eitaa logo
جرعه‌نوش | احسان‌زاده
176 دنبال‌کننده
8 عکس
1 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بهتر است اُمّ ابیها را به جای "مادر پدرش"، "پناهگاه پدرش" ترجمه کنیم. در فارسی هر دو کلمه‌ی اُم و والده را به مادر معنی می‌کنیم. ولی والده یعنی زن زاینده‌ی فرزند و اُم یعنی پناهگاه و محل توجه فرزند (هم‌خانواده با امام). چنان‌چه شهر مرکزی یک منطقه را امّ‌القری گویند. حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) پناه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند. @jorenush
پيامبر (صلى الله عليه و آله): الشِّتاءُ رَبيعُ المُؤمنِ؛ يَطولُ فيه لَيلُهُ فَيَستَعينُ بِهِ عَلَى قِيامِهِ و يَقصُرُ فيهِ نُهارُهُ فَيَستَعينُ بِهِ عَلَى صيامِهِ. ، بهار مؤمن است؛ از شب‌هاى طولانى‌‌اش براى شب‌زنده‌دارى و از روزهاى كوتاهش براى روزه‌دارى بهره مى‌‌گيرد. امالی (صدوق)
اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ
قال ابوجعفر محمد الباقر عليه‌السلام: ما شيعَتُنا اِلاّ مَنْ اتَّقى اللّهَ و أطاعَهُ، و ما كانُوا يُعَرفُون الاّ بالتَّواضُعِ والتَّخَشُّعِ و أداءِ الأمانَةِ و كَثرةِ ذِكرِاللّهِ والصَّومِ و الصَّلاةِ والبرِّ بِالْوالِدَيْنِ و تَعهُّدِ الجيرانِ من الفُقَراءِ و ذَوى اَلْمَسْكَنَةِ والْغارِمينَ والإيتام، و صِدْقِ الْحَديثِ و تَلاوَةِ القُرآنِ و كَفِّ الألْسُنِ عَنِ النّاسِ الاّ مِنْ خيرٍ و كانُوا أُمَناءُ عشائِرِهم فى الأشياءِ. امام باقر عليه‌السلام فرمود:  ی ما نيست مگر كسى كه ى الهى داشته باشد و از خدا كند، شيعه ما شناخته نمى‌شود، جز با ، افتادگى، ، فراوان، روزه، ، نيكى به پدر و مادر، به همسايگان فقير و بينوا و بده‌كار و يتيم، راستگويى و تلاوت ، شيعه ما درباره ديگران جز خير چيزى نگويد و امين قبيله‌اش باشد. (اصول الکافی؛ تحف العقول)
دی‌ماه پر است از ملت ایران در عرصه‌های گوناگون؛ ۴: سردار شهید ۷: آیت‌الله شهید حسین ۱۲: علامه محمدتقی ۱۳: سردار شهید ۱۴: شهید دکتر سعید ۱۶: شهید ۲۰: میرزا تقی خان فراهانی ۲۱: شهید مصطفی ۲۷: سید مجتبی و دیگر شهیدان دی، ماهِ قهرمانی و مجاهدت ایران هم هست. به یاد قهرمانان ناشناخته‌ی و و شهدای مظلوم و و حماسه‌ی جاودان و تشییع بی‌نظیر و در نهایت: سیلی ملت ایران به صورت آمریکا در و ۲۲ دی ۹۴، روز ذلت در برابر هیبت در و ۲۶ دی ۵۷، روز دومین فرار از ترس دی، ماه حماسه و قهرمانی ملت ایران است. @jorenush
جرعه‌نوش | احسان‌زاده
از آن‌جا که این دیدگاه، کمابیش در میان انقلابیون ایران نیز مطرح می‌شود، چند نکته را یادآوری می‌کنم: ۱. بمب هسته‌ای یک جنگ‌افزار کشتار جمعی با آثار مخرّب بلندمدت زیستی است. روشن است که استفاده از این ابزار که علاوه بر کشتار بی‌گناهان، ناگزیر به افراد غیردخیل در جنگ نیز آسیب رسانده و محیط‌زیست را تا سال‌ها آلوده می‌کند، نمی‌تواند مورد تجویز اسلام باشد. ۲. ممکن است گفته شود که داشتن این ابزار نظامی، لزوماً به معنای استفاده از آن نیست، در حالی که می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند. پس دارابودن بمب هسته‌ای نه‌تنها حرام نیست، بلکه در شرایط تهدید، واجب است. این استدلال مخدوش است؛‌ چراکه ساخت بمب هسته‌ای اگر همراه با تعهد به عدم استفاده از آن باشد، کارایی ندارد؛ چراکه بازدارندگی در صورتی است که طرف مقابل، احتمال بهره‌گیری از آن را بدهد. و اگر داشتن این بمب، احتمال استفاده از آن را در نظر مخاطب جهانی ایجاد کند، جمهوری اسلامی یکی از مهم‌ترین خطوط قرمز هوینی خود یعنی پای‌بندی به اسلام و حقوق انسان و اخلاق را زیر پا نهاده و دیگر جمهوری اسلامی نیست،‌ بلکه یکی از انواع حکومت‌های استبدادی است که حاضر است برای حفظ خود دست به هر اقدامی بزند. ۳. یکی از مهم‌ترین وجوه جذابیت این نظام، رعایت این اصول در عین کسب قدرت است که سبب توجه جمع زیادی از مردم جهان به آن شده است. بمب هسته‌ای مهم‌ترین جاذبه‌ی نظام اسلامی ایران که مردم آزاده‌ی جهان را حامی خود کرده، از او خواهد گرفت. و از قضا یکی از وجوه مهم بازدارندگی و مصونیت ایران، حمایت افکار عمومی جهان از منطق جمهوری اسلامی است. اقدام به تهیه‌ی بمب هسته‌ای، این بازدارندگی را از ایران خواهد ستاند. ۴. ایراد دیگرِ این استدلال، منحصر دانستن بازدارندگی نظامی به جنگ‌افزار هسته‌ای است. در حالی که جمهوری اسلامی، به گونه‌های مختلف،‌ بازدارندگی ایجاد کرده و هم‌چنان آن را گسترش می‌دهد. ۵. تحریم سلاح هسته‌ای، نه یک حکم موقت حکومتی، بلکه با توجه به مبانی فوق، یک فتوای مداوم است. از این رو، سخن کسانی که از امکان تغییر آن در نظر رهبر انقلاب می‌گویند،‌ ناروا و غیرفنی است. ۶. هم‌چنین، سخن جناب علی‌زاده که از دیگر فقهاء درخواست چنین فتوایی دارد نیز نارواست،‌ چراکه در امور اجتماعی و حکومتی،‌ تنها نظر فقیهِ حاکم به اجرا گذارده می‌شود، ورنه نظام اجتماعی و سیاسی به هرج‌ومرج کشیده خواهد شد. @jorenush
بسم الله الرحمن الرحیم شناخت ما از صحنه- برگرفته از رؤیت‌ها و روایت‌هایی که به دست می‌آوریم- منجر به شکل‌گیری یک تحلیل در ذهن ما می‌شود. و این تحلیل، با استمداد از اصول ما، موضع ما را در قبال صحنه شکل می‌دهد. و آن موضع، پایه‌ای برای رفتارها و گفتارهای ماست. شناخت امروز ما از صحنه چیست؟ هر یک از ما موظفیم تا با به‌دست‌آوردن روایتی و ، به قدر وسعمان، به شناختی واقعی دست یابیم. بخشی از انباشتِ دیده‌ها، روایت‌ها و تحلیل‌هایی که به آنان دست‌رسی داریم، و منطقی که بر محاسباتی فکری ما حاکم است، را شکل می‌دهند. مراد از منطق محاسباتی، چیزهایی است مثل این‌ها: به چه روایت‌هایی می‌کنیم و ملاک واقع‌نمایی آن‌ها را چه می‌دانیم؛ چگونه تعارض‌ها و ناهم‌خوانی‌های روایات مختلف را رفع کرده و آنان را با یکدیگر جمع می‌کنیم؛ در مواجهه با روایت‌ها و تحلیل‌ها، کدام بخش مورد توجه ماست؛ ذهنی ما به کدام سمت است و با کدام رویکرد به جذب روایت‌ها می‌پردازیم؛ مُحکَمات فکری ما کدام‌اند که متشابهات را بر آنان حمل کنیم؛ و ... به علاوه، هر یک از ما در پیوند با جامعه‌ای از انسان‌های پیرامون خودیم و معمولاً آن‌چه در شعاع پیرامونی ما به روایت غالب تبدیل شود، یا مورد پذیرش ما واقع می‌شود و یا ما را- بسته به میزان تأثیرپذیری یا استقلال فکریمان- متأثر می‌سازد؛ حتی اگر با آن مخالف باشیم. حال، با ذکر این مقدمات، یک بار با خود مرور کنیم: شناخت امروز ما از صحنه و به تبع آن، موضع ما، چگونه شکل گرفته است؟ روایت‌هایی که ذهنیت ما را شکل می‌دهند، تا چه حد موثقند؟ و تا اندازه کامل و جامع‌اند؟ اصول و معیارهای حاکم بر نظام اندیشه‌ی ما کدام‌اند؟ کشش‌های پنهان قلبی ما و تأثیرشان بر گرایش‌های فکریمان تا چه اندازه برای ما شناخته‌شده‌اند؟ تا چه حد متأثر از فضای پیرامونی خویشیم و تا چه اندازه استقلال داریم؟ اصلاً ما در کدام نظام پیوندی- موالات اجتماعی- زیست می‌کنیم؟ (و روشن است که امروزه، نظام پیوند ما بیش از اطرافیان عینی، از اطرافیان رسانه‌ای متشکل است.) ادامه دارد... @jorenush