eitaa logo
نردبان بهشت
1.3هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
81 فایل
دعاها و.. تنظیم شده برا مدیرانی که بخوان گروهی دعایی روختم کنن🌺 کپی با ذکر ۳ صلوات😊
مشاهده در ایتا
دانلود
نردبان بهشت
. شرح صوت جلسه سیزدهم #آن_سوی_مرگ به صورت پخش شناور.. 🔴 فقط کافی است بر روی قسمت مورد نظر خود کلی
. شرح صوت جلسه چهاردهم به صورت پخش شناور.. 🔴 فقط کافی است بر روی قسمت مورد نظر خود کلیک کنید👇👇 کتاب آن سوی مرگ | جلسه ۱۴ | روشنگری 🎧 حجت الاسلام مصطفی امینی خواه 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸 💭کانال نردبان بهشت 👇 http://eitaa.com/joinchat/2531000340Cef121ea16b
4_6003765058855766040.mp3
3.07M
📲 فایل صوتی 🎙واعظ: حاج آقا 🔖 ‌ویژگی زندگی حضرت‌زهرا (س) 🔖 『💕』@kanale_behesht
Meysam Motiee - Del Mitapad In Shabha Ba Yad To Ya Zahra.mp3
3.65M
◾️ 🌴 دل میتپد این شبها 🌴 با یاد تو یا زهرا 🎙 با نوای: حاج میثم مطیعی 『💕』@kanale_behesht
نردبان بهشت
. 📝 متن کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت 🔖 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم 📝 قسمت #چهاردهم👇 🍃اوایل ما
. 📝 متن کتاب 🔖 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم 📝 قسمت 👇 🍀وقتی که مشغول به کار شدم حساب سال داشتم. یعنی همه ساله اضافه درآمدهای خودم را مشخص می‌کردم و یک پنجم آن را به عنوان خمس پرداخت می‌کردم. 🔰با اینکه روحانیان خوبی در محل داشتیم اما یکی از دوستان گفت: یک پیرمرد روحانی در محل ما هست خمس را ایشان بده و رسیدش را بگیر. ☘ در زمینه خمس خیلی احتیاط می کردم. مراقب بودم که چیزی از قلم نیفتد. ♦️من از اواسط دهه ۷۰ مقلد رهبر مقام معظم انقلاب شدم، یادم هست آن سال خمس من به ۲۰ هزار تومان رسید. 🌿 وقتی خمس را پرداخت کردم به آن پیرمرد تاکید کردم که رسید دفتر رهبری را برایم بیاورد. هفته بعد وقتی رسید همه را آورد. 🍃 با تعجب دیدم که رسید دفتر آیت الله ...است! گفتم:این رسید چیه! اشتباه شده من به شما تاکید کردم مقلد رهبری هستم. 🔆 او هم گفت فرقی ندارد! با عصبانیت برخورد کردم و گفتم باید رسید دفتر رهبری را برایم بیاورید من به شما تاکید کردم که خمس من می‌خواهم به دفتر ایشان برسد. 🌿هفته بعد یک رسید بدون مهر برایم آورد که نفهمیدم صحیح است یا نه. از آن سال بعد هم خمسم رامستقیم به حساب اعلام شده توسط دفتر رهبری واریز می‌کردم. 🔴یکی دو سال بعد خبر دار شدم پیر مرد روحانی از دنیا رفت بعدها متوجه شدم که این شخص خمس چند نفر دیگر را همینجور جابجا کرده. ♦️همین پیرمرد را دیدم اوضاع آشفته حالی داشت، در زمینه حق الناس به خیلی ها بدهکار و گرفتار بود. ❗️برخی آدم های عادی وضعیت بهتری از این شخص داشتند. ♨️ پیرمرد پیش من آمد و تقاضا کرد حلالش کنم؟ انقدر اوضاع او مشکل داشت با رضایت من چیزی تغییر نمی کرد. ♻️من هم قبول نکردم. در اینجا بود که جوان پشت میز به من گفت: این هایی که می بینی این کسانی که از شما حلالیت می‌طلبند یا شما از آنها حلالیت می طلبی کسانی هستند که از دنیا رفته اند .حساب آنها که هنوز در دنیا هستند مانده تا زمانی که آنها هم در بر زخ وارد شوند. 🔰دوباره در زمینه حق الناس با من صحبت کرد و گفت: وای به حال افرادی که سالها عبادت کرده اند اما حق الناس را رعایت نکردند. ♻️ این را هم بدانیم اگر کسی در زمینه حق الناس به شما بدهکار بود و او را در دنیا ببخشید ۱۰ برابر آن در نامه عمل ثبت می‌شود اما اگر به برزخ کشیده شود همان مقدار خواهد بود. ♨️ اما یکی از مواردی که مردم نسبت به آن دقت کمتری دارند حق الله است می گویند دست خداست و ان شاالله خداوند می‌گذرد. ❎ حق الناس هم که مشخص است، اما در مورد حق النفس یعنی حق بدن ً حساسیتی بین مردم دیده نمی شود! ❗️ گویی حق بدن را هم خدا بخشیده اما در آن لحظات وانفسا موردی را در پرونده ام دیدم که مربوط به حق و در حق النفس می‌شد. 💠در روزگار جوانی با رفقا و بچه‌های محل برای تفریح به باغ های اطراف شهر رفتیم، کسی که ما را دعوت کرده بود قلیان را آماده کرد و با یک بسته سیگار به سمت ما آمد. از سیگار نفرت داشتم آن روز با وجود کراهت برای اینکه انگشت‌نما نشوم سیگار را از دست آن آقا گرفتم و شروع به کشیدن کردم. ❎ حالم بد شد سرفه کردم انگار تنگی نفس داشتم بعد از آن دیگر هیچ وقت سراغ قلیان و سیگار نرفتم. ♨️این صحنه را به من نشان دادند و گفتند تو که میدانستی سیگار ضرر دارد چرا همان یک بار را کشیدی؟؟ تو حق النفس را رعایت نکردی و باید جواب بدهی! 💥 انسان های مذهبی و خوبی را میدیدم که به حق النفس اهمیت نداده بودند و آنها به خاطر سیگار قلیان به بیماری و مرگ دچار شده بودند و در آن شرایط به خاطر ضرر زدن به بدن گرفتار بودند... ادامه دارد... 📌کپی مطالب با ذکر صلوات به نیت تعجیل در فرج و سلامتی ناشر و عوامل کتاب ازاد وحلال میباشد 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸 💭کانال نردبان بهشت 👇 http://eitaa.com/joinchat/2531000340Cef121ea16b
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نردبان بهشت
. #داستان_دو_راهی #قسمت_دهم چند ساعت بعد...پایان وقت کاری... واقعا برایم خیلی عجیبه! چطور یک دختر
. قطعه شهدا... راه افتادیم، از بین قبر ها عبور می کردیم... بالای سر چند مزار ایستادیم و فاتحه خواندیم برایم عجیب بود وقتی از او پرسیدم که چرا برای این قبر ها فاتحه می خواند...جوابم را با لبخند داد... مگر این همه شهید را می شناسد؟؟؟ مسیر را طی می کردیم و سر قبر هر شهیدی برایم خاطره ای می گفت... رسیدیم بالای قبر یک شهید روی سنگ مزارش نوشته بود شهید احمدعلی نیری... آنجا نشست...من هم نشستم! روی سنگ مزارش را با گلاب خیس کرد دستی روی سنگ مزارش کشید و چشم هایش پر از اشک شد... رو بهش گفتم: -ببخشید...ایشون با شما نسبتی داشتن؟؟؟ با چشم های عسلی رنگش که در اشک قرمز شده بود نگاهم کرد لبخند همیشگی را زد و گفت: -من با خودش نه...ولی چادرم با خونش نسبت داره... ابروهایم را بالا دادم و گفتم: -یعنی چی؟؟؟ -من هر وقت دلم میگیره با این درد و دل می کنم... -دردو دل میکنی؟؟؟وا!!! با یه مرده؟؟؟؟!!! -شهدا مرده نیستن...شهدا زنده اند... حرف هایش برایم عجیب بود...اما از دل پاکش میدانستم که اهل دروغ نیست... -یعنی چی شهدا زنده اند؟ -آیه قرآن اومده شهید زندست...اینجا مثل یه زیارتگاه میمونه...شهدا هم کسایی هستن که داخل این زیارتگاهن...اونا حرف های ما رو میشنون اونا ما رو میبینن...اونا کمکمون میکنن... -مگه میشه!!!! -امتحان کن... برای اولین بار دستم را روی سنگ قبر شهیدی کشیدم و برای آنی اشک در چشم هایم حلقه زد... به خودم آمدم من چم شده...برای کی دارم گریه میکنم!!!! شهدا؟! نمیدانم چرا...ولی دلم شکست... از اون شهید خواستم کمکم کنه...یه راهی بهم نشون بده...دستمو بگیره... رو کردم به آن دختر چادری و گفتم: -ببخشید...اسم شما چیه؟؟؟ لبخندی زدو گفت: -روشنک صدام کن. -روشنک؟؟چه اسم قشنگی داری... -ممنون عزیزم... نفس عمیقی کشیدم و گفتم: -روشنک جان...من اصلا به این جور چیز ها اعتقادی ندارم.اما به قول تو امتحان میکنم البته...فکر نکنم جوابی بده! -عزیز دلم این چه حرفیه مطمئن باش جوابتو میده...شهید احمد علی نیری...کسی بود که همیشه به همه کمک می کرد حتی بعد از شهادتشم هنوز که هنوز وقتی کسی مشکلی داره به کمک این شهید میاد و حاجتشو میگیره... -امیدوارم جواب بده! 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸 💭کانال نردبان بهشت 👇 http://eitaa.com/joinchat/2531000340Cef121ea16b
نردبان بهشت
. مبحث #شناخت_حضرت_زهرا #جلسه اول...😊 ⤵️⤵️⤵️
ساعت ۳ ادامه مبحث شناخت حضرت زهرا رو میزارم 😊 به مناسبت ایام فاطمیه تو نمازهای واجبمون سوره کوثر و سوره قدر رو تلاوت کنیم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
⁉️ چرا انصار تشکیل جلسه دادن در سقیفه ؟ 💢انصار که میدونستن پیامبر (ص) در غدیر خم ، حضرت علی (ع) رو جانشین خودش معرفی کرد✅ نمیدونستن؟👆🤔 خب انصار تشکیل جلسه داد پس چرا رقیب خلافت نصیبش شد؟ ⁉️ علت موفقیت حزب مخالف ( مهاجرین ) چه بود ؟
1⃣ جلوگیری از اعزام سپاه اسامه 🍂طبق دستور پیامبر قرار بود سپاهی به فرماندهی اسامه 19 ساله به مرز شام فرستاده بشن ، ابوبکر و عمر مانع حرکت سپاه شدن منفعتش برای اونها این بود که : هنگام رحلت پیامبرمیتونستن تو مدینه باشن و از وجود سران قبایل استفاده کنن و بیعت بگیرن ازشون 2⃣ شیوخیت 🍂یه سنت جاهلیی بود در عربستان ، اینکه کسی که قراره فرماندهی قومی رو بعهده بگیره باید از 40 سال سنش بیشتر باشه . از همین حربه افکار وآراء بسوی عمر و ابوبکر جلب شد 3⃣ نا آگاهی از حقیقت دین اسلام 🍂یه سری سران قبایل تازه مسلمون شده بودن و آشنایی زیادی با اسلام نداشتن ، همچنان باورهای غلط جاهلیت درشون وجود داشت
4⃣ بهره گیری از فرصت ها 🍂از بیماری رسول اکرم (ص) استفاده کردن و ابوبکر رو بجای پیامبر به امام جماعت نماز فرستادن بعد رحلت پیامبر ابوبکر به مسجد رفت و نمازخوندن همین کارها ، باعث جا انداختن ابوبکر بعنوان خلیفه بعد پیامبر تاثیر گذار بود 5⃣ نا آشنایی تازه مسلمونها با جایگاه و موقعیت حضرت علی (ع) 🍂تازه مسلمونها شناختی از حضرت علی (ع) نداشتن و حضرت رو بعنوان کسی که سران رو بقتل رسونده میشناختن و کینه وانتقام داشتن نسبت به حضرت با این توصیفات و شرایط ، آیا پیامبر (ص) نمیدنستن که چنین دسیسه هایی بر سر خلافت بعداز ایشون ، پیش خواهد اومد؟ ⁉️ اگر میدونستن چه فکری و راهکاری برای بعد رحلتش اندیشید ؟⁉️ 💯قطعا پیامبر (ص) ، اطلاع داشتن از حوادث بعد رحلت ، با توجه به علمی که خداوند از گذشته و آینده در اختیارشون قرار داده وقتی جبرئیل خبر نزدیک بودن زمان رحلت پیامبر رو به ایشون اطلاع داد، حضرت به فرمان خداوند میبایست دو فریضه رو به جای میاوردن ❇️ انجام مناسک حج ❇️ معرفی جانشین پس از خود