eitaa logo
کانال شماره ۱ تحلیلی راهبردی ج.رزما 🆔️@J.RAZMAA                             
1.7هزار دنبال‌کننده
20.8هزار عکس
12.5هزار ویدیو
289 فایل
کلام مولا علی علیه‌السلام در نهج البلاغه؛ ...و لا يَحمِلُ هذا العَلَمَ إلاّ أهلُ البَصَرِ و الصَّبرِ و العِلمِ بِمَواضِعِ الحَقِّ.. این عَلَم را کسی نمی‌تواند حمل کند مگر اینکه اهل بصیرت و صبر و عالِمِ به موضع حق باشد،
مشاهده در ایتا
دانلود
لات کوچه خلوتی؟ غلط خودت کردی و میکنی که به این توهیناتت داری ادامه میدی! بله که طلبکارم بله که بدهکاری بدیهیه بابت غلطی که کردی باید عذرخواهی کنی اصلا چرا چنین غلطی کردی که بخوای عذر خواهی کنی؟ حرمتتو خودت نگه دار جای باریکت کجاست!؟
کانال شماره ۱ تحلیلی راهبردی ج.رزما 🆔️@J.RAZMAA                             
سلام برادر احمدی. حذف پیام شما وبعضی دیگران توسط حقیر انجام گرفت،نه به علت مخالفت با پیام شم.
سلام علیکم آقای فرقانی، شما حق این کار را ندارید، همه ادمینها در این کانال حق دارند و گردش اطلاعات باید بنحو غیر توهین آمیز و مبتنی بر سیاست‌های کلی رزما و کمیته عالی فجازی رزما ادامه یابد، اینهمه کینه ورزی و تعصبات کور را در کدام دانشگاه آموختی و می آموزانید،.. والسلام علیکم،
نزدیک دوازده قرن است که کوچه‌ پس‌کوچه‌های تاریخ را در جستجوی تو پیموده‌ایم؛ تا به امروز، زخمی اما امیدوار، به اینجا رسیده‌ایم… به خیابان. به خیابانی در تهران یا در آبادان، به خیابانی در لندن یا پلی در خوزستان، به خیابانی در پاریس، رم یا در لبنان. جمعی از ما در بصره و بغداد و کربلا جمعی در هند و کشمیر و انکارا، به ما بنگر اقا جان، ای قائم منتطر، بنگر ، همه امده ایم. یکی افتان و خیزان، یکی در قامت قهرمان؛ یکی بی‌دست و بی‌پا، یکی بی‌چشم و بی‌سر، یکی با زخم‌هایی کهنه و نو بر صورت و سر ، و یکی با مرهمی در دست، در پی درمان. یکی دست خالی آمده است، و دیگری با دستِ پُر؛ یکی با اندوخته‌ای از منطق و فلسفه، و دیگری با کوله‌باری از عرفان. یکی با شانه‌ ی تخم‌مرغ در دست، و یکی با مجموعه‌ای از لولو و مرجان؛ یکی با باغی از گل‌های رز و اطلسی، و دیگری با دسته‌ای نرگس از چهارراه و میدان. یکی سرخ‌ رو از پرو، با بغضی کهنه در گلو و زخمی عمیق بر جان؛ و دیگری سیه فام، از افریقا، با جامی از عصاره رنج انسان در دست، و تاول‌هایی از زخم زنجیر بر پا. یکی پابرهنه، گرسنه و زخمی، از سوی غزه؛ و دیگری از رم، سوار بر مازراتی، با قلبی افسرده. یکی با طوماری از آرزوهای خشکیده لابه‌لای برگ‌های کتاب، و دیگری با هفتاد مَن آورده‌ ی تر وتازه. یکی شمشیر به‌ دست از چالدران، و دیگری آر پی جی بر دوش از مهران؛ یکی آهنگر است و دیگری عطار، یکی درفش در دست دارد و دیگری زنار، یکی دست بر موشک دارد و یکی دست بر قلم، یکی قصاب است اما جوانمرد، و دیگری جوانمردی است عیار؛ یکی در حسرت پیراهن عروسی، گریان و دیگری در سماعِ کوانتوم بر تخته سیاه. یکی با دست بریده از فین کاشان، و دیگری با تن سوخته از ورزقان…! و همه، با هر آنچه دارند و هر آنچه هستند، آمده‌اند… در جست‌وجوی تو. ای پادشاه عصر و زمان ✍ دکتر محبوبه حقیقی