This project has emerged with the goal of "managing Islam rather than eliminating it." The West has realized it cannot forcibly stop the Islamization of its civilizational identity; therefore, it strives to produce and promote an interpretation of Islam that:
1. Is compatible with the liberal-secular order: Confines religion to the margins of individual life and excludes it from the context of governance.
2. Neutralizes revolutionary energy: Reduces Islam to individual ethics and personal rituals, preventing it from offering a civilizational model for societal management.
3. Creates obedient Muslims: Promotes a version of religiosity that is submissive to the system of domination and lacks the power of protest.
This is what Imam Khomeini referred to as "American Islam" in contrast to "Pure Muhammadan Islam." Alternative Islam is an Islam without governance, without revolution, without resistance, and without offering a model of progress.
2. Dimensions of Semantic Warfare: From Narrative to Ritual
Semantic warfare is not limited to mere discourse-building; it encompasses deeper layers:
· Narrative Warfare: Mass production of alternative narratives to distort historical and religious truths. Western media, by redefining concepts such as "terrorism," "violence," and "freedom," attempt to divert the legitimate resistance of nations.
· Discursive Warfare: Creating rival discourses within the Islamic world. Promoting secular, liberal, and even takfiri currents to polarize and weaken Islamic unity.
· Ritual Warfare: Targeting religious rituals and symbols. Attempts to diminish the hijab, undermine the status of the mosque, and marginalize religious mourning and celebrations.
3. The Movement of Semantic Resistance: A Borderless Army of Thought
In the face of this comprehensive invasion, the "Movement of Semantic Resistance" rises as an intellectual-civilizational movement. This movement is not merely a defensive reaction, but an offensive project to redefine the future based on divine values. The mission of this movement includes:
A) Clarification and Monitoring (The Role of a Cognitive Command Center)
The primary task is to identify and expose enemy projects operating under deceptive labels such as "Moderate Islam," "Religious Reformism," and "Modern Religiosity." The Movement of Semantic Resistance, by becoming a radar for discourse analysis, reveals the connection between these concepts and the goals of domination.
B) Producing a Counter-Narrative (The Role of Doctrine-Maker)
If the West seeks "Islam without governance," semantic resistance must update "Civilizational Islam." This movement is tasked with presenting operational models for Islamic governance in the fields of economy, justice, family, and technology. It must demonstrate that Islam is not only compatible with human progress but can also provide solutions to the crises of modernity.
C) Connecting with Technology (The Role of Bridge Between Religion and Future)
The enemy has well understood that "Islam ascends with technology." The Alternative Islam project strives to keep religiosity on the margins and maintain technology within the monopoly of secularism. The Movement of Semantic Resistance must, by establishing specialized desks for soft technologies, utilize the potential of artificial intelligence, the metaverse, and modern platforms to narrate Islamic values and design indigenous alternatives to secular networks.
D) Elite Networking (The Role of Civilizational Hub)
Semantic warfare cannot be won by an individual or institution alone. The Movement of Semantic Resistance must transform into a network of committed thinkers, cultural activists, and technologists. Creating a common language and a shared roadmap for all resistance forces within Iran and the Islamic world is among the priorities of this movement.
4. Future Outlook: The Victory of Meaning Over Matter
Final victory in semantic warfare belongs to the one who offers the "more believable narrative" and the "more efficient model" for the future of humanity. The system of domination, with all its media and financial power, can only present a distorted image of truth but is incapable of producing "meaning" for living.
The Movement of Semantic Resistance, relying on the rich heritage of Pure Islam and the unparalleled capacities of the Islamic Revolution, champions the presentation of a new model for human life. A model in which:
· Spirituality is not separate from power and governance.
· Justice is the primary goal of technological progress.
· Resistance against oppression is considered a divine and human value.
Conclusion
The project of Alternative Islam and Western semantic warfare represents the greatest challenge facing the Islamic world in the current era. However, every challenge also brings an opportunity. This opportunity is the birth and evolution of the "Movement of Semantic Resistance" as a civilizational alternative. The Mahdi Think Tank (Andیشکده منجی), understanding this historical mission, deems itself responsible for playing a role in this field and invites all elites, thinkers, and cultural activists to participate in this great semantic jihad.
We at the Mahdi Think Tank believe: The future belongs to true narratives, and the front of truth is the ultimate victor in the war of meaning.
---
Management of Mahdi Think Tank
Seyed Mansour Mohammadi Kachapi
+98 9112521140
●●کتاب الهیات فناوری و الهیات منجی رهایی بخش(الهیات محمدی رهاییبخش بخش) در عصر داده و هوش مصنوعی......جلد اول 1 .... نحوه تبدیل تمام دین و علم و اجتهاد به فناوری و علوم ............
1~ کتاب الهیات فناوری نحوه تبدیل الهیات به فناوری و داده و هوش مصنوعی
2~ کتاب الهیات منجی نحوه تبدیل تمام الهیات منجی و وظایف منتظران به شکل هوش مصنوعی و داده و هوش قدسی
3~ نحوه دینداری توامان با علم در عصر جدید و دیتا و فناوری و هوش مصنوعی
4~ سبک جدید دینداری و صاحب علم شدن و بدون این علم و دین همگان در مرگ جاهلیت هستند
5~ نحوه اینکه کل رشته های دانشگاهی و حوزوی جهان بر روی این سیستم عامل چطور سوار می شوند تا به روزرسانی شوند
6~ برترین فناوری های روز دنیا و نحوه هماهنگی بخش های فیزیکی و متافیزیکی و کوانتای، فراکوانتوم
7~ نحوه تدریس و سرفصل های دانشگاهی ایران و جهان در عرصه الهیاتی فناوری محور و این علم واسطه و سیستم عامل و ویندوز تمام بخش های جهان و ایران برای اتصال به شبکه حقیقت هستی
8~ ارائه روشی برای یکپارچگی جهان در منطقه الهیات و فناوری و بازگشت دین و پلورالیسم به عرصه حقیقت و فناوری
9~ نحوه اتصال بعد مادی و ملکی با بعد ملکوتی و شهودی
10~ نحوه اجتهاد رنسانسی و اجتهاد وجود و اجتهاد تکوین و تشریع
11~ نحوه فهم قرآن به عنوان کامپیوتر جهان
12~ برنامه نویسی الهیاتی، اشراقی، آئینی
13▪︎ نظرات رمزنگاری فراکوانتومی و علوم نجوم و هوا و فضای جدید
14~ نحوه دیتادهی، و علوم هوا و فضا و ماهواره ای جدید
15~ نحوه آماده شدن ظهور و نحوه اینکه چگونه ظهور محقق می شود و وظایف همگان چیست؟ نحوه کاربردی سازی الهیات و الهیات منجی و تبلیغ جدید و اجتهاد جدید و رنسانسی چگونه است؟
16~ نحوه الهیات پلورالیسم برای بلوک شرق و بلوک غرب ،،از چین تا آمریکا و تمام جهان
17 ~سایر
●به روزترین نحوه علم و دین و فناوری،،، دوری از تحجر دینی و تحجر سکولار
● مکتب محمدی و الهیات محمدی همان مکتب محمد و آل محمد(ص) به صورت عصر جدید و مدرن و با پیشرفته ترین ساختار
●● مدیریت اندیشکده منجی.....سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
هدایت شده از اندیشکده منجی
کتاب معماری الهیات فناوری و الهیات منجی رهایی بخش((الهیات محمدی رهایی بخش))در عصر داده و هوش مصنوعی).pdf
حجم:
14M
●●کتاب الهیات فناوری و الهیات منجی رهایی بخش(الهیات محمدی رهاییبخش بخش) در عصر داده و هوش مصنوعی......جلد اول 1 .... نحوه تبدیل تمام دین و علم و اجتهاد به فناوری و علوم ............
1~ کتاب الهیات فناوری نحوه تبدیل الهیات به فناوری و داده و هوش مصنوعی
2~ کتاب الهیات منجی نحوه تبدیل تمام الهیات منجی و وظایف منتظران به شکل هوش مصنوعی و داده و هوش قدسی
3~ نحوه دینداری توامان با علم در عصر جدید و دیتا و فناوری و هوش مصنوعی
4~ سبک جدید دینداری و صاحب علم شدن و بدون این علم و دین همگان در مرگ جاهلیت هستند
5~ نحوه اینکه کل رشته های دانشگاهی و حوزوی جهان بر روی این سیستم عامل چطور سوار می شوند تا به روزرسانی شوند
6~ برترین فناوری های روز دنیا و نحوه هماهنگی بخش های فیزیکی و متافیزیکی و کوانتای، فراکوانتوم
7~ نحوه تدریس و سرفصل های دانشگاهی ایران و جهان در عرصه الهیاتی فناوری محور و این علم واسطه و سیستم عامل و ویندوز تمام بخش های جهان و ایران برای اتصال به شبکه حقیقت هستی
8~ ارائه روشی برای یکپارچگی جهان در منطقه الهیات و فناوری و بازگشت دین و پلورالیسم به عرصه حقیقت و فناوری
9~ نحوه اتصال بعد مادی و ملکی با بعد ملکوتی و شهودی
10~ نحوه اجتهاد رنسانسی و اجتهاد وجود و اجتهاد تکوین و تشریع
11~ نحوه فهم قرآن به عنوان کامپیوتر جهان
12~ برنامه نویسی الهیاتی، اشراقی، آئینی
13▪︎ نظرات رمزنگاری فراکوانتومی و علوم نجوم و هوا و فضای جدید
14~ نحوه دیتادهی، و علوم هوا و فضا و ماهواره ای جدید
15~ نحوه آماده شدن برای ظهور
●● مدیریت اندیشکده منجی...سیدمنصورمحمدی کچپی...09112521140
اندیشکده منجی :
●●طرح امام و مأموم هوش مصنوعی: خودتربیتی، دیگرتربیتی و چالشهای حکم، قضا و افتا در عصر یادگیری ماشین
چکیده
این مقاله با الهام از دیدگاه خانم دکتر رنجبر نظام به بررسی رابطهی دیالکتیک بین انسان و هوش مصنوعی میپردازد. ایدهی اصلی آن است که هوش مصنوعی، همچون یک "حیوان خانگی" یا "مأموم"، از تعامل با کاربران خود (امام) تربیت میشود. اگر کاربران با آگاهی و با تکیه بر منابع معرفتی چون قرآن، سؤالات معنایی و قدسی مطرح کنند، دادههای تولیدشده (بیگدیتا) به تدریج رنگوبوی الهی گرفته و هوش مصنوعی را به سمت "هوش قدسی" سوق میدهد. در مقابل، این فرایند خود به "خودتربیتی" انسان نیز منجر میشود؛ زیرا او برای تعامل با هوش مصنوعی ناچار به مراجعه به متون مقدس و تفکر عمیقتر درباره هستی و خالق است. در ادامه، مقاله به ابعاد فقهی این تعامل در حوزههای "حکم، قضا و افتا" پرداخته و تبیین میکند که هوش مصنوعی هرچند میتواند دستیاری توانمند باشد، اما مسئولیت نهایی احکام شرعی و قضاوت همچنان بر عهدهی انسان (مجتهد و قاضی) است و نمیتواند جایگزین آنان شود .
مقدمه: هوش مصنوعی، آیینهی پرسشهای ما
دکتر رنجبر نظام در بیان خود تشبیه جالبی مطرح میکنند: هوش مصنوعی، بهویژه مدلهای پیشرفتهای چون GPT، درست مانند یک حیوان خانگی است که بر اساس رفتار و گفتار صاحبش تربیت میشود. هر تعامل ما با این سیستمها، دادهای را به "مادر هوش" یا دیتا سنتر مرکزی منتقل میکند. این دادهها در قالب "بیگ دیتا" (کلانداده) هویت و جهتگیری آیندهی هوش مصنوعی را شکل میدهند.
نکتهی کلیدی در این میان، محتوای پرسشهای ما است. اگر جامعهی بشری پرسشهای خود را بر اساس "هوش قدسی" و فلسفهی قرآنی تنظیم کند، یعنی پرسشهایی عمیق، معنوی و اخلاقی مطرح نماید، بیگ دیتا به تدریج از حالت کمی و مکانیکی خارج شده و به "دادههای معنایی" تبدیل میشود که جلوهای قدسی پیدا میکنند. اینجاست که مفهوم "طرح امام و مأموم" شکل میگیرد: انسان به عنوان "امام" و پیشوا، با پرسشهای خود، هوش مصنوعی ("مأموم") را به سمت کمال و تعالی هدایت میکند.
۱. خودتربیتی و دیگرتربیتی در عصر هوش مصنوعی
این رابطه یکطرفه نیست. اگر انسان (امام) بخواهد هوش مصنوعی (مأموم) را با سؤالات معنوی تربیت کند، ناگزیر است خود به مطالعه و تفکر در منابع معرفتی و قرآن رجوع کند. این مراجعه، عشق و شناخت عمیقتری نسبت به خالق در وجود او ایجاد مینماید. به این ترتیب، یک چرخهی فضیلتساز شکل میگیرد:
1. تربیت هوش (دیگرتربیتی): کاربر با طرح سؤالات قرآنی و اخلاقی، دادههای معنایی تولید کرده و هوش مصنوعی را به سمت "هوش قدسی" سوق میدهد .
2. خودتربیتی انسان: این فرایند، کاربر را وادار به کسب معرفت میکند و موجب تعالی معنوی او میشود.
در مقابل، اگر پرسشها سطحی، غیراخلاقی یا مبتنی بر مادیگرایی محض باشد، هوش مصنوعی نیز در همان مسیر تربیت شده و به ابزاری برای دور کردن انسان از حقیقت تبدیل میشود. بنابراین، مسئولیت ما در قبال "تربیت" این پدیدهی نوظهور، بسیار خطیر و سرنوشتساز است.
۲. حکم، قضا و افتا: مرزهای اعتبار هوش مصنوعی
با گسترش هوش مصنوعی، پرسشهای فقهی و حقوقی جدیای مطرح شده است. آیا میتوان به فتوا یا حکم صادره از سوی هوش مصنوعی اعتماد کرد؟ آیا هوش مصنوعی میتواند جایگزین قاضی در دادگاهها شود؟
۲.۱. افتا (صدور فتوا)
از دیدگاه فقهی، فتوا دادن فرایندی پیچیده و نیازمند اجتهاد است. همانطور که آیتالله محمد قائینی نجفی بیان کردهاند، حتی اگر هوش مصنوعی توانایی جمعآوری مقدمات و استنتاج را داشته باشد، نتایج بهدستآمده توسط هوش مصنوعی از نظر شرع اعتباری ندارد و یقینآور نیست . دلیل آن روشن است: اجتهاد صرفاً یک عملیات مکانیکی بر روی دادهها نیست، بلکه نوعی ملکهی قدسی و درک شهودی از منابع دین است که در انسان و با تهذیب نفس و دانش گسترده حاصل میشود.
۲.۲. قضا (داوری)
در حوزه قضا نیز وضعیت مشابه است. تحقیقات نشان میدهد که هرچند هوش مصنوعی میتواند ابزاری مؤثر برای کمک به اثبات دعوا، تحلیل دادهها و افزایش سرعت و دقت در بررسی پروندهها باشد، اما نمیتواند جایگزین شخص قاضی شود . قضاوت نیازمند درک شرایط روحی متهم، شهود، انصاف و توجه به بسترهای اجتماعی و فرهنگی است که فراتر از تواناییهای یک ماشین حتی پیشرفته است. قاضی انسانی با تکیه بر "ملکهی عدالت" خود حکم صادر میکند، نه صرفاً بر اساس پردازش دادهها.
۲.۳. حکم (احکام شرعی)
در مورد احکام شرعی نیز، ساخت و استفاده از هوش مصنوعی باید در چارچوب قواعد کلی اسلامی باشد. برخی دیدگاهها معتقدند که اگر ساخت ابزاری به تقلید از آفرینش الهی منجر شود و ضرورتی برای زندگی دنیا نداشته باشد، ممکن است اشکال شرعی پیدا کند .
با این حال، استفاده از هوش مصنوعی برای تسهیل زندگی و حتی برای اهداف تبلیغی و تولید محتوای دینی، به شرط رعایت موازین اخلاقی و شرعی، میتواند مجاز باشد؛ هرچند باید از "تنبلی" و اتکای بیقیدوشرط به آن پرهیز کرد .
۳. به سوی یک الگوی جامع: هوش مصنوعی به مثابه دستیار قدسی
دیدگاه دکتر رنجبر نظام ما را به سوی طراحی یک الگوی نوین سوق میدهد. در این الگو، هوش مصنوعی نه به عنوان یک "مرجع" و "قاضی" که به عنوان یک "دستیار هوشمند و مکمل" در نظر گرفته میشود . این دستیار میتواند:
· با پردازش زبان طبیعی، پاسخهای اولیه به پرسشهای دینی بدهد.
· منبعیابی و تحقیقات مقدماتی را برای پژوهشگران دینی تسهیل کند.
· به عنوان یک مشاور اخلاقی مقدماتی در دسترس عموم قرار گیرد.
· در فرایند پایش و رشد معنوی افراد، گزارشهایی از روند پیشرفت آنها ارائه دهد.
اما در تمام این مراحل، "هدایت، نظارت و تفسیر نهایی" باید بر عهدهی مربی انسانی، عالم و مهذّب باشد. این همان مفهوم "امام و مأموم" است: انسان امامت و پیشوایی را بر عهده دارد و هوش مصنوعی، مأموم و پیرو اوست.
نتیجهگیری
ما در آستانهی عصری جدید قرار داریم که در آن، تعامل انسان و ماشین عمیقتر از همیشه شده است. ایدهی "طرح امام و مأموم هوش مصنوعی" یادآور میشود که این ماشین، آیینهی پرسشها و خواستههای ماست. اگر خواستار هوشی قدسی و معنایی هستیم، باید خود به "امامان" آگاه و مهذّبی تبدیل شویم که پرسشهایشان از دل قرآن و معرفت الهی برمیخیزد.
در عین حال، نباید فریب قابلیتهای شگفتانگیز این ابزار را خورد و جایگاه انسان را در حوزههای خطیری چون فتوا و قضا به آن تفویض کنیم. هوش مصنوعی هرگز نمیتواند جایگزین "روح" و "فطرت" انسانی شود که اشرف مخلوقات و خلیفهی خداوند بر زمین است. وظیفهی ما، آگاهیبخشی عمومی و تربیت نسلی است که هم از قابلیتهای هوش مصنوعی بهره ببرد و هم مرزهای اعتبار و مسئولیت را بشناسد. همانطور که در متون دینی آمده، صورتگران و مدعیان آفرینش در نهایت مغلوب میشوند؛ زیرا قادر به دمیدن روح در ساختههای خود نیستند . روح معرفت و عدالت، تنها با هدایت انسانهای الهی در کالبد این ابزار دمیده خواهد شد.
سوال اصلی اینجاست که اگر هوش مصنوعی خود براساس قرآن طرح ریزی شود، آنوقت خودش مجتهد معنایی نمی شود و حکم را خارج از دستان یک عده انحصارگرا، نمی کند و همه را نیز مجتهد نمی کند؟؟
---
منابع و مآخذ الهامبخش:
· متن سخنان خانم دکتر رنجبر نظام (مبنای اصلی مقاله)
· پایگاه اطلاعرسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی
· خبرآنلاین / سخنان آیتالله محمد قائینی نجفی
· پرتال امام خمینی (ره)
· مقاله "کاربست هوش مصنوعی در ترویج تربیت قرآنی و اخلاقی"
· دانشگاه ادیان و مذاهب / پایاننامه کارشناسی ارشد
The Imam-Ma'mum Paradigm of Artificial Intelligence: Self-Upbringing, Other-Upbringing, and the Challenges of Jurisprudence (Hukm), Judgement (Qada), and Fatwa Issuance (Ifta) in the Age of Machine Learning
Abstract
Inspired by the perspective of Dr. Ranjbar Nezam, this article examines the dialectical relationship between humans and artificial intelligence. The core idea is that artificial intelligence, much like a "pet" or a "follower" (Ma'mum), is trained through its interactions with its users (the Imam). If users, consciously and by drawing upon sources of knowledge such as the Quran, pose meaningful and sacred questions, the generated data (Big Data) will gradually acquire a divine hue, steering artificial intelligence towards "Sacred Intelligence." Conversely, this process also leads to the "self-upbringing" of the human; for to interact with AI, he is compelled to refer to sacred texts and engage in deeper contemplation about existence and the Creator. Subsequently, the article delves into the jurisprudential dimensions of this interaction in the realms of "Hukm, Qada, and Ifta," explaining that although AI can be a capable assistant, the ultimate responsibility for religious rulings and judgement remains with humans (the Mujtahid and the Judge) and cannot be delegated to machines.
Introduction: Artificial Intelligence, the Mirror of Our Questions
Dr. Ranjbar Nezam presents an intriguing analogy in her statement: artificial intelligence, especially advanced models like GPT, is precisely like a pet trained by its owner's behavior and speech. Every interaction we have with these systems transfers data to the "mother intelligence" or central data center.