محمدصدرا مازنی
با دوستان جدید هرمزگانی در قم(۱)
حوالی ساعت ده و نیم صبح روز جمعه مشغول مطالعه و نوشتن بودم. تلفن همراهم زنگ خورد. آقای مقیمی بود. معاون پژوهش حوزه. رئیس ما. سفارش معاونین پژوهش مدارس استان هرمزگان که برای شرکت در دوره آموزش مهارتهای پژوهشی به قم آمدهاند را میکرد. میگفت: از قرار اطلاع کلاس درسشان در مدرسه فیضیه فاقد امکانات مناسب گرمایشی است. امتثال امر کردم. با آقای توسلی از مسئولین مدرسه امام کاظم(ع) تماس گرفتم و از وضعیتشان گفتم. درخواستم درباره اختصاص کلاس درس به مدت یک هفته را رد نکرد. قول پیگیری داد. برای تغذیهشان نیز با آقای میرمطلبی مسئول امور طلاب تماس گرفتم. طبق برنامه قبلی ساعت پانزده روز یکشنبه بههمراه همکارانم در مدیریت ترویج پژوهش بهدیدارشان رفتیم. منتظر بودند. تعداد صندلیهای کلاس کم بود. به کمک هم از کلاس مجاور صندلی مورد نیاز را تامین کردیم. نحوه نشستن به پیشنهاد من تغییر کرد. هم حلقه زدیم. صمیمانهتر شد. از ساختار معاونت و مدیریت ترویج پژوهش گفته شد و معرفی همکاران و ماموریت بخشها. به نقش و مسئولیتشان در تقویت پژوهش طلاب و اساتید اشاره شد و اینکه سیاست مدیر محترم حوزه بر واسپاری امور به واحدهای پژوهشی است.
آقای اکبرپور از امکان ساده و آسان راهاندازی مجله مدرسهای گفت و از امکان رتبهبندی پژوهش آموزان و نقش معاونان پژوهش در این امر.
آقای خیراندیش معاون پژوهش استان میگفت: معاونین ما حتی سیستم رایانه ندارند و هر وقت بخواهند امورات اداری انجام دهند باید منتظر وقت فراغت معاون آموزش مدرسه باشند، تا از سیستم رایانهاش استفاده کنند. یکی از همکارانش اضافه کرد: گاهی تا پاسی از شب مشغول کارهای پژوهش طلاب مدرسه هستیم.
دوباره صحبت زیرساختهای پژوهش به میان آمد مثل شب پیشین که با مدیران مدارس گفتگو داشتیم و مانند دهها جلسه دیگر آسیبشناسی. درد را میشناسیم، اما از درمانش ناتوانیم. اختصاص یکی دو دستگاه سیستم رایانه به امر پژوهش مدرسه زیادهخواهی نیست.
آقای اسحاقی از پژوهش درسی و شیوهنامه جدیدش گفت. به نقش نظارتی و ستادی مرکز تاکید شد و اینکه انتظار میرود مدارس کارهای واسپاری شده را بهنحو مناسب انجام دهند
آقای صمدزاده هم از دوره آموزش مهارتهای پژوهشی اساتید و نقش معاونان پژوهش در انگیزهبخشی اساتید گفت.
همچنین از آموزش مهارتهای پژوهشی به طلاب.
و نیز تربیت مدرس مهارتهای پژوهشی و درسنامههای در حال تدوین توسط مرکز تدوین متون برای طلاب سطح یک.
در جمعبندی ضمن تاکید بر نکات گفته شده بر این مطالب توجه داده شد: ضرورت برنامهریزی برای تقویت نقش اساتید در گروههای علمی و سایر فعالیتهای پژوهشی، ضرورت همراهی برای کیفیسازی پژوهش درسی، لزوم تهیه شیوهنامه یا توضیحنامه ارزیابی و نیاز به برنامهریزی پژوهشی برای پ۱ و ۲ در برنامه جامع پژوهش. ضرورت آموزش پژوهشمحور.
یکی از معاونان بر ضرورت شاخصهای پژوهشی در گزینش اساتید تاکید کرد.
گرم گفتوگو با همکاران پژوهش استان هرمزگان بودیم که آقای اکبرپور درگوشی خبر زلزله در بندرعباس و قشم را به من داد. نگران شدم، بحث را قطع نکردم، اما نگران بودم.
آقای مظاهری تاریخچه مختصری از جشنواره گفت. هرمزگان چهارمین جشنواره را برگزار میکند. در نخستین جشنواره سراسری در سال ۱۳۸۷ صفر اثر و در سیزدهمین دوره ۶۵۱ اثر ارائه شد.
دوره یازدهم و دوازدهم یک برگزیده کشوری از استان هرمزگان افتخارآفرین و نشاندهنده ظرفیت این استان در عرصه پژوهش است.
میگفت: میانگین ارزیابی استان هرمزگان۸۴ بود. میانگین کشوریاش ۷۴، یعنی ده امتیاز اختلاف. تحلیلش این بود که این مقدار اختلاف قابل قبول است.
نکته جالب در کلام آقای مظاهری بیان نقاط ضعف آثار ارایه شده به جشنواره کشوری بود. ایرادهای عمده عبارت بود از: تکراری بودن موضوع، ضعف در چکیدهنویسی، کلیگویی و عدم تشریح مناسب مطالب و عدم پردازش محتوا به وسیله نویسنده.
اذان شد و نماز مغرب و عشا را در مسجد مدرسه بهجماعت خواندیم و ادامه جلسه از کلاس بهسوئیت منتقل شد. سوئیت خوب بود. هم مکانش آبرومند بود و هم اینکه پذیرایی داشت. مخصوصا چای! دو فنجان حق مطلب را ادا میکرد!
@masaelepazuheshi
محمدصدرا مازنی
با دوستان جدید هرمزگانی در قم(۲)
تا ساعت نوزدهونیم حضورمان ادامه یافت. یکایک معاونان پژوهش که اغلبشان تازه به جمع همکاران پژوهش استان پیوستند، صحبت کردند.
آقای خیراندیش میگفت: تدبیری اتخاذ شده که اساتید استان سالی یک مقاله بنویسند خوب بود. کفتم میتواند طلیعهای برای جشنواره مقالات اساتید استان باشد.
یکی از معاونین پیشنهادی درباره پژوهش درسی داشت. از بررسی دوبارهاش در ستاد خبر دادم. دیگری از وضع کتابخانه مدرسهاش راضی نبود. حوالهاش دادم به آقای فرهنگیان؛ اما قول دادم یک دوره اصول کافی برای مدرسه تهیه کنم.
ضرورت توجه ویژه به استانهای محروم مورد تاکید یکی دیگر از معاونین بود. میگفت منظورم از نگاه ویژه نه فقط به حیث سختافزاری بلکه لحاظ امتیاز ویژه به آثاری که از مناطق محروم به جشنواره ارسال میشد. از کارگروه بررسی کاربرگهای ارزیابی جشنواره گفتم و اینکه طرح یادشده مطرح و بناشد به شورای علمی پیشنهاد شود.
نکته جالب دیگری که مطرح شد این بود که یکی از طلبههای جوان کتابی با موضوع روانشناسی اسلامی نوشته است. متحیر و انگشت بهدهان بودم و مشتاق که بدانم کجا روانشناسی خوانده و چه نوشته. با مطایبه داستان فیلشناسی آمریکایی و انگلیسی و المانی را برایشان تعریف کردم و امیدوار بودم کار قابل دفاعی انجام داده باشد. میگفت از وزارت ارشاد مجوز انتشار گرفته. لابد در آنجا توسط یک ارزیاب روانشناسی اسلامی بررسی شده. جرات و جسارتش تحسین برانگیز بود. قرار شد فایل پیدیافش را برایم بفرستد و قول تشویق دادم.
جلسه میتوانست ادامه یابد. اما وظیفه دیگری نیز داشتم؛ میهمانان ما که از ظهر منزل بودند و باید به دیدنشان میرفتم. به پیشنهاد یکی از معاونان عکس یادگاری دستهجمعی گرفتیم و از خدمتشان مرخص شدیم.
پن:
آلمانیها لطیفهای دارند با این مضمون که ۳ پژوهشگر آمریکایی، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارۀ فیل به هندوستان میروند.
محقق آمریکایی ۶ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود: «همهچیز درباره فیل».
پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان: «فیلها را بهتر بشناسیم».
و اما استاد آلمانی … او ۴سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد: «مقدمهای بر شناخت فیل»
@masaelepazuheshi
کرانه
محمد صدرا مازنی ایلان ماسک و آینده فرهنگ ایلان ماسک ادعا میکند پروژهای را در دست بررسی دارد که در
جف بزوس: نسلهای آینده صرفا بهعنوان گردشگر به زمین باز خواهند گشت
بزوس میگوید آیندگان عمده زندگی خود را در فضا سپری میکنند و بعد همان طور که گردشگران برای تعطیلات به پارک ملی «یلواستون» میروند، آنها هم برای بازدید به کره زمین خواهند آمد.
@masaelepazuheshi
محمدصدرا مازنی
۲۴ آبان روز کتاب و کتابخوانی نامگذاری شده است. از این تاریخ تا ۲ آذر نیز هفته کتاب است.
از خودمان بپرسیم:
۱)آخرین باری که به کتابفروشی یا کتابخانه رفتیم چه زمانی بود؟
۲)آخرین کتابی که خواندیم و از خواندنش لذت بردیم چه کتابی بود؟
۳) چه کتابهایی برانگیزاننده و بر افکار و سبک زندگی ما تاثیر گذار بود؟
۴) این روزها مشغول خواندن چه کتابی هستیم؟
ملت ما کم کتاب میخواند و نقلقول معروفی هست که میگوید: «ملتی که کتاب نمیخواند، ناچار است تمام تاریخ را تجربه کند…»
@masaelepazuheshi
بسماللهالرحمنالرحیم
تلۀ جمعیت، هوش مصنوعی و تلههای آینده
محمدصدرا مازنی
چندی قبل جلسهای درباره جمعیت برگزار شده بود. جناب آقای وافی که برای عموم شناخته شده است آمده بود. طلبه40 سالهای که پانزده سالگی با همسرش که یک سالونیم با او تفاوت سنی دارد، ازدواج کرد. دوازده-سیزده فرزند دارد. به پدر پرجمعیتترین خانواده جوان ایرانی معروف است. دو دامادش هم با او بودند. هر دو طلبه و معمم. از تله جمعیت میگفت و آیندهای پر مخاطره برای ایران پیر! راهکارهایی برای حل چالش پیشرو داشت. از سیاست غلطی که در دهههای گذشته کشور را وارد این چالش اساسی کرد گفته شد. و نقش خطای انسانی در این چالش بزرگ.
مشکل پیری جمعیت جهانی است. «در دهه ی شصت میلادی تصمیم برای کنترل جمعیت به انسان سپرده شد. نتیجه این شد که در دهه ۹۰ پی به غلط بودن استمرار این تصمیم برده شود. تصمیم جدید چقدر بر صواب است، خدا میداند.» سیاستگذاران کشور ما نیز به آن سوی مرزها چشم دوخته بودند، مانند بسیاری دیگر از تصمیمگیریهایی که متأثر از محاسبات آن سوی آب است. آزمون و خطاهایی که -به نام علم-، بدون توجه به باورهای دینی، شرایط زیستبوم و جغرافیای فرهنگی شیکومجلسی بر افکار ما تحمیل میشود و متأسفانه گاهی مانند همین کاهش جمعیت تئوریزه نیز میشود. نویسندۀ کتاب 21 درس برای قرن 21 وقتی به این معضل اشاره میکند از آیندهای با احتمال ضریب خطای کمتر در تصمیمگیری سخن میگوید. زمانی که انسان تصمیم نمیگیرد: «حال اگر الگوریتم محاسبه جمعیت طراحی شود، نتیجه چه خواهد شد؟ شک ندارم ضریب خطا به حداقل ممکن میرسد. جمعیت با نگاه به وضعیت حال و آینده محاسبه میشود. منابع طبیعی و غیرطبیعی در این محاسبه مداخله دارد. انواع و اقسام احتمالات آینده پیشبینی میشود. با این حال نمیتوان برای آیندۀ دور پیشبینی کرد. فاصلۀ انقلابهای علمی در تاریخ زندگی انسان کم و کمتر شده است.» با این حال اینجا نیز نباید چشم به بیرون دوخت. ضریب خطای الگوریتمها برای زیستبوم غربی احتمالاً کم است، این یعنی در هر صورت بدون خطا نیست. برای ما چه؟ اگر آن را بدون پیوست فرهنگی به کار بگیریم آسیبهای جبران ناپذیر بیشتری متوجه ما خواهد شد. منطق حکمرانی فضای مجازی را دریابیم! هوش مصنوعی ضرورت است؛ اما اگر هوش طبیعی و خدادادیمان را به کار نگیریم تلههای بزرگتری ما را تهدید خواهد کرد. نه فقط در قلمرو جمعیت، بلکه در همۀ عرصههای زندگی.
@masaelepazuheshi
بسماللهالرحمنالرحیم
متخصصین تازهکار
این ضربالمثل را همۀ ما بارها بکار بردیم که «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است!»، اما در آیندهای نزدیک شاید این ضربالمثل کاربرد چندانی نداشته باشد! امروزه تعبیر«از هر انگشتش یک هنر میبارد.» یا «فلانی آچار فرانسه است.» و یا «فلانشخص همه فن حریف است.» و مانند آنها برای افراد خاصی بکار میرود، اما انتظار آینده از همگان این است که: از هرانگشتشان هنر ببارد و همهفن حریف و آچار فرانسه باشند! بنابراین مشکل آینده کمرویی یا تکبر در «پرسیدن» و در نتیجه «ندانستن» نیست؛ بلکه اتفاقاً مشکل اساسی در «پرسشهای فراوان» و «دانستن همه چیز» است! از اینروست که «جهل عام» در هیچ قلمروی احساس نمیشود.
جامعه از ما در مقام فرد انتظار دارد مهارت انجام بسیاری از کارها را بیاموزیم. دانستن و آموختن دربارۀ همه چیز مستلزم احاطه به سطوح مختلفی از دانش و مهارت است. در دسترس بودن اطلاعات این انتظار را ایجاد کرده است که «خودمان باید پاسخ همه پرسشهایمان را بیابیم و در نتیجه در همهچیز متخصص باشیم.» امروز نیز از آینده دور نیستیم! با کمک موتورهای جستجو به انواع اطلاعات مورد نیاز دست پیدا میکنیم. این پدیده از جهاتی خوب است؛ مثلاً روحیه جستجوگری عمومی تقویت میشود، در مواقع بحرانی یا شرایط خاص میتوان مشکل موقتی را رفع کرد، اما این نگرانی و تهدید باقی است که: دسترسی همگان به هرنوع اطلاعات بدون محوریت استاد و درس و بحث و حوزه و دانشگاه و شاگردی در محضر استاد، علاوه بر سطحی بار آمدن جامعه، ترویج سفسطه و شایعه، اعتماد به نفس دروغین و توهم «همهچیزدانی» را نیز تقویت میکند.
این مشکل جدی از پیشرفت و تکنولوژی بر فرهنگ عمومی تحمیل میشود. این که جامعه از ما در مقام فرد انتظار دارد مهارت انجام بسیاری از کارها را بیاموزیم عیبی ندارد، ایراد اینجا است که دانستن و آموختن دربارۀ همه چیز مستلزم احاطه به سطوح مختلفی از دانش و مهارت است و مشکل بالاتر اینکه در دسترس بودن اطلاعات این انتظار را ایجاد کرده است که «خودتان باید پاسخ همه پرسشهایتان را بیابید و در نتیجه در همه حوزهها متخصص باشید.» و اشکال اساسیتر اینکه از هر علمی جرعهای مینوشید و ذرّهای میآموزید. و این شما را متوهم و از مراجعه به متخصص بینیاز میکند. دیگر کسی نمیگوید نمیدانم چون احساس میکند به همه چیز احاطه دارد. او اکراه دارد که خود را نادان بداند، دربارۀ همه چیز با اطمینان و ژست خاصی اظهار نظر میکند، چه در موضوع بحث تخصص داشته باشد و چه نداشته باشد.
حتی در مواقعی که پاسخ سؤالی را نمیداند، تمایلی ندارد که به آن اعتراف کند. این اعتماد به نفس بیش از حد نیز «سوگیری پسنگر» را تقویت کند. سوگیری پس نگر یعنی تمایل ذهن افراد به اینکه مسئلهای را پیشبینیپذیرتر از آنچه واقعا هست در نظر بگیرند. به این معنی که پس از تحقق یک نتیجه، افراد تمایل دارند بگویند آنها میدانستهاند که چنین یا چنان خواهد شد. در واقع، جمله معروف «دیدی گفتم» نشانهای از تمایل فرد برای پیشبینیپذیرکردن رویدادی است که چهبسا امکان پیشبینیکردن آن وجود نداشته است.
در وضعیتی که همه متخصص تازهکارند، نسبت به متخصصان واقعی و حرفهای نوعی بدگمانی و بیاعتمادی ایجاد شده و با تهی شدن جامعه از اطلاعات عمیق و کارشناسی به سرعت به پادآرمانشهر آلدوس هاکسلی در دنیای قشنگ نو که «با توهم همه چیزِ مردمش عالی است، اما از دین، اخلاق و تربیت عاری است»، نزدیک میشود.
پ.ن:
۱. جهل عام با عوام بودن دو مقوله جدا بوده و به دانش تخصصی شخص چندان مرتبط نیست. در وضعیتی که عموم مردم اعم از متخصصین و مردم کوچه و بازار به اطلاعات عمومی دست پیدا کرده و دانش عمومیشان تقویت شود، جهلعام بیمصداق میشود، در حالیکه عواماندیشی و رفتار عوامانه ربطی به تخصص ندارد. ممکن است شخصی در رشتهای علمی متخصص باشد، اما در مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عوام باشد و عوامانه برخورد کند.
۲.پادآرمانشهر به معنی ویرانشهر، تباهشهر و مدینه فاسده در مقابل آرمانشهر و مدینه فاضله است.
#محمدصدرامازنی
@pavaragi
به نام خداوند لوح و قلم
با سلام و احترام محضر اعضای محترم؛
از همراهی شما تشکر میکنم. حمایتها و نقدهای شما، دلگرم کننده است.
این فضا که حلقه وصل اینجانب با خوبانی است که نوشتههایم را میخوانند و گاه با نقدهای خویش مرا مورد لطف و محبت قرار میدهند، بیش از یکسال گذشته با عهد درج تاملات و دغدغههایم در عرصه پژوهش و دین و مسائل فرهنگی_ اجتماعی آغاز به کار کرد. نامی که انتخاب شده بود با نقد دوستان مواجه بود که محتوای ارائه شده اغلب مسئله پژوهشی نیست. پاسخی نیز تهیه شد و در همین کانال منتشر شد، اما به تدریج کوتاه آمدم و ترجیح دادم تا ضمن احترام به نظرات خوانندگان نامی فروتنانهتر برای این کانال انتخاب نمایم. از اینرو نام «پاورقی» انتخاب شده است، با همان عهد سابق.
و اینک در روز ولادت حضرت زینب کبری(س) و در آستانه هفته پژوهش ضمن عرض تبریک به همگان این کانال با نام «پاورقی» به کار خویش ادامه میدهد.
لوگوی کانال نیز فعلا موقت است. تا فرصتی دیگر که لوگوی مناسبتری تهیه شود.
#محمدصدرامازنی
@pavaragi
بسماللهالرحمنالرحیم
📝 در باب سیاستگذاری در آموزش مهارتهای پژوهشی(۱)
آموزش علم و مهارتآموزی همواره به سه عنصر اساسی در مقام سیاستگذاری و اجرا وابسته است. اینکه 1)«چه علم و مهارتی» مورد نیاز است، 2)«چرایی» نیاز به آن علم و 3)«چگونگیِ» آموزش از جمله مقولههایی است که ذهن برنامهریزان و سیاستگذاران علم را به خود مشغول داشته است. نگارنده نیز از جمله مواجهاش در سالهای اخیر سیاستگذاری در مقوله آموزش مهارتهای پژوهشی است، از اینرو اگرچه دربارۀ عنصر نخست-چه مهارتی مورد نیاز است؟- توفیقاتی داشتهایم و از طریق تدوین «برنامۀ جامع پژوهش» و نیز طراحی پیشنویس «درختوارۀ مهارتهای پژوهشی» چشمانداز روشنی ترسیم شده است، و ابهام چرایی آنها(عنصر دوم)، نیز در پیِ تشخیص ضرورتِ نیاز تاحدودی رفع شده است-اگرچه طرح برخی دیگر از مباحث نظری آن همچنان مورد نیاز است و بهگمانم ضرورت تدوین و طراحی فلسفه پژوهش احساس میشود-؛ اما دربارۀ سومین عنصر(چگونگی)، توقف قابل ملاحظهای نداشتهایم. تأملات در اینباره همراه با چاشنی نظراتی که در لابلای جلسات با صاحبنظران مطرح میشد، ما را به ضرورت بحث و گفتوگوهای جدی در قالب نشستهای نظری جهت داد، بحثهایی که دربارۀ هر سه عنصر- چیستی و چرایی و چگونگی آموزش مهارتهای پژوهشی-، خواهد بود و به بازنگری در مقام سیاستگذاری و اجرا میانجامد. این ضرورت به زودی در قالب سلسله نشستهای علمی عملیاتی شده تا صاحبنظران و اساتید به ارائه دیدگاههای خویش بپردازند، و ناقدین با نقدوبررسی آنها به تکمیل و ارتقای نظریات کمک نمایند.
دراین راستا دربارۀ سومین عنصر در قالب «درنگی در چگونگی آموزش مهارتهای پژوهشی» نظراتم تقدیم محضر خوانندگان میشود تا با نقد و بررسی تکمیل یابد.
ادامه دارد....
#محمدصدرامازنی
@pavaragi
بسمالله الرحمن الرحیم
📝در باب سیاستگذاری در آموزش مهارتهای پژوهشی(2)
درباره سیاستگذاری آموزش مهارتهای پژوهشی همواره با دو نوع نگرش مواجهایم:
1) اینکه «ساختار تحقیق» اعم از داشتن هدف، موضوع، سؤال و مسئله و فرضیه و مانند آن، «فرایند نگارش تحقیق» نظیر: از کجا شروع کنیم؟ و هر جزء تحقیق را چگونه بنویسیم؟، «قالب مقاله»، «روش تحقیق»، «روش ارائه بحث» و مانند آن از یک انسجام ساختارمندانه و اتحاد سیاق و وحدتِ رویه در مقام اجرا برخوردار باشد.
مثلاً این است و جز این نیست که «قالب مقاله» متشکل از اجزایی نظیر: عنوان، چکیده و کلیدواژه و متن و نتیجه و فهرست منابع است. و این اجزا باید با یک نوع شیوهنامه و به یک روشِ ارائه گفته شود. به این معنی که قالب مقاله از ساختار یادشده تجاوز نکرده و در روش ارائه نیز وفادار و متصلب در روشِ مرسوم و متداول باشیم و براین معیار کل دستگاه آموزشی از ستاد تا صف بر این نوع ارائه متمرکز شوند و همه اساتیدِ روش تحقیق به این شیوۀ انحصاری تدریس نمایند.
2) یا اینکه «ساختار تحقیق»، «فرایند نگارش تحقیق» و... بهگونۀ متداول و مرسوم، اما روش ارائه بحث متکثر باشد. به عبارتی دیگر ساختار و قالب و مانند آن از یک وحدت رویه برخوردار بوده و از آن تخطیای صورت نگیرد، اما تکثر در روش ارائه را به رسمیت بشناسیم. بر این اساس مثلاً: ساختار و اجزای یک مقاله همین چیزی باشد که در همۀ نشریات معتبر بر آن تأکید میشود؛ اما روش ارائه با تفاوت نظریات و سلیقهها متکثر باشد.
3) اما شیوۀ دیگر این است که برای تصمیم گیری در این خصوص بنگریم «چه چیزی در مباحث روش تحقیق اصل و محکم» و «چه چیزی فرع و متشابه است؟» بنابر پذیرش نظر نخست «ساختار، متن، روش و فرایند» و «روش ارائه بحث» همگی از نوع اصول و محکماتی است که تخطی از آن ناروا است. اما بر اساس دیدگاه دوم محکمات تنها به بخش نخست منحصر بوده و بخش دوم از اموری است که تصلب در آن روا نبوده و به عبارتی منعطف است.
واقعیت این است که «اصل و اساس و محکم» در تحقیق تنها در هدف کلان منحصر بوده و نمیتوان حتی در قالب ارائه به یک شیوه انحصاری عمل کرد. هدف کلان وابسته به تعریف ما از تحقیق و پژوهش است. پژوهش به فرایند تولید دانش گفته میشود که مصادیق آن نیز عبارت است از: تولید نظریه، اصلاح نظریه، تکمیل نظریه، نقد نظریه، دفاع از نظریه، ارائه کاربرد جدید برای نظریه و تولید پرسشهای جدید. هدف ما توانمندی پژوهشآموزان در موارد یادشده است. اما از چه قالبی و چگونه و با چه روشی و از طریق چه نوع ارائۀ بحثی میتوان به این هدف دست یافت بحث دیگری است. بهگمانم رسیدن به هدف اصل است و چگونه رفتن از مقولههایی است که به تناسب ابتکار و خلاقیت و ذوق و سلیقۀ صاحبنظران میتواند متکثر شود.
ادامه دارد...
#محمدصدرامازنی
@pavaragi
بسماللهالرحمنالرحیم
📝در باب سیاستگذاری در آموزش مهارتهای پژوهشی(۳)
به بیان دیگر اگرچه هر ژورنالی حق دارد که برای درج مقاله در نشریه از قالب خاصی دفاع کرده و شیوهنامه مشخصی ارائه نماید. اما یک دستگاه آموزشی نمیبایست دانشپژوهان خویش را به یک قالب، شیوه و روش منحصر کند. به عبارتی دیگر هدف کلان پژوهش به تناسب قالب و سطح متفاوت میشود. مثلاً از یک دانشجو و طلبه جوانی که در مقطع کاردانی دانشگاه یا سطح یک حوزه مشغول تحصیل است انتظار اینکه بتواند مقاله علمی پژوهشی بنویسد، غیرواقعی است. با این حال آیا میبایست نگارش مقاله را به یک قالب، یک متن و محتوا و یک روش تحقیق و یک روش ارائه بحث گره زد؟ به نظرم دستگاه آموزشیِ موفق باید نسبت به این موضوع با سعه صدر بیشتری عمل کند. هدف کلان آموزش مهارتهای پژوهشی آشناسازی، شناخت و نهایتاً تسلط بر مهارتهای پژوهشی و تقویت چگونه نوشتن است. میخواهیم نوشتن برای پژوهشآموز ملکه شود. اما ضرورتی ندارد که چگونگیاش را به یک راه و روش و مسیر خاصّی منحصر کنیم. محتوا و متن و روش میتواند متکثر باشد. چند عنوان، چند سرفصل، چند نوع شیوۀ ارائه بحث پیشنهاد شود تا به تناسب ذائقهها انتخاب شود. به عبارتی دیگر یکی از امتیازات حوزههای علمیه دروس آزاد و آزادی طلبه در انتخاب درس است. یک طلبه برای اینکه درس کفایهالاصول را بخواند از میان اساتید متعدد که در فضاهای کالبدی مختلف تدریس میکنند دست به انتخاب میزند. خوشبختانه بعد از سالها متن درسی دیگری به نام الفائق به همت دفتر فقه معاصر نیز اضافه شد، تا اساتیدی که مایلند این متن را بجای متن کفایه الاصول تدریس نمایند.
من فراتر از این معتقدم چرا مقاله باید به شیوه مرسوم و متداول نوشته شود؟ اگر هدف تولید علم است چه اشکالی دارد با یک نظم منطقی دیگری به این هدف دست پیدا کنیم؟ مثلاً سابقۀ دیرین حوزههای علمیه مقاله را با قالبهایی نظیر رسالهنویسی، تقریرنویسی، حاشیه و تعلیقه، ردّ و جواب و مانند اینها میشناسد. با این قالبها نیز همان هدفی تامین میشد که مقالات در قالب فعلی به آن توجه دارد.
این نوشته طرح آغازینی است برای خوانندگان محترم تا بیشتر در اطرافش بیاندیشند. و با تأمل برای اصلاحش یاریام نمایند.
تمام
#محمدصدرامازنی
@pavaragi