eitaa logo
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
240 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
4.5هزار ویدیو
111 فایل
سلاااااام👋 اینجا کافه متحرک یوریول² هست (ترکیب یوری و هاول)☕️ ما اینجا از روزمرگی های خودمون میزاریم و سعی میکنیم مطالب مفیدی داشته باشیم🌙 خوشحال میشیم تو خانواده ما باشید🍀 از خودتون پذیرایی کنید🍫
مشاهده در ایتا
دانلود
شما https://eitaa.com/kafeYuriol/28103 خیلی باحال تغریف می کنی هرجا به ژپتو می رسه کاملا اعتماد و راست گویی موج می زنه ☝️☺️ ___________________________ همین که این متنای بلندو می خونی خیلیه🤣😭😭✨ ژپتو ژپتوآخ نمیدونم چقدر جلو خودمو گرفت فحش ننویسم 🤣🤣 تو استریم یه فحشایی ساخته بودم خودمم نمیدونستم چین ادبی بودا ولی فحش بود
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
خلاصه میری اونجا تهدیدت می کنن عروسک ژپتو اگه دست پا خطا کنی می کنیمت تو تابوت ( یه تابوت دارن توش ن
یه سری که میری هتل مبینی عه آلیدور اینجاست میری باهاش صحبت می کنی سام علیکم شما کجا اینجا کجا میگه آره حق داشتی اینجارو پنهان کنی واقعا پنهاهگاه خوبیه بابت همین ازت میگذرم ( منت میزارید جناب) بعد از اون میری پیش اوژنی میبینی سرخ و سفید شده! میگه وای باورم نمیشه آلیدورو اینجاستتتت بعد تو اینجوری ای که خب که چی؟ میگه آره یه بار منو تو ریزش برج کارگاه نجات داد و من مدیونشم ( خواهر عاشق شده) برگردیم خیابون رزا ایزابل اونجا میری میبینی به به حکومت عروسکیه او همه عروسکا دور هم جمعا جای ما که گلشون باشیم خالیه اونجا یه استاکرو میکشی اسمش یادم نیست ولی خانم خوشگلیه (نقاب داره قیافه اشو ندیدم🤣 لباسش خوشگله) اونو می کشی یه گردنبد پیدا می کنی عکس یکی توشه از قضا خواهرشه حالا خواهرش کیه؟ (دوباره اسم اینم یادم نیست حافظه رو داری) خواننده اپرا مشهور کراته همه ام عاشق صداشن (من ازش بدم میاد صداش رو مخه اصلنم دلیلش این نیست که آهنگش تو یه باس سخت در حال پخش شدن بود)خلاصه میرسی به مرکز اجرای نمایش خوشگلی اونجا جایی که پادشاه اونجاست میری داخل قبلش یکیو پیدا می کنی میبینی عه این همون خواهر کوچولو است! تو قبلا تو وسایلات یه سیب داشتی بهت میگه من مریضم حالم خوب نیست چیزی داری که گلومو تازه کنه تو می تونی بهش سیب بدی می تونی ام ندی، بهش بدی تشکر می کنه گشنه نمی میره ندی ام گشنه می میره اونم بیماری سنگ شدگی گرفته بود صداش از دست رفته بود بعدا یه گردنبد پیدا می کنه چهره اش خراش داده شده میبینی همون عکس خواهر بزرگه است ولی چون خواهر کوچیکه به صدای خواهر بزرگه حسادت می کرده اینجوری کرده ولی در اصل خواهر بزرگه به خاطر آرزوی خواهرش سم می خوره هنجره اشو از دست میده و استالکر میشه ولی هنوز با این حال کوچیکه به بزرگه حسادت می کرده چون صدای بزرگه از مال خودش قشنگ تر بوده! ( عجب زمونه ای شده) بعد از اون میری پیش پادشاه عروسکی اونجا اون برات یه نمایش اجرا می کنه همه اش با عروسکای نمادیه خودشون نیستن ژپتو میاد از داخل پی قلبشو در میاره پی تقلا می کنه ولی ژپتو رهاش می کنه و میره قلبو میزاره تو یه عروسک که مطیع امر ژپتو و اون تبدیل میشه به کارلو! بعد از اون پادشاه میاد جلو باهات حرف میزنه ولی تو متوجه نمیشی چون زبون اونارو تشخیص نمیدی برای همین برات نمایش اجرا می کنه پادشاه وقتی میاد بهت دست بزنه تو دستش پس میزنی اونم ناراحت میشه متوجه میشه تو باهاش کنار نمیای برای همین باهات مبارزه می کنه که تورو بکشه و میگه من چاره ای نداشتم ولی تو منو مجبور کردی که نابودت کنم آره خلاصه ما این بچه ام می کشیمو از صحنه خارج میشیم میرم پشت سن که یهو چشمون به جمال کی روشن میشه؟ ژپتو حتی برای جیمینی سوال میشه که ژپتو اینجا چیکار می کنه بعدش میری پیشش میگه تو تونستی پادشاهو شکست بدی بهت افتخار می کنم پسر خوبم (جالبیش اینجاست که ژپتو اصلا پی رو کارلو صدا نمی کنه فقط بهش میگه پسرم) میگه که حال آنتونیا داره بدتر میشه من شنیدم که توی نمایشگاه شیشه ای ساحره هستنو دنبال درمانن لطفا برو اونجا راهی پیدا کن حالش بهتر بشه توام میگی اوکی میرم
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
دقیقا همین بخشه که تعریف کردم
پیام بازرگانی اطلاعات اضافه😔☝️: این وسط بگم ایزابلی که اسمش اومده مامان سوفیاست😦 باباشم کسی بوده که ارگو رو کشف می کنه و رئیس اصلی ساحره هاست مامانشم سطح بالایی از اشراف زاده هاست یه خواهرم داره اسمش لیاست که اینجا متوجه نمیشیم کیه تو گذشته که سفر کنیم بعدا میفهمیم مامان سوفیا توانایی شنیدن ارگو داره که ازشم متنفر بوده این تواناییو سوفیا به ارث برده برای همین تونسته مارو بیدار کنه و باهامون ارتباط برقرار کنه ولی بعدا باباش تو یه حادثه عجیب کشته میشه و سایمون که زیر دستش بوده میاد جاشو میگیره
شما https://eitaa.com/kafeYuriol/28105 قیافم وقتی درخته تو همون هتل بود (البته تو استریم دیدمش) __________________________ آنتونیا مارو مسخره کرده بودی؟😂 آره باید میوه هاشو بچینی
شما https://eitaa.com/kafeYuriol/28105 توی قسمت ماسک ها، ماسک همه این ها بودهم الاغه وهم سگه و گربه همشونو کشتی؟ _____________________________ بلی🫦💅 البته سگه رو قبل از مرگش داشتیم همون اول بازی مفتی میده بهت تازه روباه ام کشتم کلکسیونم تکمیل شد✨ حالا بعد توضیحات داستان میگم ماجرای سناریو خودم چیه
کافه یوریول 🇵🇸🇮🇷
یه سری که میری هتل مبینی عه آلیدور اینجاست میری باهاش صحبت می کنی سام علیکم شما کجا اینجا کجا میگه آ
برمیگردی هتل میبینی رو میز رسپشن (همونجا که تو هتلا کلید میگیری همینه نه؟) یه نامه گذاشته پولدینا خدمتکار آنتونیا گفته بیا حیاط کارت (کار؟) میگه همونطور که تا الان دیدی منم ارگو ام بیدار شده و می تونم خارج از قوانین عمل کنم در اصل عروسکایی که ارگوشون بیدار شده باشه می تونن خارج از قوانین عمل کنن و اینکه دچار جنون نشن!!!!!!!! میگه لطفا کمکم کن به بانو آنتونیا کمک کن ( بختت پولینا بختت)و ازت میپرسه تاحالا رابطه ی یه عروسکو انسان رودیدی عاشق هم باشن ؟ تو دوتا گزینه داری یکی میگی آره دیدم یکی ام هست قشنگ میزنی تو ذوقش میگی نه بابا این چرت و پرتا چیه؟ با این حال کمکش می کنی با این تفاوت اینکه یکیش خوشحاله یکیش غمگینه ( اینم از یه عاشق بدبخته دیگه ) توی مسیر رسیدن به ساختمان شیشه ای باید از وسط باز یا همون آرکید لورزین ونینی رد بشی از اونجا که میای رد بشی یهو صدای ونینیو میشینی باهاش صحبت می کنی ( ونینی نخبه ای برای خودش داداش هم یه ستاره پولدارست هم باهوش هم یه پا آقاست بچه خوبیه تازه یه کلوپ براش تشکیل دادن دوست داران ونینی🤣 یه پا آیدوله زمانه خودشه) تو تماس بهت میگه من یه پیام کمک از نمایشگاه گرفتم لطفا پیگیریش کن توام قبول می کنی میری نمایشگاه اونجا میگیردیو پاکسازی می کنی کسی ام که درخواست کمک کرده بوده ارو پیدا می کنی بهت میگه فقط راهو برام باز کن تو هتل میبینیت توام میگی اوکی دمت گرم بای اونجا با یه باس رو به رو میشی به اسم هرکول ( یهو شک کردم شایدم اسمش هکتوره) هرکول قبلا آدم خیلی قوی ای بوده و اجرا میکرده و مبارزه داشته ولی یه بیماری میگیره که از پا درش میاره حالا نمی دونم ساحره ها بهش پیشنهاد میدن یا خودش اینکارو می کنه میره پیش ساحره ها و اونا روش جدیدی که کشف کرده بودن روش آزمایش می کنن روش چی بود؟🤨 یه مایعی هست که از ارگو تغذیه می کنه همین مایع و خود ارگو پایه اصلی بیماری سنگ شدگی ان (😦) ساحره ها میان از اون استفاده می کنن تو آزمایشاشون آدما رو باهاش ارتقا میدن دو حالتم داره یا طرف ارتقا پیدا می کنه و تا ابد باید از اون مایع و ارگو تغذیه کنه ( ایو برادر ایو) یا اینکه تبدیل زامبی میشه و فکر می کنن با این کار جاودانه میشن ( باز دوباره شروع شد باز دوباره شروع شد) آره خلاصه جو میگیرتشو این بلا سرخودش میاره به قول شاعر کامبک میزنه ماهم میزنم میکشیمش😹 بعد از اون سایمون با کف زدن برامون خودشو نشون میده😦 ( اون خانوم وحشیه بود ، اونم پشت سرشه بادیگارده ای بدبخت لاکساسیزیا ) سایمون برات بل بل زبونی میکنه میگه کیو و چیکار کرده میگه حالا بنظرت اینجا من چیکار کردم تو یا میگی اینجا امیدی برای درمان هست یا میگی داری هیولا میسازی در هر صورت میگه بابات خیلی آدم جالبیه یه زمانی با ما بود ( مثل مدیرا که میدنیدنت میگفتن سلام به خانواده برسون🤣) بعد بهت کلید گلخونه اونجا رو میده میگه اونجا شاید به کارت بیاد بگیرش و بعدا میبینمت وقتی خیلی قوی شدم. میری داخل گل خونه میبینی عه سوفیا اینجاست😦( تو کجا اینجا کجا) بعد سوفیا یکم بهت اعتراف حقیقت می کنه میگه آره من یه دختر فلانی ام و سایمونو میشناختم ولی اون یهو وحشی شدو تصمیم گرفت با ارگو از اینکارو بکنه جاودانه بشه من مخالف کارشم و اولش تورو برای این بیدار کردم که خودمو نجات بدم ولی الان ازت می خوام که کراتو نجات بدی منم هرکاری بخوای برات انجام میدم دلیل حضورشم تو اونجا میگه اینجا حضور ارگو خیلی قویه برای همین می تونم اینجا باشم ( بنظرتون چرا می تونه؟) بعد اونجا یه مجسه است که اولین عروسک ساخته شده تو بغله اش و از میوه درخت سکه تغذیه می کنه حالا داستان درخت سکه چیه؟ یه داستانی هستش که میگه درخت سکه از اشکان کسایی توانایی شنوندگی ارگو رو دارن ( مثل سوفیا و مامانش ) به وجود اومده و سوفیا میگه بعید نیست از من بخوان که همچین چیزی رو براشون بسازم سرجدت نجاتم بده پی
هاول لطفا ادامه بازیو بگو