eitaa logo
کرانه
516 دنبال‌کننده
529 عکس
193 ویدیو
69 فایل
☫ ﷽ ☫ در تندباد حادثه با هر نفس بخوان هر بحر پرخروش ورایش کرانه‌ای یادداشت‌‌هایی در عرصه‌ اخلاق، فرهنگ و اجتماع. راه‌اندازی شده در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۹. و از ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ وقف انقلاب و جنگ ▫️برای ارتباط با مدیر به شناسه زیر مراجعه کنید: ✅ @sadramah
مشاهده در ایتا
دانلود
به مناسبت درگذشت جلال ال احمد در۱۸ شهریور سال ۱۳۴۸) در کتاب "روشنفکر میهنی" که توسط مؤسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ و منتشر شده درباره نحوه آشنایی جلال آل احمد با امام خمینی آمده است: با رحلت آیت‌الله بروجردی، جهان شیعه به استقبال مرجعی دیگر رفت و آیت‌الله خمینی که فقیهی شجاع و مبارز بود، پا به میدان گذاشت. جلال آل‌احمد نیز همانند دیگران، خیلی زود امام خمینی را شناخت و جزء طرفداران ایشان شد. آل احمد در طول زندگی‌اش تنها یک بار امام را ملاقات کرد و آن دیدار در نخستین سال‌های نهضت اسلامی اتفاق افتاد. وی درباره این دیدار می‌گوید: «من پس از شنیدن نطق ایشان [امام خمینی]... احساس کردم باید ایشان را ببینم. به قم رفتم. در خانه ایشان کتاب "غرب‌زدگی" خود را کنار دستشان دیدم. گفتم: شما هم این خزعبلات را می‌خوانید؟ با نگاهی به من پرسیدند: شما آقای آل احمد هستید؟ گفتم: بله. گفتند: آنچه ما باید بگوییم شما گفته‌اید.» در ادامه جلال درباره این ملاقات می‌گوید: «من حتی دست پدرم را نبوسیده بودم، اما دست ایشان را بوسیدم. امام خمینی نیز در اردیبهشت 1359 درباره دیدار جلال با ایشان فرمودند: «آقای جلال آل‌احمد را جز یک ربع ساعت بیشتر ندیدم. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایی در اتاق نشسته‌اند و کتاب ایشان غرب‌زدگی در جلوی من بود. ایشان به من گفتند: چطوری این چرت و پرت‌ها نزد شما آمده است؟ یک هم‌چو تعبیری و فهمیدم که ایشان هستند. مع‌الأسف دیگر او را ندیدم. خداوند ایشان را رحمت کند.» در فروردین 1343، زمانی که امام از حبس آزاد شدند، جلال در مکه به سر می‌برد و در نامه‌ای ضمن ابراز خوشحالی از آزادی امام گزارشی از حال و هوای مناسک حج و وضعیت شیعیان در عربستان به امام می‌دهد. نامه جلال به امام را در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی بخوانید. @pavaragi
به اهل مطالعه یارانۀ کتاب بدهید! عصر روز گذشته(۱۸شهریور) به سفارش یکی از بزرگان برای تهیه نشریه «چشم انداز ایران» به کتابفروشی کتاب شهر رفتم. در میان کتاب‌فروشی‌ها به‌نظرم رسید که کتاب شهر این نشریه را برای فروش دارد. از طرفی شاید حدود دو سه ماهی بود که فرصت مراجعه به این کتاب‌فروشی دست نداده بود. در حالی که سابقا ماهی یکی دوبار به چند کتاب‌فروشی ازجمله همین کتاب شهر مراجعه می‌کردم. سابقه‌ای از نشریه چشم‌انداز ایران را هم در برنامۀ مطالعاتی‌ام به یاد ندارم، با اینکه روزگارانی پای ثابت دکه‌های روزنامه‌فروشی بودم و کمتر نشریۀ فرهنگی اجتماعی بود که از زیر چاپ خارج شده باشد و من آن را تهیه نکرده باشم. برخی را مشترک می‌شدم و پاره‌ای از آنها را (هرچند یکی دو شماره)، می‌خریدم. برایم مهم بود بدانم در بازار مطبوعات فرهنگی اجتماعی چه خبر است. از گوگل برای آشنایی با آن کمک گرفتم: «نشریه چشم انداز ایران از مرداد سال ۱۳۷۸ در ایران منتشر می‌شود. لطف‌الله میثمی صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول آن است.» غرض از مراجعه برای تهیۀ این نشریه مطالعۀ گفت‌وگویی است که با عنوان «خانه تکانی بزرگ در فهم دین» در شمارۀ اخیر آن منتشر شده است. نشریه را در این کتاب‌فروشی نیافتم. [غرضم از نگارش این یادداشت از اینجا به بعد شروع می‌شود!] سراغ کتاب‌ها رفتم‌، اما به‌مانند کسی که پس از خواب طولانی در غار اصحاب کهف، بیدار شده و به شهر رفته باشد، با قیمت‌های نجومی مواجه شدم. کتاب تاریخ بیهقی را که مدتی بود در سبد خریدم گذاشته بودم، درخواست کردم. فروشنده کتابی در قطع پالتویی از نشر هرمس را به من ارائه داد. بلافاصله سراغ قیمت کتاب رفتم، ۴۸۰ هزار تومان! روی میز کتابی دوجلدی درباره زندگی هوشنگ ابتهاج بود باعنوان پیر پرنیان اندیش (در صحبت سایه)کتابی که سال ۱۳۹۱ منتشر شد و  سایه در دهۀ نهم از عمر خود خاطراتش را در گفت‌وگو با میلاد عظیمی و عاطفه طیه در آن تعریف کرد اتفاقا این کتاب را هم در برنامۀ خریدم داشتم. با دیدن قیمت کتاب اما منصرف شدم! ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان! سایر کتاب‌ها هم به همین منوال بود. مثلاکتاب دیگری با ۵۰ ورق ۵۵ هزار تومان. یعنی کمی بیش‌تر از هزار تومان برای هر صفحه! از فروشنده پرسیدم: وزارت ارشاد برنامه‌ای برای تخفیف کتاب ندارد؟ پاسخ منفی داد. می‌گفت: برنامۀ تخفیف کتاب توسط ارشاد فقط در اردیبهشت‌ماه اجرا می‌شود. گویی مردم فقط باید اردیبهشت ماه کتاب بخوانند! یا اردیبهشت هرسال کتاب یک سال‌شان را تهیه کنند، مثل برنج و دیگر آذوقه‌های مورد نیاز! از خرید کاغذی کتاب منصرف شدم. فیدیبو را فعلا ترجیح می‌دهم! از طرفی نمی‌پسندیدم حدود نیم ساعت در کتاب‌فروشی پرسه بزنم اما کتابی تهیه نکنم. چند کتاب را بررسی کردم و کتاب «تاریخ مختصر اسلام» نوشتۀ کارن آرمسترانگ ترجمۀ مانی صالحی علامه را تهیه کردم. از شب گذشته صفحاتی از آن را مطالعه کردم. کتاب خوش‌خوانی است. توصیه می‌کنم بخوانید. نگران قیمتش هم نباشید؛ ۹۰ هزار تومان! ✍ محمد صدرا مازنی @pavaragi
دونکته دربارۀ آبرو در وضع احکام اجتماعی و حدود شرعی به حفظ آبرو توجه شده است. برای نمونه دروغ، غیبت و تهمت از جمله مفاهیم اخلاقی هستند که به جهت حفظ آبروی مومن و حراست از کرامت انسانی حرام شمرده‌ شده‌اند. در عرف عام هم گفته می‌شود: آبرو مثقال، مثقال جمع می‌شود، ولی خروار خروار می‌رود. امروز در مسیر منزل تا محل کار، کارشناس برنامۀ رادیو معارف دربارۀ آبرو صحبت می‌کرد. دو نکته از بیانات ایشان برایم جالب بود. اول اینکه؛ اگر می‌خواهید ببینید یک چیز چقدر ارزش دارد، بررسی کنید آیا در صورت فقدانش جایگزینی برای آن می‌توان یافت؟ و آنگاه گفته بود: آبرو از این جنس است. یعنی اگر آبروی کسی از دست برود، گویی قیمتش را از دست داده و نمی‌تواند به سادگی جایگاه و ارزش پیشین خود را به‌دست بیاورد. دوم اینکه؛ کسب آبرو درجه انسانی را بالا می‌برد. انسانی که آبرو کسب کرده باشد، از تفرد به تشخص و از فردیت به شخصیت ارتقا می‌یابد. یعنی انسانی با کارکرد اجتماعی بالا و مورد اعتماد عموم جامعه می‌شود. این را هم جایی دیدم که جالب توجه بود: در روایت دارد پول خرج کنید آبرو جمع کنید. بعضی ها ‌آبرو خرج می‌کنند که پول جمع کنند. ✍ محمد صدرا مازنی @pavaragi
2️⃣ خبر دوم: 💢 تا سه سال دیگر ۴۰ درصد نیروی کار جهان باید هوش مصنوعی یاد بگیرند 💥 ۸۷ درصد از مدیرانی که در مطالعه‌ی آی‌بی‌ام بررسی شده‌اند، انتظار دارند کارکنانی که از چت جی پی تی استفاده می‌کنند، جایگزین افرادی شوند که از هوش مصنوعی هنگام کار استفاده نمی کنند⚠️ 🆔 @ipeyda_ir @pavaragi
👓 راه معنویت را کسایی رفتند که تو دل اغتشاشات از نظام دفاع کردند... ❗️ نه فکر ریزش مخاطب بودند، نه فروش دوره! @HozeTwit @pavaragi
جملاتی منتخب از کتاب «الهی نامه» اثرجواد محدثی استاد 🆔@Labkhandghalam🏴 @pavaragi
مروان حمار! یکی دو روزی است ساعتی از وقتم را به مطالعۀ کتاب تاریخ مختصر اسلام نوشتۀ کارن آرمسترانگ سپری می‌کنم. یکی از ویژگی‌های کتاب همانطوری که از نامش پیداست، اختصار و ایجاز است. خیلی زود به حکومت امویان رسیدم. واپسین خلیفۀ امویان شخصی است به‌نام مروان ملقب به حمار. انگیزۀ نوشتن این یادداشت همین لقب آقای مروان است. مردم به کسی که کارهای احمقانه‌ انجام می‌دهد، می‌گویند فلانی «خر» است! یا از خریت او است که چنین کاری می‌کند. خلاصه خر معادل احمق، کودن و نادان است‌. از طرفی هم آخرین خلیفۀ اموی ملقب به حمار بود. مروان حمار! اغلب مردم وقتی اسم مروان حمار را می‌شنوند، تصور می‌کنند آخرین خلیفۀ اموی(مروان)، در نادانی به حمار تشبیه شده است[اگرچه امویان و عباسیان غاصب خلافت، ظالمان و جنایت‌کارانی بودند که واژۀ نادان نمی‌تواند حق مطلب را دربارۀ‌آنها ادا کند ]. در عین حال وجه نامگذاری او به حمار چیز دیگری است! جلال الدین سیوطی در کتاب تاريخ الخلفا صفحۀ ۲۵۴ می‌نویسد: «ابو عبد الملك: مروان بن محمد بن مروان بن حكم آخرين خلفاى بنى اميه كه چون مربى او جعد بن درهم بود، او را جعدى می‌گفتند. حمار هم ناميده مى ‌شد. دو دلیل برای ذکر این لقب برای او آورده‌اند. عده‌ای گفته‌اند که در جنگ با كسانى كه بر وى خروج می‌کردند، عرق او خشک نمی‌شد و در مثل می‌گویند: فلانى از خر شكيباتر است و براى همين حمار لقب يافت. این لقب در این معنا نزد عرب دلالت بر شجاعت و قدرت او می‌کرده است و بقولى براى آنكه عرب هر صد سال را حمار مى‌‏نامد و چون سلطنت بنى اميه نزديك صد سال شد، براى همين مروان را حمار لقب دادند». ✍ محمد صدرا مازنی @pavaragi
سر دلبران زندگی و دستاوردهای پیامبر(ص) برای همیشه بر بینش اخلاقی، سیاسی و روحانی مسلمانان تأثیر گذاشت. کارهای او نمایانگر تجربۀ اسلامی از «رستگاری» بود که به هیچ وجه شامل رهایی از گناه اولیه‌ای که حضرت آدم [طبق مدعای مسیحیان] مرتکب شد، نمی‌شود، بلکه شامل دستیابی به جامعه‌ای است که خواسته‌های خداوند برای نوع بشر را به مرحلۀ اجرا در آورد. پیامبر(ص) به نمونۀ اصلی کهن الگوی آن تسلیم مطلق به خداوند تبدیل شد و مسلمانان سعی کردند در زندگی اجتماعی و روحانی با این معیار یا میزان هماهنگ شوند.. پیامبر اسلام هرگز به‌عنوان شخصیتی الوهی پرستش یا شناخته نشد، اما او را انسان کامل می‌دانستند‌. تسلیم او چنان کامل و مطلق بود که توانست جامعه را دگرگون سازد و عربها را قادر ساخت تا در کنار یکدیگر در تفاهم و هماهنگی زندگی کنند. تاریخ مختصر اسلام نوشتۀ کارن آرمسترانگ @pavaragi
آزادی زنان خانم کارن آرمسترانگ در ص۵۰ کتاب با اشاره به برخی از آزادی‌هایی که اسلام برای زنان به ارمغان آورد، می‌نویسد: «آزادی زنان از طرح‌های مورد علاقۀ قلبی پیامبر بود‌ حق ارث و حق طلاق در قران به زنان داده شده و این قرن‌ها قبل از آن بود که زنان غربی از چنین حقوقی برخوردار شوند.» @pavaragi
تعدد زوجات پیامبر(ص) در نگاه یک بانوی اندیشمند غربی تحلیل یک بانوی غربی(خانم آرمسترانگ) دربارۀ تعدد زوجات پیامبر اعظم(ص) جالب توجه است. او در کتاب تاریخ مختصر اسلام می‌نویسد: تعداد نسبتا زیاد همسران پیامبر اسلام(ص)، توجه زیادی را در جهان غرب به خود جلب کرده اما به کلی اشتباه است. اگر تصور کنیم پیامبر مانند بعضی حکمرانان مسلمان بعدی، بیشتر وقت خود را صرف برخورداری از لذایذ جنسی می‌کرده است‌. پیامبر در مکه فقط یک زن گرفت و با خدیجه(س) ازدواج کرد. با اینکه تعدد زوجات در عربستان کاملا متدوال بود‌..پیامبر(ص)، در مدینه به یک سید(و رئیس) بزرگ تبدیل شد و از وی انتظار می‌رفت حرم‌سرای بزرگی داشته باشد اما اغلب ازدواج‌های پیامبر با اهداف سیاسی انجام می‌شد.وقتی او کلان قبیلۀ جدید خود را تشکیل داد، مشتاق بود تا پیوندهای زناشویی با بعضی از نزدیکترین یاران و همکاران خود ایجاد کند تا روابطشان با هم نزدیکتر و محکمتر شود‌. @pavaragi