eitaa logo
اندیشکده منجی
88 دنبال‌کننده
45 عکس
16 ویدیو
36 فایل
دعوت به همکاری بین‌المللی برای پروژه‌های تحول افرین اقتصادی جهان براساس نامحدودسازی ( شما یکی ازشرکا اندیشکده نخبگان ط
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
......: اندیشکده منجی : ●●چرا ساختار حکومت ایران و آمریکا و اروپا و انگلیس و روسیه و سایر کشورهای جهتن به لحاظ اقتصادی و سیاسی برعلیه مردم است و به خصوص ایران و بدذات نیست به مردم ●●ابتدا باید بدانید دو قدرت در جهان روی اقتصاد کار می‌کنند یک بحث اقتصادی و دوم بحث نظامی و تسلیحاتی، ،یعنی بانکداران اسلحه ساز،، لذا تمام اقتصاد جهان و کشورها از جمله ایران به تمام گروه های اقتصادی پشت صحنه و جلوصحنه، به نام امنیت و نظامی گری هر کاری میکنند سود شرکت های تسلیحاتی جهانی را باید مهیا کنند لذا چه خوب و چه بدشان، در حالت کلی خائن به مردم و کشور هستند و عده ای بیسواد دنباله روی آنها و زمانی که امنیتی سازی، بحران سازی، جنگ ، قحطی، گرانی و تورم و ،،،را همین گروه های داخلی در هر کشور انجام می‌دهند و لذا این مشکلات حل نمی شود و در آنی حکومت نیر بیشتر یعنی در واقع خوب و بدشان در تله نادانی و در تله مافیای اسلحه بازی کار می‌کنند و گروگانیری، حتی بلد نیستن سود شرکت های اسلحه سازی را براساس امنیت انسانی تأمین کنند و کارخانه ها و صنایع را نبندن، چون ماهیت جنگ اصولا هیچ می شود و ملی سازی منابع صورت میگیرد،،این حکومت در بحث اقتصادی در تله و خیانت به مردم رکوردشکنی بیشتری از آمریکا و انگلیس به مردم خود کرده است چرا که در کل معکوس درستی پیش می‌رود و ونزوئلایی سازی و شوری سازی را پیش گرفته و فقر عامدانه را ایجاد کردن و گروگانگیری اقتصاد و معیشت مردم.. این تحلیل شما به مسائل بسیار عمیق و ساختاری در اقتصاد سیاسی جهانی و داخلی اشاره دارد. برای بررسی این موضوع، باید آن را به بخش‌های مختلف تقسیم کرده و از جنبه‌های گوناگون به آن نگاه کنیم. نگاه شما تلفیقی است از تئوری‌های توطئه، نقد ساختاری نظام سرمایه‌داری و نقد عملکرد حکومت‌ها. در پاسخ به درخواست شما برای تحلیل این موضوع، می‌توان آن را به صورت زیر موشکافی کرد: ۱. نقش "مجتمع نظامی-صنعتی" در جهان شما به درستی به یکی از مهمترین نیروهای محرک در سیاست جهانی اشاره می‌کنید: مجتمع نظامی-صنعتی. این مفهوم که اولین بار توسط رئیس‌جمهور آمریکا، دوایت آیزنهاور، مطرح شد، به ائتلاف ناگفته بین صنایع تسلیحاتی، ارتش و سیاستمداران اشاره دارد که در آن، سود این صنایع به تصمیم‌گیری‌های نظامی وابسته است. · در کشورهای غربی (آمریکا و اروپا): شرکت‌های بزرگ تسلیحاتی مانند لاکهید مارتین، بوئینگ، و بی‌ای‌ئی سیستمز، لابی‌های قدرتمندی دارند که بر دولت‌ها تأثیر می‌گذارند تا بودجه دفاعی افزایش یابد و درگیری‌های نظامی شکل بگیرد. بحران‌سازی و القای تهدید، مستقیماً به سود این شرکت‌ها منجر می‌شود. از این منظر، می‌توان گفت که این دولت‌ها تا حدی در خدمت منافع این شرکت‌ها عمل می‌کنند، حتی اگر به ضرر رفاه عمومی (هزینه‌کردن برای جنگ به جای آموزش و بهداشت) باشد. · در ایران: این ساختار شکل متفاوتی دارد. ایران تولیدکننده و صادرکننده عمده تسلیحات به سبک غربی نیست، اما به دلیل قرار گرفتن در منطقه‌ای پرتنش و تحریم‌ها، بخش قابل توجهی از بودجه و منابع خود را صرف توانمندی نظامی و امنیتی می‌کند. این موضوع نیز باعث می‌شود که "امنیت" و "نظامی‌گری" بهانه‌ای برای تخصیص منابع عظیم باشد که می‌توانست صرف توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی شود. ۲. تفاوت در ماهیت "خائن بودن" یا "گروگان گرفتن" اقتصاد شما معتقدید همه حکومت‌ها به نوعی به مردم خیانت می‌کنند، اما ایران رکوردشکنی بیشتری دارد. در اینجا باید بین "ماهیت ذاتی سیستم" و "مدیریت و سوءمدیریت داخلی" تفاوت قائل شد: · در غرب (آمریکا و انگلیس): خیانت به مردم عمدتاً سیستمی است. این سیستم به گونه‌ای طراحی شده که منافع سرمایه‌داران بزرگ (از جمله اسلحه‌سازان) را بر منافع عمومی مقدم بدارد. اما این کشورها همچنان ساختارهایی برای پاسخگویی دارند (رسانه‌های نسبتاً مستقل، انتخابات رقابتی، احزاب قدرتمند) که گاهی اوقات می‌تواند جلوی برخی افراط‌ها را بگیرد یا پس از بحران، دولت را وادار به تغییر مسیر کند. آنها برای حفظ مشروعیت خود، نیاز به تأمین حداقلی از رفاه دارند. · در ایران: شما به "معکوس درستی پیش رفتن" اشاره می‌کنید. یعنی علاوه بر مشکلات سیستمی جهانی (تأثیرپذیری از مجتمع نظامی-صنعتی جهانی)، یک بحران مدیریتی و ایدئولوژیک داخلی نیز وجود دارد که به "ونزوئلایی‌سازی" و "شوروی‌سازی" منجر شده است. منظور شما احتمالاً این است که حکومت ایران به جای حرکت به سمت بهره‌وری و توسعه، به سمت اقتصاد دولتی، یارانه‌ای، ناکارآمد و وابسته به رانت نفت و امنیت حرکت کرده است. در این مدل، مردم (معیشت، آزادی، آینده) قربانی بقای یک سیستم سیاسی خاص می‌شوند. ۳. چرا وضعیت ایران "بدتر" به نظر می‌رسد؟ تحلیل شما دلایل زیر را برای این "رکوردشکنی در خیانت" برمی‌شمارد:
1. گروگانگیری معیشت به عنوان اهرم قدرت: در جایی که انتخابات و رقابت سیاسی معنای واقعی ندارد، تأمین رفاه مردم دیگر یک الزام برای بقای حکومت نیست. در عوض، می‌توان از بحران‌ها و حتی فقر به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی و ایجاد وابستگی استفاده کرد. 2. ترکیب ایدئولوژی و فساد: حکومت ایران تلفیقی است از یک ایدئولوژی انقلابی (که نیازمند دشمن‌سازی و مقاومت است) و یک شبکه قدرتمند اقتصادی (شبه‌دولتی، نظامی و نهادهای انقلابی). این نهادها به بهانه "امنیت" و "مقاومت" وارد همه عرصه‌های اقتصاد شده‌اند و رقابت را از بین برده‌اند. این ساختار به طور طبیعی به فساد، ناکارآمدی و انحصار منجر می‌شود. 3. تحریم و انزوا: سیاست‌های خارجی و داخلی ایران منجر به تحریم‌های فلج‌کننده‌ای شده است. هرچند تحریم‌ها ناعادلانه هستند، اما مدیریت اقتصادی داخلی نیز نتوانسته با این شرایط سازگار شود یا از آن عبور کند و در عوض، فشار بر مردم را چندین برابر کرده است. 4. ناتوانی در ایجاد امنیت انسانی: شما به نکته بسیار مهمی اشاره می‌کنید: "بلد نیستن سود شرکت‌های اسلحه‌سازی را براساس امنیت انسانی تأمین کنند." در دنیا، کشورها خرج نظامی می‌کنند تا از امنیت و منافع خود حفاظت کنند تا در سایه آن، اقتصاد و صنعت رشد کند. در تحلیل شما، در ایران این رابطه معکوس شده است: هزینه‌های امنیتی و نظامی به خودی خود به یک هدف تبدیل شده و اقتصاد را نابود کرده است. یعنی به جای اینکه نیروهای مسلح حافظ اقتصاد باشند، اقتصاد قربانی یک برداشت خاص از امنیت شده است. ۴. تحلیل نهایی دیدگاه شما یک نگاه ساختارشکنانه و رادیکال به مسئله است. نکات قوت تحلیل شما: · جهانی‌نگری: شما مسائل ایران را در بستر منافع جهانی تسلیحات و قدرت می‌بینید، نه یک استثنا. · نقد ساختار قدرت: شما به درستی به این نکته اشاره می‌کنید که چرا صرف تغییر افراد (خوب و بد) در چنین ساختارهای غلطی، مشکل را حل نمی‌کند. · توجه به "فقر عامدانه": این مفهوم به این معناست که وضعیت موجود، نتیجه شکست تصادفی نیست، بلکه محصول تصمیمات و اولویت‌بندی‌های سیاسی مشخصی است. نقد وارد بر تحلیل شما: · یکسان‌سازی بیش از حد: اگرچه همه حکومت‌ها در چنبره منافع سرمایه‌داران بزرگ هستند، اما تفاوت فاحشی بین یک دموکراسی معیوب (مثل آمریکا) و یک سیستم اقتدارگرا (مثل ایران) وجود دارد. در اولی، مردم هنوز ابزارهایی برای اعتراض و تغییر از طریق صندوق رأی دارند (هرچند محدود)، اما در دومی، این ابزارها تقریباً به طور کامل از بین رفته است. این تفاوت در میزان "گروگان‌گیری" بسیار حیاتی است. · نادیده گرفتن اراده مردم: در این تحلیل، مردم صرفاً قربانیان منفعل هستند. در حالی که در هر کشوری، بخشی از مردم (چه از روی اجبار، چه ناامیدی و چه باور) از این سیستم‌ها حمایت می‌کنند و یا در برابر آنها مقاومت می‌کنند. جمع‌بندی: تحلیل شما درست می‌گوید که حکومت‌ها در سراسر جهان، از جمله ایران، در دام منافع گروه‌های قدرت (به ویژه نظامی-امنیتی) گرفتار شده‌اند و این منافع را بر رفاه مردم ترجیح می‌دهند. اما در ایران، این مشکل به دلیل نبود نهادهای مدنی قوی، اقتصاد دولتی و رانتی، و اولویت‌دهی مطلق به بقای ایدئولوژیک و امنیتی بر هر چیز دیگری، به یک "گروگانگیری کامل" و "فقر عامدانه" تبدیل شده است که عمق و وسعت آن با کشورهای غربی قابل مقایسه نیست...سر تا پای افرادی که کار اقتصادی به ظاهر میکنند، در حال خیانت هستند گرچه خود ندانند، خائنان و نادانان بیسواد و طمعکار و احمق هائیکه فکر می‌کنند مقدس هستند و در حالیکه در حال فروپاشی ساختار و ایجاد سیستم ارباب و رعیتی ،، کلاهبرداران دینی و کلاهبرداران سکولار روی هم یک خروجی می‌دهند ¡.. لذا کشتار و داعش سازی و بحران سازی و از همین رو سواستفاده دشمن از این وضعیت،،باید به طور بنیادین اقتصاد عوض شود که این به تغییر ماهیت حکمرانی و منافع ملی می انجامد و این به دور از سیاست خائنین است ● همه در تله ایم،  در تله شهوت و قدرت و ثروت و جهل و ،،، ●● مدیریت اندیشکده منجی ..... سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از س . م . حسینی
هدایت شده از محسن روضه ای
هفت درس مولانا - درس اول عشق را بی معرفت معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن - درس دوم گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گلها، زشت یا زیبا نکن - درس سوم پیرو خورشید یا آیینه باش هر چه عریان دیده ای افشا مکن - درس چهارم ای که از لرزیدن دل آگهی هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن - درس پنجم دل شود روشن زشمع اعتراف با کس ار بد کرده ای، حاشا مکن - درس ششم زر بدست طفل دادن ابلهی ست اشک ر ا نذر غم دنیا مکن - درس هفتم خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این و آن پیدا مکن 🍃جمعیت فرهنگیان و فرهیختگان 🍃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌐 صورت‌بندی نخبگانیِ مسئلهٔ حکمرانی شهری (تراز بالا) شورا نهادِ تعیین جهت است، نه ابزارِ اجرا. شهرداری بازوی تحقق تصمیم است، نه منبعِ تولید سیاست. اختلاط این دو، شهر را از «نظام تصمیم» به «مجموعه واکنش» تنزل می‌دهد. ________________________________________ ۱️⃣ خطای نقش‌شناختی وقتی سیاست‌گذار وارد اجرا می‌شود، نظارت فرو می‌ریزد و مسئولیت ناپدید می‌شود. ۲️⃣ بحران اقتصادِ شهری وابستگی به ساخت‌وساز، تبدیل دارایی‌های بین‌نسلی به هزینه‌های جاری است؛ این مدل، توسعه نیست، استهلاکِ آینده است. ۳️⃣ فقدان معماری سنجش مصوبه‌ای که شاخص ندارد، تصمیم نیست؛ ادعاست بدون امکان داوری. ۴️⃣ فرسایش سرمایهٔ اجتماعی رأی بدون اثرِ قابل لمس، مشارکت را به بدبینی تبدیل می‌کند؛ این نقطه، آغازِ زوالِ مشروعیتِ محلی است. ________________________________________ 💡 جمع‌بندی: شهر بدون دکترین، اداره نمی‌شود؛ مصرف می‌شود. ✍️ تجسّدِ اراده بر مدارِ واقعیت — بهرام محمدی 🏛 اتاق استراتژی 🆔 @bmlimit 📌 انجمن دانش‌بنیان «دکترینِ حَـد»