🗒️ *ز صفحه شطرنج تا میدان نبرد؛ بازخوانی تکنیک گامبی در طراحی نبردهای نامتقارن
▪️ یادداشت | یاسمن حاجیان، اندیشکده رستا: در دنیای امروز که جنگها دیگر تنها در میدان نبرد تعریف نمیشوند، منطق گامبی میتواند در عرصههای اقتصادی، سایبری، اطلاعاتی و دیپلماتیک نیز به کار رود. آنچه اهمیت دارد، توانایی تبدیل ضعف به فرصت از طریق طراحی هوشمند است. در نهایت، برنده کسی است که بهتر بازی را طراحی کند، نه لزوماً کسی که مهرههای بیشتری دارد.
گشایش: از شطرنج تا استراتژی
➖ در شطرنج، «گامبی» به گشایشی گفته میشود که بازیکن در آن، آگاهانه یک مهره را قربانی میکند تا موقعیت برتری به دست آورد. این قربانی نه از ضعف، بلکه از محاسبه دقیق ناشی میشود: بازیکن میداند که از دست دادن یک مهره، در ازای کنترل مرکز صفحه، تحرک بیشتر، یا فشار روانی بر حریف، ارزشمند است.
➖ این منطق تنها به صفحه شطرنج محدود نمیماند. در نبردهای نامتقارن، جایی که یک طرف از نظر منابع، تجهیزات یا نیروی انسانی در موقعیت ضعفتر قرار دارد، «گامبی استراتژیک» میتواند هندسه کل بازی را تغییر دهد. سؤال اصلی این است: چگونه میتوان با هزینه دادن هوشمند، برتری ساختاری ایجاد کرد؟
منطق قربانی آگاهانه
➖ تفاوت بنیادین میان «هزینه اجباری» و «هزینه طراحیشده» در همینجاست. در جنگهای سنتی، طرف ضعیفتر معمولاً ناچار است تلفات بدهد؛ اما در منطق گامبی، هزینه دادن یک انتخاب محاسبهشده است که هدف مشخصی دارد: تغییر قواعد بازی. وقتی یک طرف آگاهانه از یک دارایی، موقعیت یا حتی اطلاعات خود میگذرد، در واقع دارد «هندسه نبرد» را بازطراحی میکند.
➖ این قربانی میتواند به شکلهای مختلفی ظاهر شود:
*-* قربانیکردن پایگاههای ثابت برای دستیابی به تحرک
*-* قربانیکردن پنهانکاری برای غافلگیری استراتژیک
*-* قربانیکردن برخی منابع برای متمرکز کردن قدرت در نقطه حساس
*-* قربانی کردن سرعت برای دقت بیشتر
➖ در همه این موارد، طرف ضعیفتر با پذیرش یک هزینه کوتاهمدت، حریف را مجبور میکند در زمینی بازی کند که برتری او در آن کمرنگتر است. این دقیقاً همان چیزی است که در شطرنج اتفاق میافتد: بازیکن گامبی، حریف را از منطقه امن خود بیرون میکشد.
پاد-طراحی: مات کردن از طریق مدیریت هزینه
➖ تاریخ نبردهای نامتقارن، پر از نمونههایی است که در آنها طرف ضعیفتر با استفاده از منطق گامبی، طرف قویتر را به دام انداخته است.
*-* جنگ ویتنام نمونهای کلاسیک است: نیروهای ویتنامی آگاهانه از کنترل شهرها و پایگاههای ثابت گذشتند تا تحرک کامل در جنگلها را به دست آورند. این قربانی، ارتش آمریکا را مجبور کرد در زمینی بجنگد که برتری تکنولوژیک و هواییاش در آن بیاثر بود.
*-* مقاومت افغانستان در برابر شوروی و بعدها ناتو، همین منطق را تکرار کرد: قربانی کردن کنترل شهرها و جادهها در ازای حفظ تحرک کوهستانی و طولانی کردن جنگ تا نقطهای که هزینه آن برای حریف غیرقابل تحمل شود.
➖ در عرصههای معاصر نیز این منطق کاربرد دارد:
جنگهای سایبری: یک کشور یا سازمان ممکن است آگاهانه یک شبکه را در معرض نفوذ قرار دهد تا مهاجم را شناسایی کند، روشهای او را بیاموزد، و در نهایت او را به دام بیندازد. این قربانی کوتاهمدت، امنیت بلندمدت را تضمین میکند.
جنگ اقتصادی: پذیرش تحریمهای کوتاهمدت برای ساخت زیرساختهای خودکفایی، نوعی گامبی اقتصادی است. کشوری که این مسیر را انتخاب میکند، آگاهانه از رشد سریع میگذرد تا استقلال استراتژیک به دست آورد.
جنگ اطلاعاتی: انتشار برخی اطلاعات حساس برای گمراه کردن حریف یا کشاندن او به واکنشهای اشتباه، نوعی گامبی اطلاعاتی است که در جنگهای مدرن بسیار رایج شده است.
➖ نکته کلیدی در همه این موارد این است که قربانی بدون محاسبه، خودکشی است؛ نه استراتژی. گامبی تنها زمانی کارآمد است که طرف ضعیفتر دقیقاً بداند چه چیزی را، چرا، و برای چه هدفی قربانی میکند.
جمعبندی: عقلانیت طراحی در برابر قدرت خام
➖ درس اصلی گامبی برای تصمیمگیران استراتژیک این است: در نبردهای نامتقارن، برتری همیشه با قدرت خام تعریف نمیشود. طرف ضعیفتر میتواند با طراحی هوشمند هزینهها، هندسه نبرد را به نفع خود تغییر دهد. این رویکرد مستلزم سه شرط است:
اول، شناخت دقیق از نقاط قوت و ضعف خود و حریف.
دوم، جسارت پذیرش هزینه کوتاهمدت برای منافع بلندمدت.
سوم، انعطافپذیری برای تغییر استراتژی اگر محاسبات اولیه اشتباه از آب درآمد.
#رصد #یادداشت
#راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
📣 نامه سرگشاده جمعی از اساتید، مسئولان و مدیران دانشگاههای سراسر کشور به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
جناب آقای دکتر سیمایی
وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری
با سلام و احترام،
اینجانبان، جمعی از اساتید، مسئولان و مدیران دانشگاههای سراسر کشور، به نمایندگی از طیف وسیعی از دانشگاهیان معتقد به عزت ملی، امنیت پایدار و کیان علمی ایران اسلامی، مراتب اعتراض و تأسف عمیق خود را نسبت به اقدام اخیر رئیس دانشگاه تهران در ارسال نامهای به جنابعالی و طرح درخواست خویشتنداری نیروهای مسلح در قبال حمله به دانشگاههای کشور، اعلام میداریم.
بیتردید، دانشگاه نهادی مقدس و نماد خردورزی، تعالی و تمدنسازی است. اما آنچه در این برهه حساس از سوی رئیس یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور رقم خورد، نه تنها منطبق با منافع ملی و مصالح عالیه نظام نبود، بلکه اقدامی غیرمسئولانه، فاقد وجاهت کارشناسی و مغایر با اصل بنیادین بازدارندگی و دفاع مشروع تلقی میشود.
نکاتی که در این راستا شایسته تأمل و پرسش جدی است، به شرح زیر میباشد:
۱. دخالت در حوزه تخصصی دفاعی: در شرایطی که دشمن با تمام توان، از بمباران مراکز علمی و زیرساختهای حیاتی گرفته تا هرگونه اقدام تجاوزکارانه، آرامش و امنیت منطقه را نشانه گرفته است، اظهارنظر درباره راهبردهای دفاعی و تعیین تکلیف برای نیروهای مسلح مقتدر ایران، خارج از حوزه اختیارات و مسئولیتهای مدیریت دانشگاهی است.
۲. تولید دوگانگی مصنوعی و تضعیف وحدت ملی: طرح چنین موضوعی در قالب نامهای رسانهای و علنی، بیآنکه ضرورتی برای آن وجود داشته باشد، موجب ایجاد دوگانهای نادرست میان «دانشگاه» و «نیروهای مسلح» میگردد.
۳. نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی و جنایات دشمن: در روزهایی که برخی دانشگاههای کشور (مانند دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه کرمانشاه و بسیاری از دانشگاههای دیگر) مورد هجوم مستقیم قرار گرفته و نهاد علم، قربانی جنایات رژیم صهیونیستی و امریکا میشوند، انتظار میرود که نهاد علم، با درک صحیح از ماهیت تقابل، پشتیبان منطق قوی و بازدارنده «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» باشد. مظلومنمایی و فراخوان برای خویشتنداری یکجانبه، نه تنها کمکی به حفظ حرمت علم نمیکند، بلکه بستر را برای گستاخی بیشتر دشمن فراهم میآورد.
۴. خدشه به اعتبار و جایگاه دانشگاه در عرصه بینالملل: اظهاراتی از این دست، آن هم در شرایط حساس منطقه، این پیام را به افکار عمومی و جبهه مقاومت مخابره میکند که گویی صدایی از درون ساختار علمی ایران، خواستار عقبنشینی در برابر متجاوز است.
۵. پشتیبانی نظامی متجاوزگران توسط دانشگاههایشان: ما بر این باوریم که اساساً بسیاری از مراکز علمی که امروز مورد حمله قرار میگیرند، بخشی از ساختارهای آکادمیک یک رژیم اشغالگر و جنایتکار هستند که از علم به مثابه ابزاری برای توسعه تروریسم و تداوم نسلکشی و تجاوز و خردکشی استفاده میکنند. در چنین شرایطی، فرق گذاشتن میان دانشگاه و پادگان در این رژیم، فریبکاری و غفلتی راهبردی است.
اینجانبان ضمن محکوم کردن این اقدام نابخردانه، از جنابعالی به عنوان بالاترین مقام علمی کشور و از رئیس دانشگاه تهران و سایر مدیرانی که نامشان در این نامه مستتر بوده، انتظار داریم:
۱. موضع صریح و شفاف خود را در قبال این اقدام اعلام کنند.
۲. بر تمایز نهاد علم با سیاستزدگی و ورود به حیطههای غیرتخصصی تأکید نمایند.
۳. مدیریت جنگ و راهبردهای دفاعی را به فرماندهان مقتدر و کارشناسان نظامی بسپارند و همه ظرفیت دانشگاه را صرف اعتلای علمی، تقویت امید و انسجام ملی نمایند.
۵. بجای تاکید ذلیلانه بر خویشتنداری، یک نامه برای تاکید بر توسعه فناوری های دفاعی و امنیتی کشور صادر نمایند.
و اگر جرات چنین اقداماتی را ندارند وبال گردن امنیت کشور نشوند و سکوت پیشه کنند، که سکوت از موضعگیری نابخردانه و دشمن شاد کن بهتر است.
امید است که این تذکرِ برآمده از غیرت دینی و مسئولیتپذیری ملی، مورد توجه قرار گرفته و شاهد همافزایی هرچه بیشتر ارکان نظام برای عزت و سربلندی ایران اسلامی باشیم.
والسلام علی من اتبع الهدی
جمعی از اساتید، مسئولان و مدیران دانشگاههای سراسر کشور
#رصد #اخبار
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ ما، امریکا و همه شکستهای تاریخ ایران
▪️ یادداشت | علی محمدولی:
گفتگویی از غلامعلی رشید میدیدم که در آن میگفت همیشه از خودش میپرسیده چرا در جنگ با عراق مجبور به پذیرش قطعنامه شدیم. میگفت همه چیز هم داشتیم. یعنی اینطور نبود که سلاح نداشته باشیم. داشتیم. آدمهای مخلص و کاربلد و با ایمان هم بودند ولی آنطور که میخواستیم نشد و افسوسش تا آخر عمر با او باقی مانده بود.
➖ سوال او و حسرتش من را یاد سوال معروف عباس میرزا در مقابل سپاه روسیه میانداخت. چرا اینطور شد؟ سوالی که تکرارش روشنفکری معاصر ایرانی را تبدیل به پروژهای برای پاسخ دادن به دلایل شکست کرده است. هر نسلی از روشنفکری ایرانی که آمده از خودش همین را پرسیده: چرا اینطور شد؟ چرا اینطور میشود؟ چرا شکست خوردیم؟ چرا شکست میخوریم؟ اما رشید سوال را یک پله ارتقاء داده بود: «چرا برنده نشدیم؟». به شکست نخوردن و از دست ندادن خاک قانع نبود.
➖ به هرحال ما جنگ با عراق را نباختیم همانطور که جنگ ١٢ روزه با اسراییل را نباختیم. جنگ دفاعی که در آن مهاجم به هدفهایش نرسیده باشد جنگ باخته نیست. اما آن پیروزی بی چون و چرا هم به دست نیامد. فقط زنجیرهی شکستهایمان شکست؛ زنجیرهی از دست دادن خاک؛ زنجیرهی از بین رفتن توافقهای ملی با اشغال خارجی.
➖ ایرانیها هشت سال جنگیدند و هم خاک نداند و هم نگذاشتند حمله خارجی توافقی را که مردم ایران در سال پنجاه و هفت به آن رسیده بودند از میان بردارد. سابقه تلخ این دومی را هم دستکم صد و پنجاه سال در خاطره جمعی داشتند. چه تشکیل مجلس دوم در مشروطه که با اشغال روسها بساطش جمع شد. چه توافق یا تسلیم به شکلی از دیکتاتوری تمرکزگرا با محوریت پهلوی اول که با اشغال متفقین از بین رفت.
➖ در واقع ایرانیها بهخاطر داشتند که دولتهای قدرتمند خارجی علاوه بر جدا کردن خاک یک کار دیگر هم میکردند. میزدند زیر بساط توافقهای ملی. فارغ از آنکه ماهیت این توافق چه باشد. آنها نه تنها نمیگذاشتند ایرانیها تصمیمهای خوب بگیرند، بلکه حتی به آنها امکان نمیدادند که تصمیم اشتباه بگیرند و از این طریق بعنوان ملت تجربه کسب کنند و مثلا بفهمند در عمل چیزی به اسم دیکتاتوری مصلحانه ممکن نمیشود. به همین دلیل مهمترین شعار پنجاه و هفت استقلال بود. یعنی ما خودمان برای خودمان تصمیم میگیریم حتی اگر اشتباه باشد.
➖ مفهوم ملت هم همین است. گروهی که میتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند. تصمیمهای خوب، تصمیمهای بد و گاهی تصمیمهای نامفهوم. اما کسی حق ندارد توافق جمعی آنها را از بیرون به هم بزند. خشم ملی در آن سالها از آمریکا هم از آنجا آمده بود و پشت سرش ایدئولوژی نبود، خاطره جمعی بود. در واقع مرگ بر آمریکا در آن لحظه تاریخی نه شعاری چپگرایانه که شعاری ملّی بود. میخواستند انتقام عباس میرزا و ستارخان و مصدق و حتی رضاشاه را یکجا بگیرند. آمریکا در آن سال هم روسیه بود هم انگلستان هم پرتغال. آمریکا فشرده خاطره نفی استقلال ایرانیان بهعنوان یک ملت بود. ایرانیها انقلاب کردند، جنگ کردند و نباختند. این یک گام به پیش بود اما کافی نبود. دستکم برای آدمی از جنس غلامعلی رشید.
➖ حالا امپراطوری آمریکا بیست و پنج روز است که مستقیما و به خشنترین شکل ممکن به ایران حمله کرده است. در این لحظه برای ما بعنوان ایرانی، آمریکا اسکندر است؛ چنگیز است؛ تیمور است؛ روسیه تزاری است؛ پرتغالی در بندرعباس است؛ انگلیسی در هرات است؛ لحظهی اشغال ایران در جنگ دوم و تحقیر نشست تهران و دعوت نکردن شاه ایران است؛ فشار جدایی بحرین است؛ ناتمام ماندن مجلس مشروطه است؛ دستور تبعید رضاشاه است؛ حتی لحظهی پشت کردن متفرعنانه به محمدرضا پهلوی بیمار و پناه ندادن به او است.
➖ حالا ما ایرانیهایی هستیم که با یک نسبتی (بعضی بیشتر و بعضی کمتر) در این موقعیت قرار گرفتهایم که مسیر تاریخ را تغییر بدهیم. نه اینکه فقط بازنده نباشیم. بلکه اکنون چشماندازی پیدا شده که بهعنوان یک ملت پیروز بیرون بیاییم و اگر به تاریخ پررنج و تلاش ایرانیان برای رسیدن به این لحظه نگاه کنیم، حرف عجیبی نیست گفتنِ اینکه لیاقتش را داریم.
#رصد #یادداشت
#جامعه
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
📊 آینده واقعبینانه جنگ برای آمریکا:
۷۵ درصد از اندیشکدههای مهم آمریکایی، سناریوهای بدبینانه را محتمل میدانند.
▪️ گزارش | شناختیک: بررسی اندیشکدههای معتبر آمریکایی درباره تجاوز آمریکایی-صهیونی به ایران، حاکی از آن است که ۷۵ درصد از اندیشکدههای مهم آمریکایی، سناریوی محتمل آینده جنگ را بدبینانه و به زیان آمریکا ارزیابی کردهاند، سناریویی که از درگیری در جنگ فرسایشی و پرهزینه مشابه عراق و افغانستان، ناامنی بلندمدتِ تنگه هرمز و شوک اقتصادی به بازارهای جهانی سخن میگویند.
خوشبینی اندک در اندیشکدههای همسو با ترامپ
➖ آنچه این یافته را مهمتر میکند، توزیع این بدبینی در میان دو اردوگاه فکری آمریکاست. نیمی از اندیشکدههای همسو با حمله ترامپ، مانند بنیاد هریتج، [بنیاد دفاع از دموکراسیها (HDD)، موسسه امریکن اینترپرایز(AEI)، به آینده مطلوب جنگ امید دارند و نیمی دیگر نیز مانند [شورای آتلانتیک، موسسه رند، [مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) جنگ را فرسایشی، پرهزینه و همراه با تبعات اقتصادی و امنیتی میبینند. این یعنی حتی در بخشی از طیف فکری نزدیک به سیاستِ «فشار حداکثری» نیز اجماع محکمی درباره امکان تحقق یک «ضربه نهایی» وجود ندارد. به بیان روشنتر، اردوگاهی که از حیث سیاسی بیش از دیگران به گزینه سخت متمایل است، خود نیز نسبت به پیامدهای آن دچار تردید جدی شده است.
پیشبینی جنگی پر هزینه و بدون استراتژی خروج موفق
➖ در سوی دیگر، اندیشکدههای غیرهمسو با حمله ترامپ، تصویری بهمراتب تیرهتر ارائه میکنند. در این بخش، سهم سناریوی خوشبینانه برای آمریکا عملاً صفر است و همه اندیشکدههای این طیف شامل [مرکز امنیت نوین آمریکا(CNAS)، شورای روابط خارجی (CFR)، بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی (CEIP)، موسسه کاتو](CATO.ORG)، مرکز بلفر، موسسه بروکینگ به سناریوی بدبینانه معتقدند.
این یافتهها نشان میدهد هرچه از فضای سیاسی-تبلیغاتی فاصله میگیریم و به محاسبات راهبردی نزدیکتر میشویم، احتمال موفقیت سریع و کمهزینه آمریکا کمتر شده و برآوردها به گرفتاری در باتلاقی همچون عراق و افغانستان اشاره دارد. مسئله اصلی برای این طیف نه فقط آغاز جنگ، بلکه ناتوانی کاخ سفید در کنترل پایان آن است.
تصمیم به جنگ از توان اداره جنگ جداست
➖ در محافل راهبردی آمریکا، رؤیای ضربه نهایی همچنان خواستنی است، اما شدنی تلقی نمیشود. بدبینی ۷۵ درصدی اندیشکدهها نشان میدهد مسئله امروز واشنگتن کمبود اراده نیست؛ کمبود اطمینان به موفقیت است. همین شکاف میان اراده و امکان، مهمترین دلیل برای پررنگ شدن سناریوی فرسایشی و پرهزینه در ارزیابی نخبگان آمریکایی است. یعنی همان نقطهای که «تصمیم به جنگ» از «توان اداره جنگ» جدا میشود.
➖ شایان ذکر است، این تحلیل بر اساس فراتحلیل گزارشهای ۱۲ اندیشکده معتبر آمریکایی در جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنظیم شده است.
✅ روش: فراتحلیل
✅ بازه زمانی: ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۶ فروردینماه ۱۴۰۵
✅ معیار انتخاب اندیشکدهها:
آخرین رتبهبندی برترین اندیشکدههای روابط خارجی و امور بینالملل توسط Global Go To Think Tank
- Brookings Institution
- Carnegie Endowment for International Peace
- Center for Strategic and International Studies (CSIS)
- RAND Corporation
- Atlantic Council
- Council on Foreign Relations (CFR)
- Center for a New American Security (CNAS)
- Heritage Foundation
- Cato Institute
- American Enterprise Institute (AEI)
- Belfer Center for Science and International Affairs
- Foundation for Defense of Democracies (FDD)
#رصد #افکارسنجی
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
📝یک تجربه حفاظتی با مشارکت محلی | بخش اول
✍محسن جعفری اندیشکده پایا
▪️اوایل جنگ بود که خبر اصابت پهبادی به پست ایست و بازرسی محله میدان شهدا رو شنیدیم. پهباد، بمبی با ترکش های ساچمه ای بسیار زیاد را وسط ایست و بازرسی پرتاب کرده بود. صحنه بسیار ناراحت کننده ای بود. ترکشی بزرگ، قلب یکی از بسیجی ها از سینه بیرون آورده بود. تعدادی از بسیجی ها مجروح و شهید شده بودند. تا پیش از این بسیج با پهباد مورد حمله قرار نگرفته بود. فرمانده میدان معتقد بود بسیجی ها باید به جلیقه و کلاه ضدترکش مجهز شوند تا میزان تلفات کمتر شود. دشمن بعدتر با نتیجه نگرفتن از پهباد، تروریست های مسلح را به سمت پست های ایست و بازرسی روانه کرد تا تلفات بگیرد.
خانه اندیشه ورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
خانه اندیشهورزان
بخش دوم
➖ بررسی کردیم و متوجه شدیم
تجهیزات حفاظتی گران است و تامین مالی آن برای کل محلات تهران میتواند با مشارکت مردمی انجام شود. زنجیره تامین پهبادی و موشکی کشور آسیب دیده و قاعدتا بخش عمده ای از منابع مالی به سمت بازسازی این زنجیره ها سرازیر میشود. بسیج در عین اینکه تابع مقررات سازمان است ریشه در مردم دارد و نیرویی داوطلبانه است. از طرف دیگر مردم اطلاعی از نیاز تجهیزات حفاظتی بسیجی ها ندارند و الا در حوزه نیاز شناخته شده وعده های غذایی، وضعیت با حمایت گروه های جهادی و مواکب مناسب است.
➖ مناسب دیدیم تامین مالی در فضای عمومی توسط خود بسیج انجام نشود تا برخی تصور ضعف از این نهاد پیدا نکنند. با چند مسجد و کانون فرهنگی محلی گفتگو کردیم. دست آخر کانون فرهنگی آل یاسین که دکتر سید مهدی زریباف (اقتصاددان اسلامی) متولی آن است کاندید تعریف پروژه جمع سپاری مالی در پیام رسان بله شد.
➖در بررسی ها متوجه شدیم امکان تامین جلیقه حفاظتی با قیمت مناسب و بنا به تقاضای رده نظامی وجود دارد. برخی شرکتهای فناور این تجهیزات را تولید یا تامین میکنند و دارای تاییدیه وزارت دفاع هستند.
➖پروژه را با هدف جذب مشارکت ۲۰۰ میلیون تومانی در ۴ روز تعریف کردیم. اولین تجربه ما در این مقیاس بود. روایت ما در پروژه، مخاطب را متوجه مسأله ای میکرد که بخوبی و با جزییات دیده نشده بود:« رژیم حمله به ایست و بازرسی ها رو به عنوان هدف اعلام کرده و آنها را با پهبادهای هرون و هرمس مورد حمله قرار میدهد تا در صورت موفقیت زمینه را برای حملات تروریستی در سطح شهر فراهم کند. با تامین کلاه و جلیقه ضدگلوله میتوان میزان مجروحین و شهدای بسیجی را کاهش داد. تاکید کردیم این تامین مالی برای بسیجیان محله میدان شهدا انجام میشود و محله گرایی راهبرد ماست»
➖هنوز دو روز نگذشته بود که نیمی از پروژه تامین مالی شد. خرید اول انجام شد و در اختیار بسیج محله شهدا قرار گرفت. گزارش تصویری را در کانال کانون منتشر کردیم. در کنار کمک های مردمی که در پیام رسان بله واریز میشد با دوستانی که میشناختیم تماس گرفتیم و آن ها برای مشارکت در پروژه ترغیب کردیم. علی رغم حساب بله، شماره کارت و شبا رو نیز در توضیحات پروژه درج کردیم. بالاتر از تصور ما در کمتر از ۴ روز، سه برابر هدف پروژه (۶۰۰ میلیون تومان) تامین مالی شد.
➖ پروژه هنوز خاتمه پیدا نکرده بود که از محلات دیگر تماس گرفتند. آن ها نیز شهید و مجروحین داده بودند و نیاز مشابه داشتند و ما پذیرایشان هستیم. هدف کلان ما نیز از ابتدا اشاعه این الگو در محلات دیگر بود. معتقد بودیم باید به مردم تکیه کرد. همچنان که خمینی کبیر (ره) در صدر پیام تشکیل جهادسازندگی فرمودند: «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت...»
خانه اندیشه ورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse
🗒️ چگونه چین و روسیه جنگ با ایران را متفاوت میبینند
▪️ خلاصه مقاله | نشنال اینترست:
تفاوت راهبردی بنیادین
چین و روسیه هرچند هر دو مخالف سلطه غرب و منتقد اقدامات نظامی اسرائیل هستند و روابط نزدیکی با ایران دارند، اما رویکردشان به جنگ ایران عمیقاً متفاوت است. چین به دنبال میانجیگری و حفظ ثبات سیستماتیک است، در حالی که روسیه بحران را فرصتی برای بهرهبرداری ژئوپلیتیکی و تضعیف غرب میبیند.
چین؛ متعادلکننده اقتصادی
چین ایران را شریکی اقتصادی (تأمینکننده انرژی و گره لجستیکی) میبیند، نه متحدی انحصاری. سیاست پکن حفظ همزمان روابط با ایران، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس است. بنابراین جنگ را تهدیدی برای جریان انرژی و زنجیره تأمین جهانی خود تلقی کرده و خواهان کاهش تنش، آتشبس و میانجیگری است.
روسیه؛ همسو و فرصتطلب راهبردی
روسیه روابطی امنیتی، اطلاعاتی و نظامی با ایران دارد و خود را همسوی سیاسی تهران میداند. این کشور جنگ را ابزاری برای روایتسازی علیه غرب، منحرف کردن توجه از اوکراین و افزایش قیمت انرژی (به نفع اقتصاد خود) میبیند. برخلاف چین، روسیه محدودیت کمتری در قبال اسرائیل داشته و جسورانهتر از تهران حمایت میکند.
رویکرد متفاوت به اسرائیل
چین با وجود انتقاد از اقدامات اسرائیل، روابط خود را با تلآویو حفظ میکند تا توانایی مانور میان بلوکهای رقیب را داشته باشد. اما روسیه به دلیل اختلافات در سوریه و جنگ اوکراین، رابطه رو به زوالی با اسرائیل دارد و در همراستایی لفظی با ایران محدودیت کمتری احساس میکند.
دو فلسفه قدرت در نظم چندقطبی
در نهایت، چین به عنوان «مدیر سیستم محتاط» عمل میکند که خواهان ثبات، کاهش ریسک و جایگزینی معتبر برای رهبری غرب است. روسیه اما «فرصتطلب راهبردی» است که بیآنکه مستقیماً درگیر شود، از بیثباتی برای منافع خود بهره میبرد. این واگرایی نشان میدهد که همکاری چین و روسیه بیش از آنکه یکپارچه و ایدئولوژیک باشد، عملگرایانه و تاکتیکی است.
#رصد #یادداشت
#ژئوپلتیک
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahousr
🗒️ کنش جمعی و حضور اجتماعی چگونه قابلیت استمرار پیدا میکند؟
گذار از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در جنگ رمضان
▪️ مصاحبه | دکتر محسن دنیوی، مدیر گروه سیاستگذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی: مسئله تداوم حضور و مشارکت اجتماعی مردم پس از پایان یک دوره بحرانی - بهویژه جنگ - از جمله پرسشهای مهم در حوزههای علوم اجتماعی و سیاستگذاری عمومی است. تجربههای تاریخی نشان میدهد که شکلگیری کنشهای جمعی گسترده در بزنگاههای خاص، اگرچه پدیدهای پیچیده و ارزشمند است، اما لزوماً به تداوم و نهادینهشدن این رفتارها در دورههای بعدی منجر نمیشود. به همین دلیل، تحلیل سازوکارهای تبدیل این حضور مقطعی به یک روند پایدار، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
➖ در شرایط جنگی، یک هدف روشن و فوری - مانند دفاع از سرزمین یا حفظ انسجام ملی - به طور طبیعی به همگرایی اجتماعی دامن میزند. این همگرایی، با ایجاد نوعی انرژی جمعی، افراد را به مشارکت فعال در عرصههای مختلف سوق میدهد. با این حال، با کمرنگشدن یا پایان این وضعیت، همان نیروی پیشران نیز تضعیف میشود و در نبود سازوکارهای جایگزین، مشارکت اجتماعی بهتدریج فروکش میکند. بنابراین، تداوم این حضور نیازمند مداخله آگاهانه و طراحی اجتماعی در سطوح مختلف است.
➖ نخستین سطح، به نحوه پیوندخوردن تجربه جمعی با زیست فردی بازمیگردد. کنشهای جمعی زمانی قابلیت استمرار پیدا میکنند که درونی شوند و به بخشی از هویت و عادتهای روزمره افراد تبدیل گردند. در غیر این صورت، وابستگی صرف به فضای جمعی موجب میشود که با تضعیف آن فضا، انگیزه فردی نیز از میان برود. از این منظر، تقویت ابعاد فردی مشارکت - اعم از کنشهای معنادار شخصی، تجربههای درونی و بازاندیشی فردی - میتواند به تثبیت این پیوند کمک کند و آن را از یک رفتار موقعیتی به یک رویه پایدار بدل سازد.
➖ سطح دوم، به سازمانیافتگی میانسطحی یا شکلگیری هستههای کوچک اجتماعی مربوط است. میان کنش فردی و حضور در تودههای بزرگ، شکافی وجود دارد که میتواند از طریق گروههای کوچک و منسجم پر شود. این هستهها، به دلیل مقیاس محدود و انسجام بیشتر، امکان کنش مؤثر، انعطافپذیری و تداوم را افزایش میدهند. همچنین، تنوع کارکردی این گروهها - بر اساس مهارتها و علایق اعضا - به گسترش دامنه مشارکت اجتماعی کمک میکند. اهمیت این سطح در آن است که میتواند بهعنوان پل ارتباطی میان تجربههای فردی و حرکتهای کلان اجتماعی عمل کند و از فروپاشی شبکههای اجتماعی پس از پایان بحران جلوگیری نماید.
➖ سطح سوم، به بازتعریف افق و هدف مشترک در دوره پساجنگ مربوط میشود. در غیاب یک «مسئله مشترک»، انسجام اجتماعی به طور طبیعی دچار فرسایش میشود. از این رو، ضروری است که یک روایت جدید و یک خواسته جمعی فراگیر برای آینده شکل گیرد؛ روایتی که بتواند انرژی و سرمایه اجتماعی شکلگرفته در دوران جنگ را در مسیری تازه هدایت کند. این هدف میتواند در قالب مفاهیمی مانند توسعه ملی، پیشرفت همهجانبه یا ساخت آیندهای مطلوب تعریف شود و بهعنوان امتداد معنایی تجربه جنگ، نقش انسجامبخش خود را ایفا کند.
▫️ در مجموع، میتوان گفت که تداوم حضور اجتماعی مردم در دوره پساجنگ، نه امری خودبهخودی، بلکه نیازمند یک چارچوب تحلیلی و طراحی چندلایه است. این طراحی باید به طور همزمان سه بعد مکمل را در بر گیرد: درونیسازی فردی، سازمانیافتگی در قالب هستههای کوچک، و بازتعریف هدف جمعی در سطح کلان. تنها از خلال این ترکیب است که میتوان از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در حیات اجتماعی دست یافت.
#رصد #یادداشت
#جامعه
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در ایتا دنبال کنید
@khanahouse