eitaa logo
کرانه
515 دنبال‌کننده
529 عکس
193 ویدیو
70 فایل
☫ ﷽ ☫ در تندباد حادثه با هر نفس بخوان هر بحر پرخروش ورایش کرانه‌ای یادداشت‌‌هایی در عرصه‌ اخلاق، فرهنگ و اجتماع. راه‌اندازی شده در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۹. و از ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ وقف انقلاب و جنگ ▫️برای ارتباط با مدیر به شناسه زیر مراجعه کنید: ✅ @sadramah
مشاهده در ایتا
دانلود
اندیشیدن درباره مرگ (۳) ۳. مسئله‌ای که هرگز کسی به‌فکر حلش نبود. خانم دانلین لوزیک در کتاب «نگرشی نو به مسائل اجتماعی»، یکی از شاخص‌های مسئله‌ی اجتماعی را قابل حل بودن می‌داند. او سپس برای مثالش از مرگ یاد می‌کند و می‌گوید به رغم چالش بودن مرگ، اما کسی به فکر حلش نیست! چون اساسا قابل حل نیست. ما ممکن است بتوانیم با فناوری پزشکی مرگ را به تأخیر بیاندازیم، اما نمی‌توانیم از آن بگریزیم. او نتیجه می‌گیرد امور نظیر مرگ دیگر مسئله اجتماعی به حساب نمی‌آیند. اینکه روزی را تجربه کنیم که دست‌مان از این دنیا کوتاه است. صدای‌مان را کسی نمی‌شنود، خواسته‌ی ما را نمی‌فهمد. از دیدن کسانی که دوست‌شان داریم و به آنها عشق می‌ورزیم، محرومیم و از آن ترسناک‌تر اینکه نمی‌دانیم قرار است به کجا برویم. جایی که کسی نرفته و خبری از آن سو نیاورده است، رعب‌آور است. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
کرانه
اندیشیدن درباره مرگ (۳) ۳. مسئله‌ای که هرگز کسی به‌فکر حلش نبود. خانم دانلین لوزیک در کتاب «نگرشی ن
👆👆👆 سلام و عرض ادب استاد طاعات و عبادات تان قبول حق انشاالله. . به نظرم در مسأله دانستن مرگ یک خلطی اتفاق افتاده است! مرگ مسأله اجتماعی نیست که بگوییم چرا کسی به دنبال یافتن راه حل آن نیست! مرگ یک پدیده طبیعی است که اثراتی عمیق و جدی بر فرد و جامعه می گذارد پس مسأله اصلی اثرات مرگ و نوع مواجهه و تاثیر پذیری فرد و جامعه از مرگ عزیزان شخصی و اجتماعی اش هست این حالات و تأثيرات و تأثرات قطعا یک مسأله اجتماعی مهم است مانند پدیده زلزله و سیل که به خودی خود یک پدیده طبیعی هستند ولی آثار اقتصادی و اجتماعی و انسانی اش آنقدر زیاد است که می تواند به عنوان یک موضوع جدی در مدیریت بحران و جامعه شناسی و... مورد مطالعه قرار بگیرد و اگر اینگونه به این مسأله نگاه کنیم می بینیم اتفاقأ در این موضوع اندیشه ورزی های خوبی شده از روانشناسی و مطالعه دربارهٔ روانشناسی سوگ تا حتی تلاش های خُرد مانند آنچه شما می نویسید همگی تلاش های مبارک و موثری در حل مسأله "اثرات مرگ بر زندگی" است . در هر صورت، مرگ موضوع جالبی هست که سالها قبل به مناسبت فوت یکی از دوستان عزیزم یک متن درباره اش نوشته بودم و این پرونده رو شما دوباره برام باز کردید فرموده اند: "ابلغ الموعظه، ذکرُ الموت" ممنونم😊🌹
اندیشیدن درباره مرگ (۴) ۴. مجرمی را در نظر بگیرید که قاضی حکم اعدامش را صادر کرده است. دوهفته دیگر طناب دار به‌گردنش آویخته می‌شود! هیچ گریزی از حکم هم نیست. شمارش معکوس شروع می‌شود. گفته می‌شود؛ کسانی که به نوعی درگیر اجرای حکم اعدام هستند، بعضی شب‌ها، کابوس اعدام و اعدامی‌ها را می‌بینند. معمولا ۲۴ یا ۴۸ ساعت قبل از صبح چهارشنبه، اعدامی‌ها را از بند به قرنطینه منتقل می‌کنند. خانواده برای دیدار آخر و خداحافظی به زندان می‌آیند. در شب آخر، افسر نگهبان یا روحانی زندان برای گرفتن وصیتنامه می‌روند. دم صبح، زندانی را برای اجرای حکم به محوطه اعدام می‌برند. معمولا زندانیان محکوم به قصاص در لحظات آخر هنوز امید به بخشش دارند. در این موارد قاضی اجرای احکام، زندانی و خانواده مقتول را در اتاقش در زندان ملاقات می‌کند. محکومین به قصاص معمولا بخشش می‌خواهند؛ گاهی بخشیده می‌شوند و گاهی در خواستشان فایده‌ای ندارد. ثانیه‌ها به سختی می‌گذرد، بیشترین عذاب، نه چوبه‌ی دار، که روان نا آرام در شب‌های منتهی به سحرگاه اعدام است! برخی اعدامی‌ها قبل از مرگ داروهایی می‌خورند که بتوانند آرامش خود را حفظ کنند. آدم‌هایی را دیده‌ایم که بسیار متکی به نفس با حکم اعدام خودشان روبه‌رو شده‌اند. پزشک قانونی که در محوطه است، زندانی را معاینه می‌کند و بعد هم طناب را می‌اندازند دور گردن زندانی. گاهی خود خانواده مقتول اهرم را می‌کشند و زیر پای زندانی را خالی می‌کنند و گاهی هم کسی به نمایندگی از آن‌ها این کار را می‌کند. اگر هیچکس نباشد، مامورهای زندان باید این کار را انجام دهند. خیلی وقت‌ها ماموران هم از زیر این کار در می‌روند و سربازی که از نظر رتبه از همه پایین‌تر است اهرم را می‌کشد. از میان کسانی که نمی‌توانند روی پایشان بایستند، برخی پیش از اجرای حکم به دلیل سکته از دنیا می‌روند. دیگرانی که به دار آویخته می‌شوند هم مدت زیادی با مرگ دست و پنجه نرم نمی‌کنند. مرتکبین قتل می‌دانند که مجازاتشان اعدام است. خیلی وقت‌ها خودشان این مسئله را قبول کرده و برای رهایی از عذاب وجدانی که دارند اقرار کرده و بعد از اقرار، احساس راحتی می‌کنند. مواجهه با مرگ می‌تواند کشنده باشد. این فقط محکومان به اعدام نیستند که پیش از حضور در جایگاه اعدام ممکن است سکته کنند. میکروتروماهایی که برای باقی حاضران در صحنه اجرای حکم رخ می‌دهد، نیز می‌تواند به بیماری‌های روحی، افسردگی و اضطراب، مشکلات خوردن، مشکلات خواب و مشکلات قلبی و عروقی ختم شود که هر چند در کوتاه‌مدت ممکن است به چشم نیایند، اما در میان‌مدت و بلندمدت بروز خواهند کرد. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
اندیشیدن درباره مرگ (۵) ۵. این دردی که ناشی از زمان نزدیکی مرگ است را داستایوفسکی تحربه کرد! داستایفسکی، عمر طولانی نداشت، ۵۹ سال زمان زیادی نیست! اما تقریبا دو برابر چیزی که خودش فکر می‌کرد، زنده ماند. ۲۲ دسامبر ۱۸۴۹، وقتی داستایفسکی هنوز سی سال هم نداشت، قبل از اینکه جنایت و مکافات، ابله و برادران کارامازوف را بنویسد، محکوم به اعدام شد. داستایفسکی تا پای اعدام هم رفت، اما در آخرین لحظات بخشیده شد؛ البته بعدا فهمید که ماجرای اعدام در تمام مدت فریب بوده است. در روز اعدام، داستایفسکی و ۲۱ نفر دیگر از اعضای حلقه پتراشفسکی مجبور شدند زانو بزنند و صلیب را ببوسند، سپس در یک مراسم سر بریدن نمادین، شمشیرها بالای سرشان شکسته شد. بعد در میدان شهر، آن‌ها را به ستون‌هایی بستند و روی چشمهایشان را پوشاندند، در حالی که آنها هر لحظه منتظر شلیک جوخه آتش و مرگ بودند. اما پیش از آنکه شلیک کنند، فرستاده‌ای از سوی تزار با فرمان توقف اعدام وارد شد و به جای مرگ، این افراد به چهار سال کار سخت در اردوگاه کار اجباری در سیبری محکوم شدند. داستایفسکی از اینکه جلوی اجرای حکم اعدام گرفته شد، خوشحال بود. او ساعاتی بعد از این رویداد برای برادرش میخائیل نوشت: «چون امروز چهل و پنج دقیقه با مرگ روبه‌رو شدم و با این فکر در سرم زندگی کردم که تنها به اندازه یک تار مو با مرگ فاصله دارم، و اکنون دوباره زنده‌ام! من به شکل دیگری دوباره متولد شده‌ام.» درد ناشی از این تجربه، برای همیشه با داستایفسکی باقی ماند. او برای میخائیل نوشت: «وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، به این فکر می‌کنم که چه زمانی زیادی تلف شده، چقدر از آن با تلاش‌های نابه‌جا، اشتباهات و بیهودگی و بطالت و زندگی در راه نادرست هدر رفته است؛ و گرچه من زندگی را گرامی داشتم، چقدر در حق قلب و روح خود گناهکار بودم. اکنون که به آن فکر می‌کنم دلم خون می‌شود. زندگی یک هدیه است، زندگی شادمانی است، هر دقیقه آن می‌تواند سعادتی ابدی باشد. این ایده بعدا در داستان داستایفسکی نیز ظاهر می‌شود: در ابله، پرنس میشکین از آشنایی محکوم به اعدام می‌گوید که بعدا عفو شد، و هنوز برای بهبودی از این تجربه در حال تلاش است. از میشکین می‌پرسند: «برای دوستی که همه این چیزهای ترسناک را برایت تعریف کرد، چه اتفاقی افتاد؟...مجازات او تغییر کرد، یعنی به او زندگی نامحدود اعطا شد. خوب، بعد از آن با این ثروت بزرگ چه کرد؟ آیا او با حساب کردن هر دقیقه زندگی می‌کرد؟ میشکین پاسخ داد: او اصلا این طور زندگی نکرد و دقایق زیادی را هدر داد.» میشکین در سراسر کتاب، به این حکایت بازمی‌گردد؛ دقیقا مثل تلاش‌های مکرر داستایفسکی برای هضم تجربه وحشتناکی که از سر گذراند. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
شب قدر را پنهان کرده‌اند در میان شب‌ها؛ [همان‌طور که] بندهٔ خدا را پنهان کرده‌اند میان مدّعیان. پنهان است نه از حقیری، بلکه از غایتِ ظاهری پنهان شده است. چنانکه آفتاب بر خفّاش نهان است؛ پهلویِ او نشسته و از او خبر ندارد، چون پردهٔ محبت دنیا او را صُمّ بُکم کرده است! مگر که رحمت فرو آید که انّا انزلناهُ فی لیلة القدر. مقالات شمس تبریزی تصحیح دکتر محمدعلی موحد @pavaragi
تفاوت افق‌ها و تعیین شب قدر فقط یکی از شب‌های هر سال، شب قدر است؛ اما مختلف‌بودن افق کشورها (مانند افق ایران و عربستان) باعث می‌شود که زمان آغاز ماه رمضان در مناطق مختلف، فرق داشته باشد و به تبع آن، زمان شب‌های ۱۹، ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان نیز مختلف باشد. فقها دربارهٔ این تعارض گفته‌اند تفاوت افق کشورها دلیل بر تعدد شب قدر نیست و مردم هر یک از مناطق جهان باید شب قدر و سایر زمان‌های مقدس مانند عید فطر یا عید قربان را طبق افق خودشان تعیین کنند. بر اساس دیدگاه آیت‌الله مکارم شیرازی، شب، همان سایه نیمی از کره زمین بر نیمه دیگر آن است و این سایه همراه گردش زمین در حرکت بوده و یک دوره کامل آن، ۲۴ ساعت طول می‌کشد؛ بنابراین ممکن است شب قدر، یک دور کامل از حرکت وضعی زمین به دور خویش باشد؛ یعنی مدت ۲۴ ساعت تاریکی که تمام نقاط زمین را زیر پوشش قرار می‌دهد. پس شب قدر از یک منطقه شروع می‌شود و تا ۲۴ ساعت ادامه دارد و همه کره زمین شب قدر را درک می‌کنند. @pavaragi
مقدرات یک سال در شب قدر رقم می‌خورد و براین قرار گفته شد؛ شب قدر آغاز سال نوی معنوی است. چه خوب که در «قرانی‌ترین بهار»، «آغاز طبیعت» با «شروع سال معنویت و تقدیر امور» همراه شده است. سلام و ادب و مهر!! به دعای ولی عصر(ع)، حال دل‌تان در «نوروز طبیعت» و «نوروز معنویت» احسن الحال! یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ محمد صدرا مازنی @‌‌pavaragi
اندیشیدن درباره مرگ (۷) ۷. این مواجهه با مرگ نه فقط برای داستایوفسکی بلکه برای بسیاری از انسانها رخ داد. دوستی دارم که بیش از سی سال با او رفاقت دارم. گاهی از خاطرات جنگ می‌گوید. کربلای۴ نوجوان ۱۶ ساله‌ای بود. می‌گفت؛ دشمن بعثی دست ما را خوانده بود، عملیات لو رفته بود، در هور گیر افتاده بودیم. فاصله‌ی من با دشمن تنها یک متر بود، تاریکی شب و نیزارها مانع از لو رفتنم شده بود. حدود یکی دو ساعت من با تجربه مرگ دست و پنجه نرم کرده بودم. در این مدت دو ساعت به سختی از آن شرایط خارج شدم، اما اوضاع بهتر نبود. درون نیزارها به این سو و آن سو می رفتم. او به طرز شگفت‌آوری نجات یافت. ادامه دارد ✍️ محمد صدرا مازنی @pavaragi
30.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌حتما این خبر را از دیده اید. 💢اما حتما دوباره ببینید و نام این استاد ایرانی را به ذهن بسپارید... ○┈••••✾•🍀💐☘️•✾•••┈○ کانال دکتر همت در ایتا و تلگرام 🆔 @dr_hemmatt @pavaragi
444.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ ١٢ توصيه رهبر انقلاب برای استفاده بهتر از شب قدر ✅ @pavaragi
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مفتخریم به حضور افتخاری جناب آقای دکتر محمد صدرا مازنی دبیر جشنواره علامه حلی ره در دکتر محمد صدرا مازنی ضمن قدردانی از دعوت به جشنواره انس با آیه ها، این رویداد را «هدیه ی قرآنی به خانواده ها» در سپهر معارف دینی برشمرد. ایشان انتخاب یک آیه از قرآن را به «انتخاب یک قبضه نور و یا ستاره از شعاع بی نهایت نور» تشبیه کرد و افزود: «گاه به دلیل نیازهای شخصی، یک آیه به ستاره ی زندگیمان تبدیل میشود.» سپس ستاره ی خود را از آسمان قرآن معرفی کرد. به کانال جامع ༺ معارف_باقلم_معاصر༺ بپیوندید. https://eitaa.com/ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT @pavaragi ⚠️انتشار مجاز با ذکر لینک