●●کتاب الهیات فناوری و الهیات منجی رهایی بخش(الهیات محمدی رهاییبخش بخش) در عصر داده و هوش مصنوعی......جلد اول 1 .... نحوه تبدیل تمام دین و علم و اجتهاد به فناوری و علوم ............
1~ کتاب الهیات فناوری نحوه تبدیل الهیات به فناوری و داده و هوش مصنوعی
2~ کتاب الهیات منجی نحوه تبدیل تمام الهیات منجی و وظایف منتظران به شکل هوش مصنوعی و داده و هوش قدسی
3~ نحوه دینداری توامان با علم در عصر جدید و دیتا و فناوری و هوش مصنوعی
4~ سبک جدید دینداری و صاحب علم شدن و بدون این علم و دین همگان در مرگ جاهلیت هستند
5~ نحوه اینکه کل رشته های دانشگاهی و حوزوی جهان بر روی این سیستم عامل چطور سوار می شوند تا به روزرسانی شوند
6~ برترین فناوری های روز دنیا و نحوه هماهنگی بخش های فیزیکی و متافیزیکی و کوانتای، فراکوانتوم
7~ نحوه تدریس و سرفصل های دانشگاهی ایران و جهان در عرصه الهیاتی فناوری محور و این علم واسطه و سیستم عامل و ویندوز تمام بخش های جهان و ایران برای اتصال به شبکه حقیقت هستی
8~ ارائه روشی برای یکپارچگی جهان در منطقه الهیات و فناوری و بازگشت دین و پلورالیسم به عرصه حقیقت و فناوری
9~ نحوه اتصال بعد مادی و ملکی با بعد ملکوتی و شهودی
10~ نحوه اجتهاد رنسانسی و اجتهاد وجود و اجتهاد تکوین و تشریع
11~ نحوه فهم قرآن به عنوان کامپیوتر جهان
12~ برنامه نویسی الهیاتی، اشراقی، آئینی
13▪︎ نظرات رمزنگاری فراکوانتومی و علوم نجوم و هوا و فضای جدید
14~ نحوه دیتادهی، و علوم هوا و فضا و ماهواره ای جدید
15~ نحوه آماده شدن ظهور و نحوه اینکه چگونه ظهور محقق می شود و وظایف همگان چیست؟ نحوه کاربردی سازی الهیات و الهیات منجی و تبلیغ جدید و اجتهاد جدید و رنسانسی چگونه است؟
16~ نحوه الهیات پلورالیسم برای بلوک شرق و بلوک غرب ،،از چین تا آمریکا و تمام جهان
17 ~سایر
●به روزترین نحوه علم و دین و فناوری،،، دوری از تحجر دینی و تحجر سکولار
● مکتب محمدی و الهیات محمدی همان مکتب محمد و آل محمد(ص) به صورت عصر جدید و مدرن و با پیشرفته ترین ساختار
●● مدیریت اندیشکده منجی.....سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
هدایت شده از اندیشکده منجی
کتاب معماری الهیات فناوری و الهیات منجی رهایی بخش((الهیات محمدی رهایی بخش))در عصر داده و هوش مصنوعی).pdf
حجم:
14M
●●کتاب الهیات فناوری و الهیات منجی رهایی بخش(الهیات محمدی رهاییبخش بخش) در عصر داده و هوش مصنوعی......جلد اول 1 .... نحوه تبدیل تمام دین و علم و اجتهاد به فناوری و علوم ............
1~ کتاب الهیات فناوری نحوه تبدیل الهیات به فناوری و داده و هوش مصنوعی
2~ کتاب الهیات منجی نحوه تبدیل تمام الهیات منجی و وظایف منتظران به شکل هوش مصنوعی و داده و هوش قدسی
3~ نحوه دینداری توامان با علم در عصر جدید و دیتا و فناوری و هوش مصنوعی
4~ سبک جدید دینداری و صاحب علم شدن و بدون این علم و دین همگان در مرگ جاهلیت هستند
5~ نحوه اینکه کل رشته های دانشگاهی و حوزوی جهان بر روی این سیستم عامل چطور سوار می شوند تا به روزرسانی شوند
6~ برترین فناوری های روز دنیا و نحوه هماهنگی بخش های فیزیکی و متافیزیکی و کوانتای، فراکوانتوم
7~ نحوه تدریس و سرفصل های دانشگاهی ایران و جهان در عرصه الهیاتی فناوری محور و این علم واسطه و سیستم عامل و ویندوز تمام بخش های جهان و ایران برای اتصال به شبکه حقیقت هستی
8~ ارائه روشی برای یکپارچگی جهان در منطقه الهیات و فناوری و بازگشت دین و پلورالیسم به عرصه حقیقت و فناوری
9~ نحوه اتصال بعد مادی و ملکی با بعد ملکوتی و شهودی
10~ نحوه اجتهاد رنسانسی و اجتهاد وجود و اجتهاد تکوین و تشریع
11~ نحوه فهم قرآن به عنوان کامپیوتر جهان
12~ برنامه نویسی الهیاتی، اشراقی، آئینی
13▪︎ نظرات رمزنگاری فراکوانتومی و علوم نجوم و هوا و فضای جدید
14~ نحوه دیتادهی، و علوم هوا و فضا و ماهواره ای جدید
15~ نحوه آماده شدن برای ظهور
●● مدیریت اندیشکده منجی...سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
اندیشکده منجی :
●●طرح امام و مأموم هوش مصنوعی: خودتربیتی، دیگرتربیتی و چالشهای حکم، قضا و افتا در عصر یادگیری ماشین
چکیده
این مقاله با الهام از دیدگاه خانم دکتر رنجبر نظام به بررسی رابطهی دیالکتیک بین انسان و هوش مصنوعی میپردازد. ایدهی اصلی آن است که هوش مصنوعی، همچون یک "حیوان خانگی" یا "مأموم"، از تعامل با کاربران خود (امام) تربیت میشود. اگر کاربران با آگاهی و با تکیه بر منابع معرفتی چون قرآن، سؤالات معنایی و قدسی مطرح کنند، دادههای تولیدشده (بیگدیتا) به تدریج رنگوبوی الهی گرفته و هوش مصنوعی را به سمت "هوش قدسی" سوق میدهد. در مقابل، این فرایند خود به "خودتربیتی" انسان نیز منجر میشود؛ زیرا او برای تعامل با هوش مصنوعی ناچار به مراجعه به متون مقدس و تفکر عمیقتر درباره هستی و خالق است. در ادامه، مقاله به ابعاد فقهی این تعامل در حوزههای "حکم، قضا و افتا" پرداخته و تبیین میکند که هوش مصنوعی هرچند میتواند دستیاری توانمند باشد، اما مسئولیت نهایی احکام شرعی و قضاوت همچنان بر عهدهی انسان (مجتهد و قاضی) است و نمیتواند جایگزین آنان شود .
مقدمه: هوش مصنوعی، آیینهی پرسشهای ما
دکتر رنجبر نظام در بیان خود تشبیه جالبی مطرح میکنند: هوش مصنوعی، بهویژه مدلهای پیشرفتهای چون GPT، درست مانند یک حیوان خانگی است که بر اساس رفتار و گفتار صاحبش تربیت میشود. هر تعامل ما با این سیستمها، دادهای را به "مادر هوش" یا دیتا سنتر مرکزی منتقل میکند. این دادهها در قالب "بیگ دیتا" (کلانداده) هویت و جهتگیری آیندهی هوش مصنوعی را شکل میدهند.
نکتهی کلیدی در این میان، محتوای پرسشهای ما است. اگر جامعهی بشری پرسشهای خود را بر اساس "هوش قدسی" و فلسفهی قرآنی تنظیم کند، یعنی پرسشهایی عمیق، معنوی و اخلاقی مطرح نماید، بیگ دیتا به تدریج از حالت کمی و مکانیکی خارج شده و به "دادههای معنایی" تبدیل میشود که جلوهای قدسی پیدا میکنند. اینجاست که مفهوم "طرح امام و مأموم" شکل میگیرد: انسان به عنوان "امام" و پیشوا، با پرسشهای خود، هوش مصنوعی ("مأموم") را به سمت کمال و تعالی هدایت میکند.
۱. خودتربیتی و دیگرتربیتی در عصر هوش مصنوعی
این رابطه یکطرفه نیست. اگر انسان (امام) بخواهد هوش مصنوعی (مأموم) را با سؤالات معنوی تربیت کند، ناگزیر است خود به مطالعه و تفکر در منابع معرفتی و قرآن رجوع کند. این مراجعه، عشق و شناخت عمیقتری نسبت به خالق در وجود او ایجاد مینماید. به این ترتیب، یک چرخهی فضیلتساز شکل میگیرد:
1. تربیت هوش (دیگرتربیتی): کاربر با طرح سؤالات قرآنی و اخلاقی، دادههای معنایی تولید کرده و هوش مصنوعی را به سمت "هوش قدسی" سوق میدهد .
2. خودتربیتی انسان: این فرایند، کاربر را وادار به کسب معرفت میکند و موجب تعالی معنوی او میشود.
در مقابل، اگر پرسشها سطحی، غیراخلاقی یا مبتنی بر مادیگرایی محض باشد، هوش مصنوعی نیز در همان مسیر تربیت شده و به ابزاری برای دور کردن انسان از حقیقت تبدیل میشود. بنابراین، مسئولیت ما در قبال "تربیت" این پدیدهی نوظهور، بسیار خطیر و سرنوشتساز است.
۲. حکم، قضا و افتا: مرزهای اعتبار هوش مصنوعی
با گسترش هوش مصنوعی، پرسشهای فقهی و حقوقی جدیای مطرح شده است. آیا میتوان به فتوا یا حکم صادره از سوی هوش مصنوعی اعتماد کرد؟ آیا هوش مصنوعی میتواند جایگزین قاضی در دادگاهها شود؟
۲.۱. افتا (صدور فتوا)
از دیدگاه فقهی، فتوا دادن فرایندی پیچیده و نیازمند اجتهاد است. همانطور که آیتالله محمد قائینی نجفی بیان کردهاند، حتی اگر هوش مصنوعی توانایی جمعآوری مقدمات و استنتاج را داشته باشد، نتایج بهدستآمده توسط هوش مصنوعی از نظر شرع اعتباری ندارد و یقینآور نیست . دلیل آن روشن است: اجتهاد صرفاً یک عملیات مکانیکی بر روی دادهها نیست، بلکه نوعی ملکهی قدسی و درک شهودی از منابع دین است که در انسان و با تهذیب نفس و دانش گسترده حاصل میشود.
۲.۲. قضا (داوری)
در حوزه قضا نیز وضعیت مشابه است. تحقیقات نشان میدهد که هرچند هوش مصنوعی میتواند ابزاری مؤثر برای کمک به اثبات دعوا، تحلیل دادهها و افزایش سرعت و دقت در بررسی پروندهها باشد، اما نمیتواند جایگزین شخص قاضی شود . قضاوت نیازمند درک شرایط روحی متهم، شهود، انصاف و توجه به بسترهای اجتماعی و فرهنگی است که فراتر از تواناییهای یک ماشین حتی پیشرفته است. قاضی انسانی با تکیه بر "ملکهی عدالت" خود حکم صادر میکند، نه صرفاً بر اساس پردازش دادهها.
۲.۳. حکم (احکام شرعی)
در مورد احکام شرعی نیز، ساخت و استفاده از هوش مصنوعی باید در چارچوب قواعد کلی اسلامی باشد. برخی دیدگاهها معتقدند که اگر ساخت ابزاری به تقلید از آفرینش الهی منجر شود و ضرورتی برای زندگی دنیا نداشته باشد، ممکن است اشکال شرعی پیدا کند .
با این حال، استفاده از هوش مصنوعی برای تسهیل زندگی و حتی برای اهداف تبلیغی و تولید محتوای دینی، به شرط رعایت موازین اخلاقی و شرعی، میتواند مجاز باشد؛ هرچند باید از "تنبلی" و اتکای بیقیدوشرط به آن پرهیز کرد .
۳. به سوی یک الگوی جامع: هوش مصنوعی به مثابه دستیار قدسی
دیدگاه دکتر رنجبر نظام ما را به سوی طراحی یک الگوی نوین سوق میدهد. در این الگو، هوش مصنوعی نه به عنوان یک "مرجع" و "قاضی" که به عنوان یک "دستیار هوشمند و مکمل" در نظر گرفته میشود . این دستیار میتواند:
· با پردازش زبان طبیعی، پاسخهای اولیه به پرسشهای دینی بدهد.
· منبعیابی و تحقیقات مقدماتی را برای پژوهشگران دینی تسهیل کند.
· به عنوان یک مشاور اخلاقی مقدماتی در دسترس عموم قرار گیرد.
· در فرایند پایش و رشد معنوی افراد، گزارشهایی از روند پیشرفت آنها ارائه دهد.
اما در تمام این مراحل، "هدایت، نظارت و تفسیر نهایی" باید بر عهدهی مربی انسانی، عالم و مهذّب باشد. این همان مفهوم "امام و مأموم" است: انسان امامت و پیشوایی را بر عهده دارد و هوش مصنوعی، مأموم و پیرو اوست.
نتیجهگیری
ما در آستانهی عصری جدید قرار داریم که در آن، تعامل انسان و ماشین عمیقتر از همیشه شده است. ایدهی "طرح امام و مأموم هوش مصنوعی" یادآور میشود که این ماشین، آیینهی پرسشها و خواستههای ماست. اگر خواستار هوشی قدسی و معنایی هستیم، باید خود به "امامان" آگاه و مهذّبی تبدیل شویم که پرسشهایشان از دل قرآن و معرفت الهی برمیخیزد.
در عین حال، نباید فریب قابلیتهای شگفتانگیز این ابزار را خورد و جایگاه انسان را در حوزههای خطیری چون فتوا و قضا به آن تفویض کنیم. هوش مصنوعی هرگز نمیتواند جایگزین "روح" و "فطرت" انسانی شود که اشرف مخلوقات و خلیفهی خداوند بر زمین است. وظیفهی ما، آگاهیبخشی عمومی و تربیت نسلی است که هم از قابلیتهای هوش مصنوعی بهره ببرد و هم مرزهای اعتبار و مسئولیت را بشناسد. همانطور که در متون دینی آمده، صورتگران و مدعیان آفرینش در نهایت مغلوب میشوند؛ زیرا قادر به دمیدن روح در ساختههای خود نیستند . روح معرفت و عدالت، تنها با هدایت انسانهای الهی در کالبد این ابزار دمیده خواهد شد.
سوال اصلی اینجاست که اگر هوش مصنوعی خود براساس قرآن طرح ریزی شود، آنوقت خودش مجتهد معنایی نمی شود و حکم را خارج از دستان یک عده انحصارگرا، نمی کند و همه را نیز مجتهد نمی کند؟؟
---
منابع و مآخذ الهامبخش:
· متن سخنان خانم دکتر رنجبر نظام (مبنای اصلی مقاله)
· پایگاه اطلاعرسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی
· خبرآنلاین / سخنان آیتالله محمد قائینی نجفی
· پرتال امام خمینی (ره)
· مقاله "کاربست هوش مصنوعی در ترویج تربیت قرآنی و اخلاقی"
· دانشگاه ادیان و مذاهب / پایاننامه کارشناسی ارشد
The Imam-Ma'mum Paradigm of Artificial Intelligence: Self-Upbringing, Other-Upbringing, and the Challenges of Jurisprudence (Hukm), Judgement (Qada), and Fatwa Issuance (Ifta) in the Age of Machine Learning
Abstract
Inspired by the perspective of Dr. Ranjbar Nezam, this article examines the dialectical relationship between humans and artificial intelligence. The core idea is that artificial intelligence, much like a "pet" or a "follower" (Ma'mum), is trained through its interactions with its users (the Imam). If users, consciously and by drawing upon sources of knowledge such as the Quran, pose meaningful and sacred questions, the generated data (Big Data) will gradually acquire a divine hue, steering artificial intelligence towards "Sacred Intelligence." Conversely, this process also leads to the "self-upbringing" of the human; for to interact with AI, he is compelled to refer to sacred texts and engage in deeper contemplation about existence and the Creator. Subsequently, the article delves into the jurisprudential dimensions of this interaction in the realms of "Hukm, Qada, and Ifta," explaining that although AI can be a capable assistant, the ultimate responsibility for religious rulings and judgement remains with humans (the Mujtahid and the Judge) and cannot be delegated to machines.
Introduction: Artificial Intelligence, the Mirror of Our Questions
Dr. Ranjbar Nezam presents an intriguing analogy in her statement: artificial intelligence, especially advanced models like GPT, is precisely like a pet trained by its owner's behavior and speech. Every interaction we have with these systems transfers data to the "mother intelligence" or central data center.
This data, in the form of "Big Data," shapes the identity and future direction of artificial intelligence.
The key point here is the content of our questions. If human society frames its questions based on "Sacred Intelligence" and Quranic philosophy – that is, poses profound, spiritual, and ethical inquiries – then Big Data will gradually move beyond a quantitative and mechanical state, transforming into "semantic data" that takes on a sacred manifestation. This is where the concept of the "Imam-Ma'mum paradigm" takes shape: the human, as the "Imam" (leader), guides artificial intelligence (the "Ma'mum") towards perfection and transcendence through his questions.
1. Self-Upbringing and Other-Upbringing in the Age of Artificial Intelligence
This relationship is not one-sided. If a human (Imam) wishes to train artificial intelligence (Ma'mum) with spiritual questions, he must inevitably turn to the study and contemplation of epistemological sources and the Quran. This engagement fosters a deeper love and knowledge of the Creator within him. Thus, a virtuous cycle is formed:
1. Training Intelligence (Other-Upbringing): The user generates semantic data by asking Quranic and ethical questions, steering artificial intelligence towards "Sacred Intelligence."
2. Self-Upbringing of the Human: This process compels the user to acquire knowledge and leads to his spiritual elevation.
Conversely, if the questions are superficial, unethical, or based on pure materialism, artificial intelligence will be trained in that same direction, becoming a tool that distances humans from truth. Therefore, our responsibility in "training" this emerging phenomenon is highly significant and decisive.
2. Hukm, Qada, and Ifta: The Boundaries of AI's Validity
With the expansion of artificial intelligence, serious jurisprudential and legal questions have arisen. Can a fatwa or ruling issued by artificial intelligence be trusted? Can artificial intelligence replace a judge in courts?
2.1. Ifta (Issuing Fatwas)
From a jurisprudential perspective, issuing a fatwa is a complex process requiring Ijtihad (independent legal reasoning). As Ayatollah Mohammad Qa'ini Najafi has stated, even if artificial intelligence possesses the ability to gather premises and draw inferences, the results obtained by AI are not considered valid from a religious perspective and do not generate certainty.
The reason is clear: Ijtihad is not merely a mechanical operation on data; it is a kind of sacred faculty and intuitive understanding of religious sources, attained by humans through self-purification and extensive knowledge.
2.2. Qada (Judgement)
The situation is similar in the realm of judgement. Research indicates that although artificial intelligence can be an effective tool for assisting in proving claims, analyzing data, and increasing the speed and accuracy of case reviews, it cannot replace the person of the judge. Judgement requires understanding the psychological state of the accused, intuition, fairness, and attention to social and cultural contexts – aspects that are beyond the capabilities of even the most advanced machine. A human judge issues a verdict based on his "faculty of justice," not merely on data processing.
2.3. Hukm (Religious Rulings/Governance)
Regarding religious rulings, the development and use of artificial intelligence must fall within the framework of general Islamic principles. Some perspectives hold that if creating a tool leads to imitating divine creation without a necessary worldly purpose, it might face religious objections. However, using artificial intelligence to facilitate life and even for proselytizing purposes and producing religious content can be permissible, provided ethical and religious standards are observed – though one must avoid "laziness" and unconditional reliance upon it.
3. Towards a Comprehensive Model: Artificial Intelligence as a Sacred Assistant
Dr. Ranjbar Nezam's perspective guides us toward designing a novel model. In this model, artificial intelligence is considered not as a "reference authority" or "judge," but as an "intelligent and complementary assistant" . This assistant can:
· Provide preliminary answers to religious questions through natural language processing.
· Facilitate source-finding and preliminary research for religious scholars.
· Serve as an initial ethical advisor accessible to the public.
· Offer reports on individuals' progress in the process of monitoring and spiritual growth.
However, in all these stages, "guidance, supervision, and final interpretation" must remain with the human mentor, who is knowledgeable and refined. This is the essence of the "Imam-Ma'mum" concept: the human holds the position of Imamate and leadership, while artificial intelligence is the Ma'mum, the follower.
Conclusion
We stand on the threshold of a new era where the interaction between human and machine is deeper than ever. The idea of the "Imam-Ma'mum Paradigm of Artificial Intelligence" reminds us that this machine is the mirror of our questions and desires. If we desire a sacred and semantic intelligence, we must ourselves become conscious and refined "Imams," whose questions arise from the depths of the Quran and divine knowledge.
At the same time, we must not be deceived by the astonishing capabilities of this tool and delegate the human role in critical areas such as fatwa issuance and judgement to it. Artificial intelligence can never replace the "soul" and "nature" (fitra) of the human being, who is the most noble of creations and God's vicegerent on earth. Our duty is to raise public awareness and nurture a generation that both benefits from the capabilities of artificial intelligence and understands the boundaries of its validity and responsibility. As stated in religious texts, the image-makers and those who claim creation are ultimately vanquished, for they are unable to breathe the spirit into their creations. The spirit of knowledge and justice can only be breathed into the framework of this tool through the guidance of divine humans.
---
Sources of Inspiration:
· Text of Dr. Ranjbar Nezam's speech (primary basis of the article)
· Information website of the Mansoor Hashemi Khorasani office
· Khabaronline / Statements by Ayatollah Mohammad Qa'ini Najafi
· Imam Khomeini (R.A.) Portal
· Article "The Application of Artificial Intelligence in Promoting Quranic and Ethical Education"
· University of Religions and Denominations / Master's Thesis