پارت ¹⁴
فقط برای او✨
{انچهـ گذشتــ}
منتظر جوابم نموند و سریع از اتاق خارج شد و من موندم و کلی کار.
{ادامهـــ}
چون مطمئن بودم کسی اتاق آقا نمیاد دستمال سرم رو باز کردم و گذاشتم روی تخت
موهام رو رو هم با کش موم جمع کردم
حالا که آماده بودم وارد دستشویی شدم و شروع کردم
یک ساعتی دستم به دستشویی بند بود
کارم که تموم شد رفتم سراغ حمام در آخر دستشویی حمام رو خوشبو کننده زدم و اومدم سراغ کارهای داخل اتاق
تخت رو مرتب کردم
شیشه ها رو هم دستمال کشیدم
دیگه تموم شده بود فقط مونده بود لباس ها کش موم رو باز کردم تا کمی سرم آزاد بشه و شروع کردم به مرتبه کردن لباس ها
آخرای کارم بود که در اتاق باز شد لبخندی زدم و سر برگردوندم و گفتم:
خانم تمو
با فردی که دم در اتاق وایساده بود بقیه حرفم توی دهنم موند و...
"سامیار"
خسته تر از همیشه به عمارت برگشتم و به اتاقم رفتم
در اتاق رو که باز کردم دختری مشغول مرتب کردن لباسام بود با صدای در خوشحال برگشت که موهای لخته طلاییش پخش شد دورش با دیدن من حرفش توی دهنش موند و با ترس نگاهم میکرد
مسخ اون صورت گردش که حالا با موهای طلاییش قاب گرفته شده بود شدم تا اومدم به خودم بیام سریع دستمال سرش رو برداشت و به سرش بست و گفت:
سلام آقا خسته نباشید
سریع اومد سمتم و کیفم رو از دستم گرفت و گذاشت روی میز برگشت سمتم و کتم رو درآورد و آویز به چوب لباسی کرد
چم شده بود؟
نه نه امکان نداشت دوباره عاشق بشم
اخمام را درهم کردم و گفتم....
https://eitaa.com/kdguen
{فریاد خاموش}🖤
اینجا پارت های +¹⁸ و قسمت های هیجانی و عکس کامل شخصیت ها گذاشته میشه👀 https://eitaa.com/khfhfhlfhkfh
بچه ها شخصیت آنیتا و امیر و امین رو اینجا گذاشتم زود جوین شین ببینین😃😃
{فریاد خاموش}🖤
کسی نمیخواس ببینه!؟
من دیگه شخصیت ها رو دادم بعد نگین ندادی