eitaa logo
کانون کتاب و کتابخوانی
123 دنبال‌کننده
222 عکس
41 ویدیو
6 فایل
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ کانون کتاب و کتابخوانی 📚معرفی کتاب 📖برگ اول 📜حکایت نویسی 🎶زمزمه های کهن 📗داستان نویسی 💫روزنه های امید💫
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📝نیل گیمن: کتاب رویاییست که در دستان خود دارید... 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📝امام علی (ع): کتاب ها بوستانهای دانشمندان است 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
45.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📜 نثرهای کهن "در اخلاق درویشان ...." شما به شنیدن زمزمه ای از نثر کهن دعوت شدید😊 امیدوارم از شنیدن آن لذت ببرید💫 🎙گوینده: نادیا اکبرزاده 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac.ir
📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 اسم داستانک : خواستن دو سه روزی می‌شد که فهمیده بود بیماری سختی دارد نمی‌دانست چطور بیماری است فقط‌ می‌دانست شاید هیچوقت نتواند مثل سابق راه برود یا حتی با دوستانش وقت بگذراند زمستان بود ،سرمای هوا زیاد بود اما سرمایی که در تن او رخنه کرده بود بیشتر بود سرما به مغز استخوان او هم رسیده بود غمگین و افسرده ،شاکی بود از همه چیز....! با خودش می‌گفت این همه درد و رنج چرا برای من ،هر روز به یک گوشه نگاه می‌کرد و ناگهان به خودش می‌آمد ،متوجه می‌شد چند ساعتی است به فکر فرو رفته است چند روزی با همین حال سپری کرد هر کس از اطرافیان یا دوستانش می‌خواستند با او حرف بزنند او حتی دلش نمی‌خواست کمترین توجهی به آنها داشته باشد .... جلسه پیش حرف‌های دکتر به یادش آمد ،به او گفته بود اگر جلسات فیزیو‌تراپی را منظم بیایی و تمریناتی که می‌گویم را انجام بدهی حتما می‌توانی به روال طبیعی زندگی‌ات برگردی مثل همه کسایی که این بیماری را دارند اما دخترک از امید‌های واهی خسته و کلافه بود دلش نمی‌خواست حتی کسی در این مورد با او حرف بزند چه برسد......! روزی به یاد گذشته‌ها دفترچه قدیمی‌اش را باز کرد تا تجدید خاطراتی کند ناگهان برگه‌ای از لای دفترچه بیرون افتاد ،برگه را برداشت نوشته‌ برای کسی بود انگار..امضا و تاریخ داشت ..دخترک با خودش گفت این نوشته شاید مال من نباشد اما چرا باید لای این دفترچه باشد ،تصمیم گرفت آن را بخواند شروع کرد به خواندن نوشته به‌‌ین صورت بود ... گاهی خودمان نمی‌خواهیم مانند همان کسی که خودش نخواست و تلاش نکرد برای بهتر شدن زندگی‌اش ،دخترک به فکر فرو رفت...! حال باید از خودمان بپرسیم برای بهتر شدن زندگی خود، چقدر خواستیم و تلاش کردیم؟؟!.. ✒نویسنده داستانک: تینا موحدان 📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚📚 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📝پیامبر اکرم(ص) : هیچ صدقه ای بالاتر از دانشی که میان مردم منتشر شود،نیست 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📝دکارت: خواندن کتابهای خوب،در حکم مکالمه با انسانهای شرافتمند گذشته است 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
📚معرفی کتاب 📍 اعتماد به نفس دستیابی به آن و زندگی با آن 🖋️📓 نویسنده: باربارا دی آنجلس 📝مترجم:هادی ابراهیمی 💡موضوع: اعتماد به نفس _خودباوری 📖 تعداد صفحه:۹۶ بارابارا دی آنجلیس در کتاب «اعتمادبه نفس» خود، روش‌های دستیابی به اعتمادبه نفس و کابردهای آن در زندگی را بیان می‌کند. در کتاب حاضر، باربارا تعریف دقیقی از اعتمادبه نفس و خودباوری حقیقی دارد و ابزارهای لازم برای خلق اقتدار شخصی، اعتماد به نفس و عشق و شور و حرارت را چه در شغل و کار و چه در روابط در اختیار شما قرار می‌دهد. در این کتاب خواهید آموخت: چگونه ممکن است موفقیت و خوشبختی خود را با دستان خودتان خراب کنید. چگونه «به تاخیر انداختن» را به تاخیر بیاندازید و زندگی کردن را از همین الان آغاز کنید. چگونه با منابع عظیم و اقتدار شخصی و نیروی بیکران درونی ارتباط برقرار کنید. چگونه خودباوری روحی و معنوی خود را بازیابید. چگونه بر ترس‌هایتان غلبه کرده و عشق و شور و حرارت را به زندگی خود برگردانید. با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید😉 ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac.ir
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📝 امام صادق علیه السلام کتابهای خویش را حفظ کنید زیرا به زودی به آنها نیازمند خواهید شد 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
60.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📜 نثرهای کهن "در اخلاق درویشان ...." شما به شنیدن زمزمه ای از نثر کهن دعوت شدید😊 امیدوارم از شنیدن آن لذت ببرید💫 🎙گوینده: نادیا اکبرزاده 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac.ir
📕مثل شناسی 📝ضرب المثل :فوت کوزه گری پسری پیش استاد كوزه گري رفت و با خواهش و التماس فراوان به شاگردي استاد درآمد. پسر بسیار باهوش و زرنگ بود و استاد کم کم به او علاقه پیدا کرد و تمام تجربه هاي كاري خود را به او ياد داد . شاگرد وقتي تمام كارها را ياد گرفت . شروع به ايراد گرفتن كرد و گفت مزد من كم است . و كم كم زمزمه كرد كه من مي توانم بروم وبراي خودم كارگاهي راه اندازي كنم و كلي فايده ببرم . هرچه استاد كوزه گر از او خواهش كرد مدتي ديگر نزد او بماند تا شاگردي پيدا كند و كمي كارها را ياد بگيرد تا استاد دست تنها نباشد ، پسرك قبول نكرد و او را دست تنها گذاشت و رفت و كارگاهي راه اندازي كرد و همانطور كه ياد گرفته بود كاسه ها را ساخت و رنگ كرد و روي آن لعاب داد و در كوره گذاشت . ولي متوجه شد كه رنگ كاسه هاي او مات است و شفاف نيست. دوباره از نو شروع كرد و خاك خوبتر انتخاب كرد و در درست كردن خمير بيشتر دقت كرد و بهترين لعاب را استفاده كرد و آنها را در كوره گذاشت ولي باز هم مشكل قبلي بوجود آمد . شاگرد فهميد كه تمام اسرار كار را ياد نگرفته . نزد استاد رفت و مشكل خود را گفت . و از استاد خواهش كرد كه او را راهنمائي كند . استاد از او پرسيد كه چگونه خاك را آماده مي كند و چگونه لعاب را تهيه مي كند و چگونه آنرا در كوره مي گذارد . شاگرد جواب تمام سوالها را داد . استاد گفت : درست است كه هر شاگردي بايد روزي استاد شود ولي تو مرا بي موقع تنها گذاشتي . بيا يك سال اينجا بمان تا شاگرد تازه هم قدري كار ياد بگيرد و آن وقت من هم تو را راهنمائي خواهم كرد و تو به كارگاه خودت برو . شاگرد قبول كرد يكسال آنجا ماند ولي هر چه دقت كرد متوجه اشتباه خودش نمي شد . يك روز استاد او را صدا زد و گفت بيا بگويم كه چرا كاسه هاي لعابي تو مات است . استاد كنار كوره ايستاد و كاسه ها را گرفت تا در كوره بگذارد به شاگردش گفت چشمهايت را باز كن تا فوت وفن كار را ياد بگيري . استاد هنگام گذاشتن كاسه ها در كوره به آنها چند فوت مي كرد . بعد از او پرسيد : ” فهميدي “ . شاگرد گفت : نه . استاد دوباره يك كاسه ديگر برداشت و چند فوت محكم به آن كرد و گرد وخاكي كه از آن برخاسته بود به شاگرد نشان داد و گفت : اين فوت و فن كار است ، اين كاسه كه چند روز در كارگاه مي ماند پر از گرد و خاك مي شود در كوره اين گرد وخاك با رنگ لعاب مخلوط مي شود و رنگ لعاب را كدر مي كند . وقتي آنرا فوت مي كنيم غبار پاك می‌شود و رنگ لعاب روی آن روشن می‌شود و جلا پیدا می‌کند حالا کارگاه خودتو روبراه کن و فوت کوزه گری رو فراموش نکن. 🔻با ما همراه باشید و مارو به دوستانتون معرفی کنید.😉 ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac.ir
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 📝آدری هیپورن: برای تمام عمر، فعالیت مورد علاقه ی من کتاب خواندن بود 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac
📚📚📚📚📚 اسم داستانک : اراده 🌱🌱🌱🌱 روز جمعه بود در خانه آقاجان نشسته بودیم حوصله جمع را نداشتم طبق عادت به اتاق کوچکی که در گوشه حیاط زیر تاک انگور بود رفتم آن اتاقک کوچک را دوست داشتم ،سرم را روی زانوهایم گذاشته بودم ،آرزوهایم در سرم می‌چرخید ،شاید دست‌نیافتنی اما فکر کردن به اینکه چطور راهی بسازم برای رسیدن به آنها مرا به فکر می‌برد ...! برای رسیدن به آرزوهایم زندگی را چگونه باید می‌دیدم شبیه یک صفحه شطرنج یا شبیه دریای طوفانی ... دریای طوفانی ،همان که مانع رسیدن من به آرزوهایم می‌شد، همان طوفانی که غصه آرزوهایم را بر دلم خواهد گذاشت یا مانند شطرنج ،صفحه زندگی که مهره‌هایش را من نه بلکه کسانی دیگر تکان می‌دهند همان‌هایی که به من حتی فکر هم نمی‌کنند شاید هم به خیال خودشان تکان دادن آن مهره به نفع من باشد ولی آن طور که آنها می‌خواهند نه طوری که من می‌خواهم..! صدایی در مغزم فریاد زد، تمامش کن، مرا خسته کردی تو همان آدم ضعیف می‌خواهی باشی که برای زندگی‌ات ،آرزوهایت و اهدافت هیچ تلاشی نخواهی کرد چرا که همیشه منتظر معجزه‌ایی از طرف دیگران هستی ،کدام معجزه ..؟؟؟ معجزه خودت هستی ،خودت را باور داشته باش باور کن تا نخواهی هیچ مهره‌ایی برای تو تغییر نخواهد کرد و تا زمانی که خودت حرکتی نکنی هیچ دریای طوفانی برای رسیدن تو به خواسته‌هایت آرام نخواهد شد.. صدا از درون دختر بود ... از اندک امیدی که از تمام ناامیدی ها و افسوس های او بلند شده بود و می‌خواست جرقه‌ای در دل او روشن کند.... ✒نویسنده داستانک: تینا موحدان 📚📚📚📚📚📚📚📚 😉با ما همراه باشید و ما رو به دوستانتون هم معرفی کنید ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈        🔻کانون_کتاب_و_ کتابخوانی_دانشگاه_کوثر 🆔️https://eitaa.com/kanoon_ketabvaketabkhani 🆔https://eitaa.com/farhangikub1 🆔https://rubika.ir/farhangikub1 🆔https://t.me/farhangikub1 🌐http://cul.kub.ac