eitaa logo
کرانه
515 دنبال‌کننده
529 عکس
193 ویدیو
70 فایل
☫ ﷽ ☫ در تندباد حادثه با هر نفس بخوان هر بحر پرخروش ورایش کرانه‌ای یادداشت‌‌هایی در عرصه‌ اخلاق، فرهنگ و اجتماع. راه‌اندازی شده در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۹. و از ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ وقف انقلاب و جنگ ▫️برای ارتباط با مدیر به شناسه زیر مراجعه کنید: ✅ @sadramah
مشاهده در ایتا
دانلود
مازنی در مراسم تودیع و معارفه آقایان مقیمی و عباسی: آقای مقیمی شخصیتی خلاق، پی‌گیر، صمیمی، دارای حسن خلق و سعه‌ی صدر و سجایای اخلاقی، و استفاده‌ی حداکثری از ظرفیت نیروی انسانی است که رفتن ایشان از پژوهش، دلخواه ما نبود. و البته به همکاران آموزش تبریک می‌گویم. اگرچه قطعا همکاران آموزش هم از رفتن آقای رستم‌نژاد خرسند نبودند. اگرچه حضور جناب آقای عباسی (که «نشاط جوانی را با دانش و تجربه‌ در مسئولیت‌های بزرگ حوزوی»، توامان دارد)، مایه دلگرمی است. به ایشان خیر مقدم عرض می‌کنم. @pavaragi
متن کامل سخنان مازنی در مراسم تودیع و معارفه آقایان مقیمی و عباسی: بسم الله الرحمن الرحیم در این فرصت؛ اینکه همه‌ی مباحث مرتبط با معاونت پژوهش، گفته شود، نه لازم است و نه ممکن. اما از اینکه احتمالا حق مطلب ادا نشه، از همکاران عزیزم در معاونت پژوهش، جناب آقای مقیمی و حضرت آقای عباسی (به ویژه همکاران خدوم معاونت پژوهش)، پوزش می‌طلبم. اینکه بنده مصدع می‌شوم؛ از باب موی سپیده، (موی سپید و روی سیاه، تکلیف‌آوره). از این جهت (میشه این نمایندگی را)، توجیه کرد، اما قطعا سروران دیگر بهتر و فصیح‌تر می‌توانستند حق مطلب را ادا کنند. سخنانم در دو محور تقدیم محضر عزیزان می‌شود؛ (البته بخشی از مباحث را آقای مقیمی اشاره کردند و مسئولیت بنده کمتر می‌شود) ۱) برخی از دستاوردهای معاونت در دوره معاونت آقای مقیمی به دست آمد؛ ۲) پیشنهادهایی برای چشم‌انداز آتی معاونت معاونت پژوهش نسبت به زمان تاسیس مرکز مدیریت حوزه، «معاونت نسبتا جوانی است».شاید حدود ده سالی دیرتر تأسیس شده؛ درعین حال کارهای بزرگی انجام شده. سال ۱۳۷۳ بخشی به نام «تحقیقات» در مرکز مدیریت حوزه علمیه قم شکل گرفت که بعدها به معاونت پژوهش تغییر‌نام یافت. و امروز ۳۰ سال از زمان تأسیسش می‌گذرد. در چند دوره‌ی مدیریت پژوهش (آقای اعرافی، واعظی و امینی، عماد، میرمعزی و مقیمی سه مرحله طی شد: از دوره تأسیس و طراحی و استقرار ساختار، تا فرهنگ سازی پژوهش در بدنه حوزه، و ارتباطات و تعاملات علمی در سطح برون حوزوی، و سوم تثبیت برنامه‌ها و ما اینک وارد دوران جدیدی با مختصات ویژه می‌شویم. به‌طور کلان دستاوردهای دوران مدیریت آقای مقیمی به دو بخش تقسیم می‌شود: ۱. توسعه برنامه‌هایی که از قبل ریل گذاری شده بود (نظیر برگزاری چهار دوره کتاب سال و جشنواره علامه حلی، توسعه جشنواره مدرسه‌ای علامه حلی به بیش از ۳۰۰ مدرسه؛ توسعه‌ی کانون‌های علمی به بیش از هزار کانون، توسعه مجلات واحدهای آموزشی به بیش از ۲۱۰ نشریه، برنامه آموزش مهارتهای پژوهشی در قالب حجره پژوهش (بیش از ۱۰ هزار نفر طی چند سال آموزش دیدند)،. توسعه‌ی نیاز‌سنجی‌ها، انتشار نشریه پژوهش پژوهی و رهنامه پژوهش، برگزاری نمایشگاه مشکات، جشنواره آثار پژوهشی کارکنان و نظایر آن. ۲. اقدامات تأسیسی و راه‌اندازی‌ها (جشنواره آثار پژوهشی اساتید، جشنواره ایده‌های پژوهشی، جشنواره کانون‌های علمی ، جشنواره یادداشت علمی، تربیت مدرس مهارت‌های پژوهشی، تصویب ویراست دوم برنامه جامع پژوهش، تدوین و انتشار کتاب درسنامه مهارتهای پژوهشی، تهیه دستورالعمل شهریه تکمیلی اساتید، راه‌اندازی سامانه‌هایی مثل سراج، سامانه پژوهشگران، سامانه ثبت نام و ارزیابی جشنواره علامه حلی و سامانه همایش کتاب سال حوزه، حمایت و انتشار چندصد اثر از طریق دبیرخانه حمایت از آثار پژوهشی، اعطای مجوز به نشریات پژوهشی و ترویجی، توسعه دبیرخانه انجمنهای علمی، ویراست‌های آیین‌نامه‌ها و دستورالعملهای مورد نیاز. و راه‌اندازی پژوهش سراهای استانی امروز درحالی دوران جدید را در معاونت پژوهش آغاز می‌کنیم که به لطف الهی و حمایت‌های مدیر محترم، و تلاشهای خستگی ناپذیر معاون محترم، و (کار جهادی همکاران صدیق و پرتلاش و بی‌ادعای معاونت)، وضعیت بودجه و اعتبار معاونت نسبت به گذشته رشد قابل توجهی داشته و البته کافی نیست، باید افزایش پیدا کند. سرانه پژوهش را باید نسبت به عموم مردم، در نظر بگیریم، (چون حوزه متولی امر دین همه‌ی مردم هست)، در حالی که سرانه پژوهش نسبت به طلاب هم چندان قابل توجه نیست. آقای مقیمی شخصیتی خلاق، پی‌گیر، صمیمی، دارای حسن خلق و سعه‌ی صدر و سجایای اخلاقی، و استفاده‌ی حداکثری از ظرفیت نیروی انسانی است که رفتن ایشان از پژوهش، دلخواه ما نبود. و البته به همکاران آموزش تبریک می‌گویم. اگرچه قطعا همکاران آموزش هم از رفتن آقای رستم‌نژاد خرسند نبودند. اگرچه حضور جناب آقای عباسی (که «نشاط جوانی را با دانش و تجربه‌ در مسئولیت‌های بزرگ حوزوی»، توامان دارد)، مایه دلگرمی است. به ایشان خیر مقدم عرض می‌کنم. ما گوش به فرمان و منتظر سیاست‌گذاری مدیر محترم حوزه، در دوران جدید معاونت، تحت مدیریت آقای عباسی عزیز، هستیم، و چند پیشنهاد تقدیم می‌شود؛ ۱) به نظر می‌رسد با تدبیر مدیر محترم حوزه در انتصاب دو معاون آموزش و پژوهش، فصل جدیدی در جهت‌بخشی آموزش به سوی تولید علم می‌تواند شروع شود. (آقای مقیمی با سابقه‌ی پژوهشی به معاونت آموزش و آقای عباسی با سابقه‌‌ی آموزشی به معاونت پژوهش منصوب شدند) (البته سوابق آموزشی آقای مقیمی و سوابق پژوهشی آقای عباسی هم قابل توجه است)، آقای مقیمی (ضمن تدریس)، از مدیریت و معاونت آموزش یکی از مدارس شروع کرد. @pavaragi
و هنوز هم ارتباطش را با مدرسه قطع نکرده است. آقای عباسی هم لااقل ده دوازده سال پیش مجری یکی از طرح‌های پژوهشی ما بود و خوب از پس کار برآمده بود، بنابراین از پژوهش جدانبود، ضمن اینکه هم‌اکنون مدیر گروه حدیث جشنواره علامه حلی نیز هست. در هرحال این اتفاق، یک فرصت مغتنم است، برای اینکه برخی از تعاملات و همکاری‌های دو معاونت شتاب بیشتری بگیرد ۲) به‌گمانم این انتصابات، بتواند کمک کند تا سطح پژوهشی طلاب ارتقا یابد، (امروز تعداد زیادی از طلبه‌ها از نگارش رساله سطح چهار باز می‌مانند و تعداد زیادی از رساله‌ها احتمالا اصیل و در قد و قواره مصادیق پژوهش (به خصوص تولید نظریه)، نیستند. (برای اینکه انتظار می‌رود طلبه‌ی سطح چهار توانایی نگارش، در حد پژوهشی داشته باشد و البته؛ هم سؤال از علم خیزد هم جواب ـــیعنی سیر آموزش‌های طلاب باید به این سمت حرکت کند که طلاب پژوهش‌محور تربیت شوندـــ). ۳) نهادینه‌سازی برنامه‌های پژوهش در واحدهای آموزشی، به‌ویژه در برنامه آموزشی طلاب، یکی از سیاستهای پیشنهادی به آقای عباسی است. (که تفصیلش را بعد خدمتشان پیشنهاد می‌دهم.) ۴) بین‌المللی سازی پژوهش، با ترجمه‌ی معکوس، کار مهم دیگر معاونت در دور جدید می‌تواند باشد. ۵) تقویت سازمان نفرات معاونت (ساختار در دوران معاونت آقای مقیمی اصلاح شد، اما نفرات نیاز به تقویت دارد). (برخی از همکاران ما در مضیقه‌ی شدید قرار دارند. ـکار زیاد و نیروی کم-) ۶) تقویت ارتباطات علمی با مراکز دانشگاهی ۷) راه‌اندازی لجنه‌های علمی درس خارج در خاتمه جا دارد از حضرت آقای مقیمی و همکاران بی‌حاشیه و خدوم معاونت پژوهش که مؤمنانه و مجاهدانه کار می‌کنند، تشکر و قدردانی کنم. و به آقای عباسی خیر مقدم می گویم. @pavaragi
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ معجزه عجیب در برنامه محفل ماجرای کودکِ اوتیسمی که بدون سواد خواندن و توانایی صحبت‌کردن حافظ کل قرآن است. @pavaragi
بسم الله الرحمن‌الرحیم اثر پژوهشی یا ترویجی؛ کدام مهمتر است؟ مقالات معتبر علمی از نظر سطح علمی به دو نوع علمی ترویجی و علمی پژوهشی طبقه‌بندی می‌شوند. تبدیل دانش نظری و پاردایمی به دانش گفتمانی در بدنه جامعه یکی از اصلی ترین رسالت مقاله ترویجی است. با این توضیح: در مقاله ترویجی فرایند پژوهش‌های قبلی و نتایج آنها در یک حوزه تخصصی به‌خصوص و موضوع مشخص مرور می‌شوند و به‌طور خلاصه و در یک مقاله جامع به نگارش در می‌آیند. نویسنده این مقالات همچنین می‌تواند ساختار جدیدی به پژوهش‌های گذشته دهد و نتایج را طبق نظر خود تفسیر کند. مقالات علمی ترویجی برای خوانندگان خود یک دید کلی و از مجموع تحقیقات انجام شده در یک زمینه خاص و نتایج آنها فراهم می‌کند و سعی می کند آنها را به زبان خود برای مخاطبان تفسیر کند. صاحب اثر پژوهشی اما، تنها به تحقیقات پیشین بسنده نمی‌کند، بلکه ایده جدیدی را به جامعه علمی ارائه می‌دهد. اثر پژوهشی به تولید علم می‌انجامد. این همان برگ برنده اثر پژوهشی است! با این حال به نظر می‌رسد، هریک از گونه‌های پژوهشی و ترویجی باید مستقل و با هدف خاص خودش دیده شود، هریک از این دو نوع در جای خودش با اهمیت است؛ برتری اثر پژوهشی بر ترویجی عمدتاً به نوآورانه بودن آن نهفته است. اگرچه مقاله ترویجی نیز خالی از نوآوری نیست، اما نوآوری در اثر پژوهشی در سطح بالاتری ناظر به‌مصادیق پژوهش (تولید نظریه، اصلاح نظریه، تکمیل نظریه، ارتقای نظریه، نقد نظریه، دفاع از نظریه، ارائه کاربرد جدید از یک نظریه، تولید پرسش‌های جدید) است. در حالی که نوآوری در اثر ترویجی در حد مصادیقی از نوآوری نظیر شرح و تفسیر یا قرائت جدید و تنظیم و تنسیق جدید از یک دیدگاه است. با این حال اگر زاویه نگاه‌مان را به سمت ضرورت گفتمان‌سازی آثار نظری متمایل کنیم، می‌توانیم در مواردی اثر ترویجی را از اثر پژوهشی مهمتر بدانیم! تشخیص این موضوع بر عهده سازوکاری است که در نیازسنجی پژوهشی تعیین می‌شود؛ اولویت‌یابی و شاخص‌های آن نباید صرفاً موضوعاتی را تحت پوشش قرار دهد که به تولید علمی می‌انجامند، ای‌بسا ترویج برخی از نظریات سابق مهمتر از تولید علمی جدید در یک امر غیر مهم باشد. تشخیص موضوع کمی دشوار است، مثلاً پاره‌ای از نظریات مهمی که در سطح جامعه علمی خواص، متوقف مانده، و تبیین آن برای عموم ضروری به نظر برسد، اثر ترویجی را توجیه می‌کند. نکته دیگر اینکه اثر را ترجمان همه‌ی توان نویسنده ندانیم؛ نویسنده مقاله ترویجی لزوماً ناتوان از نگارش پژوهشی نیست، با توجه به توضیح پیش گفته، ای بسا دلیل نگارش ترویجی، رسالتی است که متوجه اقتضای موضوع تحقیق بوده است؛ موضوع، مهم و برای جامعه مخاطبین ضروری بوده و نویسنده را متعهد به ادای وظیفه کرده است. ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیه می‌کنم این سخنان کوتاه اما بسیار مهم و راهبردی جناب استاد شفیعی کدکنی را درباره اهداف پشت پرده دشمنان در ترویج زبان‌های محلی، با دقت گوش دهید. @Ahmadhoseinsharifi @pavaragi
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیامی اشتباهی به کسی که 10_15 ساله باهاش قهر بود.... اصلاهم اشتباهی نبود... خدای من! به آنکه اهل بیت (ع) دادی، چه ندادی و به آنکه اهل بیت (ع) ندادی، چه دادی! جانم به فدایشان. @pavaragi
مدتی قبل با یکی از فرهیختگان گفت‌وگوی علمی داشتیم، قرار شد درباره مرگ‌اندیشی بنویسیم. من از آن روز شروع به نوشتن کردم، و امروز بخشی از کار آماده شد که در ضمن چند یادداشت تقدیم می‌کنم. 👇
اندیشیدن درباره مرگ (۱) ۱.مواجهه با مصائب زندگی از جمله رنج‌های زندگی است. فقر یکی از آنها است، بیماری نیز. نوع دیگری را همه می‌شناسیم که تحملش دشوارتر است! از دست دادن عزیزان. وقتی به ما خبر می‌دهند برادر، خواهر، پدر و یا یکی از دوستان‌ و همکاران‌مان از دنیا رفته است. مبهوت می‌شویم. گاهی از شدت ناراحتی از هوش می‌رویم. به‌حیث روانشناختی در مرحله انکار قرار می‌گیریم. تا مدت‌ها تصویر عزیز از دست رفته مقابل دیدگان‌مان است‌. شخصی را می‌شناسم که باشنیدن خبر درگذشت همسر جوانش نمی‌توانست زنده بماند. جان به جان آفرین تسلیم کرد! افرادی هم اگر نسبت دورتری با ما داشته باشند، اگر آدم خوبی باشد، خاطرات خوب با او را مرور می‌کنیم. دوستی داشتم که محبوب شبکه‌ی دوستان‌مان بود، چهارده پانزده سال است که بر اثر سانحه‌ای از میان ما رفته است، هرگاه با دوستان مشترک می‌نشینیم، یاد او می‌کنیم و از خاطرات با او بودن می‌گوییم. معاشرتش با رفقا او را محبوب ساخته بود. اینچنین افراد کم نیستند. اگر هم شخص متوفی انسان رذلی باشد یا ما خاطره خوبی از او نداشته باشیم، ممکن است از شدت ناراحتی برایش طلب عذاب کنیم! شخصی می‌گفت؛ هرگاه به فلان میت (که از اقوام نزدیک نسبی‌اش نیز به‌شمار می‌رود)، فکر می‌کنم، جز نفرت به‌ذهنم نمی‌آید، هرگز نتوانستم درباره‌اش مثبت‌اندیشه کنم، خاطرات شومی که از او به یاد دارم مقابل دیدگانم سبز می‌شود. حتی اگر بدی‌هایی که به من کرد را ببخشم، از ظلم‌هایی که به مادر و پدر مهربانم کرد نمی‌توانم بگذرم! این واکنش طبیعی است، و از آن گریزی نیست. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
اندیشیدن درباره مرگ (۲) ۲. اولین مواجهه‌ با مرگ فراموش نشدنی است. ممکن است تأثیر عمیقی بر انسان بگذارد، من از اولین مرگ عزیزانم مبهمی را به‌خاطر می‌آورم، مادربزرگی داشتم که چشم‌هایش نابینا شده بود. برادری داشت که او هم هشت ده سال آخر عمرش نابینا بود. به یاد ندارم که او را بینا دیده باشم. فقدان امکانات و بهداشت عمومی و فقر دانش و فناوری پزشکی بسیاری از مشکلات را برای مردم به وجود آورده بود. مادربزرگ با من و دیگر نوه‌هایش بسیار مهربان بود. گاهی دستشان را می‌گرفتم و به این سو و آن سو می‌بردم. در کودکی‌ام از دنیا رفته بود، بعد از مرگش، مهمترین مصیبت زندگی‌ام، شهادت دو برادر و پدرم بود. همه‌ی اینها در فاصله کمی اتفاق افتاد. از سال ۶۱ تا ۶۳. هنوز سایه‌ی جنگ بر سر مردم ما سنگینی می‌کرد که یکی از دوستانم نیز در کمین کموله‌ها در کردستان باخدای خویش جاودانه شد، با این آخری نیز تیری بر قلبم نشست. به یاد می‌آورم زمانی را که مانع رفتنم به جبهه شده بود. می‌گفت سنم کم است و نگران خانواده‌ام بود. می‌گفت با شهادت دو برادر دین‌تان را به انقلاب ادا کردید. حالا من که چندماه قبل به اصرار او برای نرفتن به جبهه توجه نکرده بودم، امروز در منزل پدری خبر شهادتش را دریافت کردم. کمی بعدتر شوهر خواهرم، بر اثر سانحه از دنیا رفت، این‌بار دشواری زندگی را به وضوح حس کردم. هریک از این چند اتفاق طاقت‌فرسا بود، چه می‌شد کرد؟! وقتی سرنوشت بخواهد تصمیم بگیرد، باید تسلیمش شد! من با آن کنار آمدم. سال گذشته خواهر و برادری دوقلو دانشجوی من بودند، خواهر آرام بود و متین، برادر اما پرنشاط و همراه با شیطنت‌های پسرانه! چند جلسه از کلاس گذشته بود که هردو غیبت کرده و در کلاس حاضر نشدند. جویای احوالشان شدم، یکی از دانشجویان از مرگ پدر جوانشان گفت. ترم بعد هردو دانشجوی من در کلاس جدید بودند، اما پسر دیگر آن پسر شاد نبود. دختر هم همیشه تنها بود. یک بار بعد از تدریس، پرده‌ی پنجره‌ی کلاس را کنار زدم و به حیاط دانشگاه خیره شده بودم، چشمم به دختری افتاد که تنها در دورترین نقطه حیاط قدم می‌زد. یکی از دانشجویان کلاس گفت، استاد؛ آن دخترخانم تنها، فلانی است. همان که پدرش را از دست داده بود. وقتی برای اولین بار با این مسئله درباره خودمان فکر می‌کنیم، موضوع کمی جدی‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
اندیشیدن درباره مرگ (۳) ۳. مسئله‌ای که هرگز کسی به‌فکر حلش نبود. خانم دانلین لوزیک در کتاب «نگرشی نو به مسائل اجتماعی»، یکی از شاخص‌های مسئله‌ی اجتماعی را قابل حل بودن می‌داند. او سپس برای مثالش از مرگ یاد می‌کند و می‌گوید به رغم چالش بودن مرگ، اما کسی به فکر حلش نیست! چون اساسا قابل حل نیست. ما ممکن است بتوانیم با فناوری پزشکی مرگ را به تأخیر بیاندازیم، اما نمی‌توانیم از آن بگریزیم. او نتیجه می‌گیرد امور نظیر مرگ دیگر مسئله اجتماعی به حساب نمی‌آیند. اینکه روزی را تجربه کنیم که دست‌مان از این دنیا کوتاه است. صدای‌مان را کسی نمی‌شنود، خواسته‌ی ما را نمی‌فهمد. از دیدن کسانی که دوست‌شان داریم و به آنها عشق می‌ورزیم، محرومیم و از آن ترسناک‌تر اینکه نمی‌دانیم قرار است به کجا برویم. جایی که کسی نرفته و خبری از آن سو نیاورده است، رعب‌آور است. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
کرانه
اندیشیدن درباره مرگ (۳) ۳. مسئله‌ای که هرگز کسی به‌فکر حلش نبود. خانم دانلین لوزیک در کتاب «نگرشی ن
👆👆👆 سلام و عرض ادب استاد طاعات و عبادات تان قبول حق انشاالله. . به نظرم در مسأله دانستن مرگ یک خلطی اتفاق افتاده است! مرگ مسأله اجتماعی نیست که بگوییم چرا کسی به دنبال یافتن راه حل آن نیست! مرگ یک پدیده طبیعی است که اثراتی عمیق و جدی بر فرد و جامعه می گذارد پس مسأله اصلی اثرات مرگ و نوع مواجهه و تاثیر پذیری فرد و جامعه از مرگ عزیزان شخصی و اجتماعی اش هست این حالات و تأثيرات و تأثرات قطعا یک مسأله اجتماعی مهم است مانند پدیده زلزله و سیل که به خودی خود یک پدیده طبیعی هستند ولی آثار اقتصادی و اجتماعی و انسانی اش آنقدر زیاد است که می تواند به عنوان یک موضوع جدی در مدیریت بحران و جامعه شناسی و... مورد مطالعه قرار بگیرد و اگر اینگونه به این مسأله نگاه کنیم می بینیم اتفاقأ در این موضوع اندیشه ورزی های خوبی شده از روانشناسی و مطالعه دربارهٔ روانشناسی سوگ تا حتی تلاش های خُرد مانند آنچه شما می نویسید همگی تلاش های مبارک و موثری در حل مسأله "اثرات مرگ بر زندگی" است . در هر صورت، مرگ موضوع جالبی هست که سالها قبل به مناسبت فوت یکی از دوستان عزیزم یک متن درباره اش نوشته بودم و این پرونده رو شما دوباره برام باز کردید فرموده اند: "ابلغ الموعظه، ذکرُ الموت" ممنونم😊🌹