🔴⛔️
🔰 زبان فارسی ما
دارد خفه میشود
زبان نه با گلوله، نه با سانسور...
بلکه با واژههایی که از دهان جوانان و.... بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.
دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم».
نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی».
«نشانی» شده «آدرس»
«فشار روانی» شده «استرس»
«خطر» شده «ریسک»
«شگفتی» شده «سورپرایز»
«نظر» شده «کامنت»
«بازخورد» شده «فیدبک»
«طرح» شده «پروژه»
«گروه» شده «تیم»،
«طراحی» شده «دیزاین»
«فراگیر» شده «ترند»
«هدف» شده «تارگت»
«آغاز» شده «استارت»
«پایان» شده «فینیش»
«رایگان» شده «فری»
«ویژه» شده «پریمیوم»
«مکان» شده «لوکیشن»
«پوشه» شده «فولدر»
«پرونده» شده «فایل»
«پخش» شده «پلی»
«مکث» شده «پاز»
«واکنش» شده «ریاکشن»
«متن» شده «تکست»
«رنگ» شده «کالر»
«قلمنوشت» شده «فونت»
«زمینه» شده «تم»
«داده» شده «دیتا»
«برخط» شده «آنلاین»
«خارج از خط» شده «آفلاین»
«فشردن» شده «کلیک»
«بازدید» شده «ویو»
«پاسخ» شده «ریپلای»
«کاوش» شده «اکسپلور»
«سبک» شده «استایل»
«عملکرد» شده «پرفورمنس»
«حذف» شده «دلیت»
«رونویسی» شده «کپی»،
«نوشته» شده «پست»
«پسند» شده «لایک»
«داستان» شده «استوری»
«جعلی» شده «فیک»
«بینقص» شده «پرفکت»
و...............................
و همه اینها را با افتخار میگویند.
با ادای «باوقاربودن».
انگار هر واژه بیگانه، نشان تمدن است و هر واژه فارسی، نشانه عقبماندگی. اما این، عقبماندگی نیست.
این، خودباختگی است.
این، مرگ تدریجی عزت است.
زبان، فقط ابزار حرفزدن نیست.
زبان، حافظه جمعی ماست.
💢زبان، خاکریز فرهنگ است.
💢وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم💢یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم.
خطاب به مدیران فرهنگی:
شما که بودجه میگیرید برای «پاسداری از زبان فارسی»،
شما که در نشستهای رسمی، واژههای بیگانه را با لبخند به کار میبرید...
شما مسئول این مرگ هستید.
شما شریک این خودباختگی هستید.
اگر نمیتوانید واژه فارسی بسازید که زنده بماند.
دستکم واژه بیگانه را با افتخار تکرار نکنید.
خطاب به جوانان، به نسل آینده
در که تلفنهمراه دارید
در شبکههای اجتماعی مینویسی
تو که با دوستانت حرف میزنی...
بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.
اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی
اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی
اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی
داری سنگر را واگذار میکنی.
داری به بیگانگی خوشامد میگویی.
داری به فراموشی لبخند میزنی.
و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.
این، خودکشی فرهنگی است.
یادآوری بزرگان ادب فارسی
فردوسی، هزار سال پیش گفت:
«زندهام با زبان و با سخن،
مردهام بیزبان، بیوطن.»
سعدی، با واژههای فارسی،
انسان را به اخلاق رساند.
حافظ، با زبان فارسی،
عشق را جاودانه کرد.
مولوی، با واژههای فارسی،
عرفان را جهانی کرد.
خیام، با زبان فارسی،
فلسفه را به کوچهها آورد.
نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد...
و حالا ما، وارثان این زبان
داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» خفه میکنیم.
زبان فارسی، مجروحی است که هنوز زنده است.
اگر امروز از آن دفاع نکنیم
فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.
نه شعر
نه اندیشه
نه عزت.
برگردیم.
نه فقط به گذشته
به ریشه...
✍سیدرضاحسینی،
به مناسبت روزقلم (با تلخیص)
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه نوزدهم
سوره فتح (۴)
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
موقعیت مسلمانان صدر اسلام و پیروزی بزرگ با صلح حدیبیه (۲)
پیشنهاد صلح رهبر اسلام به دشمن جالب توجه است.
«بدیل» پیشنهاد پیامبر (ص) را به قریش انتقال داد، اما قریش آن را قبول نکرد. پس از او فرستادههای دیگری از سوی قریش، نزد پیامبر(ص) آمدند، اما پیامبر(ص) اعلام کرد کاروان او تنها برای انجام مناسک حج آمده و هیچ ارادهای برای جنگ ندارد.
همچنین دو تن از اصحاب به نامهای «خراش بن امیه» و پس از او «عثمان» را برای تفهیم درخواست صلح، نزد قریش فرستاد. عثمان در بلدح با قریش صحبت کرد و سپس در پناه یکی از کفار بنیامیه وارد مکه شد.
حضور عثمان در مکه طولانی شد، این امر نگرانیهایی را درباره سرنوشت عثمان ایجاد کرد.
این پیشامد و لجاجت قریش برای جلوگیری از ورود پیامبر بهمکه و نیز برخی اخبار نگران کننده دیگر، پیامبر (ص) را بر آن داشت تا جهت تثبیت راهبرد صلح، استراتژی دیگری را در پیش گیرد.
این راهبرد نوعی مانور قدرت بود. پیامبر (ص) ابتدا اعلام آماده باش داد و سپس تمامی مسلمانان با پیامبر(ص) بیعت کردند. این تدبیر که به بیعت رضوان معروف شد، در حالی بود که مشرکین شاهد ماجرا بوده و موجب تثبیت صلح شد. سران قریش «سهیل بن عمرو» را به نمایندگی نزد رسول خدا (ص) فرستادند، او گفت ما نیز خواهان جنگ نیستیم و جنگ طلبی در خواست سفیهان قریش است. پس از چند دور مذاکره، متن مکتوبی برای صلح تهیه شد. این صلح که در محل حدیبیه منعقد شد به صلح حدیبیه معروف گردید.
صلح حدیبیه
علی (ع) کاتب صلحنامه بود. هنگامی که آن حضرت در آغاز «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت، سهیل بن عمرو اعتراض کرد و گفت جای آن «بِاسمِکَ اللَّهُمَّ» نوشته شود و نیز وقتی علی (ع) نوشت این پیمانی است میان قریش و محمدرسول الله، باز هم او معترض شد که ما محمد را به عنوان رسول الله نمیشناسیم. پیامبر(ص) دستور داد علی (ع)، کلمه «رسول الله» را از کنار نام او پاک کند، اما علی (ع) گفت؛ ای پیامبر خدا من نمیتوانم آن را پاک کنم خودتان آن را پاک کنید و خود پیامبر (ص) پاک کرد.
پیمان صلح منعقد شد و دو طرف به رعایت موارد ذیل ملزم شدند؛
۱) قریش و مسلمانان متعهد شدند برای برقراری امنیت و صلح مدت ده سال جنگ را ترک نمایند.
۲) هر فردی از افراد قریش اگر بدون اذن بزرگتر خود از مکه فرار کند و اسلام آورد، باید به قریش تحویل داده شود. اگر فردی از مسلمانان به سوی قریش بگریزد، قریش موظف نیست آن را تحویل مسلمانان دهد.
۳) هر کس خواست با پیامبر (ص) همپیمان شود، به سوی او رود و هر کس مایل بود با قریش هم پیمان شود، به سوی آنان رود. بنی بکر با قریش هم پیمان شدند و خزاعه با رسول خدا (ص) پیمان دوستی منعقد ساخت
۴) محمد و یاران او امسال از همین نقطه به مدینه باز میگردند ولی در سالهای آینده میتوانند آزادانه، خانۀ خدا را زیارت کنند، با این شرایط که بیشتر از سه روز در مکه نمانند و سلاحی جز سلاح مسافر همراه نداشته باشند.
۵) مسلمانان مقیم مکه به موجب این پیمان میتوانند آزادانه شعائر مذهبی خود را انجام دهند و قریش حق ندارد آنان را آزار دهد و یا تمسخر نماید و یا به تغییر دین خود مجبور نمایند.
۶) طرفین اموال یکدیگر را محترم شمارند و کینۀ یکدیگر را نداشته باشند و حیله و نیرنگ علیه یکدیگر ننمایند.
۷) مسلمانانی که از مدینه وارد مکه میشوند، مال و جان آنان محترم است.
پس از اینکه پیامبراکرم (ص) از عقد صلح نامه فارغ شدند به یاران خویش فرمودند: برخیزید و قربانیهای خود را ذبح کنید و سرهای خود را بتراشید، اما صحابه با اعلام اینکه ما حج بجا نیاوردهایم که این اعمال را انجام دهیم، امر رسول الله (ص)، را اجابت ننمودند، پیامبر (ص) خود حلق نموده و قربانی کردند. اصحاب پس از دیدن این صحنه موهای سر را تراشیده و قربانی کردند. پس از آن بود که به فرمان پیامبر به مدینه بازگشتند و سوره فتح نازل شد.
مشکلات پیامبر در رابطه با قرارداد صلح
برخی از مواد قرارداد موجب اعتراض عدهای از مسلمانان شد. طبری مینویسد: عمر بن خطاب پیش ابوبکر رفت و گفت: «مگر او پیامبر خدا نیست؟» ابوبکر گفت: «چرا.» گفت: «مگر ما مسلمان نیستیم؟» ابوبکر گفت: «چرا.» گفت: «مگر آنان مشرک نیستند؟» ابوبکر گفت: «چرا.» گفت: «پس چرا در کار دین خود تحمل زبونی کنیم؟» ابوبکر گفت: «ای عمر! مطیع وی باش من شهادت میدهم که او پیامبر خدا است.»
آنگاه عمر پیش پیامبر(ص) آمد و همان مطالب را از حضرتش پرسید. پیامبر (ص) فرمود؛ من بنده و فرستاده خدایم و خلاف فرمان وی نکنم، او نیز مرا وا نخواهد گذاشت.
📝ادامه دارد ....
(۹ مرداد/۱)
#محمد_صدرا_مازنی
#ضربان_زندگی_با_آیهها
#نبض_معنا
#جمعهها_با_قرآن
@karanne | کانال کرانه
14.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مورخ و پژوهشگر سوئیسی:
ایالات متحده در سال ۲۰۲۴، حدود هزار میلیارد دلار صرف هزینههای نظامی کرده است، در حالی که این رقم برای ایران تنها ۸ میلیارد دلار بوده است!
▪️جنگ با ایران سرآغاز عصری است که آمریکا متوجه شود دیگر نمیتواند بدون تاوان در سایر کشورها مداخله کند و یک قدرت چالشگر هم میتواند ایالات متحده را شکست دهد...
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قهوهای شدن رضا پهلوی توسط خبرنگار معروف رویترز
@Media_Celebrity
🔴 محسن رفیق دوست، وزیر اسبق سپاه پاسداران : امام من را صدا کرد و گفت بمب اتم نباید بسازید
🔸 من خاطرهای از زمانی که وزیر سپاه بودم دارم. آن زمان در وزارت سپاه معاونت صنایع را ایجاد کردم و در آن معاونت، ۱۸ گروه مختلف از تولید فشنگ تا موشک را تعریف کردیم. این برنامه را خدمت حضرت امام ارائه دادم.
🔸 گروه هجدهم با عنوان «شیم، میم، ه» یا «شیم، میم، ر» بود.
🔸 وقتی این عنوان را گفتم، امام با خنده پرسیدند:«این دیگر چیست؟» عرض کردم منظور، شیمیایی، میکروبی و هستهای یا شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو است.
🔸امام فرمودند:«بمب اتم نسازید.» رهبر شهید انقلاب هم تأکید کردند که ساخت بمب اتم حرام است.
🔸 زمانی که میخواستم از خدمت امام مرخص شوم، ایشان دوباره مرا صدا زدند و فرمودند: «میدانی چرا نباید بمب اتم بسازیم؟ چون بمب اتم سلاح جنگ نیست؛ بمب اتم حرث و نسل را از بین میبرد. ما نیامدهایم که حرث و نسل را نابود کنیم. آن ۱۷ گروهی را که ایجاد کردهای، هر چقدر میخواهی توسعه بده تا در عرصه دفاع بر دشمن برتری داشته باشی، اما بمب اتم نساز.»
@karanne | کانال کرانه
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عصبانیت همسر شهید رسول شانظری در رسانه ملی از سلبریتی هایی که هشتک نه به اعدام میزنند
@Media_Celebrity
نبردی بسیار بزرگ و تعیین کننده به وسعت کل منطقه و فرا منطقه با تأثیر جهانی در راه است.
فقط در دو ساعت
در ساعت اول جنگ، وسعت عظیمی از خاورمیانه به خاموشی مطلق فرو خواهد رفت.
در ساعت دوم، چیزی به نام تأسیسات نفت و گازی در کل منطقه و کشور های میزبان ارتش تروریستی آمریکا وجود نخواهد داشت.
برای این کار بزرگ، برنامه ریزی شده است؛صدها موشک و پهپاد با مشارکت نیروهای مختلف اختصاص داده شده است و هرکدام با مأموریت خاص خود آماده شلیک هستند.
حمله به زیر ساخت های ایران، یعنی زمین سوخته!
ایران بسوزد، کل منطقه خواهد سوخت، فرامنطقه درگیر خواهد شد و کل جهان متأثر خواهد شد.
اعلامالحربی
کانال تامّلات
دقایقی برای تامّل، با پیوستن به تامّلات
@BaravordRahbordi
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥صحبتهای مجید واشقانی درباره ۱۸ و ۱۹ دی
🔹واشقانی این بار و در این گفتگو، در مقام پاسخگو ظاهر شده نه پرسشگر!
@Media_Celebrity
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مجید واشقانی: اینترنشنال درباره رهبر ایران، به مردم دروغ گفت؛ روایت و تحلیل چند ساله اینترنشنال درباره رهبر اشتباه از آب درآمد، اما هرگز به اشتباه خود اذعان نکردند.
@Media_Celebrity
📌 متن یک مشاوره نویسندگی
علیآقا!
نوشتن یادداشت، شبیه سخنرانی نیست؛ حتی شبیه مقاله هم نیست. یادداشت مثل راه رفتن در کوچه است. آدم اگر در کوچه راه میرود، نمیگوید «در این برهۀ تاریخی و در افق نوین تمدنی»، بلکه میگوید «امروز کوچه شلوغتر از همیشه بود» فرقش همینقدر ساده است. خواننده هم در پی همین سادگی است؛ نه برای اینکه حرف بزرگ نشنود، بلکه برای اینکه حرف بزرگ را در ظرف قابل لمس بشنود.
در نوشتههایت یک شور فکری هست؛ پیداست که تاریخ خواندهای و نامها و جریانها را میشناسی. اما گاهی این شور، تبدیل میشود به ازدحام مفاهیم. مفاهیم اگر زیاد شوند، مثل جمعیت بینظم یک میدان میشوند؛ صدا هست، اما تصویر نیست. یادداشت خوب، اول تصویر میدهد، بعد معنا. مثلا وقتی از روحانیت حرف میزنی، لازم نیست فورا سراغ «برش تاریخی» و «پازل تمدنی» بروی. یک صحنه کافی است: مسجدی که منبرش خلوت شده، یا طلبهای که هنوز با دوچرخه در محله میچرخد. همین تصویر گاهی بیش از ده مفهوم حرف میزند.
مشکل دیگر شلوغی صفتهاست. هرچقدر صفت بیشتر شود، کلمه ضعیفتر میشود. «رهبر شهید»، «امام شهید»، «پیر حکیم»، «منازعۀ آخرالزمانی»، «بعثت تاریخی»… اینها اگر در هر پاراگراف تکرار شوند، دیگر اثر نمیگذارند. واژه را باید مثل ادویه مصرف کرد؛ کم اما دقیق. گاهی فقط نام یک آدم، از همه صفتها رساتر است.
و آخر اینکه به خواننده اعتماد کن. لازم نیست همه نتیجهها را خودت اعلام کنی. گاهی کافی است صحنه را نشان بدهی و عقب بایستی. خواننده خودش راه معنا را پیدا میکند. نویسندهای که مدام نتیجه میگیرد، شبیه معلمی میشود که اجازه فکر کردن به شاگرد نمیدهد.
یادداشت خوب، نه خطابه است و نه بیانیه. یادداشت خوب، روایت یک فکر است؛ فکری که از خیابان و مسجد و دانشگاه عبور کرده و بعد روی کاغذ نشسته. اگر این مسیر را طی کند، نوشته فقط خوانده نمیشود، در ذهن میماند.
قلمت سبز و نویسا.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–دبیر تحریریه بهانش
#کارگاه_نویسندگی
#نقد_دبیر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
مصاحبه الکساندر دوگین درباره مسائل جاری جهانی.pdf
حجم:
524.7K
🔻محور اوراسیایی
🎤مصاحبه الکساندر دوگین درباره مسائل جاری جهانی
🗓۱مرداد ۱۴۰۵
▪️ترجمه، تلخیص و ویرایش
🏷#دفتر_بررسیهای_بنیادین_انقلاب_اسلامی
🏷#محتوم
🆔️ @mahtoom_ir