eitaa logo
خانه اندیشه‌ورزان
1.4هزار دنبال‌کننده
379 عکس
118 ویدیو
4 فایل
«خانه اندیشه‌ورزان» محلی برای رفت‌و‌آمد، حضور و گفت‌وگوی اندیشه‌ورزان و سیاست‌گذاران کشور است که هدف خود را عمق‌بخشی و رشد جریان‌های اندیشه‌محور و فکریِ حل مسئله در کشور، از طریق حمایت از آن‌ها می‌داند. https://yek.link/khana
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒️ یادآوری چند واقعیت‌ حقوقیِ روشن به حاکمان مناطق حاشیه جنوبی خلیج فارس ▪️ یادداشت | رضا نصری، کارشناس مسائل بین‌الملل: دولت‌های عربی که به‌طور دائم میزبان پایگاه‌های نظامی ایالات متحده هستند، از منظر صریح حقوق بین‌الملل، حاکمیت خود را واگذار کرده‌اند و دیگر نمی‌توان آن‌ها را دولت‌های کاملاً دارای حاکمیت دانست. ازاین‌رو، نمی‌توانند به حقوق و حمایت‌هایی استناد کنند که منحصراً به دولت‌های واجد حاکمیت کامل تعلق دارد، و در نتیجه جایگاهی برای اظهارنظر درباره حق ایران در دفاع از خود در برابر تجاوز ایالات متحده ندارند. ➖ کنوانسیون مونته‌ویدئو درباره حقوق و تکالیف دولت‌ها (۱۹۳۳)، در ماده ۱، دولت بودن را به چهار شرط تجمعی منوط می‌کند که مهم‌ترینِ آن‌ها «ظرفیت برقراری روابط با سایر دولت‌ها» است. این ظرفیت مستلزم اعمال اقتدار انحصاری و مستقل بر قلمرو و امور خارجی، بدون تبعیت از هیچ قدرت دیگری است (داوری جزیره پالماس، ۱۹۲۸؛ قضیه لوتوس، دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی، ۱۹۲۷). ➖ بسیاری از دولت‌های عربی -از جمله عربستان سعودی، قطر، بحرین، کویت، امارات متحده عربی و اردن- بر اساس توافق‌نامه‌های وضعیت نیروها (SOFA)، میزبان پایگاه‌ها و تأسیسات دائمی نظامی ایالات متحده هستند. این توافق‌ها به نیروهای آمریکایی مصونیت فرامرزی، فرماندهی عملیاتی انحصاری و کنترل بر بخش‌هایی از قلمرو حاکمیتی اعطا می‌کنند. دادگاه‌های داخلی صلاحیت رسیدگی به جرایم نیروهای آمریکایی را ندارند، مجالس قانون‌گذاری امکان نظارت مؤثر بر این پایگاه‌ها را ندارند، و دولت‌های میزبان نیز بدون خطر پیامدهای جدی اقتصادی یا نظامی، قادر به اخراج یک‌جانبه آن‌ها نیستند. همچنین، مراکز عملیاتی سیا در درون یا مجاورت این پایگاه‌ها، فعالیت‌های اطلاعاتی، نظارتی، انتقال اجباری و عملیات مرگبار را فراتر از نظارت مؤثر دولت‌های میزبان انجام می‌دهند. ➖ دولتی که نتواند تعیین کند چه کسانی در قلمرو آن سلاح حمل می‌کنند، چه نهادی عملیات اطلاعاتی انجام می‌دهد، یا چه زمانی نیروهای خارجی خاک آن را ترک می‌کنند، به‌تعریف، انحصار اقتدار لازم بر اساس معیارهای مونته‌ویدئو را از دست داده است. چنین واحدی دیگر کارکردهای یک «دولت» را به‌طور انحصاری اعمال نمی‌کند و از منظر حقوقی به یک واحد نیمه‌حاکم، سرزمین واگذار‌شده یا نوعی تابع تحت قیمومت مدرن — هرچند نه به‌نام — تبدیل می‌شود. ➖ دولت‌های عربیِ میزبان پایگاه‌های دائمی ایالات متحده، خواه داوطلبانه و خواه تحت فشار، عملاً از معیار چهارم مونته‌ویدئو عدول کرده‌اند. بنابراین، از تعریف حقوقی دولتِ کاملاً دارای حاکمیت فاصله گرفته و نمی‌توانند به‌طور کامل به اصول برابری حاکمیتی (ماده ۲(۱) منشور ملل متحد) یا عدم مداخله (ماده ۲(۷)( در برابر همان قدرتی استناد کنند که پایگاه‌ها و زیرساخت‌های اطلاعاتی آن را در خاک خود پذیرفته‌اند. ➖ جهان عرب باید با این واقعیت حقوقی روشن روبه‌رو شود: نمادهای دولت‌بودن، از جمله پرچم، عضویت در سازمان ملل و سرود ملی، زمانی که عناصر بنیادین استقلال واگذار شده‌اند، حاکمیت واقعی ایجاد نمی‌کنند و در این وضعیت، حتی اهلیت قانونی برای اعتراض به دفاع مشروع ایران در برابر تجاوز آمریکا که از پایگاه‌های نظامی مستقر در خاک عرب‌ها سرچشمه می‌گیرد، برای آن‌ها محفوظ نیست. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒درس عبرت دوبی: امنیت درون‌زا؛ پایه توسعه و آزادی ▪️ یادداشت | میثم مهدیار: در حالی که پروبلماتیک آغازین علوم انسانی از زمان ماکیاولی و هابز مقوله امنیت بوده و اساسا آزادی و توسعه در نسبت با نظم و امنیت تعریف شده، یکی از کج‌فهمی‌ها و اشتباهات جریان غالب روشنفکری و علوم انسانی و اجتماعی در ایران دوگانه انگاری میان امنیت و نظم با آزادی و توسعه بوده است. ➖برای همین، به عنوان مثال در علوم اجتماعی‌ و جامعه‌شناسی سیاسی‌مان مطالعات دولت و نظم بسیار نحیف است ولی تا دلتان بخواهد درباره جنبش‌های اجتماعی ادبیات ترجمه و تولید کرده‌ایم. این اشکال احتمالا از تسلط آن چارچوب «لیبرال» مسلط بر ذهن و زبان اغلب نخبگان ما برآمده که جهان مدرن را میدانی مبتنی بر حقوق، قانون، روابط و نیازمندی‌های متقابل تصور کرده است. در حالی که شواهد بارز نشان می‌دهند یگانه قانون حاکم بر جهان مدرن حداقل از ابتدای استعمار در قرن ۱۶، «هر که زورش بیش، او محق‌تر و مشروع‌تر» بوده است. ➖ ️سرنوشت این روزهای کشورهای عرب منطقه و نیز جهان در مقابل لوده‌بازی‌های کسی چون ترامپ نشان می‌دهد در چنین جهانی که برآمدن جنایت‌ پیشگانی چون نتانیاهو و ترامپ طبیعی است امنیت ضروری‌ترین عنصر حیاتی اجتماعی حتی متّحدین جریان اصلی غرب است. این امنیت باید درون‌زا باشد و نمی‌توان آن را به مثابه کالا از کسانی که ممکن است هر لحظه کشورهای دیگر حتی متحدین‌شان را قربانی منافع ملی خودشان کنند خریداری کرد. همانطور که آزادی را نمی‌شود خرید همانطور که توسعه‌را. اما وضعیت امروز دوبی نشان می‌دهد توسعه، رفاه، آزادی و... به شکل پایدار بدون امنیت پایه درون‌زا سرابی بیش نیست. این مسیری است که در آسیا چین پیموده است و به مهمترین رقیب غرب بدل شده است. ➖ ️اولین مقوله امنیتی در این راستا فرم حکومت است. دموکراسی به شیوه غربی صرفا فقط یک فرم حکومت نیست؛ بلکه باتوجه به تسلط غرب بر اقتصاد، رسانه و افکار عمومی، ابزاری برای نفوذ و تسلط آن بر کشورهای غیر غربی نیز هست. درجهان امروز هر فرم سیاسی بومی (مثل ولایت فقیه، مثل جمهوری خلق چین و...) که بتواند امکان‌های مثبت دموکراسی را استفاده اما از تبعات استعماری آن جلوگیری کند یک مولفه امنیت درون‌زا و در نتیجه محق و مشروعست و می‌تواند ضامن آزادی و توسعه ملت‌ها باشد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒️ *ز صفحه شطرنج تا میدان نبرد؛ بازخوانی تکنیک گامبی در طراحی نبردهای نامتقارن ▪️ یادداشت | یاسمن حاجیان، اندیشکده رستا: در دنیای امروز که جنگ‌ها دیگر تنها در میدان نبرد تعریف نمی‌شوند، منطق گامبی می‌تواند در عرصه‌های اقتصادی، سایبری، اطلاعاتی و دیپلماتیک نیز به کار رود. آن‌چه اهمیت دارد، توانایی تبدیل ضعف به فرصت از طریق طراحی هوشمند است. در نهایت، برنده کسی است که بهتر بازی را طراحی کند، نه لزوماً کسی که مهره‌های بیشتری دارد. گشایش: از شطرنج تا استراتژی ➖ در شطرنج، «گامبی» به گشایشی گفته می‌شود که بازیکن در آن، آگاهانه یک مهره را قربانی می‌کند تا موقعیت برتری به دست آورد. این قربانی نه از ضعف، بلکه از محاسبه دقیق ناشی می‌شود: بازیکن می‌داند که از دست دادن یک مهره، در ازای کنترل مرکز صفحه، تحرک بیشتر، یا فشار روانی بر حریف، ارزشمند است. ➖ این منطق تنها به صفحه شطرنج محدود نمی‌ماند. در نبردهای نامتقارن، جایی که یک طرف از نظر منابع، تجهیزات یا نیروی انسانی در موقعیت ضعف‌تر قرار دارد، «گامبی استراتژیک» می‌تواند هندسه کل بازی را تغییر دهد. سؤال اصلی این است: چگونه می‌توان با هزینه دادن هوشمند، برتری ساختاری ایجاد کرد؟ منطق قربانی آگاهانه ➖ تفاوت بنیادین میان «هزینه اجباری» و «هزینه طراحی‌شده» در همین‌جاست. در جنگ‌های سنتی، طرف ضعیف‌تر معمولاً ناچار است تلفات بدهد؛ اما در منطق گامبی، هزینه دادن یک انتخاب محاسبه‌شده است که هدف مشخصی دارد: تغییر قواعد بازی. وقتی یک طرف آگاهانه از یک دارایی، موقعیت یا حتی اطلاعات خود می‌گذرد، در واقع دارد «هندسه نبرد» را بازطراحی می‌کند. ➖ این قربانی می‌تواند به شکل‌های مختلفی ظاهر شود: *-* قربانی‌کردن پایگاه‌های ثابت برای دستیابی به تحرک *-* قربانی‌کردن پنهان‌کاری برای غافلگیری استراتژیک *-* قربانی‌کردن برخی منابع برای متمرکز کردن قدرت در نقطه حساس *-* قربانی کردن سرعت برای دقت بیشتر ➖ در همه این موارد، طرف ضعیف‌تر با پذیرش یک هزینه کوتاه‌مدت، حریف را مجبور می‌کند در زمینی بازی کند که برتری او در آن کمرنگ‌تر است. این دقیقاً همان چیزی است که در شطرنج اتفاق می‌افتد: بازیکن گامبی، حریف را از منطقه امن خود بیرون می‌کشد. پاد-طراحی: مات کردن از طریق مدیریت هزینه ➖ تاریخ نبردهای نامتقارن، پر از نمونه‌هایی است که در آن‌ها طرف ضعیف‌تر با استفاده از منطق گامبی، طرف قوی‌تر را به دام انداخته است. *-* جنگ ویتنام نمونه‌ای کلاسیک است: نیروهای ویتنامی آگاهانه از کنترل شهرها و پایگاه‌های ثابت گذشتند تا تحرک کامل در جنگل‌ها را به دست آورند. این قربانی، ارتش آمریکا را مجبور کرد در زمینی بجنگد که برتری تکنولوژیک و هوایی‌اش در آن بی‌اثر بود. *-* مقاومت افغانستان در برابر شوروی و بعدها ناتو، همین منطق را تکرار کرد: قربانی کردن کنترل شهرها و جاده‌ها در ازای حفظ تحرک کوهستانی و طولانی کردن جنگ تا نقطه‌ای که هزینه آن برای حریف غیرقابل تحمل شود. ➖ در عرصه‌های معاصر نیز این منطق کاربرد دارد: جنگ‌های سایبری: یک کشور یا سازمان ممکن است آگاهانه یک شبکه را در معرض نفوذ قرار دهد تا مهاجم را شناسایی کند، روش‌های او را بیاموزد، و در نهایت او را به دام بیندازد. این قربانی کوتاه‌مدت، امنیت بلندمدت را تضمین می‌کند. جنگ اقتصادی: پذیرش تحریم‌های کوتاه‌مدت برای ساخت زیرساخت‌های خودکفایی، نوعی گامبی اقتصادی است. کشوری که این مسیر را انتخاب می‌کند، آگاهانه از رشد سریع می‌گذرد تا استقلال استراتژیک به دست آورد. جنگ اطلاعاتی: انتشار برخی اطلاعات حساس برای گمراه کردن حریف یا کشاندن او به واکنش‌های اشتباه، نوعی گامبی اطلاعاتی است که در جنگ‌های مدرن بسیار رایج شده است. ➖ نکته کلیدی در همه این موارد این است که قربانی بدون محاسبه، خودکشی است؛ نه استراتژی. گامبی تنها زمانی کارآمد است که طرف ضعیف‌تر دقیقاً بداند چه چیزی را، چرا، و برای چه هدفی قربانی می‌کند. جمع‌بندی: عقلانیت طراحی در برابر قدرت خام ➖ درس اصلی گامبی برای تصمیم‌گیران استراتژیک این است: در نبردهای نامتقارن، برتری همیشه با قدرت خام تعریف نمی‌شود. طرف ضعیف‌تر می‌تواند با طراحی هوشمند هزینه‌ها، هندسه نبرد را به نفع خود تغییر دهد. این رویکرد مستلزم سه شرط است: اول، شناخت دقیق از نقاط قوت و ضعف خود و حریف. دوم، جسارت پذیرش هزینه کوتاه‌مدت برای منافع بلندمدت. سوم، انعطاف‌پذیری برای تغییر استراتژی اگر محاسبات اولیه اشتباه از آب درآمد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
📣 نامه سرگشاده جمعی از اساتید، مسئولان و مدیران دانشگاه‌های سراسر کشور به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جناب آقای دکتر سیمایی وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری با سلام و احترام، اینجانبان، جمعی از اساتید، مسئولان و مدیران دانشگاه‌های سراسر کشور، به نمایندگی از طیف وسیعی از دانشگاهیان معتقد به عزت ملی، امنیت پایدار و کیان علمی ایران اسلامی، مراتب اعتراض و تأسف عمیق خود را نسبت به اقدام اخیر رئیس دانشگاه تهران در ارسال نامه‌ای به جناب‌عالی و طرح درخواست خویشتنداری نیروهای مسلح در قبال حمله به دانشگاه‌های کشور، اعلام می‌داریم. بی‌تردید، دانشگاه نهادی مقدس و نماد خردورزی، تعالی و تمدن‌سازی است. اما آنچه در این برهه حساس از سوی رئیس یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور رقم خورد، نه تنها منطبق با منافع ملی و مصالح عالیه نظام نبود، بلکه اقدامی غیرمسئولانه، فاقد وجاهت کارشناسی و مغایر با اصل بنیادین بازدارندگی و دفاع مشروع تلقی می‌شود. نکاتی که در این راستا شایسته تأمل و پرسش جدی است، به شرح زیر می‌باشد: ۱. دخالت در حوزه تخصصی دفاعی: در شرایطی که دشمن با تمام توان، از بمباران مراکز علمی و زیرساخت‌های حیاتی گرفته تا هرگونه اقدام تجاوزکارانه، آرامش و امنیت منطقه را نشانه گرفته است، اظهارنظر درباره راهبردهای دفاعی و تعیین تکلیف برای نیروهای مسلح مقتدر ایران، خارج از حوزه اختیارات و مسئولیت‌های مدیریت دانشگاهی است. ۲. تولید دوگانگی مصنوعی و تضعیف وحدت ملی: طرح چنین موضوعی در قالب نامه‌ای رسانه‌ای و علنی، بی‌آنکه ضرورتی برای آن وجود داشته باشد، موجب ایجاد دوگانه‌ای نادرست میان «دانشگاه» و «نیروهای مسلح» می‌گردد. ۳. نادیده گرفتن واقعیت‌های میدانی و جنایات دشمن: در روزهایی که برخی دانشگاه‌های کشور (مانند دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه کرمانشاه و بسیاری از دانشگاههای دیگر) مورد هجوم مستقیم قرار گرفته و نهاد علم، قربانی جنایات رژیم صهیونیستی و امریکا می‌شوند، انتظار می‌رود که نهاد علم، با درک صحیح از ماهیت تقابل، پشتیبان منطق قوی و بازدارنده «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» باشد. مظلوم‌نمایی و فراخوان برای خویشتنداری یک‌جانبه، نه تنها کمکی به حفظ حرمت علم نمی‌کند، بلکه بستر را برای گستاخی بیشتر دشمن فراهم می‌آورد. ۴. خدشه به اعتبار و جایگاه دانشگاه در عرصه بین‌الملل: اظهاراتی از این دست، آن هم در شرایط حساس منطقه، این پیام را به افکار عمومی و جبهه مقاومت مخابره می‌کند که گویی صدایی از درون ساختار علمی ایران، خواستار عقب‌نشینی در برابر متجاوز است. ۵. پشتیبانی نظامی متجاوزگران توسط دانشگاههایشان: ما بر این باوریم که اساساً بسیاری از مراکز علمی که امروز مورد حمله قرار می‌گیرند، بخشی از ساختارهای آکادمیک یک رژیم اشغالگر و جنایتکار هستند که از علم به مثابه ابزاری برای توسعه تروریسم و تداوم نسل‌کشی و تجاوز و خردکشی استفاده می‌کنند. در چنین شرایطی، فرق گذاشتن میان دانشگاه و پادگان در این رژیم، فریبکاری و غفلتی راهبردی است. اینجانبان ضمن محکوم کردن این اقدام نابخردانه، از جناب‌عالی به عنوان بالاترین مقام علمی کشور و از رئیس دانشگاه تهران و سایر مدیرانی که نامشان در این نامه مستتر بوده، انتظار داریم: ۱. موضع صریح و شفاف خود را در قبال این اقدام اعلام کنند. ۲. بر تمایز نهاد علم با سیاست‌زدگی و ورود به حیطه‌های غیرتخصصی تأکید نمایند. ۳. مدیریت جنگ و راهبردهای دفاعی را به فرماندهان مقتدر و کارشناسان نظامی بسپارند و همه ظرفیت دانشگاه را صرف اعتلای علمی، تقویت امید و انسجام ملی نمایند. ۵. بجای تاکید ذلیلانه بر خویشتنداری، یک نامه برای تاکید بر توسعه فناوری های دفاعی و امنیتی کشور صادر نمایند. و اگر جرات چنین اقداماتی را ندارند وبال گردن امنیت کشور نشوند و سکوت پیشه کنند، که سکوت از موضع‌گیری نابخردانه و دشمن شاد کن بهتر است. امید است که این تذکرِ برآمده از غیرت دینی و مسئولیت‌پذیری ملی، مورد توجه قرار گرفته و شاهد هم‌افزایی هرچه بیشتر ارکان نظام برای عزت و سربلندی ایران اسلامی باشیم. والسلام علی من اتبع الهدی جمعی از اساتید، مسئولان و مدیران دانشگاه‌های سراسر کشور 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒️ ما، امریکا و همه شکست‌های تاریخ ایران ▪️ یادداشت | علی محمدولی: گفتگویی از غلامعلی رشید می‌دیدم که در آن می‌گفت همیشه از خودش می‌پرسیده چرا در جنگ با عراق مجبور به پذیرش قطعنامه شدیم. می‌گفت همه چیز هم داشتیم. یعنی اینطور نبود که سلاح نداشته باشیم. داشتیم. آدم‌های مخلص و کاربلد و با ایمان هم بودند ولی آنطور که می‌خواستیم نشد و افسوسش تا آخر عمر با او باقی مانده بود. ➖ سوال او و حسرتش من را یاد سوال معروف عباس میرزا در مقابل سپاه روسیه می‌انداخت. چرا اینطور شد؟ سوالی که تکرارش روشنفکری معاصر ایرانی را تبدیل به پروژه‌ای برای پاسخ دادن به دلایل شکست کرده است. هر نسلی از روشنفکری ایرانی که آمده از خودش همین را پرسیده: چرا اینطور شد؟ چرا اینطور می‌شود؟ چرا شکست خوردیم؟ چرا شکست می‌خوریم؟ اما رشید سوال را یک پله ارتقاء داده بود: «چرا برنده نشدیم؟». به شکست نخوردن و از دست ندادن خاک قانع نبود. ➖ به هرحال ما جنگ با عراق را نباختیم همان‌طور که جنگ ١٢ روزه با اسراییل را نباختیم. جنگ دفاعی که در آن مهاجم به هدف‌هایش نرسیده باشد جنگ باخته نیست. اما آن پیروزی بی چون و چرا هم به دست نیامد. فقط زنجیره‌ی شکستهای‌مان شکست؛ زنجیره‌ی از دست دادن خاک؛ زنجیره‌ی از بین رفتن توافق‌های ملی با اشغال خارجی. ➖ ایرانی‌ها هشت سال جنگیدند و هم خاک نداند و هم نگذاشتند حمله خارجی توافقی را که مردم ایران در سال پنجاه و هفت به آن رسیده بودند از میان بردارد. سابقه‌ تلخ این دومی را هم دست‌کم صد و پنجاه سال در خاطره جمعی داشتند. چه تشکیل مجلس دوم در مشروطه که با اشغال روس‌ها بساطش جمع شد. چه توافق یا تسلیم به شکلی از دیکتاتوری تمرکزگرا با محوریت پهلوی اول که با اشغال متفقین از بین رفت. ➖ در واقع ایرانی‌ها به‌خاطر داشتند که دولت‌های قدرتمند خارجی علاوه بر جدا کردن خاک یک کار دیگر هم می‌کردند. می‌زدند زیر بساط توافق‌های ملی. فارغ از آنکه ماهیت این توافق چه باشد. آن‌ها نه تنها نمی‌گذاشتند ایرانی‌ها تصمیم‌های خوب بگیرند، بلکه حتی به آن‌ها امکان نمی‌دادند که تصمیم اشتباه بگیرند و از این طریق بعنوان ملت تجربه کسب کنند و مثلا بفهمند در عمل چیزی به اسم دیکتاتوری مصلحانه ممکن نمی‌شود. به همین دلیل مهمترین شعار پنجاه و هفت استقلال بود. یعنی ما خودمان برای خودمان تصمیم می‌گیریم حتی اگر اشتباه باشد. ➖ مفهوم ملت هم همین است. گروهی که می‌توانند برای خودشان تصمیم بگیرند. تصمیم‌های خوب، تصمیم‌های بد و گاهی تصمیم‌های نامفهوم. اما کسی حق ندارد توافق جمعی آنها را از بیرون به هم بزند. خشم‌ ملی در آن سال‌ها از آمریکا هم از آنجا آمده بود و پشت سرش ایدئولوژی نبود، خاطره جمعی بود. در واقع مرگ بر آمریکا در آن لحظه تاریخی نه شعاری چپ‌گرایانه که شعاری ملّی بود. می‌خواستند انتقام عباس میرزا و ستارخان و مصدق و حتی رضاشاه را یک‌جا بگیرند. آمریکا در آن سال هم روسیه بود هم انگلستان هم پرتغال. آمریکا فشرده‌ خاطره‌ نفی استقلال ایرانیان به‌عنوان یک ملت بود. ایرانی‌ها انقلاب کردند، جنگ کردند و نباختند. این یک گام به پیش بود اما کافی نبود. دست‌کم برای آدمی از جنس غلامعلی رشید. ➖ حالا امپراطوری آمریکا بیست و پنج روز است که مستقیما و به خشن‌ترین شکل ممکن به ایران حمله کرده است. در این لحظه برای ما بعنوان ایرانی، آمریکا اسکندر است؛ چنگیز است؛ تیمور است؛ روسیه تزاری است؛ پرتغالی در بندرعباس است؛ انگلیسی در هرات است؛ لحظه‌ی اشغال ایران در جنگ دوم و تحقیر نشست تهران و دعوت نکردن شاه ایران است؛ فشار جدایی بحرین است؛ ناتمام ماندن مجلس مشروطه است؛ دستور تبعید رضاشاه است؛ حتی لحظه‌ی پشت کردن متفرعنانه به محمدرضا پهلوی بیمار و پناه ندادن به او است. ➖ حالا ما ایرانی‌هایی هستیم که با یک نسبتی (بعضی بیشتر و بعضی کمتر) در این موقعیت قرار گرفته‌ایم که مسیر تاریخ را تغییر بدهیم. نه این‌که فقط بازنده نباشیم. بلکه اکنون چشم‌اندازی پیدا شده که به‌عنوان یک ملت پیروز بیرون بیاییم و اگر به تاریخ پررنج و تلاش ایرانیان برای رسیدن به این لحظه نگاه کنیم، حرف عجیبی نیست گفتنِ این‌که لیاقتش را داریم. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
📊 آینده واقع‌بینانه جنگ برای آمریکا: ۷۵ درصد از اندیشکده‌های مهم آمریکایی، سناریوهای بدبینانه را محتمل می‌دانند. ▪️ گزارش | شناختیک: بررسی اندیشکده‌های معتبر آمریکایی درباره تجاوز آمریکایی-صهیونی به ایران، حاکی از آن است که ۷۵ درصد از اندیشکده‌های مهم آمریکایی، سناریوی محتمل آینده جنگ را بدبینانه و به زیان آمریکا ارزیابی کرده‌اند، سناریویی که از درگیری در جنگ فرسایشی و پرهزینه مشابه عراق و افغانستان، ناامنی بلندمدتِ تنگه هرمز و شوک اقتصادی به بازارهای جهانی سخن می‌گویند. خوش‌بینی اندک در اندیشکده‌های همسو با ترامپ ➖ آنچه این یافته را مهم‌تر می‌کند، توزیع این بدبینی در میان دو اردوگاه فکری آمریکاست. نیمی از اندیشکده‌های همسو با حمله ترامپ، مانند بنیاد هریتج، [بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (HDD)، موسسه امریکن اینترپرایز(AEI)، به آینده مطلوب جنگ امید دارند و نیمی دیگر نیز مانند [شورای آتلانتیک، موسسه رند، [مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) جنگ را فرسایشی، پرهزینه و همراه با تبعات اقتصادی و امنیتی می‌بینند. این یعنی حتی در بخشی از طیف فکری نزدیک به سیاستِ «فشار حداکثری» نیز اجماع محکمی درباره امکان تحقق یک «ضربه نهایی» وجود ندارد. به بیان روشن‌تر، اردوگاهی که از حیث سیاسی بیش از دیگران به گزینه سخت متمایل است، خود نیز نسبت به پیامدهای آن دچار تردید جدی شده است. پیش‌بینی جنگی پر هزینه و بدون استراتژی خروج موفق ➖ در سوی دیگر، اندیشکده‌های غیرهمسو با حمله ترامپ، تصویری به‌مراتب تیره‌تر ارائه می‌کنند. در این بخش، سهم سناریوی خوش‌بینانه برای آمریکا عملاً صفر است و همه اندیشکده‌های این طیف شامل [مرکز امنیت نوین آمریکا(CNAS)، شورای روابط خارجی (CFR)، بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی (CEIP)، موسسه کاتو](CATO.ORG)، مرکز بلفر، موسسه بروکینگ به سناریوی بدبینانه معتقدند. این یافته‌ها نشان می‌دهد هرچه از فضای سیاسی-تبلیغاتی فاصله می‌گیریم و به محاسبات راهبردی نزدیک‌تر می‌شویم، احتمال موفقیت سریع و کم‌هزینه آمریکا کمتر شده و برآوردها به گرفتاری در باتلاقی همچون عراق و افغانستان اشاره دارد. مسئله اصلی برای این طیف نه فقط آغاز جنگ، بلکه ناتوانی کاخ سفید در کنترل پایان آن است. تصمیم به جنگ از توان اداره جنگ جداست ➖ در محافل راهبردی آمریکا، رؤیای ضربه نهایی همچنان خواستنی است، اما شدنی تلقی نمی‌شود. بدبینی ۷۵ درصدی اندیشکده‌ها نشان می‌دهد مسئله امروز واشنگتن کمبود اراده نیست؛ کمبود اطمینان به موفقیت است. همین شکاف میان اراده و امکان، مهم‌ترین دلیل برای پررنگ شدن سناریوی فرسایشی و پرهزینه در ارزیابی نخبگان آمریکایی است. یعنی همان نقطه‌ای که «تصمیم به جنگ» از «توان اداره جنگ» جدا می‌شود. ➖ شایان ذکر است، این تحلیل بر اساس فراتحلیل گزارش‌های ۱۲ اندیشکده‌ معتبر آمریکایی در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنظیم شده است. ✅ روش: فراتحلیل ✅ بازه زمانی: ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ ✅ معیار انتخاب اندیشکده‌ها: آخرین رتبه‌بندی برترین اندیشکده‌های روابط خارجی و امور بین‌الملل توسط Global Go To Think Tank - Brookings Institution - Carnegie Endowment for International Peace - Center for Strategic and International Studies (CSIS) - RAND Corporation - Atlantic Council - Council on Foreign Relations (CFR) - Center for a New American Security (CNAS) - Heritage Foundation - Cato Institute - American Enterprise Institute (AEI) - Belfer Center for Science and International Affairs - Foundation for Defense of Democracies (FDD) 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
📝یک تجربه حفاظتی با مشارکت محلی | بخش اول ✍محسن جعفری اندیشکده پایا ▪️اوایل جنگ بود که خبر اصابت پهبادی به پست ایست و بازرسی محله میدان شهدا رو شنیدیم. پهباد، بمبی با ترکش های ساچمه ای بسیار زیاد را وسط ایست و بازرسی پرتاب کرده بود. صحنه بسیار ناراحت کننده ای بود. ترکشی بزرگ، قلب یکی از بسیجی ها از سینه بیرون آورده بود. تعدادی از بسیجی ها مجروح و شهید شده بودند. تا پیش از این بسیج با پهباد مورد حمله قرار نگرفته بود. فرمانده میدان معتقد بود بسیجی ها باید به جلیقه و کلاه ضدترکش مجهز شوند تا میزان تلفات کمتر شود. دشمن بعدتر با نتیجه نگرفتن از پهباد، تروریست های مسلح را به سمت پست های ایست و بازرسی روانه کرد تا تلفات بگیرد. خانه اندیشه ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
خانه اندیشه‌ورزان
بخش دوم ➖ بررسی کردیم و متوجه شدیم تجهیزات حفاظتی گران است و تامین مالی آن برای کل محلات تهران می‌تواند با مشارکت مردمی انجام شود. زنجیره تامین پهبادی و موشکی کشور آسیب دیده و قاعدتا بخش عمده ای از منابع مالی به سمت بازسازی این زنجیره ها سرازیر می‌شود. بسیج در عین اینکه تابع مقررات سازمان است ریشه در مردم دارد و نیرویی داوطلبانه است. از طرف دیگر مردم اطلاعی از نیاز تجهیزات حفاظتی بسیجی ها ندارند و الا در حوزه نیاز شناخته شده وعده های غذایی، وضعیت با حمایت گروه های جهادی و مواکب مناسب است. ➖ مناسب دیدیم تامین مالی در فضای عمومی توسط خود بسیج انجام نشود تا برخی تصور ضعف از این نهاد پیدا نکنند. با چند مسجد و کانون فرهنگی محلی گفتگو کردیم. دست آخر کانون فرهنگی آل یاسین که دکتر سید مهدی زریباف (اقتصاددان اسلامی) متولی آن است کاندید تعریف پروژه جمع سپاری مالی در پیام رسان بله شد. ➖در بررسی ها متوجه شدیم امکان تامین جلیقه حفاظتی با قیمت مناسب و بنا به تقاضای رده نظامی وجود دارد. برخی شرکت‌های فناور این تجهیزات را تولید یا تامین می‌کنند و دارای تاییدیه وزارت دفاع هستند. ➖پروژه را با هدف جذب مشارکت ۲۰۰ میلیون تومانی در ۴ روز تعریف کردیم. اولین تجربه ما در این مقیاس بود. روایت ما در پروژه، مخاطب را متوجه مسأله ای میکرد که بخوبی و با جزییات دیده نشده بود:« رژیم حمله به ایست و بازرسی ها رو به عنوان هدف اعلام کرده و آنها را با پهبادهای هرون و هرمس مورد حمله قرار می‌دهد تا در صورت موفقیت زمینه را برای حملات تروریستی در سطح شهر فراهم کند. با تامین کلاه و جلیقه ضدگلوله میتوان میزان مجروحین و شهدای بسیجی را کاهش داد. تاکید کردیم این تامین مالی برای بسیجیان محله میدان شهدا انجام می‌شود و محله گرایی راهبرد ماست» ➖هنوز دو روز نگذشته بود که نیمی از پروژه تامین مالی شد. خرید اول انجام شد و در اختیار بسیج محله شهدا قرار گرفت. گزارش تصویری را در کانال کانون منتشر کردیم. در کنار کمک های مردمی که در پیام رسان بله واریز می‌شد با دوستانی که می‌شناختیم تماس گرفتیم و آن ها برای مشارکت در پروژه ترغیب کردیم. علی رغم حساب بله، شماره کارت و شبا رو نیز در توضیحات پروژه درج کردیم. بالاتر از تصور ما در کمتر از ۴ روز، سه برابر هدف پروژه (۶۰۰ میلیون تومان) تامین مالی شد. ➖ پروژه هنوز خاتمه پیدا نکرده بود که از محلات دیگر تماس گرفتند. آن ها نیز شهید و مجروحین داده بودند و نیاز مشابه داشتند و ما پذیرایشان هستیم. هدف کلان ما نیز از ابتدا اشاعه این الگو در محلات دیگر بود. معتقد بودیم باید به مردم تکیه کرد. همچنان که خمینی کبیر (ره) در صدر پیام تشکیل جهادسازندگی فرمودند: «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت...» خانه اندیشه ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse