیشه شاهد و ناظر ماست
به تعبیر قرآن کریم
«هيچگاه سه نفر با هم نجوا نمىكنند مگر اينكه خدا چهارمين آنهاست، و هيچگاه پنج نفر با هم نجوا نمىكنند مگر اينكه خدا ششمين آنهاست، و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از آن مگر اينكه او همراه آنهاست هرجا كه باشند، سپس روز قيامت آنها را از اعمالشان آگاه مىسازد، چراكه خدا به هرچيزى داناست!»
«مٰا يَكُونُ مِنْ نَجْوىٰ ثَلاٰثَةٍ إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ وَ لاٰ خَمْسَةٍ إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ وَ لاٰ أَدْنىٰ مِنْ ذٰلِكَ وَ لاٰ أَكْثَرَ إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مٰا كٰانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ إِنَّ اَللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»
@jorenab
إِنَّ اللَّهَ کَتَبَ الْقَتْلَ عَلَی قَوْمٍ وَ الْمَوْتَ عَلَی آخَرِینَ وَ کُلٌّ آتِیهِ مَنِیَّتُهُ کَمَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ فَطُوبَی لِلْمُجَاهِدِینَ فِی سَبِیلِهِ وَ الْمَقْتُولِینَ فِی طَاعَتِهِ.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۳ص۱۸۴)
«همانا خداوند برای گروهی کشته شدن (شهادت) را مقدر کرده و برای گروهی دیگر مرگ طبیعی را نوشته است؛ و هر کس به همان سرنوشتی که خدا برای او مقرر داشته خواهد رسید. پس خوشا به حال مجاهدان در راه خدا و آنان که در اطاعت او کشته میشوند.»
این عبارت بر چند اصل مهم در معارف اسلامی تأکید دارد:
۱. اجل و سرنوشت حتمی انسان
در قرآن آمده است:
«فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ»
«چون اجلشان فرا رسد، نه ساعتی تأخیر میکنند و نه پیشی میگیرند.»
این روایت بیان میکند که مرگ هر انسان زمان معینی دارد. برخی به مرگ طبیعی از دنیا میروند و برخی به شهادت؛ اما هیچکس از اجل مقدر خود فرار نمیکند.
۲. فضیلت شهادت
در روایات اسلامی، شهید کسی است که جان خود را آگاهانه در راه خدا فدا میکند. از نگاه اهلبیت(ع)، شهادت صرفاً یک نوع مرگ نیست، بلکه مرتبهای از قرب الهی است.
از امام علی بن ابیطالب نقل شده است:
«به خدایی که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، هزار ضربت شمشیر بر من آسانتر از مردن در بستر است.»
إِنَّ أَكْرَمَ اَلْمَوْتِ اَلْقَتْلُ وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى اَلْفِرَاش
(غررالحکم ج۱ص۴۴۴)
این سخن نشان میدهد که اولیای الهی شهادت را لقای محبوب و اوج بندگی میدانستند.
امام حسین علیه الاسلام
«فان تکن الابدان للموت اُنشأتْ
فقتْلُ امْرِءٍ بالسیف فی اللهِ افضلُ»
«اگر بدنها برای مرگ خلق شدهاند پس، کشته شدن فرد در راه خدا بهتر است» (بحارالانوار ج44 ص374)
۳. ارزش نیت و طاعت
عبارت «المقتولین فی طاعته» نشان میدهد که صرف کشته شدن فضیلت نیست؛ بلکه کشته شدن در مسیر اطاعت خدا ارزشمند است. بنابراین معیار اصلی، نیت الهی و جهت حرکت انسان است.
۴. همانگونه که مرگ بدوقسم طبیعی و شهادت در راه خدا تقسیم می شود
شهادت نیز دو صورت دارد
شهادت ظاهری: کشته شدن در راه خدا.
شهادت باطنی: نابود شدن خودبینی و انانیت در برابر اراده الهی.
که این قسم تا اتفاق نیوفتد شهادت ظاهری محقق نمی شود
آنچه در حدیث مشهور «موتوا قبل أن تموتوا» (بمیرید پیش از آنکه بمیرید)
(بحارالانوار ج۶۹ص۵۹)
مطرح میشود، همین مرگ اختیاریِ نفس است.
۵.واژه «طوبی» تنها به معنای خوشبختی دنیوی نیست؛ بلکه اشاره به سعادت جاودانه و قرب الهی دارد.
۶.از منظر قرآن کریم کسانی که در راه خداوند متعال به شهادت می رسند در حقیقت نه تنها مرده نیستند بلکه حتی ناکام هم نخواهند بود
وقتی در جنگ صدر اسلام برخی از مجاهدان در راه خدا به شهادت می رسیدند عده ای زبان به اعتراض می گشودند که چرا این افراد رفته خودرا نابود ساختند
قرآن کریم می فرماید :
الف – خیال نکنید اینان که در راه کشته شدند مرده اند بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می خورند « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون »(آل عمران:169)
ب- بخاطر نعمتهایی که خداوند متعال از فضل خویش به آنها بخشیده است خوشحال هستند « َ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه »
ج- به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدند بشارت میدهند که خداوند به آنان الطاف فراوانی عنایت خواهد کرد پس نه ترسی دارند ونه اندوهی خواهند داشت « ِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون »(آل عمران :170)
د-نعمت وفضل الهی را می بینند شادمانند ومی بینند که خداوند پاداش مومنان را ضایع نمی کند « َ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِين »(آل عمران :171)
پس شهادت نه نابودی است ونه ناکامی و رسیدن به مقامی است که حتی اهل بیت عصمت وطهارت آنرا از خداوند متعال خواستارند لذا حضرت علی علیه السلام می فرماید از خداوند مقام شهدا را خواستاریم
« نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ، »(خطبه 23)
بنابراین می توان گفت:
خداوند برای هر انسانی راهی به سوی ملاقات خویش قرار داده است؛ برخی از راه شهادت ظاهری و برخی از راه مرگ طبیعی. اما سعادتمند واقعی کسی است که در مسیر اطاعت خدا زندگی کند و سرانجام با تسلیم کامل به اراده او برسد.
@jorenab
حروف مهموسه
کلمه «همس» به معنای آهسته است و حروف مهموسه به حروفی گفته می شود که جوهر صدا آشکار نمیشود و نفس از جریان باز نمیماند؛ بلکه به آهستگی تلفظ میشوند
حروفی که صفت همس را دارند عبارتاند از: «ت، ث، ح، خ، س، ش، ص، ف، ک، ه».
همس از صفات ذاتی حروف ده گانه یاد شده است؛ که علمای تحوید در سه کلمه انهارا جمع کردند
«فحثه،شخص،سکت»
@jorenab