دیماه پر است از #قهرمانان ملت ایران در عرصههای گوناگون؛
۴: سردار شهید #سید_رضی_موسوی
۷: آیتالله شهید حسین #غفاری
۱۲: علامه محمدتقی #مصباح_یزدی
۱۳: سردار شهید #قاسم_سلیمانی
۱۴: شهید دکتر سعید #کاظمی_آشتیانی
۱۶: شهید #محمدحسین_علمالهدی
۲۰: میرزا تقی خان فراهانی #امیرکبیر
۲۱: شهید مصطفی #احمدی_روشن
۲۷: سید مجتبی #نواب_صفوی و دیگر شهیدان #فداییان_اسلام
دی، ماهِ قهرمانی و مجاهدت #ملت_قهرمان ایران هم هست. به یاد قهرمانان ناشناختهی #نوزده_دی و #کربلای_پنج
و شهدای مظلوم #کربلای_چهار و #عاشورای_۸۸
و حماسهی جاودان #نهم_دی
و تشییع بینظیر #سردار_دلها
و در نهایت: سیلی ملت ایران به صورت آمریکا در #عین_الاسد
و ۲۲ دی ۹۴، روز ذلت #تکاوران_آمریکایی در برابر هیبت #دلیران_ایرانی در #خلیج_فارس
و ۲۶ دی ۵۷، روز دومین فرار #شاه_خائن از ترس #خشم_مردم
دی، ماه حماسه و قهرمانی ملت ایران است.
#تاریخ_خوانی
@jorenush
جرعهنوش | احسانزاده
از آنجا که این دیدگاه، کمابیش در میان انقلابیون ایران نیز مطرح میشود، چند نکته را یادآوری میکنم:
۱. بمب هستهای یک جنگافزار کشتار جمعی با آثار مخرّب بلندمدت زیستی است. روشن است که استفاده از این ابزار که علاوه بر کشتار بیگناهان، ناگزیر به افراد غیردخیل در جنگ نیز آسیب رسانده و محیطزیست را تا سالها آلوده میکند، نمیتواند مورد تجویز اسلام باشد.
۲. ممکن است گفته شود که داشتن این ابزار نظامی، لزوماً به معنای استفاده از آن نیست، در حالی که میتواند بازدارندگی ایجاد کند. پس دارابودن بمب هستهای نهتنها حرام نیست، بلکه در شرایط تهدید، واجب است.
این استدلال مخدوش است؛ چراکه ساخت بمب هستهای اگر همراه با تعهد به عدم استفاده از آن باشد، کارایی ندارد؛ چراکه بازدارندگی در صورتی است که طرف مقابل، احتمال بهرهگیری از آن را بدهد.
و اگر داشتن این بمب، احتمال استفاده از آن را در نظر مخاطب جهانی ایجاد کند، جمهوری اسلامی یکی از مهمترین خطوط قرمز هوینی خود یعنی پایبندی به اسلام و حقوق انسان و اخلاق را زیر پا نهاده و دیگر جمهوری اسلامی نیست، بلکه یکی از انواع حکومتهای استبدادی است که حاضر است برای حفظ خود دست به هر اقدامی بزند.
۳. یکی از مهمترین وجوه جذابیت این نظام، رعایت این اصول در عین کسب قدرت است که سبب توجه جمع زیادی از مردم جهان به آن شده است. بمب هستهای مهمترین جاذبهی نظام اسلامی ایران که مردم آزادهی جهان را حامی خود کرده، از او خواهد گرفت. و از قضا یکی از وجوه مهم بازدارندگی و مصونیت ایران، حمایت افکار عمومی جهان از منطق جمهوری اسلامی است. اقدام به تهیهی بمب هستهای، این بازدارندگی را از ایران خواهد ستاند.
۴. ایراد دیگرِ این استدلال، منحصر دانستن بازدارندگی نظامی به جنگافزار هستهای است. در حالی که جمهوری اسلامی، به گونههای مختلف، بازدارندگی ایجاد کرده و همچنان آن را گسترش میدهد.
۵. تحریم سلاح هستهای، نه یک حکم موقت حکومتی، بلکه با توجه به مبانی فوق، یک فتوای مداوم است. از این رو، سخن کسانی که از امکان تغییر آن در نظر رهبر انقلاب میگویند، ناروا و غیرفنی است.
۶. همچنین، سخن جناب علیزاده که از دیگر فقهاء درخواست چنین فتوایی دارد نیز نارواست، چراکه در امور اجتماعی و حکومتی، تنها نظر فقیهِ حاکم به اجرا گذارده میشود، ورنه نظام اجتماعی و سیاسی به هرجومرج کشیده خواهد شد.
@jorenush
بسم الله الرحمن الرحیم
شناخت ما از صحنه- برگرفته از رؤیتها و روایتهایی که به دست میآوریم- منجر به شکلگیری یک تحلیل در ذهن ما میشود. و این تحلیل، با استمداد از اصول #دستگاه_محاسباتی ما، موضع ما را در قبال صحنه شکل میدهد. و آن موضع، پایهای برای رفتارها و گفتارهای ماست.
شناخت امروز ما از صحنه چیست؟
هر یک از ما موظفیم تا با بهدستآوردن روایتی #صحیح و #منسجم، به قدر وسعمان، به شناختی واقعی دست یابیم. بخشی از انباشتِ دیدهها، روایتها و تحلیلهایی که به آنان دسترسی داریم، و منطقی که بر محاسباتی فکری ما حاکم است، #کلان_روایت را شکل میدهند.
مراد از منطق محاسباتی، چیزهایی است مثل اینها:
به چه روایتهایی #اعتماد میکنیم و ملاک #سنجش واقعنمایی آنها را چه میدانیم؛
چگونه تعارضها و ناهمخوانیهای روایات مختلف را رفع کرده و آنان را با یکدیگر جمع میکنیم؛
در مواجهه با روایتها و تحلیلها، کدام بخش مورد توجه ماست؛
#جهتگیری ذهنی ما به کدام سمت است و با کدام رویکرد به جذب روایتها میپردازیم؛
مُحکَمات فکری ما کداماند که متشابهات را بر آنان حمل کنیم؛ و ...
به علاوه، هر یک از ما در پیوند با جامعهای از انسانهای پیرامون خودیم و معمولاً آنچه در شعاع پیرامونی ما به روایت غالب تبدیل شود، یا مورد پذیرش ما واقع میشود و یا ما را- بسته به میزان تأثیرپذیری یا استقلال فکریمان- متأثر میسازد؛ حتی اگر با آن مخالف باشیم.
حال، با ذکر این مقدمات، یک بار با خود مرور کنیم: شناخت امروز ما از صحنه و به تبع آن، موضع ما، چگونه شکل گرفته است؟
روایتهایی که ذهنیت ما را شکل میدهند، تا چه حد موثقند؟ و تا اندازه کامل و جامعاند؟
اصول و معیارهای حاکم بر نظام اندیشهی ما کداماند؟
کششهای پنهان قلبی ما و تأثیرشان بر گرایشهای فکریمان تا چه اندازه برای ما شناختهشدهاند؟
تا چه حد متأثر از فضای پیرامونی خویشیم و تا چه اندازه استقلال داریم؟
اصلاً ما در کدام نظام پیوندی- موالات اجتماعی- زیست میکنیم؟ (و روشن است که امروزه، نظام پیوند ما بیش از اطرافیان عینی، از اطرافیان رسانهای متشکل است.)
ادامه دارد...
#شناخت_صحنه
#جنگ_روایتها
#جنگ_شناختی
@jorenush
جرعهنوش | احسانزاده
بسم الله الرحمن الرحیم شناخت ما از صحنه- برگرفته از رؤیتها و روایتهایی که به دست میآوریم- منجر به
هر یک از ما، امروز اگر خود را مؤمن و عضوی از حزبالله میداند، باید به این سؤالات پاسخی روشن- لااقل در نزد خود- داشته باشد. نمیتوان به طرح اسلام برای هر یک از این عرصهها بیتوجه بود، و آنگاه با عنوان یک مؤمن به اسلام، به کنشگری پرداخت.
اگر خود را در موالات با جامعهای قرار دادهایم که بدنهی آن را مؤمنان به حق و محور آن را ولی حق شکل میدهد، دانستهها و تحلیلهایمان را در نسبتی مشخص با این شبکه تعریف خواهیم کرد. نمیتوان به عنوان یک مؤمن روایتی داشته باشم که اساساً با روایت امامِ جهانِ اجتماعی من ناسازگار باشد. (و روشن است که منظور از روایت امام، فهم منظومهای اندیشهی اوست، نه برداشت ظاهرگرایانه و سطحی از متن او؛ هرچند سخنان و نوشتارهای ولی برآمده از آن منظومه، و حاکی از آن است.)
اگر مؤمنیم ولی دل ما در هوای دستیابی به آمال و آرزوهای دشمنانمان میتپد، قطعاً دستگاه محاسباتی- دانسته یا نادانسته- از جهتگیری قلبمان متأثر شده و به سوی او سوق مییابد.
اگر مؤمنیم نباید بر خلاف حکم قرآن، گفتار فاسقان را نیز بدون تحقیق، دلیل یا شاهدی بر روایت مدّ نظر خود بدانیم.
و حتی اگر روایتی همسان با امام خود داریم، ولی به ملاحظات مورد نظر او در کنشگری بیتوجه باشیم، باز هم در طرح او حرکت نکردهایم.
انبوه اطلاعات و تحلیلها و تکثّر و تنوّع حوادث، بیش از همیشه داشتن یک دستگاه دقیق فکری را برای ما ضروری میکند.
بخش زیادی از ما، امروز درگیر حملات شناختی دشمن هستیم؛ تهاجمی که محاسبات ما را دچار اشتباه کرده و ما را به موضعگیری غلط و کنشگری ناصواب میرساند.
و مهم آن است که در بسیاری از موارد، ما متوجه این اشتباه نمیشویم و گمان میکنیم که درست میاندیشیم.
حالا بیاییم به امروز
کسی ممکن است مدعی شود که بخش عمدهای از جریان حزبالله- همان جامعهی مؤمنین انقلابی- تصویری نادرست از صحنه به دست آورده و نشر میدهند. و روشن است که آن تصویر، پایهی تصمیمات و عزمها هستند و وقتی روایت نادرست یا ناقصی بر ذهن کسی حاکم شد و آن روایت او را به عزم رساند، کنشهای ناصوابی هم صادر خواهد شد.
برای سنجش درستی یا نادرستی این ادعا، بیایید به بازخوانی تصویر مدّ نظر رهبر انقلاب از صحنه بپردازیم.
@jorenush