هدایت شده از کانال سعید عبدالملکی
🔴
دست بیگانه و دخالت علنی
سعید عبدالملکی، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی برای «صبح نو» نوشت: در شرایط ۲۸ مرداد که دخالت خارجی وجود داشت، یعنی نقش آمریکا مطرح بود. آمریکا از طریق عوامل داخلی یا مزدوران داخلی خود وارد عمل شد و در نهایت کشور را به سمت بحران و آشوب کشاند. از این منظر میتوان گفت شباهتی وجود دارد، چون در شرایط کنونی نیز دخالت آمریکا مطرح است؛ با این تفاوت که آن زمان اگرچه آمریکا پنهانی دخالت میکرد و حتی امروز هم آمریکاییها زیر بار آن نمیروند و میگویند «ما نقشی نداشتیم»، اما واقعیت این است که نقش داشتند.
در شرایط کنونی، یعنی سال ۱۴۰۴، این دخالت کاملاً علنی است. رئیسجمهور آمریکا صراحتاً به این افراد فرمان میداد و میگفت ما کمک میکنیم، بروید خیابانها را بگیرید، نهادها و نهادهای امنیتی را تصرف کنید، کشور را به آشوب بکشید و ما به شما کمک خواهیم کرد؛ حتی عبارت «کمک در راه است» بهطور رسمی مطرح شد. بنابراین، تفاوت اینجاست که نقش آمریکا امروز علنی است، اما در ۲۸ مرداد علنی نبود و از طریق عوامل داخلی انجام میشد.
البته امروز هم آمریکا دوباره از طریق عوامل داخلی وارد عمل شده و همچنین تروریستهای اجارهای که از کشورهای همسایه وارد کشور شدند. از این منظر میتوان گفت شباهتهایی میان این دو واقعه تاریخی وجود دارد؛ چراکه در هر دو، دست بیگانه و مزدوران داخلی نقش داشتند. اما اگر بخواهیم عمیقتر بررسی کنیم، باید توجه داشت که شرایط امروز بسیار پیچیدهتر است. آن زمان ابزارهایی مانند تلفن همراه، ماهواره، اینترنت و فضای مجازی وجود نداشت، اما امروز این ابزارها شرایط را بسیار پیچیده کردهاند.
تروریستهای اجارهای
در حال حاضر، این تروریستهای اجارهای و سرشاخههایی که آموزش دیدهاند، با استفاده از فضای مجازی نگرش بخشی از جامعه را مهندسی میکنند؛ هم با ناامیدسازی و بدبینکردن نسبت به نظام، و هم با تبدیل برخی افراد به «بمبهای ساعتی» که هر زمان عوامل بیگانه یا دولتهای تروریستی بخواهند، آنها را فعال میکنند. این یک طرح مبتنی بر فضای مجازی است که چنین پیچیدگیهایی را ایجاد کرده؛ چیزی که در مرداد ۳۲ به این شکل وجود نداشت.
در این شرایط، دولت خارجی از طریق عوامل و مزدوران داخلی خود شبکهسازی میکند و این شبکهها عمدتاً از بخشهایی از جامعه تشکیل شدهاند که اغلب سن پایینی دارند؛ عمدتاً نوجواناند. این افراد تحلیل و نگرش عمیق ندارند و باورهای سیاسی و ایدئولوژیکشان ضعیف است، بنابراین بهراحتی هیجانی میشوند و از این هیجان، جنبشهای خرابکارانه ساخته میشود تا اهداف موردنظر پیش برده شود.
چند خوشه اصلی
من در این زمینه یک خوشهبندی انجام دادهام و به چند طیف اصلی در اغتشاشات رسیدهام. خوشه اول، دولتهای خارجی بودند؛ مشخصاً آمریکا و اسرائیل و تروریستها که به شکل تروریسم شهری وارد عمل شدند و عملاً یک اغتشاش مسلحانه را دنبال کردند. در این خوشه، گروهکهای مختلفی مانند منافقین، دموکراتها و نیروهای اجیرشده حضور داشتند.
خوشه دوم، تروریستهای اجارهای بودند که با اقدامات تروریستی شهری کشور را به هم ریختند؛ از آتشزدن خودروها و امکانات عمومی گرفته تا حمله به مراکز امنیتی مانند کلانتریها و مراکز اقتصادی مثل بانکها، و حتی آسیبزدن مستقیم به مردم.
خوشه سوم، نوجوانان و برخی اقشار مختلف جامعه بودند که اغلب نوجوان محسوب میشدند. به نظر من، اینها افراد آسیبدیده اجتماعی هستند؛ بسیاری از آنها از خانوادههای ازهمگسیخته میآیند، بیکارند، مشکل مالی دارند و دارای مشکلات هویتی هستند. شکلگیری شخصیت این افراد عمدتاً از طریق فضای مجازی بوده است؛ فضایی که بیش از یک دهه است افکار عمومی را در کشور مدیریت میکند. برخی حتی مشکل مالی هم نداشتند، اما بهدنبال آزادیهای نامتعارف بودند و در نهایت با تروریستهای اجارهای همپوشانی و همسویی پیدا کردند و کشور را به سمت اغتشاش کشاندند.
خوشه چهارم، بازاریان بودند. این گروه نه اغتشاشگر به معنای امنیتی بودند و نه دشمن کشور، اما به دلیل بیثباتی نرخ ارز اعتراضاتی داشتند که مطالبهای صنفی و طبیعی بود. با این حال، این مطالبات صنفی عملاً از مسیر عادی خود خارج شد و در بستر اغتشاش قرار گرفت.
این عوامل بهعنوان جرقه آغاز اغتشاشات نقشآفرینی کردند و میتوان این چهار خوشه را در نظر گرفت. اگرچه این میزان از پیچیدگی در کودتای ۲۸ مرداد وجود نداشت، اما بههرحال شباهتهایی میان این دو رخداد دیده میشود. یکی از مهمترین شباهتها، دخالت دولت آمریکا است؛ چه در آن مقطع و چه در شرایط کنونی. در هر دو مورد، آمریکا از طریق مزدوران داخلی خود تلاش کرد مقاصدش را پیش ببرد.
هدایت شده از کانال سعید عبدالملکی
با این حال، یک تفاوت اساسی وجود دارد: در ۲۸ مرداد آنها موفق شدند دولت مصدق را سرنگون کنند، اما در سال ۱۴۰۴ به نتیجه نرسیدند و عملاً این پروژه در نطفه خفه شد. دلیل این ناکامی را باید در تفاوت شرایط اجتماعی و نقش مردم جستوجو کرد. مردم امروز با مردم آن زمان قابل مقایسه نیستند. در آن دوره، سطح آگاهی سیاسی جامعه به این میزان نبود، اما در جمهوری اسلامی، مردم از نظر فکری، اعتقادی و نگرشی تغذیه و آگاهسازی شدهاند و از سطح بالایی از آگاهی سیاسی برخوردارند.
به همین دلیل، حضور میدانی مردم نقش تعیینکنندهای داشت. تجمعات گسترده مردمی در ۲۲ دیماه و همچنین حضور پررنگ در مراسم تشییع شهدا در ۲۴ دیماه، موجب شد این فتنه در همان مراحل اولیه خنثی شود و به نتیجه نرسد. در مقابل، در ۲۸ مرداد چنین حضوری وجود نداشت و کودتا به نتیجه رسید؛ بهگونهای که حکومت پهلوی که در آستانه فروپاشی بود، دوباره احیا شد.
https://sobhe-no.ir/newspaper/2264/5/74113
https://eitaa.com/cheshmandazsaeid
Notes_260108_193448.pdf
حجم:
6.3M
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
تهیه وارسال: مهدی صانعی حقوقی وقضایی جمعیت رزمنده مدافع انقلاب اسلامی(رزما )
سلام
نقش تراستی دراقتصاد کلان چیست ؟!
آیا تراستی مفید؟ ویا لازم در دور زدن تحریم ها می باشند ؟
تحریم های ظالمانه ضد بشری شیطان بزرگ آمریکا غرب جنايتکار علت العلل اصلی مشکلات کلان اقتصادی می باشد ؟
تلاش مداوم دولت ها برای رفع تحریم نتيجه: مذاکره ها و ادامه نا فرجام جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و....جز خسارت محض آوردی نداشت .
تسلیم به چه قیمتی تمامیت ارضی ایران، انقلاب اسلامی،
مقاومت و نصرت الهی ورفع تحریم داخلی
اجرای رهنمودهای رهایی بخش ولایت . چرا این سیاست ها به مرحله عمل نمی رسد نتيجه ترک فعل مسئولین آیا جز موجب کم شد ن سفره ومعیشت مردم عادی داشته است. و مشکلات بسیار اولین نا امنی درکشور
آ یا اقتصاد مقاومتی در راستای امنیت و بازدارندگی نظامی پیش رفته است چه کسی قصور داشته .
حقوقی و قضایی جمعیت رزمنده مدافع انقلاب اسلامی(رزما )
۱۴۰۴/۱۰/۱۸
#ج_رزما_حقوقی_قضایی
#مص
🖌تهیه و ارسال مهدی صانعی
صفحه 1⃣ ۱۸ دی ۱۴۰۴
سلام
مطالبی در مورد تراستیها.چه کسانی می باشند.
کجای اقتصاد ایران قرار گرفته اند . آیا مفید و زیان آور می باشند . چه قدرت اقتصادی دارند . علت به وجود آمدن این پدیده هابا نام های مختلف بنگاه اقتصادی، صرافی ها ، سازمان ها غیر دولتی با مشارکت کدام بخش ها و افراد مسئول، تشکیل هلدینگ پتروشیمی ونفتی وسایر موارد...چیست ؟!
تحریم ها ظالمانه ضد بشریت چقدر در این فرآیند نقش اصلی راهبردی را دارد و....
تراستیها چه کسانی هستند و پاتوقشان کجاست؟!
به گزارش خط بازار؛ «میلیاردها دلار در اختیار تراستی ها وجود دارد که تراستیهای بانکی کارشان را انجام میدهند که مقرر گردید با کمک دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برنامه منسجمی اجرا شود و از هفته اینده ارز انها وارد کشور خواهد شد.» این جمله را چند شب پیش محمد قاسمی، معاون سیاستگذاری اقتصادی سازمان برنامه و بودجه در تلویزیون عنوان کرد. اظهاراتی که بار دیگر بحث مربوط به «تراستی ها» و نقش آنها در اقتصاد کشور در دوره تحریم را داغ کرده است.
غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون تلفیق هم شب گذشته تاکید کرد؛ «ما ۲۱ میلیارد دلار نفت فروختیم و فقط ۱۳ میلیارد دلار وصول شده؛ از این ۱۳ میلیارد دلار وصول، ۱.۲ میلیارد دلار مربوط به سال گذشته است»
یک عضو کمیسیون اصل نود مجلس هم گفته است؛ « وزارت نفت باید پاسخگوی عدم بازگشت پول فروش نفت از سوی تراستیها باشد.اگر قرار باشد با تراستی نفت کشور را بفروشیم و باز هم دلار نفت به کشور برنگردد، چه نیازی به این واسطهها است؟»
اما تراستیها چه کسانی هستند؟
اظهارنظرهای عبدالناصر همتی، وزیر سابق اقتصاد درباره نشتی ۲۰ تا ۳۰ میلیارددلاری در اقتصاد ایران و نقش «تراستیها» در فرآیند، یک بار دیگر کانون توجه را به «ذینفعان تحریم» معطوف کرد. وزیر سابق اقتصاد در رویداد مشهد اینوکس گفت: «بین ۱۵ تا ۲۰ درصد نشتی ناشی از تحریم داریم. فرض کنیم حجم تجارت خارجی ایران ۱۳۰ میلیارد دلار باشد، از این مبلغ ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار نشتی در اقتصاد ما اتفاق میافتد. در این فرآیند تراستیها که کارشان نقلوانتقال پول است، مبنا و منبع اصلی فساد هستند.»
اطلاعات دقیقی در مورد هویت افراد یا گروههایی که بهعنوان «تراستیها» معروفاند، وجود ندارد و با وجود نقشی که این افراد در نشتیهای اقتصاد ایران دارند، خیلی کم درباره آنها در فضای عمومی بحث شده و اطلاعات زیادی درباره آنها وجود ندارد. مگر تراستیها چه کسانی هستند؟ برخی میگویند اصطلاح «تراستی» معمولاً به افراد یا نهادهایی اشاره دارد که بهصورت غیررسمی یا پشت پرده، وظیفه نقلوانتقال پولی و ارزی را در شرایط تحریم بر عهده دارند. بدون شواهد مشخص، نمیتوان افراد یا گروههای خاص را به این عنوان منتسب کرد.
برخی هم بر این باورند که تراستیها، صرافیها یا افرادی هستند که در فرآیند دور زدن تحریمها نقش اساسی دارند. این افراد که مشخص نیست براساس کدام قانون یا مصوبه شکل گرفتهاند، برای دور زدن سیستم تسویه تجاری در شرایط تحریم ایجاد شدهاند. تراستیها حتی اگر هیچ کاری نکنند، از محل رسوب منابع در حسابهای خود سود زیادی میبرند.به این ترتیب افراد یا گروهها ترجیح میدهند در شرایط تحریم، منابع بیشتری در حسابشان نگهداری کنند و تاخیر در انتقال پول، بزرگترین محل کاسبی آنهاست. به زبان ساده میتوانیم بگوییم یعنی این افراد از پولهایی که متعلق به خودشان نیست و عمدتاً مربوط به نقلوانتقال درآمدهای نفتی است، منفعت میبرند. در چنین فرآیندی، یک هفته تاخیر در جابهجایی منابع، سود بسیار بالایی نصیب این افراد یا گروهها میکند.
تولد تراستیها؟!
ادبیات اقتصاد سیاسی توضیح میدهد سیاستهای اقتصادی متشکل از دو گروه برندگان (منتفعان) و بازندگان (زیاندیدگان) است و با استمرار در شرایط خاص، متنفعان بهشکل ثابت از مزایای آن بهرهمند میشوند و به همان نسبت نیز متضرران سیاستهای اقتصادی، دائم زیان میبینند.
حال تصور کنید کشوری با مسئله تحریم مواجه میشود و تعداد زیادی از عاملان بزرگ اقتصادی آن کشور، داغ تحریم را بر پیشانی تحمل میکنند. در چنین شرایطی کشور دو راه پیشرویش است؛ نخستین راه، خنثیسازی تحریم و تجارت دوجانبه و دومین راه، دور زدن تحریمهاست. «اگر کشوری به جای از بین بردن آثار تحریم، تصمیم به دور زدن تحریم بگیرد، مجبور میشود عاملیت پوششی در خارج از ایران ایجاد کند که اسامی غیرایرانی دارند و ممکن است حتی ملیتهای غیرایرانی هم بین آنها حاضر باشند. آنچه مهم است این است که همه این افراد حتماً مورد اعتماد سیاستگذار قرار گرفتهاند که بستانکاری ناشی از صادرات به حسابشان واریز میشود.»
بر اساس این استدلال، تراستیها در وهله نخست، مفهوم مالی به معنای ایجاد سازوکارِ داشتنِ انبارههای ارزی غیررسمی، در خارج از کشور است.
ادامه مطلب صفحه 2⃣
صفحه 2⃣
البته تراستی معنای تجاری هم دارد؛ صادرات کالاهای پتروشیمی و پالایشی، لجستیک صادرات کالاهای پتروشیمی و پالایشی و… هم از طریق تراستیها انجام میشود». پس تراستی در درجه نخست، معنای مالی دارد و بناست جایگزین فروپاشی ساختار پرداخت رسمی کشور بعد از تحریمها باشد، اما اکنون این واژه بار معنایی صادراتی و لجستیک نیز دارد.
کاسبان تحریم؟!
یکی از بحثپذیرترین موضوعها درباره تحریم، همین تراستیها هستند؟
واقعیت این است که اگر تراستیها نبودند، نمیشد پول حاصل از فروش نفت، فرآوردههای پتروشیمی و دیگر کالاها را دریافت کرد.
اما باید توجه داشت این حجم از هزینه برای دور زدن تحریم، توجیهپذیر نیست!
حال اگر بخواهیم به آنچه پیش از این گفته شد بازگردیم، میتوان گفت پیدایش اقتصاد سیاسی ذینفعان باعث میشود سهم گروههای ذینفع در اتخاذ سیاستهای نادرست زیاد باشد و این افراد، به راحتی اجازه تغییر ساختاری در اقتصاد را ندهند. با وجود اینکه گفتمان اقتصاد سیاسی گزارههای مطرحشده را تایید میکند اما لزوماً نمیتوان استدلال فوق را به راحتی به تراستیها هم اطلاق کرد.
«چراکه تراستیها فرد و شخص هستند و کارکرد آنها تخلیه توان دولت است و نمیتوان گفت تراستیها شکلی از سرمایهداری دولتی هستند؛ بلکه آنها شکلی از سرمایهداری خصوصی هستند که بنا بر نیاز دولت و در شرایط تحریمی متولد شدهاند. این گروه، زمانی سر بر میآورند که دولت به دنبال دور زدن تحریم باشد. اگر دولت شکل دیگری از پاسخ به تحریم را انتخاب کند، شیوه، خنثیسازی تحریم است، تراستیها به صورت طبیعی کارکردی ندارند و به همین دلیل هم هست که این افراد، عموماً، مخالف خنثیسازی تحریمها هستند.» حتی موافقت یا مخالفت تراستیها در مواجهه با مذاکره برای رفع تحریم هم بستگی به شکل مذاکره دارد و «اگر مذاکره حقوقی (نه مبتنی بر انتفاع) باشد، یا در آن ضمانت عینی برای احیای ساختار پرداخت رسمی نباشد و صرفاً فشار بر وضع موجود را کاهش دهد، یا امکان اعمال تحریمهای جدید را فعلاً منتفی کند، تراستیها هم از آن طرفداری میکنند؛ چراکه وضع فعلی که آنها را به کانال اصلی ارتباطات تبدیل کرده، باقی میماند اما هزینههای رفع تنش کاهش مییابد». اگر مذاکره مبتنی بر انتفاع کشورمان با هدفگذاری احیای ساختار پرداخت رسمی باشد، «واضح است که تراستیها با این شکل از مذاکره مخالفت میکنند».
مخاطره دیگرِ بروز و ظهور تراستیها هم آن است که چنانچه در اقتصادی مبلغ مازاد قابلتوجه در حساب تراستیها باشد و نهادهای رسمی هم رتقوفتق امور را به آنها برونسپاری کنند، «ممکن است طرف خارجی، تصمیم بگیرد به جای مذاکره با دولت رسمی بر سر کار، با تراستیها پشت میز مذاکره بنشیند. در چنین شرایطی سطح گفتوگو، سطح منافع فردی است و دیگر منافع ملی در اولویت قرار ندارد؛ به همین دلیل هم ممکن است که توافق به تعویق افتد». بنابراین، تراستیها مخالف هر نوع رفع تحریمی نیستند و بعضی از اشکال رفع تحریم در حالت حقوقی، بهشدت به نفع تراستیهاست. به همین دلیل آنها مشوق اینگونه مذاکرات هستند؛ اما روی دیگر سکه، «تراستیها با هر مدل از تلطیف و رفع تحریم که باعث انتفاع دولت ملی شود یا تحریمها را خنثی کند، مخالفت میکنند، چراکه انتفاع خود را از دست میدهند و به همین دلیل هم با آن مخالف هستند و ممکن است در مواجهه با آن کارشکنی هم کنند». البته این گزاره صرفاً ایدههای تئوریک نیست و کشورمان در دو دهه گذشته، به شکل مرتب آن را تجربه کرده است.
تاریک و روشن
تبعات حضور تراستیها در اقتصاد ایران دو مدل است که در ادامه تلاش میکنیم آنها را معرفی کنیم؛ «چنانچه تصمیم دولت در مواجهه با تحریمها، دور زدن باشد، تراستیها تحریم را دور میزنند و انجام این امر برای آنها آسانتر از دولت است. بنابراین در شرایطی که پاسخ دولت به تحریم مذاکره نباشد، تراستیها با بهای تامین منافعشان، میتوانند تحریمها را دور بزنند. در چنین شرایطی حضور این افراد در اقتصاد، از نبود آنها بهتر است.»
البته حضور تراستیها انتفاع صرف نیست و حضورشان میتواند برای دولت نقطه ضعف هم محسوب شود. در وهله نخست تراستیها نیاز دارند در فضای غیرشفاف و غیررسمی حضور داشته باشند. در وهله دوم، حضور تراستیها در اقتصاد باعث میشود سیاستگذاری ارزی بیمعنا شود.
ادبیات اقتصاد بینالملل میگوید ابزار سیاست ارزی، صرفاً قیمت است؛ اما با حضور تراستیها، انگیزههایشان به عامل ساختاری ابزارهای سیاست ارزی تبدیل میشود. اقتصاددانان بر این باورند که تثبیت قیمت ارز به دلیل اینکه سبب میشود ماندههای ارزی، به مثابه فنر عمل کند، سیاست ناصواب است.
با حضور تراستیها، شرایطی را تصور کنید که در آن، ماندههای ارزی، در اختیار دولت نیست. در این الگو، تحلیل و سازوکارهای اقتصادی بیمعنا میشود. ادامه صفحه 3⃣
صفحه 3⃣
دولت صرفاً میداند میزان بستانکاری تراستیها چقدر است؟
اما نمیداند میزان داراییهای آنها چه اندازه است.!
با توجه به نرخهای بهره بالایی که در سالهای گذشته در دنیا وجود داشته و با توجه به بازدههای بسیار بالای داراییهای مالی که پس از همهگیری کووید ۱۹ بهوجود آمد.
«تراستیها عملاً از هر ده روزی که در تادیه تعهدشان نسبت به واردکننده تاخیر ایجاد کنند، بهصورت متوسط، یک درصد سود به دست میآورند». بنابراین دولت حتی زمانی که منابع ارزی در اختیار دارد و به واسطه ابزارهای مختلف همانند ثبت سفارش یا تخصیص ارزی بانک مرکزی، سمت تقاضا را مهار کرده، «باز هم احتمال دارد با صفهای طویل درخواستهای ارزی مواجه شود. ذکر دوباره این نکته ضروری است که این صفها، لزوماً با اهرم قیمت کاهش نمییابد».
چراکه با وجود اثرگذاری قیمت، آنچه باعث میشود تراستیها علاقهمند به نگهداشت ماندهها نزد خودشان باشند، ارتباطی به فضای تبدیل نرخ ارز به ریال ندارد و به همین دلیل هم آنها نسبت به قیمتها حساس نیستند. «تراستیها سود ارزی ناشی از نگهداشت ارز را دخالت میدهند و به همین دلیل دولت با سیاستگذاری رایج نمیتواند بر نیت و انگیزه آنان اثرگذار باشد.» در وهله سوم اینکه، با حضور تراستیها «رویکرد داراییها به نرخ ارز اثر نخواهد کرد؛ یعنی اگر نرخ بهره ریال بالاتر برود، باز هم تراستیها علاقهمند تبدیل ارز به ریال نمیشوند؛ چون به محض اینکه ارز حاصل از فروش کالاهای داخلی به ریال تبدیل شود، دیگر پولی در حساب تراستیها باقی نمیماند که آنها بخواهند از آن بهرهمند شوند». به همین دلیل هم تراستیها تمایل دارند تا آخرین لحظه، ارز را در حسابهایشان نگه دارند و در شرایطی نظیر آنچه در دوران کووید ۱۹ و پس از آن مواجه شدیم!
انگیزه تراستیها برای نگهداشت ارز در حسابشان بالاست.
گعده تراستیها؟!
تا اینجا دانستیم که تراستیها در ابعاد متفاوت میتوانند سیستمهای کلان اقتصادی کشورمان را تحتتاثیر قرار دهند.
برخی از منابع بر این باورند که تراستیها در پاتوقهایی دور هم جمع میشوند و گعده میکنند و به گپ و گفت میپردازند. اگر این افراد میتوانند در این حد در اقتصاد کشورمان اثر بگذارند، ممکن است منافع یک عده افراد خاص که باید مورد اعتماد دولت هم باشند، اقتصاد کشور را دچار تلاطم کند؟
«شکل تسویه مابین تراستیها، مانند بازاری عمل میکند که عامل اصلی اختلاف درآمد است. بنابراین اگر این افراد به شکل گعده دور یکدیگر جمع شوند و بخواهند به طور عامدانه و برای اثرگذاری بر سیاست داخلی ایران، تصمیمگیری کنند و این نوع تصمیمگیری هم از طریق هماهنگیهای جمعی اعمال شود، اقتصاد با چالش مواجه میشود. تصمیم تراستیها برای میزان تسویه شبانه و نقشآفرینی در اقتصاد یا وامدهی و اعتباردهی در بازار غیررسمی شبانه، کاملاً اثرگذار است.» نکته دیگری که به نظر میرسد مهم و موثر به نظر آید، این است که فرض کنید چنانچه تراستیها دارای پاتوقها و گعدههای خاص باشند، ممکن است در چنین فضایی، تصمیمهایی بگیرند که منافع افراد نزدیکشان را تامین کند. برای مثال «گاهی تراستیها با ماندههای حسابشان به ایرانیها وام ارزی میدهند و این وامهای ارزی که تراستیها به برخی افراد میدهند، سازوکار بهخصوصی ندارد. بنابراین، تسهیلاتی که تراستیها در فضای غیررسمی و غیرشفاف به برخی اعطا میکنند، همانند تسهیلات دستوری که در بستر سیاستهای اقتصادی داخلی ایران اعطا میشود، لزوماً مقوم و تقویتکننده دولت و اقتصاد نیست».
تولد نهادها؟!
واضح است که اگر تراستیها در اقتصاد نبودند، امکان دریافت پول از خریداران نفت، فرآوردههای نفتی و دیگر کالاها همانند پتروشیمی ممکن نبود. اما حالا میدانیم حضور تراستیها در اقتصاد، آنچنان که برخی سعی دارند توجیه کنند، بیضرر هم نیست. به هر حال، نهادها، گروهها و افرادی که در شرایط غیرشفاف متولد میشوند، ممکن است از روشن نبودن فضا، استفادههای نادرست ببرند.
در نظام اقتصادی همواره تاکید بر این است که برای جلوگیری و ممانعت از فساد، باید منبع فساد را از بین برد، نه اینکه افراد خلافکار را که مرتکب فساد شدهاند دستگیر کرد. بهطور مثال، اگر عدهای تخلف ارزی میکنند، باید مانع رانتپاشی ارزی (از مبدأ سیاستگذاری) شد و به این شیوه مانع از فساد ارزی شد.
تقریباً هیچ اطلاعاتی درباره تراستیها وجود ندارد و اگر دولت چنین موقعیت خوبی برای ارتکاب به فعل فساد یا سوءاستفاده از موقعیت ایجادشده به وجود میآورد، چگونه میتوان مانع از سوءاستفادههای احتمالی در این بخش شد؟ بهخصوص که این افراد حتی با اقدامهایی همچون تاخیر در انتقال پول، سود کسب میکنند.
از سوی دیگر هرچند این حجم هزینه، توجیه اقتصادی ندارد اما اگر این افراد نبودند.
هیچ ارزی برای خرید گندم، دارو و تجهیزات پزشکی هم وجود نداشت.
ادامه درصفحه 4⃣
صفحه 4⃣
لازم است تاکید کنیم علتالعلل تمام این مصائب تحریمها هستند ؟!
و چنانچه تحریمها رفع شوند؟
دیگر مانعی برای ورود ارز به کشور وجود ندارد.
منبع: هفته نامه تجارت فردا
لازم به توضیح و نتیجه گیری است دولت آقای پزشکیان تمام تلاش خود را برای رفع تحریم ها در ادامه مذاکرات نافرجام پیش برد برخلاف اصول اخلاقی وعرف وقوانین بین المللی در حین مذاکرات ناجوانمردانه حمله نظامی صهیونیستی به فرماندهی ومشارکت اصلی آمریکا جنایت کار و ناتو وتمام امکانات وسلاح روز و حتی کمک بعضی همسایگان و دراختیار گرفتن فضای هوایی
حمله نظامی به زیر ساخت ها و تاسیسات انرژی هستهای ، وشهادت فرماندهان و دانشمندان و مردم وکودکان مظلوم بی گناه در ۱۲ شبانه روز شروع بعلت ضربه سخت وغیر قابل تصور شیطان بزرگ و صهیونیستی مجبوراًتقاضای آتش بس نمودند ، امروز وضعیت کشور مستقل ونزوئلا و کشور فلسطین مردم مظلوم غزه وسایر کشور گواه وشاهد خدعه ونیرنگ حقوق دروغین بشر وناکارآمدی سازمان ها ونهادهای بین المللی است .
تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
#ج_رزما_حقوقی_قضایی
#مص
🔴 در حالی که اموال و داراییهای ایران را به آتش می کشیدند فریاد می زدند:
🔹نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران..
#فتنه_آمریکایی
#ج رزما خراسان شمالی
هدایت شده از Tanha110
این متن برای خندیدن بد نیست.
خنده بحال مجلس، بحال دولت و
بیچاره مردم، بیچاره نظام ، بیچاره ارزش های انقلاب اسلامی .
ایا میدانید حسب قانون نیکی کریمی معاف از پرداخت مالیات است .؟؟
همینطور علی دایی که زن دومش را با افتخار و لخت به همه محافل و مجالس می برد؟؟؟
حتی این ساعدی نیا که در این اغتشاش و فتنه نقش ویژه ای داشت هم معاف از مالیات است، میخواست در کافه هایی که در چند شهر بزرگ راه اندازی کرده به تولید کشور کمک کند ،
اینکه چه تولیدی ؟؟؟ الله اعلم .
نیکی کریمی و علی دایی را هم معاف از مالیات کردند تا کار فرهنگی بکنند ، نسل در تراز ارزش های ایرانی اسلامی تربیت بکنند .
بیچاره فرهنگ این ملت،
بیچاره فرزندان این سرزمین .
بنظر می رسد در مجلس و بخش هایی از دولت و دیگر ارکان نظام ، افرادی متصدی اینگونه امورات هستند که با تمام توان میخواهند با استفاده از امکانات همین مردم و همین سرزمین ، این کشور را نابود کنند.
بیچاره مردم و بیچاره من و شما؛
باید علاوه بر مبارزه با استکبار جهانی ، تورم ، بی ثباتی بازار ، مقابله با آشوب گران ، مراقب این سلبریتی ها هم باشیم تا فرهنگ و فرزندان مارا فاسد نکنند ، همچنین باید مراقب نفوذی های در قوای سه گانه هم باشیم که به چنین افرادی فرصت تاخت و تاز و انهدام همه هویت ملت ایران را میدهند .
همه اینها ، یعنی ؛
خیلی کار داریم ، خیلی باید تلاش کنیم.
علیرضا تنهای کیسمی
۳۰ دی ۱۴۰۴
🌺🥀⚘🌷💐 🌺🥀⚘🌷💐
حلول ماه سراسر نور شعبان المعظم، ماه رحمت و مغفرت و برکت واسعه الهی و میلاد سرداران کربلا، سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و باب الحوائج قمر منیر بنی هاشم ساقی العطاشا حضرت ابالفضل العباس علیه السلام و سید الساجدین امام العارفین حضرت امام زین العابدین علیه السلام را به جنابعالی و خانواده گرامی تبریک و تهنیت و شادباش عرض مینمایم.
🌹🌹🌹🌺🌺🌷🌺🌺🌹🌹🌹
در این ایام بسیار پرخیر و برکت توفیقات الهی برای جنابعالی و همه شیعیان و محبین خواهان و خواستارم.🤲 🤲 🤲 🤲 🤲
ارادتمند: محسن احمدی دستجردی