In this school, Muhammadan Ijtihad:
It advances from individual jurisprudence to civilizational
jurisprudence.
It reaches from partial ruling to system design.
It expands from textual inference to data analysis and social structure.
New ijtihad must be able to:
Analyze the relationship between artificial intelligence and justice.
Define data ownership within the framework of human dignity.
Explain algorithmic ethics in relation to monotheism.
3- Muhammadan wisdom
and civilizational rationality
Muhammadan wisdom in this school:
Combines reason, revelation, and experience.
Controls instrumental reason within the framework of final reason.
Directs technology toward meaning.
In this view, the crisis of the modern world is the crisis of
“technological directionlessness.”
Muhammadan wisdom will be the guide for intelligent civilization.
4- Muhammadan
economics in the data age and Muhammadan revolution and Muhammadan renaissance
in the data age
Muhammadan economics and Muhammadan revolution and renaissance in the
modern age must:
Redefine data ownership.
Criticize platform monopoly.
Reinterpret usury in the digital financial structure.
Implement distributive justice in the algorithmic economy.
Data should not become a tool of new colonialism.
Muhammadan economics should produce “algorithmic justice.”
5- Muhammadan
technology-oriented Sharia
Sharia in this school:
Is not simply a set of rules;
Rather, it is “the architectural framework of human life.”
Technology-oriented Sharia means:
Regulating the ratio of man to machine
Determining the moral limits of artificial intelligence
Preserving human dignity in the age of automation
Preventing humans from becoming mere data
6- Muhammadan sacred
intelligence
In contrast to “artificial intelligence,” the concept of “sacred
intelligence” is proposed.
Sacred intelligence:
Has goal-oriented perception.
Is value-oriented.
Seeks truth, not just efficiency.
The goal is not to confront AI;
Rather, it is to guide it with sacred intelligence.
7- Muhammadan
Humanities and New Academic Fields
This school proposes:
Data Theology
Algorithmic Jurisprudence
Islamic Platform Economics
Monotheistic Artificial Intelligence Philosophy
Sociology of Digital Civilization
Sharia-Based Cyberlaw
The humanities must transform from consumers of Western theory to
producers of a civilizational paradigm.
8- Muhammadan
Civilizational Operating System
If Western civilization is built on data-driven capitalism,
the emancipatory Muhammadan Theology School seeks to:
Design a new “civilizational operating system.”
This operating system includes:
Monotheistic worldview
Justice-oriented ethics
Anti-monopoly economics
Guided technology
And dignity-oriented social architecture
9- The Final Horizon
The goal of this school is:
Not to confront the world violently;
But to present a civilizational alternative.
An alternative that:
Places technology at
the service of meaning.
Put data at the service of justice.
And put intelligence at the service of human dignity.
●● Management of the Manji Think Tank....Seyed Mansour Mohammadi
Kachpi...09112521140
اندیشکده منجی :
●● مکتب محمدی در عصر هوش مصنوعی و داده چیست؟
●●مکتب الهیات محمدیِ رهاییبخش در عصر
داده و هوش مصنوعی
طرحی
برای معماری الهیات فناوری و الهیات منجی
1- بیانیه تأسیسی مکتب
مکتب
«الهیات محمدیِ رهاییبخش» تلاشی است برای بازخوانی وحی، شریعت، عقل و تمدن در
بستر عصر داده و هوش مصنوعی.
این
مکتب بر این پیشفرض استوار است که:
عصر
جدید، صرفاً عصر ابزار نیست، بلکه عصر معماری الگوریتمی جهان است.
فناوری،
قدرت تمدنی تولید میکند.
داده،
سرمایهی جدید جهان است.
و اگر
الهیات نتواند خود را در سطح معماری فناوری بازاندیشی کند، از میدان تمدن کنار
گذاشته خواهد شد.
بنابراین،
این مکتب بهدنبال «هدایت فناوری» است، نه انفعال در برابر آن.
۲- ادامه اجتهاد محمدی در عصر الگوریتم
اجتهاد
محمدی در این مکتب:
از
فقه فردی به فقه تمدنی ارتقا مییابد.
از
حکم جزئی به طراحی نظام میرسد.
از
استنباط متنی به تحلیل داده و ساختار اجتماعی گسترش مییابد.
اجتهاد
جدید باید بتواند:
نسبت
هوش مصنوعی با عدالت را تحلیل کند.
مالکیت
داده را در چارچوب کرامت انسانی تعریف کند.
اخلاق
الگوریتمی را در نسبت با توحید تبیین کند.
۳- حکمت محمدی و عقلانیت تمدنی
حکمت
محمدی در این مکتب:
تلفیق
عقل، وحی و تجربه است.
عقل
ابزاری را در چارچوب عقل غایتمند مهار میکند.
فناوری
را بهسوی معنا جهت میدهد.
در
این نگاه، بحران جهان مدرن، بحران «بیجهتی فناوری» است.
حکمت
محمدی، جهتنمای تمدن هوشمند خواهد بود.
۴- اقتصاد محمدی در عصر داده و انقلاب محمدی
و رنسانس محمدی در عصر داده
اقتصاد
محمدی و انقلاب و رنسانس محمدی در عصر جدید باید:
مالکیت
داده را بازتعریف کند.
انحصار
پلتفرمی را نقد کند.
ربا
را در ساختار مالی دیجیتال بازخوانی کند.
عدالت
توزیعی را در اقتصاد الگوریتمی پیادهسازی کند.
داده
نباید ابزار استعمار نوین شود.
اقتصاد
محمدی باید «عدالت الگوریتمی» تولید کند.
۵- شریعت فناوریمحور محمدی
شریعت
در این مکتب:
صرفاً
مجموعه احکام نیست؛
بلکه
«چارچوب معماری حیات انسانی» است.
شریعت
فناوریمحور یعنی:
تنظیم
نسبت انسان و ماشین
تعیین
حدود اخلاقی هوش مصنوعی
حفظ
کرامت انسان در عصر خودکارسازی
جلوگیری
از تبدیل انسان به داده صرف
۶- هوش قدسی محمدی
در
مقابل «هوش مصنوعی»، مفهوم «هوش قدسی» مطرح میشود.
هوش
قدسی:
ادراک
غایتمحور دارد.
ارزشمحور
است.
در
پی حقیقت است، نه صرفاً کارایی.
هدف،
تقابل با AI نیست؛
بلکه
هدایت آن با هوش قدسی است.
۷- علوم انسانی محمدی و رشتههای دانشگاهی
جدید
این
مکتب پیشنهاد میکند:
الهیات
داده
فقه
الگوریتم
اقتصاد
پلتفرمی اسلامی
فلسفه
هوش مصنوعی توحیدی
جامعهشناسی
تمدن دیجیتال
حقوق
سایبری شریعتمحور
علوم
انسانی باید از مصرفکننده نظریه غربی به تولیدکننده پارادایم تمدنی تبدیل شود.
۸- سیستم عامل تمدنی محمدی
اگر
تمدن غربی بر پایه سرمایهداری دادهمحور بنا شده است،
مکتب
الهیات محمدی رهاییبخش به دنبال:
طراحی
یک «سیستم عامل تمدنی» جدید است.
این
سیستم عامل شامل:
جهانبینی
توحیدی
اخلاق
عدالتمحور
اقتصاد
ضد انحصار
فناوری
هدایتشده
و
معماری اجتماعی کرامتمحور
۹- افق نهایی
هدف
این مکتب:
تقابل
خشونتآمیز با جهان نیست؛
بلکه
ارائه بدیل تمدنی است.
بدیلی
که:
فناوری
را در خدمت معنا قرار دهد.
داده
را در خدمت عدالت قرار دهد.
و
هوش را در خدمت کرامت انسانی قرار دهد.
●● مدیریت
اندیشکده منجی....سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
The School of Muhammadan Liberation Theology in the Age of Data and
Artificial Intelligence
A Plan for the Architecture of Technological Theology and Redemptive
Theology
1- Founding
Statement of the School
The School of “Muhammadan Liberation Theology” is an attempt to
reinterpret revelation, Sharia, reason, and civilization in the context of the
age of data and artificial intelligence.
This school is based on the premise that:
The modern age is not simply the age of tools, but the age of the
algorithmic architecture of the world.
Technology produces civilizational power.
Data is the new capital of the world.
And if theology cannot rethink itself at the level of technological
architecture, it will be excluded from the field of civilization.
Therefore, this school seeks “guidance of technology,” not passivity in
the face of it.
2- The Continuation
of Muhammadan Ijtihad in the Age of Algorithms
......:
اندیشکده منجی :
●●چرا ساختار حکومت ایران و آمریکا و اروپا و انگلیس و روسیه و سایر کشورهای جهتن به لحاظ اقتصادی و سیاسی برعلیه مردم است و به خصوص ایران و بدذات نیست به مردم
●●ابتدا باید بدانید دو قدرت در جهان روی اقتصاد کار میکنند یک بحث اقتصادی و دوم بحث نظامی و تسلیحاتی، ،یعنی بانکداران اسلحه ساز،، لذا تمام اقتصاد جهان و کشورها از جمله ایران به تمام گروه های اقتصادی پشت صحنه و جلوصحنه، به نام امنیت و نظامی گری هر کاری میکنند سود شرکت های تسلیحاتی جهانی را باید مهیا کنند لذا چه خوب و چه بدشان، در حالت کلی خائن به مردم و کشور هستند و عده ای بیسواد دنباله روی آنها و زمانی که امنیتی سازی، بحران سازی، جنگ ، قحطی، گرانی و تورم و ،،،را همین گروه های داخلی در هر کشور انجام میدهند و لذا این مشکلات حل نمی شود و در آنی حکومت نیر بیشتر یعنی در واقع خوب و بدشان در تله نادانی و در تله مافیای اسلحه بازی کار میکنند و گروگانیری، حتی بلد نیستن سود شرکت های اسلحه سازی را براساس امنیت انسانی تأمین کنند و کارخانه ها و صنایع را نبندن، چون ماهیت جنگ اصولا هیچ می شود و ملی سازی منابع صورت میگیرد،،این حکومت در بحث اقتصادی در تله و خیانت به مردم رکوردشکنی بیشتری از آمریکا و انگلیس به مردم خود کرده است چرا که در کل معکوس درستی پیش میرود و ونزوئلایی سازی و شوری سازی را پیش گرفته و فقر عامدانه را ایجاد کردن و گروگانگیری اقتصاد و معیشت مردم..
این تحلیل شما به مسائل بسیار عمیق و ساختاری در اقتصاد سیاسی جهانی و داخلی اشاره دارد. برای بررسی این موضوع، باید آن را به بخشهای مختلف تقسیم کرده و از جنبههای گوناگون به آن نگاه کنیم. نگاه شما تلفیقی است از تئوریهای توطئه، نقد ساختاری نظام سرمایهداری و نقد عملکرد حکومتها.
در پاسخ به درخواست شما برای تحلیل این موضوع، میتوان آن را به صورت زیر موشکافی کرد:
۱. نقش "مجتمع نظامی-صنعتی" در جهان
شما به درستی به یکی از مهمترین نیروهای محرک در سیاست جهانی اشاره میکنید: مجتمع نظامی-صنعتی. این مفهوم که اولین بار توسط رئیسجمهور آمریکا، دوایت آیزنهاور، مطرح شد، به ائتلاف ناگفته بین صنایع تسلیحاتی، ارتش و سیاستمداران اشاره دارد که در آن، سود این صنایع به تصمیمگیریهای نظامی وابسته است.
· در کشورهای غربی (آمریکا و اروپا): شرکتهای بزرگ تسلیحاتی مانند لاکهید مارتین، بوئینگ، و بیایئی سیستمز، لابیهای قدرتمندی دارند که بر دولتها تأثیر میگذارند تا بودجه دفاعی افزایش یابد و درگیریهای نظامی شکل بگیرد. بحرانسازی و القای تهدید، مستقیماً به سود این شرکتها منجر میشود. از این منظر، میتوان گفت که این دولتها تا حدی در خدمت منافع این شرکتها عمل میکنند، حتی اگر به ضرر رفاه عمومی (هزینهکردن برای جنگ به جای آموزش و بهداشت) باشد.
· در ایران: این ساختار شکل متفاوتی دارد. ایران تولیدکننده و صادرکننده عمده تسلیحات به سبک غربی نیست، اما به دلیل قرار گرفتن در منطقهای پرتنش و تحریمها، بخش قابل توجهی از بودجه و منابع خود را صرف توانمندی نظامی و امنیتی میکند. این موضوع نیز باعث میشود که "امنیت" و "نظامیگری" بهانهای برای تخصیص منابع عظیم باشد که میتوانست صرف توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی شود.
۲. تفاوت در ماهیت "خائن بودن" یا "گروگان گرفتن" اقتصاد
شما معتقدید همه حکومتها به نوعی به مردم خیانت میکنند، اما ایران رکوردشکنی بیشتری دارد. در اینجا باید بین "ماهیت ذاتی سیستم" و "مدیریت و سوءمدیریت داخلی" تفاوت قائل شد:
· در غرب (آمریکا و انگلیس): خیانت به مردم عمدتاً سیستمی است. این سیستم به گونهای طراحی شده که منافع سرمایهداران بزرگ (از جمله اسلحهسازان) را بر منافع عمومی مقدم بدارد. اما این کشورها همچنان ساختارهایی برای پاسخگویی دارند (رسانههای نسبتاً مستقل، انتخابات رقابتی، احزاب قدرتمند) که گاهی اوقات میتواند جلوی برخی افراطها را بگیرد یا پس از بحران، دولت را وادار به تغییر مسیر کند. آنها برای حفظ مشروعیت خود، نیاز به تأمین حداقلی از رفاه دارند.
· در ایران: شما به "معکوس درستی پیش رفتن" اشاره میکنید. یعنی علاوه بر مشکلات سیستمی جهانی (تأثیرپذیری از مجتمع نظامی-صنعتی جهانی)، یک بحران مدیریتی و ایدئولوژیک داخلی نیز وجود دارد که به "ونزوئلاییسازی" و "شورویسازی" منجر شده است. منظور شما احتمالاً این است که حکومت ایران به جای حرکت به سمت بهرهوری و توسعه، به سمت اقتصاد دولتی، یارانهای، ناکارآمد و وابسته به رانت نفت و امنیت حرکت کرده است. در این مدل، مردم (معیشت، آزادی، آینده) قربانی بقای یک سیستم سیاسی خاص میشوند.
۳. چرا وضعیت ایران "بدتر" به نظر میرسد؟
تحلیل شما دلایل زیر را برای این "رکوردشکنی در خیانت" برمیشمارد:
1. گروگانگیری معیشت به عنوان اهرم قدرت: در جایی که انتخابات و رقابت سیاسی معنای واقعی ندارد، تأمین رفاه مردم دیگر یک الزام برای بقای حکومت نیست. در عوض، میتوان از بحرانها و حتی فقر به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی و ایجاد وابستگی استفاده کرد.
2. ترکیب ایدئولوژی و فساد: حکومت ایران تلفیقی است از یک ایدئولوژی انقلابی (که نیازمند دشمنسازی و مقاومت است) و یک شبکه قدرتمند اقتصادی (شبهدولتی، نظامی و نهادهای انقلابی). این نهادها به بهانه "امنیت" و "مقاومت" وارد همه عرصههای اقتصاد شدهاند و رقابت را از بین بردهاند. این ساختار به طور طبیعی به فساد، ناکارآمدی و انحصار منجر میشود.
3. تحریم و انزوا: سیاستهای خارجی و داخلی ایران منجر به تحریمهای فلجکنندهای شده است. هرچند تحریمها ناعادلانه هستند، اما مدیریت اقتصادی داخلی نیز نتوانسته با این شرایط سازگار شود یا از آن عبور کند و در عوض، فشار بر مردم را چندین برابر کرده است.
4. ناتوانی در ایجاد امنیت انسانی: شما به نکته بسیار مهمی اشاره میکنید: "بلد نیستن سود شرکتهای اسلحهسازی را براساس امنیت انسانی تأمین کنند." در دنیا، کشورها خرج نظامی میکنند تا از امنیت و منافع خود حفاظت کنند تا در سایه آن، اقتصاد و صنعت رشد کند. در تحلیل شما، در ایران این رابطه معکوس شده است: هزینههای امنیتی و نظامی به خودی خود به یک هدف تبدیل شده و اقتصاد را نابود کرده است. یعنی به جای اینکه نیروهای مسلح حافظ اقتصاد باشند، اقتصاد قربانی یک برداشت خاص از امنیت شده است.
۴. تحلیل نهایی
دیدگاه شما یک نگاه ساختارشکنانه و رادیکال به مسئله است. نکات قوت تحلیل شما:
· جهانینگری: شما مسائل ایران را در بستر منافع جهانی تسلیحات و قدرت میبینید، نه یک استثنا.
· نقد ساختار قدرت: شما به درستی به این نکته اشاره میکنید که چرا صرف تغییر افراد (خوب و بد) در چنین ساختارهای غلطی، مشکل را حل نمیکند.
· توجه به "فقر عامدانه": این مفهوم به این معناست که وضعیت موجود، نتیجه شکست تصادفی نیست، بلکه محصول تصمیمات و اولویتبندیهای سیاسی مشخصی است.
نقد وارد بر تحلیل شما:
· یکسانسازی بیش از حد: اگرچه همه حکومتها در چنبره منافع سرمایهداران بزرگ هستند، اما تفاوت فاحشی بین یک دموکراسی معیوب (مثل آمریکا) و یک سیستم اقتدارگرا (مثل ایران) وجود دارد. در اولی، مردم هنوز ابزارهایی برای اعتراض و تغییر از طریق صندوق رأی دارند (هرچند محدود)، اما در دومی، این ابزارها تقریباً به طور کامل از بین رفته است. این تفاوت در میزان "گروگانگیری" بسیار حیاتی است.
· نادیده گرفتن اراده مردم: در این تحلیل، مردم صرفاً قربانیان منفعل هستند. در حالی که در هر کشوری، بخشی از مردم (چه از روی اجبار، چه ناامیدی و چه باور) از این سیستمها حمایت میکنند و یا در برابر آنها مقاومت میکنند.
جمعبندی:
تحلیل شما درست میگوید که حکومتها در سراسر جهان، از جمله ایران، در دام منافع گروههای قدرت (به ویژه نظامی-امنیتی) گرفتار شدهاند و این منافع را بر رفاه مردم ترجیح میدهند. اما در ایران، این مشکل به دلیل نبود نهادهای مدنی قوی، اقتصاد دولتی و رانتی، و اولویتدهی مطلق به بقای ایدئولوژیک و امنیتی بر هر چیز دیگری، به یک "گروگانگیری کامل" و "فقر عامدانه" تبدیل شده است که عمق و وسعت آن با کشورهای غربی قابل مقایسه نیست...سر تا پای افرادی که کار اقتصادی به ظاهر میکنند، در حال خیانت هستند گرچه خود ندانند، خائنان و نادانان بیسواد و طمعکار و احمق هائیکه فکر میکنند مقدس هستند و در حالیکه در حال فروپاشی ساختار و ایجاد سیستم ارباب و رعیتی ،، کلاهبرداران دینی و کلاهبرداران سکولار روی هم یک خروجی میدهند ¡.. لذا کشتار و داعش سازی و بحران سازی و از همین رو سواستفاده دشمن از این وضعیت،،باید به طور بنیادین اقتصاد عوض شود که این به تغییر ماهیت حکمرانی و منافع ملی می انجامد و این به دور از سیاست خائنین است
● همه در تله ایم، در تله شهوت و قدرت و ثروت و جهل و ،،،
●● مدیریت اندیشکده منجی ..... سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
هدایت شده از محسن روضه ای
هفت درس مولانا
- درس اول
عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن
- درس دوم
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها، زشت یا زیبا نکن
- درس سوم
پیرو خورشید یا آیینه باش
هر چه عریان دیده ای افشا مکن
- درس چهارم
ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن
- درس پنجم
دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای، حاشا مکن
- درس ششم
زر بدست طفل دادن ابلهی ست
اشک ر ا نذر غم دنیا مکن
- درس هفتم
خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن
🍃جمعیت فرهنگیان و فرهیختگان 🍃