eitaa logo
خانه اندیشه‌ورزان
1.4هزار دنبال‌کننده
379 عکس
118 ویدیو
4 فایل
«خانه اندیشه‌ورزان» محلی برای رفت‌و‌آمد، حضور و گفت‌وگوی اندیشه‌ورزان و سیاست‌گذاران کشور است که هدف خود را عمق‌بخشی و رشد جریان‌های اندیشه‌محور و فکریِ حل مسئله در کشور، از طریق حمایت از آن‌ها می‌داند. https://yek.link/khana
مشاهده در ایتا
دانلود
📝یک تجربه حفاظتی با مشارکت محلی | بخش اول ✍محسن جعفری اندیشکده پایا ▪️اوایل جنگ بود که خبر اصابت پهبادی به پست ایست و بازرسی محله میدان شهدا رو شنیدیم. پهباد، بمبی با ترکش های ساچمه ای بسیار زیاد را وسط ایست و بازرسی پرتاب کرده بود. صحنه بسیار ناراحت کننده ای بود. ترکشی بزرگ، قلب یکی از بسیجی ها از سینه بیرون آورده بود. تعدادی از بسیجی ها مجروح و شهید شده بودند. تا پیش از این بسیج با پهباد مورد حمله قرار نگرفته بود. فرمانده میدان معتقد بود بسیجی ها باید به جلیقه و کلاه ضدترکش مجهز شوند تا میزان تلفات کمتر شود. دشمن بعدتر با نتیجه نگرفتن از پهباد، تروریست های مسلح را به سمت پست های ایست و بازرسی روانه کرد تا تلفات بگیرد. خانه اندیشه ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
خانه اندیشه‌ورزان
بخش دوم ➖ بررسی کردیم و متوجه شدیم تجهیزات حفاظتی گران است و تامین مالی آن برای کل محلات تهران می‌تواند با مشارکت مردمی انجام شود. زنجیره تامین پهبادی و موشکی کشور آسیب دیده و قاعدتا بخش عمده ای از منابع مالی به سمت بازسازی این زنجیره ها سرازیر می‌شود. بسیج در عین اینکه تابع مقررات سازمان است ریشه در مردم دارد و نیرویی داوطلبانه است. از طرف دیگر مردم اطلاعی از نیاز تجهیزات حفاظتی بسیجی ها ندارند و الا در حوزه نیاز شناخته شده وعده های غذایی، وضعیت با حمایت گروه های جهادی و مواکب مناسب است. ➖ مناسب دیدیم تامین مالی در فضای عمومی توسط خود بسیج انجام نشود تا برخی تصور ضعف از این نهاد پیدا نکنند. با چند مسجد و کانون فرهنگی محلی گفتگو کردیم. دست آخر کانون فرهنگی آل یاسین که دکتر سید مهدی زریباف (اقتصاددان اسلامی) متولی آن است کاندید تعریف پروژه جمع سپاری مالی در پیام رسان بله شد. ➖در بررسی ها متوجه شدیم امکان تامین جلیقه حفاظتی با قیمت مناسب و بنا به تقاضای رده نظامی وجود دارد. برخی شرکت‌های فناور این تجهیزات را تولید یا تامین می‌کنند و دارای تاییدیه وزارت دفاع هستند. ➖پروژه را با هدف جذب مشارکت ۲۰۰ میلیون تومانی در ۴ روز تعریف کردیم. اولین تجربه ما در این مقیاس بود. روایت ما در پروژه، مخاطب را متوجه مسأله ای میکرد که بخوبی و با جزییات دیده نشده بود:« رژیم حمله به ایست و بازرسی ها رو به عنوان هدف اعلام کرده و آنها را با پهبادهای هرون و هرمس مورد حمله قرار می‌دهد تا در صورت موفقیت زمینه را برای حملات تروریستی در سطح شهر فراهم کند. با تامین کلاه و جلیقه ضدگلوله میتوان میزان مجروحین و شهدای بسیجی را کاهش داد. تاکید کردیم این تامین مالی برای بسیجیان محله میدان شهدا انجام می‌شود و محله گرایی راهبرد ماست» ➖هنوز دو روز نگذشته بود که نیمی از پروژه تامین مالی شد. خرید اول انجام شد و در اختیار بسیج محله شهدا قرار گرفت. گزارش تصویری را در کانال کانون منتشر کردیم. در کنار کمک های مردمی که در پیام رسان بله واریز می‌شد با دوستانی که می‌شناختیم تماس گرفتیم و آن ها برای مشارکت در پروژه ترغیب کردیم. علی رغم حساب بله، شماره کارت و شبا رو نیز در توضیحات پروژه درج کردیم. بالاتر از تصور ما در کمتر از ۴ روز، سه برابر هدف پروژه (۶۰۰ میلیون تومان) تامین مالی شد. ➖ پروژه هنوز خاتمه پیدا نکرده بود که از محلات دیگر تماس گرفتند. آن ها نیز شهید و مجروحین داده بودند و نیاز مشابه داشتند و ما پذیرایشان هستیم. هدف کلان ما نیز از ابتدا اشاعه این الگو در محلات دیگر بود. معتقد بودیم باید به مردم تکیه کرد. همچنان که خمینی کبیر (ره) در صدر پیام تشکیل جهادسازندگی فرمودند: «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت...» خانه اندیشه ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒️ چگونه چین و روسیه جنگ با ایران را متفاوت می‌بینند ▪️ خلاصه مقاله | نشنال اینترست: تفاوت راهبردی بنیادین چین و روسیه هرچند هر دو مخالف سلطه غرب و منتقد اقدامات نظامی اسرائیل هستند و روابط نزدیکی با ایران دارند، اما رویکردشان به جنگ ایران عمیقاً متفاوت است. چین به دنبال میانجی‌گری و حفظ ثبات سیستماتیک است، در حالی که روسیه بحران را فرصتی برای بهره‌برداری ژئوپلیتیکی و تضعیف غرب می‌بیند. چین؛ متعادل‌کننده اقتصادی چین ایران را شریکی اقتصادی (تأمین‌کننده انرژی و گره لجستیکی) می‌بیند، نه متحدی انحصاری. سیاست پکن حفظ همزمان روابط با ایران، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس است. بنابراین جنگ را تهدیدی برای جریان انرژی و زنجیره تأمین جهانی خود تلقی کرده و خواهان کاهش تنش، آتش‌بس و میانجی‌گری است. روسیه؛ هم‌سو و فرصت‌طلب راهبردی روسیه روابطی امنیتی، اطلاعاتی و نظامی با ایران دارد و خود را هم‌سوی سیاسی تهران می‌داند. این کشور جنگ را ابزاری برای روایت‌سازی علیه غرب، منحرف کردن توجه از اوکراین و افزایش قیمت انرژی (به نفع اقتصاد خود) می‌بیند. برخلاف چین، روسیه محدودیت کمتری در قبال اسرائیل داشته و جسورانه‌تر از تهران حمایت می‌کند. رویکرد متفاوت به اسرائیل چین با وجود انتقاد از اقدامات اسرائیل، روابط خود را با تل‌آویو حفظ می‌کند تا توانایی مانور میان بلوک‌های رقیب را داشته باشد. اما روسیه به دلیل اختلافات در سوریه و جنگ اوکراین، رابطه رو به زوالی با اسرائیل دارد و در هم‌راستایی لفظی با ایران محدودیت کمتری احساس می‌کند. دو فلسفه قدرت در نظم چندقطبی در نهایت، چین به عنوان «مدیر سیستم محتاط» عمل می‌کند که خواهان ثبات، کاهش ریسک و جایگزینی معتبر برای رهبری غرب است. روسیه اما «فرصت‌طلب راهبردی» است که بی‌آنکه مستقیماً درگیر شود، از بی‌ثباتی برای منافع خود بهره می‌برد. این واگرایی نشان می‌دهد که همکاری چین و روسیه بیش از آنکه یکپارچه و ایدئولوژیک باشد، عمل‌گرایانه و تاکتیکی است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahousr
🗒️ کنش جمعی و حضور اجتماعی چگونه قابلیت استمرار پیدا می‌کند؟ گذار از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در جنگ رمضان ▪️ مصاحبه | دکتر محسن دنیوی، مدیر گروه سیاست‌گذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی: مسئله تداوم حضور و مشارکت اجتماعی مردم پس از پایان یک دوره بحرانی - به‌ویژه جنگ - از جمله پرسش‌های مهم در حوزه‌های علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری عمومی است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که شکل‌گیری کنش‌های جمعی گسترده در بزنگاه‌های خاص، اگرچه پدیده‌ای پیچیده و ارزشمند است، اما لزوماً به تداوم و نهادینه‌شدن این رفتارها در دوره‌های بعدی منجر نمی‌شود. به همین دلیل، تحلیل سازوکارهای تبدیل این حضور مقطعی به یک روند پایدار، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. ➖ در شرایط جنگی، یک هدف روشن و فوری - مانند دفاع از سرزمین یا حفظ انسجام ملی - به طور طبیعی به همگرایی اجتماعی دامن می‌زند. این همگرایی، با ایجاد نوعی انرژی جمعی، افراد را به مشارکت فعال در عرصه‌های مختلف سوق می‌دهد. با این حال، با کم‌رنگ‌شدن یا پایان این وضعیت، همان نیروی پیشران نیز تضعیف می‌شود و در نبود سازوکارهای جایگزین، مشارکت اجتماعی به‌تدریج فروکش می‌کند. بنابراین، تداوم این حضور نیازمند مداخله آگاهانه و طراحی اجتماعی در سطوح مختلف است. ➖ نخستین سطح، به نحوه پیوندخوردن تجربه جمعی با زیست فردی بازمی‌گردد. کنش‌های جمعی زمانی قابلیت استمرار پیدا می‌کنند که درونی شوند و به بخشی از هویت و عادت‌های روزمره افراد تبدیل گردند. در غیر این صورت، وابستگی صرف به فضای جمعی موجب می‌شود که با تضعیف آن فضا، انگیزه فردی نیز از میان برود. از این منظر، تقویت ابعاد فردی مشارکت - اعم از کنش‌های معنادار شخصی، تجربه‌های درونی و بازاندیشی فردی - می‌تواند به تثبیت این پیوند کمک کند و آن را از یک رفتار موقعیتی به یک رویه پایدار بدل سازد. ➖ سطح دوم، به سازمان‌یافتگی میان‌سطحی یا شکل‌گیری هسته‌های کوچک اجتماعی مربوط است. میان کنش فردی و حضور در توده‌های بزرگ، شکافی وجود دارد که می‌تواند از طریق گروه‌های کوچک و منسجم پر شود. این هسته‌ها، به دلیل مقیاس محدود و انسجام بیشتر، امکان کنش مؤثر، انعطاف‌پذیری و تداوم را افزایش می‌دهند. همچنین، تنوع کارکردی این گروه‌ها - بر اساس مهارت‌ها و علایق اعضا - به گسترش دامنه مشارکت اجتماعی کمک می‌کند. اهمیت این سطح در آن است که می‌تواند به‌عنوان پل ارتباطی میان تجربه‌های فردی و حرکت‌های کلان اجتماعی عمل کند و از فروپاشی شبکه‌های اجتماعی پس از پایان بحران جلوگیری نماید. ➖ سطح سوم، به بازتعریف افق و هدف مشترک در دوره پساجنگ مربوط می‌شود. در غیاب یک «مسئله مشترک»، انسجام اجتماعی به طور طبیعی دچار فرسایش می‌شود. از این رو، ضروری است که یک روایت جدید و یک خواسته جمعی فراگیر برای آینده شکل گیرد؛ روایتی که بتواند انرژی و سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در دوران جنگ را در مسیری تازه هدایت کند. این هدف می‌تواند در قالب مفاهیمی مانند توسعه ملی، پیشرفت همه‌جانبه یا ساخت آینده‌ای مطلوب تعریف شود و به‌عنوان امتداد معنایی تجربه جنگ، نقش انسجام‌بخش خود را ایفا کند. ▫️ در مجموع، می‌توان گفت که تداوم حضور اجتماعی مردم در دوره پساجنگ، نه امری خودبه‌خودی، بلکه نیازمند یک چارچوب تحلیلی و طراحی چندلایه است. این طراحی باید به طور هم‌زمان سه بعد مکمل را در بر گیرد: درونی‌سازی فردی، سازمان‌یافتگی در قالب هسته‌های کوچک، و بازتعریف هدف جمعی در سطح کلان. تنها از خلال این ترکیب است که می‌توان از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در حیات اجتماعی دست یافت. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒️ خاکریز را از تنگه هرمز، به دریای سرخ ببرید ▪️ یادداشت | ثمانه وطن‌خواه: در ادبیات دفاعی همواره مفهوم خاکریز زدن به معنای تعیین خطوط تقابل مقابل دشمن بوده است و برای کاهش آسیب به خط اصلی پیشروی نیروهای خودی، در خطوطی جلوتر نیز برخی خاکریزهای فرعی طراحی می‌شود تا دشمن از نزدیک شدن به خطوط اصلی باز بماند. ➖ با ادامه جنگ نامشروع دشمن صهیونی آمریکایی و عدم تحقق هیچ یک از اهداف ایشان، دشمن ناجوانمردانه و از روی استیصال به دنبال انتقام از مردم بوده و در این راستا شروع به تعرض به زیرساخت‌های نموده است. از سوی دیگر دشمن با طرح موضوع لزوم بازگشایی بی‌قید و شرط تنگه هرمز جهت توقف جنگ، به نظر می‌رسد بدون ایجاد یک خاکریز جلوتر و اعمال فشار بیشتر به دشمن، ضربات به زیرساخت‌های کشور همچنان ادامه داشته باشد و در نهایت خود تنگه هرمز و کنترل آن به عنوان بخشی از موارد معاملاتی پایان جنگ مدنظر قرار گیرد. ➖ در این رابطه با هدف افزایش فشار به دشمن و ایجاد شوک مجدد قیمتی به نفت، زدن ضربات تاکتیکی به کشورهای عربستان و امارات به عنوان تامین‌کنندگان مالی و میزبان پایگاه های آمریکایی و خلق دستاوردهای میدانی جهت هرگونه مذاکره جهت پایان‌بندی جنگ و تبدیل نمودن حق کنترل تنگه هرمز از عناصر tradable روی میز برای مذاکره، به عنوان حق مسلم و عنصر غیرقابل‌مذاکره non tradable لازم است پیش از تحمل ضربات جبران ناپذیر تر در زیرساخت‌های کشور دریای سرخ در اقدامی فعالانه ناامن شده و جریان عبور نفت عربستان به منظور دور زدن تنگه هرمز مختل گردد. ➖ در این رابطه می‌توان از راهبرد تصعید پله‌ای استفاده کرد. در ابتدای امر با هدف قرار گرفتن چند نفتکش توسط برادران یمنی، امنیت این دریا را مختل نمود که این موضوع با افزایش طبیعی نرخ بیمه کشتی جریان نفت را مختل خواهد نمود. ➖ در مرحله‌ بعد بستن تنگه باب‌المندب توسط برادران یمنی در دستور کار قرار بگیرد که البته این موضوع خود می‌تواند یک منبع درآمدی برای یمن ایجاد کند و تعداد تنگه‌‌های مشمول عوارض را به دو‌ تنگه افزایش دهد که این موضوع می‌تواند قدرت چانه زنی را بالاتر ببرد. ➖ در مرحله نهایی نیز تخریب خط لوله، ایستگاه های پمپاژ و یا بازوهای بارگیری با عملیات پرچم دروغین در دستور کار قرار بگیرد. ناامنی دریای سرخ، تاثیر زیادی برای افزایش شدت شوک قیمتی به نفت داشته و بایستی سریعتر در دستورکار رزمندگان اسلام قرار گیرد. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
📊 تحلیل جنگ (مبتنی بر تحولات روز، اخبار و داده‌های در دسترس) ▪️ یادداشت | تحلیله: تداوم الگوی «ضرب‌الاجل–تمدید» در کنار آماده‌سازی برای تشدید، هم‌زمان با فشار میدانی و فرسایش منابع، جنگ را در وضعیت تعلیقِ پرریسک نگه داشته است. تحلیل روندهای اصلی ➖ الگوی رفتاری آمریکا در روزهای اخیر بر پایه مدیریت هم‌زمان «فشار و تعلیق» شکل گرفته است. تمدید مهلت حمله به تأسیسات انرژی، نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه بخشی از یک تاکتیک برای خرید زمان، تکمیل آرایش نیروها و افزایش فشار روانی است. هم‌زمانی این مهلت با رسیدن هزاران نیروی جدید (بیش از ۵ هزار تفنگدار دریایی و چند هزار نیروی هوابرد، با احتمال اعزام ۱۰ هزار نیروی دیگر) نشان می‌دهد که گزینه‌های تشدید، به‌ویژه در قالب عملیات‌های محدود زمینی، به‌طور جدی روی میز قرار دارد. ➖ در سطح عملیاتی، گزارش‌ها از برنامه‌ریزی برای «ضربه نهایی» و بررسی چهار گزینه زمینی علیه جزایر و زیرساخت‌های نفتی، حاکی از آن است که واشنگتن به‌دنبال تغییر موازنه از طریق اقداماتی نمادین اما پرریسک است. با این حال، هم‌زمان نشانه‌هایی از فرسایش جدی نیز دیده می‌شود: غیرقابل‌سکونت‌شدن بخش‌هایی از پایگاه‌های آمریکا، مصرف بیش از هزار موشک پاتریوت PAC-3 در کمتر از یک ماه و نگرانی درباره کاهش ذخایر تاد، همگی بیانگر فشار عملیاتی بالا هستند. حتی بحث انتقال بخشی از کمک‌های نظامی از جبهه اوکراین، نشان‌دهنده محدودیت منابع است. ➖ تناقض در روایت‌های آمریکا (از «نابودی برنامه هسته‌ای» تا «تهدید فوری») شکاف ادراکی ایجاد کرده و همراه با مخالفت افکار عمومی، تصمیم‌گیری را محدود کرده است. هم‌زمان، جنگ در منطقه چندجبهه‌ای‌تر شده؛ لبنان و سوریه به‌طور فعال درگیر شده‌اند و سطح تنش بالا مانده است. ریسک گسترش جنگ به حوزه انرژی (به‌ویژه باب‌المندب) می‌تواند آن را به یک بحران جهانی تبدیل کند. در این میان، تلاش‌های میانجی‌گری محدود و شکننده‌اند و تحت‌تأثیر تشدید میدانی، کارایی پایینی دارند. ▫️ سناریوهای محتمل *۱- * گسترش جنگ به سطح منطقه‌ای و زیرساخت‌های انرژی — ۳۱٪ *۲-* فشار اقتصادی و شوک انرژی به‌عنوان محرک تنش‌زدایی — ۲۷٪ *۳-* تشدید فشار و شکاف سیاسی داخلی در آمریکا — ۲۴٪ *۴-* عملیات‌های پرریسک‌تر از جمله حمله زمینی — ۱۷٪ ▫️ جمع‌بندی راهبردی هم‌زمان، چندجبهه‌ای شدن درگیری، فشار بر زیرساخت‌های انرژی و محدودیت‌های داخلی آمریکا، جنگ را به یک رقابت چندلایه تبدیل کرده که در آن هیچ‌یک از طرفین به‌سادگی قادر به عقب‌نشینی نیستند. بنابراین، محتمل‌ترین مسیر، ادامه یک جنگ فرسایشی با نقاط اوج ناگهانی است؛ جایی که هرگونه اختلال در یکی از سه سطح «میدان»، «انرژی» یا «سیاست داخلی» می‌تواند به تغییر سریع فاز درگیری منجر شود. ▪️ تحولات مهم *–* تمدید مهلت حمله به تأسیسات انرژی تا ۶ آوریل در کنار ادعای مذاکرات و تکذیب ایران. *–* تثبیت الگوی «ضرب‌الاجل - تمدید - ضرب‌الاجل جدید». *–* هم‌زمانی تمدید مهلت با رسیدن نیروهای جدید آمریکا به منطقه. *–* برنامه‌ریزی پنتاگون برای «ضربه نهایی» و بررسی گزینه‌های زمینی علیه جزایر و نفت. *–* اعزام بیش از ۵ هزار تفنگدار دریایی و نیروهای هوابرد؛ بحث اعزام ۱۰ هزار نیروی دیگر. *–* غیرقابل‌سکونت‌شدن بخش‌هایی از پایگاه‌های آمریکا و افزایش فشار عملیاتی. *–* بحران ذخایر پاتریوت/تاد و مصرف گسترده موشک‌های دفاعی. *–* تناقض در روایت‌ها درباره وضعیت برنامه هسته‌ای ایران. *–* تشدید درگیری در لبنان، حملات گسترده و شلیک راکت‌های حزب‌الله. *–* اعزام پنجمین یگان اسرائیل به لبنان؛ آماده‌سازی یگان ششم. *–* گسترش تحرکات نظامی اسرائیل در سوریه. *–* نظرسنجی‌های متعدد: اکثریت قاطع آمریکایی‌ها مخالف اعزام نیروی زمینی؛ نارضایتی شدید از مدیریت جنگ. *–* تهدید گسترش جنگ به باب‌المندب و زیرساخت‌های انرژی منطقه. *–* فعال‌شدن محدود مسیرهای میانجی‌گری با نقش برخی بازیگران منطقه‌ای از جمله ترکیه. *–* احتمال انتقال منابع از جبهه اوکراین به این جنگ. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒️ چگونه از رخدادهای جنگی، استعاره مفهومی می‌سازیم استعاره عصر حجر چگونه ما را در طول تاریخ، عرض باورها و ارتفاع آگاهی امتداد می‌بخشد؟ ▪️یادداشت | مسعود زین‌العابدین: جنگ، مجموعه‌ای از رخدادهای پی‌در‌پی را ایجاد می‌کند که با سرعتی زیاد از مقابل دیدگان ما می‌گذرد. هنوز بحث درباره نیروگاه تمام نشده، بحث پل پیش می‌آید، هنوز پل‌پژوهی تمام نشده، ماجرای اف۳۵ مطرح می‌شود. پیگیری اخبارِ هر یک از این رخدادها برای افرادی که این وقایع و اخبار را پیگیری می‌کنند، مجموعه‌ای از یاس و امید را ایجاد می‌کند اما وظیفه کنش‌گران اجتماعی و اصحاب علوم انسانی، امتدادبخشیدن تاریخی به این تک‌واقعه‌های منحصر به زمان حال است. ➖ این ما هستیم که باید از رخدادهای جنگ، استعاره مفهومی بسازیم و ذهن مخاطب را در طولِ تاریخ و عرضِ باورها و ارتفاعِ آگاهی امتداد ببخشیم. استعاره وطن، استعاره عصر حجر، استعاره تسلیم، استعاره مقاومت، استعاره خیابان و میدان، استعاره شهادت و ده‌ها استعاره دیگر، ما را به گذشته و آینده پیوند می‌دهند؛ از واقعه شهادت شهید تنگسیری به بازخوانی رئیسعلی دلواری فراخوانده می‌شویم، از واقعه وطن‌فروشی به بازخوانی «خاک می‌خوریم خاک نمی‌دهیم» ستارخان می‌رسیم، از واقعه انهدام پل به تامل بیشتر درباره ادعای کمک‌رسانی نیروی خارجی رهنمون می‌شویم، از نقش‌آفرینی مردم در خیابان و استعاره خیابان و میدان به یکپارچگی می‌رسیم و به آن کودک شیرخوار سهمی هم‌پایه با افسر پدافند و موشکی می‌دهیم و یکایک این استعاره‌ها خودآگاهی یک ملت را رقم می‌زند. ➖ استعاره عصر حجر نیز ناخودآگاه ایرانی را به خودآگاهی تاریخی فراخوانده است؛ از طرفی مرزهای گسترده کهن را به یاد آورده است که چگونه در طول زمان به خاطر بی‌کفایتی و بی‌ابزاری حکام این سرزمین تجزیه شدند و از دیگرسو، فرصتی را فراهم می‌کند تا داشته‌هایمان را مرور کنیم؛ همان داشته‌هایی که سال‌هاست در بمباران رسانه‌ای برای ما کوچک نشان داده شده‌اند. تبدیل اخبار و واقعه به استعاره مفهومی، رسالت بزرگ اصحاب علوم انسانی ماست. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
🗒️ جنگ، اقتصاد و فرصتی تاریخی ▪️ یادداشت | محمد فدایی: در سال‌های اخیر، هم‌زمان با بروز هر نشانه‌ای از تنش در منطقه، گزاره‌ای آشنا در افکار عمومی و محافل کارشناسی تکرار می‌شود: «جنگ را پایان دهید تا به توسعه و اقتصاد برسیم.» ➖ این نگاه که توسعه را ثمره بدیهی صلح و درگیری را صرفاً اتلاف منابع می‌پندارد، در ظاهر کاملاً عقلانی می‌نماید. اما با نگاهی عمیق‌تر به تجربه قدرت‌های بزرگ و واقعیت‌های موقعیت ایران در نظم منطقه‌ای، این دوگانه‌ی ساده‌انگارانه به‌سرعت فرو می‌ریزد. ➖ تاریخ معاصر نشان می‌دهد که بسیاری از اقتصادهای مسلط جهانی، هژمونی خود را بر بستر بازآرایی نظم پس از جنگ بنا نهاده‌اند. برای نمونه، ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم و با توافق برتون‌وودز، توانست از برتری سیاسی و نظامی خود بهره برده و دلار را به محور نظام مالی جهان بدل سازد. این تجربه‌ها ثابت می‌کند که جنگ، نه‌تنها همواره مانع توسعه نیست، بلکه در مقاطع حساس تاریخی می‌تواند نقطه آغازین شکل‌گیری جهش‌های بزرگ اقتصادی باشد. گره کور اقتصاد ایران: کمبود بازار، نه کمبود ظرفیت ➖ برای ایران امروز با ظرفیت‌های عظیم اما محصور، گره کور اقتصاد در «کمبود ظرفیت» نیست، بلکه در «محدودیت بازار» نهفته است. ایران با برخورداری از نیروی انسانی تحصیل‌کرده، منابع سرشار انرژی، مواد معدنی و زیرساخت‌های صنعتی پتانسیل تولیدی بالایی دارد. اما اقتصادهای بزرگ صرفاً با توان تولیدی تعریف نمی‌شوند؛ شرط رشد پایدار آن‌ها، دسترسی به بازارهای پهناور است. ➖ در مقایسه با بازارهای عظیمی چون چین، هند و آمریکا یا اتحادیه اروپا، ایران با جمعیتی ۸۰ تا ۹۰ میلیون نفری، در مقیاس جهانی بازاری متوسط به شمار می‌رود. *اتحادیه اروپا نیز با همین منطق شکل گرفت تا مجموعه‌ای از کشورهای متوسط بتوانند یک بازار بزرگ مشترک ایجاد کنند. در این چارچوب، تحریم‌های اقتصادی را باید شبکه‌ای برای «مهندسی مهار بازار ایران» دانست که با ایجاد محدودیت‌های فراگیر، اقتصاد کشور را در حصاری بسیار تنگ‌تر از ظرفیت واقعی‌اش محبوس کرده‌اند. وقتی جنگ نظم را جابه‌جا می‌کند با درک این مسئله، اهمیت تحولات ژئوپلیتیک روشن‌تر می‌شود. جغرافیای ایران، مشرف بر حیاتی‌ترین شاهراه‌های انتقال انرژی و تجارت جهانی است. هرگونه تغییر در توازن قوا و افزایش کنترل بر این گلوگاه‌های راهبردی، می‌تواند شبکه‌ای از وابستگی‌های متقابل ایجاد کند و دامنه بازارهای در دسترس ایران را به شکل چشمگیری گسترش دهد. ➖ در نگاه کلاسیک و استعمارزده، آرامش پیش‌شرط توسعه است ؛ قاعده‌ای که برای اقتصادهای درهم‌تنیده با نظم موجود صدق می‌کند. اما برای کشوری که در مدار مهار دائمی قرار گرفته و مسیرهای متعارف توسعه بر آن بسته شده، معادله معکوس است: چنین کشوری تنها در لحظاتِ برهم‌خوردن نظم موجود است که می‌تواند جایگاه خود را ارتقا بخشد. از این منظر، تداوم فشار و تقابل نه از سر ماجراجویی ، که مبتنی بر محاسبه‌ای راهبردی است؛ چراکه پایان‌دادن زودهنگام به درگیری پیش از تثبیت جایگاه، چیزی جز بازگشت به انزوای پیشین نخواهد بود. ➖ این واقعیت، صف‌بندی نخبگان ایرانی را از سطحی صرفاً تخصصی، به تقابل دو رویکرد «شجاعانه» و «ترسو» ارتقا داده است. نخبگان ترسو با تکرار شعار «پایان تقابل برای اقتصاد» ، مروج الگوهای توسعه‌ای گلخانه‌ای و شکننده‌اند (نظیر برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس) که با کوچک‌ترین تکانه‌ی امنیتی فرو می‌پاشند. ➖ آنان از اساس ناباورند که ایران بتواند در مدارهای کلان راهبردی کنشگری کند. در مقابل، نخبگان شجاع به‌درستی دریافته‌اند که ورود به باشگاه اقتصادهای بزرگ با انفعال حاصل نمی‌شود؛ بلکه توسعه پایدار نیازمند جسارت است و دستاوردهای عظیم اقتصادی، دقیقاً در بزنگاه‌های حساس و با بهره‌گیری هوشمندانه از اهرم‌های قدرت خلق و تثبیت می‌شوند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse