eitaa logo
کاروان دل (یوسف رحیمی)
719 دنبال‌کننده
136 عکس
11 ویدیو
1 فایل
🔸کانال اشعار یوسف رحیمی 🔸کانال نوحه‌ها: ☑️ eitaa.com/nouheh
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه‌السلام 🔸أینَ المُنتَقِم🔸 این نامه را با خود نسیم آورده، می‌خوانی؟ از عاشقی در راه مانده، او که می‌دانی عمری‌ست از تو بی‌خبر ماندم، خبر داری مولا! خبر از حال قلبِ محتضر داری بی یاد تو دل‌مرده‌ام من سالیان سال یک گوشۀ چشم تو باشد اَحسَن الاحوال سخت است هر کس را ببینی، ماه خود را نه در حسرت و دلواپسی، دلخواه خود را نه ای کاش من هم بشنوم عطر صدایت را در جمکران، یک نیمۀ شب ربنایت را عطر مناجاتت بپیچد در شب سهله خورشید مکه! ماه یثرب! کوکب سهله! آرام می‌گیرد دلم با یک نگاه تو امشب کدامین جاده دارد سر به راه تو؟ ای کاش با یاد تو مولا همسفر بودم از روضۀ پنهانی تو با خبر بودم ای روضه‌خوان کوچه‌های غربت مادر شاید که داری سر به روی تربت مادر شاید رسیدی کربلا دیشب، شب جمعه آه از شب بی‌تابی زینب، شب جمعه شب‌های جمعه جای جای کربلا غوغاست شور حسینی در جهان و جان ما برپاست ما هم شب جمعه عزیز از دست دادیم، آه آه از شبی که رفت ماه ما به قربانگاه در جان ما آتشفشان داغ او زنده‌ست این داغ، این آتشفشان، هر شب گدازنده‌ست در رگ رگ ما شور خون‌خواهی‌ به جوش آمد هنگام فریاد آمد و وقت خروش آمد آن انتقام سخت نزدیک است می‌دانیم با ذکر اَینَ المُنتَقِم، ما مرد میدانیم فردا سپاهی از شهیدان می‌رسد آری دارد سپاه عشق، سردار و علمداری فردا که آفاق جهان یک‌دست بارانی‌ست این بیرق خون‌رنگ در دست سلیمانی‌ست! این رجعت عشق است، این عهد شهیدان است بیرق به دست حاج قاسم، بین میدان است شوق شهادت داشت، عمری بندگی می‌کرد یک عمر مانند شهیدان زندگی می‌کرد در خاطر یاران همیشه عین باران بود بر خصم، توفنده چو دریایی خروشان بود دلتنگ بود و با یتیمان گریه سر می‌داد آغوش گرمش بوی آغوش پدر می‌داد او مرد میدان بود آری مرد میدان‌ها جا داشت در دل‌های سوری‌ها و افغان‌ها لبنان و سامرا، یمن، غزه، گواه من خورشید شب‌های غریبان بود ماه من او از تمام ما یقیناً ندبه‌خوان‌تر بود یَابن‌الحسن‌هایش ولی در بین سنگر بود او «لَیتَ شعری» گفت با مولای خود اما در بین میدان، در بیابان‌های سامرا «لِلظّالِمِ خَصمَاً وَ لِلمَظلُومِ عَونا» بود او عطر مولا داشت، خاک پای مولا بود :: ای کاش ما هم لایق دیدار او بودیم در عصر غربت، یاور او، یار او بودیم با حضرتش ما هم ملازم می‌شدیم ای کاش در یاری او حاج قاسم می‌شدیم ای کاش ✍🏻 📘 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
علیه‌السلام 🔸از دوشنبه تا جمعه🔸 کوچه کوچه نسیم سامرّا عطر غم از عراق آورده بوی باران و بوی دلتنگی باز بوی فراق آورده! دست‌های ستم شود کوتاه که چنین از مدینه با اکراه ماه را همدم غریبی و آه سوی خاک عراق آورده ماه کی پشت ابرها مانده؟ هر کجا بوده نور افشانده بس‌که دشمن شده‌ست درمانده ماه را در مُحاق آورده دید دیگر حریف نورش نیست عاقبت زهر کینه‌اش را ریخت خنجر از پشت می‌زند این‌بار خنجری که نفاق آورده باز خاک عزا شده این خاک آسمان‌ها همه گریبان‌چاک غم جانسوز و داغ جانکاهش چه بر این نُه رواق آورده؟ یک دوشنبه مدینۀ غم‌ها... یک دوشنبه غروب سامرا... هر دوشنبه که می‌رسد از راه باز یک اتفاق آورده گردش این زمانه دل‌ها را می‌برد از دوشنبه تا جمعه روزهایی که با خودش حسرت با خودش اشتیاق آورده! حاجت سامرا روا گردد باز هم سُرَّ مَن رَأی گردد می‌رسد آفتاب و می‌بینیم صبح‌دم را به باغ آورده ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
علیه‌السلام 🔸تفسير أعطينا🔸 در ساحل جود خدا باران گرفته باران نور و رحمت و احسان گرفته می‌بارد انوار کرم از هر کرانه شب‌های دلگير زمين پايان گرفته از سوی جنت سورۀ ياسين رسيده خاک مدينه عطر الرّحمان گرفته داده خدا ماهی به خورشيد رئوفش آرى دعای حضرت جانان گرفته نسل امامت می‌شود پاينده با او از برکتش دل‌های شيعه جان گرفته او می‌رسد جود و سخا معنا بگیرد در قلب عالم نور و رحمت پا بگیرد :: عالم همه قطره اگر دريا تو هستی کل خلائق عبد اگر مولا تو هستی فيض وجود توست رزق اهل دنيا باران جود عالم بالا تو هستی مانده‌ست ابتر، کيدِ بدخواهان شيعه روشن‌ترين تفسير أعطينا تو هستی مانند کوثر چشمۀ جاری نوری با اين حساب آیينۀ زهرا تو هستی ای که دل از بابا ربوده خنده‌هایت آرامش هر لحظۀ بابا تو هستی ابن الرضایی، تو کريم بن کريمی ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی :: چشمان تو خورشيد هر اهل يقينی‌ست چشمان تو جنت! نه جنت‌آفرينی‌ست با عشق تو قلبی نمی‌سوزد در آتش در هر نگاه روشنت خُلدِبرينی‌ست گويا گره خورده دلم با عرش اعلی هر رشته از مهر شما حبل‌المتينی‌ست من روزی هر ساله‌ام را از تو دارم چشمان من بر دست‌های نازنينی‌ست جود تو دارد جلوه‌های هل اَتایی مولا! شفيع ما به درگاه خدايی :: هر شب دل من سائل باب المراد است آنجا که حاجتمند درگاهش زياد است آنجا که اميد و پناه آخر ماست آنجا که اوج هر توسل «يا جواد» است جز آستان تو پناهی که نداريم اين استغاثه با تمام اعتقاد است در مشهد خورشيد ايران هم که هستيم دل‌های ما پروانۀ باب الجواد است هر شب دل من در هوای کاظمين است در حسرت يک بوسه بر قبر حسين است ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
علیه‌السلام 🔸چه بگویم؟🔸 حق دارم اگر محو شکوه تو بمانم بند آمده از هیبت نام تو زبانم من آمده‌ام از تو بگویم، چه بگویم؟ من آمده‌ام از تو بخوانم، چه بخوانم؟ از شوق تو لبریز شده چشمۀ چشمم از عشق تو سرشار شده جان و جهانم آواره‌‌ام و آمده‌ام غرق تَحیُّر در جستجوی راهم و دنبال نشانم این خاک مرا می‌برد از خود به کجاها؟ این خاک، همین خاک که من زنده از آنم من اشک شدم تا که بر این خاک بیفتم این‌بار یتیمانه به سوی تو روانم آیینۀ دل غرق غبار است، نگاهی... تا گرد و غبار از دل تنگم بتکانم از بندۀ خود دست نگیری، که بگیرد؟ بی‌لطف تو آشفته‌دلم، دل‌نگرانم هیهات که از چشم تو یک لحظه بیفتم این غصه شده اشک و بریده‌ست امانم... ای کاش که این مرتبه جامانده نباشم ای عشق! به یاران شهیدم برسانم ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
علیهاالسلام 🔸زخم سیب🔸 دارد به دل صلابت کوه شکیب را از لحظه‌ای که بوسه زده زخم سیب را هر چند دست‌بسته... رقم زد چه با شکوه در کربلا حماسهٔ أمن یجیب را با کاروان نیزه چهل منزل آمده این راه پر فراز بدون نشیب را کوبید صبح قافله بر طبل روزگار رسوایی اهالی شام فریب را با خطبه‌های ناله و اشکش غروب‌ها تفسیر کرد غربت «شیب الخضیب» را جانش رسید بر لبش از دست خیزران طاقت نداشت طعنهٔ تلخ رقیب را می‌ریخت عطر سیب نفس‌های خسته‌اش در جان باغ، وعدهٔ صبحی قریب را ☑️ @karavanedel
علیه‌السلام 🔸آرامش طوفانی🔸 خورشید هر شب می‌دمد از مشرق پیشانی‌ات وادی طور است این زمین یا خلوت عرفانی‌ات جز یاد حق در خلوتت راهی ندارد هیچکس وقتی که هستی هم‌قسم با سجدۀ طولانی‌ات هر بار یونس می‌شود مبهوت کظم غیظ تو چشمی ندیده یک‌دم از این قوم روگردانی‌ات هر کس اسیر سورۀ والشمسِ رویت می‌شود از قعر ظلمت می‌رسد تا ساحل نورانی‌ات عزم تو فولادی‌تر است از میله‌های این قفس هرگز ندیده دیدۀ فرعونیان حیرانی‌ات «یا رَبِّ خَلِّصنِی مِنَ السِّجن» از نگاهت می‌چکد اما همه در حیرت از آرامش طوفانی‌ات یعقوبی و دارد دلِ تنگت هوای یوسفت بوی مدینه می‌وزد از گریۀ پنهانی‌ات با بُشر حافی آمدم امشب به سوی طور تو آزاد آزاد است از بند جهان زندانی‌ات ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
صلوات‌الله‌علیه‌وآله 🔸جان جهان🔸 جان‌بخش‌تر ندیده کسی از تبسمت جان جهان! فدای سلامٌ علیکمت آب حیات زمزمه‌های زلال توست جان می‌دهی به قلب بشر با ترنمت «اَسریٰ بِعَبدِهِ»... همه از لطف بندگی‌ست با دوست در «دَنَا فَتَدَلّیٰ» تکلمت دنیا سکوت کرد و حسین تو لب گشود از بوی سیب پر شده تکبیر هفتمت آه ای پدر به داد یتیمان خود برس! تلخ است این زمانه بدون تبسمت جان‌ها هنوز تشنۀ درک حضور توست تو حاضری و باز جهان می‌کند گمت ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
🔸ماه عشّاق🔸 ماه عشق است، ماه عشّاق است ماه دل‌های مست و مشتاق است در میخانهٔ کرم شد باز اَلدَّخیل! این حریمِ رزّاق است ریزه‌خوارش فقط نه اهل زمین جرعه‌نوشش تمام آفاق است بی‌حساب است فضل این ساقی شب جود و سخا و انفاق است بین دل‌های بیدلان امشب با سر زلفِ یار میثاق است «قبره فی قلوب من والاه» حرمش قبله‌گاه عشّاق است ماه شعبان رسید! ماه سه ماه کربلا می‌رویم! بسم الله :: السلام ای پناه مُلک و مکان در یدِ قدرتت عنان جهان رفته قنداقه‌ات به عرش خدا تشنهٔ پای‌بوسی‌ات همگان در طوافت قیامتی شده است می‌رسد هر فرشته با هیجان پَر قنداقهٔ تو می‌بخشد پر و بالی به فطرس نگران از سرانگشت پاک مصطفوی جرعه جرعه بنوش شیرهٔ جان خواند جدّت «حسینُ منّی» را «وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان با تو جود و شجاعت نبوی‌ست ای شکوه حماسه‌های عیان در نمازت شبیه فاطمه‌ای بین میدان علی‌ست جلوه‌کنان چشم‌های تو مرز خوف و رجاست قَهر و مِهر تو آتش است و امان رحمت محض! یا ابا الأیتام! پدری کن برای عالمیان ای که آقایی تو بی‌حد است باز ما را به کربلا برسان شب جمعه شمیم سیب حرم منتشر می‌شود کران به کران روضه‌هایت بهشت اهل ولاست چشم ما چشمه‌های کوثر آن «وَ... مِنَ الماءِ کُلَّ شَیءٍ حَیّ» اشک‌ها از غمت همیشه روان اَلسّلام ای شهید روز دهم اَلسّلام ای امام تشنه‌لبان تا ابد در فراز، پرچم توست خون سرخت همیشه در جَرَیان کربلای تو از ازل بوده‌‌ست مبدأ حرکت زمین و زمان شب سوم رسیده‌ای، ای ماه اَلسّلام علیکَ ثارالله :: اَلسّلام ای نگین عرش برین سروِ بالا بلند اُمّ بَنین جذبه‌های نگاه هاشمی‌ات ماه را می‌کشد به سوی زمین عبد صالح! مُواسِیاً لِلّه! پدر فضل! روح حق و یقین! به حضورت گشوده دست، فلک به قدوم تو سوده عرش، جبین وقت هوهوی ذوالفقار علی‌ست به روی مرکب حماسه نشین می‌شود با اشارهٔ‌ تو دو نیم هر کسی آید از یسار و یمین زینبت «إن یکاد» می‌خواند آسمان محو هیبت تو! ببین کاشف الکرب اهل‌بیت نبی! بازوان تواند حصن حصین ماه من! بازوی رشید تو را که برافراشته‌ست بیرق دین - - زده بوسه علی به گریه، چنان چیده از آن حسین بوسه، چنین سائلان تو بی‌شمارند و... گوشه چشمی به ما! بس است همین شب جود و کرامت و بذل است شب چارم شب اباالفضل است :: اَلسّلام ای حقیقت جاری روح تقوا و زهد و بیداری سَیّدُالسّاجدینِ شهر رسول عبد مسکینِ حضرت باری روزهایت مجاهدت، ایثار نیمه‌شب‌هات بخشش و یاری در مناجاتت ای صحیفهٔ نور آیه آیه زبور می‌باری همه مجذوب ربّنای تواند محوِ این سِیْر و این سبک‌باری گوش کن این صدای داوود است که به شوق تو می‌شود قاری پا برهنه به حجّ که می‌آیی کعبه را هم به وجد می‌آری خطبه‌های تو تیغِ برّان‌اند ثانی حیدری و کرّاری در مصاف تو سهم دشمن تو چیست غیر از مذلّت و خواری؟ وارث عزت و سخای حسین ای که بعد از عمو، علمداری به محبان خود نظر فرما بیشتر موقع گرفتاری رو سیاهی من گذشت از حدّ تو برایم مگر کنی کاری در نماز شبت دعایم کن تو عزیزی تو آبروداری دلم از بند هر غم آزاد است شافع من امام سجاد است ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
علیه‌السلام 🔸کریم السجایا🔸 سلامٌ علی آل یاسین و طاها سلامٌ علی آل خیر البرایا سلام خدا و سلام رسولش به ماهی که همتا ندارد به دنیا اگر در فضائل... جمیل الثنایا اگر در خصائل... کریم السجایا به صورت حمید است و محمود و احمد به سیرت علی است و عالی و اعلی به هنگامۀ کارزار است حیدر به هنگام ذکر و مناجات، زهرا حسین است در علم و حلم و سیادت شده عین عباس ساقی و سقا که ساقی عشق است و مرد شهادت که سقای آب حیات است و یحیی خوشا آن اذانی که باران فیضش کند خاک دل‌مُرده را باز اِحیا فدای نمازی که وقت قیامش سراسر شود دشت چشم تماشا فدای قنوتی که پرواز داده به افلاک دل‌های دردآشنا را فدای سجودی که با اشتیاقش به خاک حرم سجده آورده طوبی فدای سلامی که گفته‌ست پاسخ به صد شوق آن را نبی البرایا خوشا آن جوانی که در خلق و خویش شود سورۀ حُسن یوسف سراپا برای پدر چیست زیباتر از این؟ جوانش شود سرو خوش قد و بالا برای حسین است از این چه خوشتر؟ که هر جا سخن گفت با ماه لیلا، به غیر از سَمِعتُ به غیر از اَطَعتُ نیاورد آن ماه حرفی به لب‌ها ببینید در این بیابان، چه ماهی مهیا شده تا زند دل به دریا که دریادل است و به لب دارد اینک: ألَسنا علی الحق؟ ألَسنا؟ ألَسنا؟ چه سخت است از او چنین دل بریدن مگر تاب می‌آوَرَد قلب بابا بپرسید از چشم یعقوب، مردم! از این هست جانکاه‌تر؟ هست آیا؟ نگاه حسین است حرزی به جانش به لب‌های زینب خدایا خدایا به بازی گرفته چنان مرگ را او که شد مست از آن رزم، شمشیر حتی گرفته‌ست در دست خود ذوالفقاری که برخاسته بانگ لا سیف الا... چه شوری‌ست در سر، چه شوقی‌ست در دل شگفتا از این جان‌فشانی شگفتا شهادت شده مست چشمان مستش که مشتاق‌تر پر گشوده‌ست حالا برای تماشای صبح نگاهش دل قدسیان است غرق تمنا ملائک همه صف به صف در طوافش بهشت است دلتنگ آن ماه‌سیما ببین کیست آغوش وا کرده سویش؟ ببین کیست کوثر به دست آمد اینجا؟ به بعثت رسیده مگر مصطفایی؟ و یا رفته تا آسمان‌ها مسیحا؟ ذبیح است سوی منا پر گشوده؟ و یا این بیابان شده طور سینا؟ رسیده‌ست دیگر زمان عروجش شنیده‌ست از سوی حق «ارجعی» را زبان لال مانده به توصیف ذاتش همان ذات ممسوس در ذات یکتا سلامٌ علی اهل بیت النبوه سلامٌ علی آل یاسین و طاها ✍🏻 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
علیه‌السلام 🔸ازدحام ابرها🔸 امروز دلتنگم، نمی‌دانم چرا! شاید... این عمر با من راه می‌آید؟ نمی‌آید؟ اصلاً چقدر از راه مانده؟ من کجا هستم؟ کِی اختیار لحظه‌هایم رفت از دستم؟ دلخوش به رفتن بودم اما راه گم کردم این راه روشن را چه شد ناگاه گم کردم حتی چراغ روشنی هم این طرف‌ها نیست در ازدحام ابرها، خورشید پیدا نیست فانوس دل، می‌خواهد ای خورشید، نور از تو خیری ندارد باقی این عمر دور از تو دور از نگاهت لشکر غم‌ها کمین کرده آهِ مرا داغ فراقت آتشین کرده ای یوسف غربت‌نشین! سوی وطن برگرد جانِ سفر کرده بیا یک‌دم به تن برگرد آرام جان‌ها! کی جدا بودی ز ما؟ هرگز از دیده پنهانی ولی از دل جدا؟ هرگز این دود اسفند است یا نه، آتش دل‌هاست در چشم بارانی به یادت تا سحر احیاست تو پرسش بی‌پاسخ دل‌های مشتاقی سوز و گدازِ ناله و فریاد عشاقی سخت است یوسف باشی و تنهاترین باشی در اوج عزت باشی و غربت‌نشین باشی گم کرده این دنیا دوباره راه و چاهش را گم کرده پشت ابر غیبت، آه... ماهش را دنیای ما بازار مصر است و چه بازاری‌ست دنیا غمش هم بی تو حتی کوچه‌بازاری‌ست عمری‌ست که ما راه را از چاه گم کردیم افسوس با خود یک کلاف نخ نیاوردیم این لحظه‌ها بی یاد تو دلگیر و دلتنگ‌اند این نغمه‌ها بی عطر نام تو بدآهنگ‌اند این روزها شاید تو دلتنگی که این‌گونه یک‌باره دیگرگون شده دنیای وارونه من خوب می‌دانم تو دلگیری از این دنیا دلگیری از روز و شب ما بی‌تفاوت‌ها بی‌تو تمام عمر، ما غرق تماشاییم بار گرانی بر زمین... ما گرم حاشاییم در کوله‌بار عمر ما حتی کلافی نیست هر کس که گفت از انتظار تو که «کافی» نیست دلگیری از بی‌رنگی این شادی و غم‌ها دلگیری از دنیای تکراری آدم‌ها هر صبح جمعه آمد و ما خواب می‌دیدیم دریای عشقت بود و... ما مرداب می‌دیدیم یک شب بیا بیدار کن ما را که برخیزیم از عشق خود سرشار کن ما را که برخیزیم دل‌ها اسیر سوز و سرمای زمستان است دنیای ما محتاج لبخند بهاران است می‌آیی از فصل گل و لبخند می‌دانم در روزهای آخر اسفند... می‌دانم با تو بهار رفته، از تبعید می‌آید می‌آیی و آن روز با تو عید می‌آید ✍🏻 📘 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷می‌آید با سپاهی از شهیدان... ای دل بخوان تا اشک‌ها حاجت‌روا گردد باب نجات حق به روی خلق وا گردد دنیای ما دلخسته از هر ظلم و بیداد است ساکت نباش! امروز دیگر وقت فریاد است شد موسمِ با اشک‌ها طوفان به‌پا کردن از عمق جان موعود دل‌ها را صدا کردن می‌آید و بر شانۀ او پرچم نصر است می‌آید و با او سپاه قدس و وَالعَصر است با ذوالفقار عدل می‌آید به این میدان با خاک یکسان می‌شود کاخِ ستمکاران او با سپاهی از شهیدان می‌رسد آری دارد سپاه عشق، سردار و علمداری فردا که آفاق جهان یک‌دست بارانی‌ست این بیرق خون‌رنگ در دست سلیمانی‌ست! آن روز می‌پیچد نسیم صبح خوش‌عهدی از راه می‌آیند، نصرالله، ابومهدی ای کاش ما هم لایق دیدار او بودیم در عصر غربت، یاور او، یار او بودیم با حضرتش ما هم ملازم می‌شدیم ای کاش در یاری او، حاج قاسم می‌شدیم ای کاش ✍🏻 📘 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi
﴿تُوبُوا إِلَى الله﴾ چرا غفلت؟ چرا حسرت؟ چرا آه؟ چرا حیرت میان راه و بی‌راه؟ چه عذری دارد این عبد پشیمان؟ تو گفتی بارها «تُوبُوا إِلَى الله» :: تویی تو مهربان‌تر از کریمان منم آشفته‌دل‌تر از یتیمان پشیمانی اگر توبه‌ست يا رب پشیمانم پشیمانم پشیمان :: امان از عُجب، فریاد از تکبُّر به سویت آمدم آشفته چون حُرّ خطاکار آمده «یا غافرَ الذَّنب» گرفتار آمده «یا کاشفَ الضُّر» :: من و این شام تار و سرد و خاموش من و بار گناهِ مانده بر دوش به دیوان عمل نامه‌سیاهم ببار ای ابر، ای ابر خطاپوش ✍🏻 📘 ☑️ @karavanedel ☑️ @Yusof_Rahimi