4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواستن نظام ما رو عوض کنن😂
بچه های ما اینطوری تربیت میشن
کانال کرانه 👇
@karanne
*فرهیختگان| ملکیان رفوزه درس اخلاق*
آیتالله محمدباقر شفتی از علمای مهم دوره قاجار بود و با حکومت وقت اختلافات بنیادی داشت. او چند نوبت از طرف حکومت وقت مورد بازخواست قرار گرفت و حتی در حوادثی که علیه حکومت بود، مانند اعتراضات، حضور داشت و از آنها حمایت میکرد. او که در دوره دو شاه قاجار بهعنوان یکی از مخالفان سرسخت معرفی میشد، در مقابل کشورهایی مانند روس و انگلیس سرسختانه ایستادگی میکرد.
نقل است که بسیاری از او پرسیدند چرا در کنار دیگر علما، پس از آنکه حکومت در اعتراضات تضعیف شد، قیام نکردید. حتی فردی مانند سید جمال اسدآبادی نیز پیامی داده بود که اکنون با کمک عثمانیها میتوان حکومت را سرنگون کرد؛ اما امثال شفتی بقای ایران را بر این ترجیح میدادند که به دست اجنبی اسیر شود و به سید جمال نقدهایی وارد کردهاند.
اما ماجرا جالبتر میشود؛ درخواست وزیرمختار انگلیس از محمدباقر شفتی برای کمک به ایران بود. شفتی در پاسخ به این درخواست و نامه، متنی طولانی و مبتنی بر منطق نوشت و تکتک استدلالهای او را رد کرد. نکته جالب این پاسخ آن است که شفتی میگوید اگر انگلیس به دولت، یا همان حکومت وقت، ظلم نکند و آسیب نزند، بسیاری از موانع حل میشود. این آسیبهای انگلیسیهاست که بحرانهای زیادی در کشور ایجاد کرده است.
دقت کنید: فردی مانند شفتی که همه او را مخالف سرسخت حکومت میدانند و در موارد مختلفی علیه آن تلاش کرده است، در برابر درخواست دولت غربی و اجنبی بهشدت برخورد میکند و ریشه بحرانها را همین دخالتها میداند. او بقای حکومت، با همه نقدهایی که دارد، را از به قدرت رسیدن تحت حمایت دولتهای غربی بهتر میداند؛ چنانکه در نامه خود میگوید: «درخواستهای خیراندیشانه شما بیشتر به ظلم و جنگ ختم شد تا کمک به کشور.»
در واقع، شفتی یکی از صدها عالم خاصی است که در سیصد سال گذشته در برابر دشمنان خارجی ایستادگی کردند و میان اختلاف با حکومت و حمایت از دولت خارجی کاملاً تفکیک قائل بودند و هیچگاه کاری که به تضعیف ایران منجر شود را تأیید و حمایت نمیکردند.
در رفتار او نکتهای استثنایی نهفته است که باید به آن توجه کرد. در دوره امثال شفتی، که حداقل صد و اندی سال از آن میگذرد، نه خودآگاهی امروز در باب دولت و ملت وجود داشت و نه دشمنان مانند امروز نمادی کاملاً شیطانی بودند؛ بلکه حتی از شرایط امروز زیرکتر نیز بودند. با این حال، امثال شفتی در پازل درخواستهای ضد وطنی آنها بازی نمیکردند و از ایران و ملت ایران دفاع میکردند.
اما در شرایطی که یک ماه از حمله ناجوانمردانه جنایتکاران اپستین به وطن میگذرد و بهجز فرماندهان و شخص اول کشور، صدها کودک و زن در این حمله به شهادت رسیدهاند و دشمن در حال حمله به بیمارستانها و زیرساختهاست، استاد اخلاقی که سالها برای صدها جلد کتاب مقدمه «چرا باید از اخلاق دفاع کنیم» نوشته است، این روزها سکوت اختیار کرده و حتی یک خط در دفاع از وطن ننوشته است.
پرسشی که مطرح میشود این است: چگونه یک استاد اخلاق، جنایتهایی را که در این جنگ در حال رخ دادن است نمیبیند؟ آیا جنایت مدرسه میناب یا ترور دانشمندان یک سرزمین، بیاخلاقی نیست؟ واقعاً اجنبی و غربی باید چه کند تا یک استاد اخلاق از غار خود خارج شود؟ راستی، صدها ساعت سخنرانی درباره مفهوم شر و شر مطلق چه شد؟ چگونه خانوادهای که در این جنگ عزیزی را از دست داده است، فردا با ایدههای این استاد به آرامش ذیل اخلاق میرسد؟
در حقیقت، مصطفی ملکیان نشان داد که میتوان سالها به فقه سنتی و افکار سنتی حمله کرد، سنت را عامل بحران معرفی کرد، از فروید و لکان دفاع کرد و از عقلانیت سخن گفت؛ اما در لحظهای که وطن در جنگ است، از یک فقیه در دوره پیشامشروطه عقبتر بود.
در واقع، شفتیها نه فروید میشناختند، نه گادامر و نه هرمنوتیک؛ آنها منطق و اصول خوانده بودند، اما در برابر اجنبی زیرک بودند و مانع سفیدشویی تجاوز میشدند. اما ملکیان در عصر جامعه شبکهای و در اوج شفافیت، با نوشتن صدها مقدمه بر کتابهای فلاسفه گوناگون، سکوت کرد تا نشان دهد آنچه توان دفاع از ایران را دارد، همان سنت و همان خودآگاهی سنتی است؛ نه حرفهایی در لباس روانشناسی موفقیت که با یک بمب، احتمالاً دیگر نه به درد وطن میخورد و نه به درد فرد وطنپرست.
ارتجاع فعلی ملکیان حاصل همان غروری است که تصور میکرد با خواندن گادامر و دیگران، از شفتیها جلوتر است؛ اما امروز در منطق سیاسی، اجتماعی و اخلاقی، صد سال عقبتر است، شاید هم بیشتر…
کانال کرانه👇
@karanne
سوره طور آیات ۴۴ تا ۴۶ در توصیف دشمنان جبهه حق است، که مصادیق امروزی آن را در گروهک ایران اینتر نشنال و پهلویچیها میتوان سراغ گرفت.
وَإِن يَرَوْاْ كِسْفࣰا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطࣰا يَقُولُواْ سَحَابࣱ مَّرْكُومࣱ : و اگر پاره سنگى در حال سقوط از آسمان ببينند [فكر نمى كنند عذاب است، بلكه چنان بر انكار حق اصرار دارند كه] مى گويند: ابرى متراكم است!
فَذَرْهُمْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ:
[اكنون كه با هيچ دليلى هدايت نمى شوند] پس آنان را واگذار تا آن روزشان را كه در آن هلاك مى شوند، ببينند
يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْـࣰٔا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ
روزى كه نيرنگشان چيزى از عذاب را از آنان دفع نمى كند و يارى هم نخواهند شد.
کانال کرانه 👇
@karanne
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کماندوهای ایران: ما سالها منتظرتان هستیم
از جعبه مهمات برایتان تابوت درست کرده ایم
کانال کرانه 👇
@karanne
🔴سالها بعد مورخین خواهند نوشت: در بزرگترین جنگ تاریخ علیه #ایران، یک روحانی ۹۵ ساله در نجف (#آیتالله_سیستانی) در دفاع از #وطن سنگ تمام گذاشت و چندین بیانیه صادر کرد و در همان زمان بسیاری از روشنفکران دیدند کشور به آتش کشیده شده و سکوت کردند.
کانال کرانه 👇
@karanne
کرانه
سوره طور آیات ۴۴ تا ۴۶ در توصیف دشمنان جبهه حق است، که مصادیق امروزی آن را در گروهک ایران اینتر نشنا
سوره فتح آیه ۶:
وَيُعَذِّبَ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْمُشْرِكِينَ وَٱلْمُشْرِكَٰتِ ٱلظَّآنِّينَ بِٱللَّهِ ظَنَّ ٱلسَّوْءِۚ عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ ٱلسَّوْءِۖ وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتْ مَصِيرࣰا
و [خداوند] مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد مى برند عذاب كند؛
پيشامد بد زمانه فقط بر خودشان باد.
خدا بر آنان خشم گرفته، و لعنتشان كرده است و دوزخ را براى آنان آماده نموده و چه بد بازگشت گاهى است.
کانال کرانه 👇
@karannr
کرانه
الان داریم یک شهید را تشییع میکنیم. میدونید این شهیدمون چند سالشه. دو ساله است. بله فقط دو سالشه.
پدر و مادرش هم به شهادت رسیدن😭
یکی مثل همه آدمهای سرزمینم!
به نام خدا؛
من هم یکی مثل همه آدمای سرزمینم، بیش از هرچیزی به اخبار جنگ فکر میکنم. به موجهایی از عملیات نیروهای مسلح که یکی پس از دیگری فرا میرسد و البته اگر موجی با تأخیر مواجه شود، نگران میشوم. اخبار را دنبال میکنم و برای پیروزی قهرمانانم دعا میکنم. در واقع از همان ایام 18 و 19 دی جلسات و نشستهایی را در پژوهشکده رویش اندیشه و معرفت با دوستان و فضلای حوزه و دانشگاه، با هدف تحلیل اغتشاشات برگزار کردیم. من از اخلاق اعتراض گفتم و دیگران هم هرکدام به حسب تخصصشان موضوعی را انتخاب کردند و البته هنوز تکههای پازل ما در نشست اعتراض و اغتشاش، مسئله شناسی و راهشناسی تکمیل نشده بود که خبر حمله آمریکا و اسرائیل را شنیدم و خبری که هنوز به باورمان نمیگنجد؛ شهادت رهبرعزیزمان!
کرانه که تا چندی قبل پاورقی نام داشت، وقف جنگ شد، اخبار جنگ را از دریچه نگاه خودم در کرانه منتشر میکردم.
من در این ایام سعی کردم به نوعی نقش داشته باشم. در هرکجا بودم، تلاش کردم تا از فتح بگویم، منطقم این بود که در عین هوشیاری اما اخباری که زانوها را سست میکنه را نباید منتشر کنیم. تاکیدم این بود که برای تقویت فرماندهی هرگز از اگر و اماها نباید گفت! نه اینکه مغزما خشکیده باشد. بلکه در شرایط جنگی عین هوشیاری و روشن بینی این است که بجای شنیدن خبر از مبادی دشمن و یا حتی از مبادی مشکوک که حتی نقاط قوت را نیز ضعف نشان میدهند، اخبار را از مبادی معتبر دریافت کنیم. بجای تحلیلها و اگر و اماهایی که کمتر مفیده و آن مقدار مفیدش هم به دست مسئولین نمیرسه. باید گوش باشیم. یعنی حکم عقل اینه که گوش بشویم!
تلاش کردم اگر خبری نامعتبر و مأیوس کننده است را منتشر نکنم، این رویه ادامه داشت. تا اینکه ملاحظه کردم بحمدالله همه کانالهای پیامرسانهای ایتا و بله به نوعی خودشان را وقف جنگ کردند. برخی از آنها هم فقط اخبار را منتشر میکردند بدون اینکه سیاست خبری خاصی را دنبال کنند. به هر حال با اشباع خبری مواجه شدم. دلیلی ندیدم به همان روال گذشته عمل کنم، با توصیه برخی از نزدیکانم، سیاست جدیدی را در پیش گرفتم، اینکه صرفا برخی از اخبار را در کرانه بگنجانم. بنابراین از دو روز قبل این رویه را عملی کردم. امروز به خود میاندیشیدم که روزنشستهایم را در کرانه منتشر کنم. من که بی وقفه و هر روز مینویسم. از همه چیز. از روزمرگیهایم. از سفر و حضر. از صدای گوش خراش یک خودرویی که معاینه فنی نکرده تا صدای مستمر و گوش نواز بلبل وقتی در منزل مادریام با مادرجان مشغول نوشیدن چای و صبحانهام. از پیرمردی که در تاکسی هم سفر شدیم و بهرغم مشکلات و تکثر اولاد اما شاد و راضی بود، تا جوانی که از بیکاری و مشکلات گلایه داشت. از کتابهایی که میخوانم تا درسهایی که از آنها میگیرم. از اساتیدی که گاهی امکان معاشرت با آنها را مییابم و فراوان از آنها میآموزم تا طلاب و دانشجویانی که با آنها کرسی درس دارم.
از حرمانها و البته از موفقیتهای اداریام، از خانواده و فرزندان و دوستانم و از همه چیزی که به نظر من مهماند و میتوانند برای آینده من و فرزندانم و خویشاوندان روحم مفید باشند. من حتی از نگارش رنجهای روزانه نیز ابایی ندارم. از رفتار ناشایست افرادی که گاه روحم را میخراشند. از بیمسئولیتهایی که در پیرامونم میبینم و از کملطفیها. از خطاها و اشتباهاتم و از شهامت پوزشی که گاه دشواریاش را تحمل میکنم و از غرور و عُجب و از ترس و لرزها و چیزهای زیاد دیگر! اما دلیلی برای انتشار همه آنها نمیبینم. لااقل فعلا زمان مناسبی برای انتشار آنها نیست. ضمن اینکه به جهت گرفتاریهای روزمره همه روزه نمیتوانم مطالبم را برای انتشار در کرانه آماده کنم. پس بهتر است بجای روز نوشت، گاه نوشت شود. پس گاهنوشت روزهای جنگ عنوان مناسبی است و با این عنوان فرعی «یکی مثل همه آدمهای سرزمینم!»
از امروز تلاش میکنم برخی از رخدادهایی که به این روزها مربوطه را از دریجه نگاه خودم بنویسم.
یا علی مدد
#محمد_صدرا_مازنی
#یکی_مثل_همه_آدمهای_سرزمینم
#کانال_کرانه👇
@karanne