#حـدیـث_مـهــدوی
✅امام سجاد علیهالسلام:
🔸 #قائم ما دارای نشانههایی از شش پیامبر است:
۱-نشانهای از #نوح؛
۲-نشانهای از #ابراهیم؛
۳-نشانهای از #عیسی؛
۴-نشانهای از #موسی؛
۵-نشانهای از #ایّوب؛
۶-نشانهای از #محمد.
🚩اما نشانهاش از نوح، طول عمر است؛
🚩از ابراهیم، مخفی بودنِ محلّ ولادتش است؛
🚩از موسی، ترس از دشمن و غیبت است که موسی از ترس فرعونیان از مصر به مدین رفت و مدتی مخفی بود؛
🚩از عیسی، اختلاف رایِ مردم دربارهاش و اعتزالِ او (تنهایی و خلوت نشینی) از مردم است؛
🚩از ایّوب، پیروزی پس از مشکلات و گرفتاری است؛
🚩و از محمد، قیام به شمشیر است.
📚کتاب اعلام الوری ص ۲۹۰
🌤الّلهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج🌤
#یا_اباصالح_المهدی
#امام_زمان
@montazeranezohoormahde
✨﷽✨
سلام بر ابراهیم🥀
سالهای آخر، قبل از انقلاب بود. #ابراهيم به جز رفتن به بازار مشغول فعاليت ديگری بود.
تقريباً کسـی از آن خبر نداشــت. خودش هم چيزی نميگفت. اما كاملاً
رفتار و اخلاقش عوض شده بود.
ابراهيم خيلی معنويتر شــده بود. صبحها يک پالســتيک مشكی دستش ميگرفت و به سمت بازار ميرفت. چند جلد کتاب داخل آن بود.
يكروز با موتور از ســر خيابان رد ميشدم. ابراهيم را ديديم. پرسيدم: داش ابرام کجا ميری؟!
گفت: ميرم بازار.
ســوارش کردم، بين راه گفتم: چند وقته اين پلاستيک رو دستت ميبينم
چيه!؟ گفت: هيچی کتابه!
بين راه، سر کوچه نائب السلطنه پياده شد. خداحافظی کرد و رفت. تعجب کردم، محل کار #ابراهيم اينجا نبود. پس کجا رفت!؟
بــا كنجكاوی بــه دنبالش آمدم. تا اينکه رفت داخل يک مســجد، من هم دنبالش رفتم. بعد در کنار تعدادی جوان نشست و کتابش را باز کرد.
فهميدم دروس حوزوی ميخوانه، از مسجد آمدم بيرون. از پيرمردی که رد ميشد سؤال کردم:
#اینحکایتادامهدارد...
#امام_زمان_عج
╭─┅🍃🌸🍃┅─╮
@kanalemahdavi
╰─┅🍃🌸🍃┅─╯