#رزق_معنوی_جمعه_ها #دعای_ندبه
#سرد_و_گرم_روزگار
1⃣ خاطره دیگری از برکت دعای ندبه را استاد شیخ حسین انصاریان چنین نقل می کند :
👈 قبل از انقلاب ، روزی در خیابان ری می گذشتم ، جوانی لوطی وار جلوی مرا گرفت و گفت : « من اینجا مغازه دارم و کارهای تعمیر ماشین انجام می دهم . دوست دارم چند دقیقه به مغازۀ بیایی و با هم یک چای بخوریم !»
🔹 رفتم و ساعتی با او نشستم .
او میگفت : « شبی در حال مستی ، حوالی چهارراه حسن آباد افتاده و خوابم برده بود . صبح روز بعد ، که جمعه هم بود ، پیشنماز مسجد همت آباد، در مسیر رفتن به مسجد مرا در آن وضع دید !
❗️خیلی با محبت بیدارم کرد و با اصرار برای خوردن چای و صبحانه به مسجد برد .
👈 مراسم دعای ندبه بود و شما منبر رفتید . من در همان جلسه تصمیم جدی گرفتم و همۀ کارهای بد را ترک کردم . پس از چندی دختر خانمی را عقد کرده ، قرار گذاشتم که باید با حجاب شود ؛ ولی اکنون که سه ماه می گذرد ، او اصرار دارد که بی حجاب شود ، این در حالی است که من او را خیلی دوست دارم و اکنون نمی دانم باید چه کنم ؟ »
به او گفتم : « اگر واقعا دلت میخواهد ، در چند جلسه من حرفهایی را یادت می دهم تا به او بگویی . اگر قبول کرد که هیچ! وگرنه ببینم چه باید کرد »🤔
🔹 پس از چهار – پنج جلسه ، گفت : « فایده ای ندارد » 😔
گفتم : « اگر میتوانی برای خدا از او بگذر ، خداوند عوضی بهتر می دهد ، قرآن می فرماید : « عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ»
🙄 آن جوان گفت : « تو به من قول میدهی که چنین شود ؟» گفتم : « قول میدهم!! »
👈 او هم رفت و زنش را طلاق داد.
سه – چهار ماه گذشت ، هر بار که مرا می دید می گفت ، قولت چی شد ؟ چرا عمل نشد ؟ و من می گفتم ان شاءالله عمل میشود.🙏
🙏 روزی به پروردگار عرضه داشتم : پروردگارا ، من از جانب تو قول داده ام . این آدم هم که لات و عرق خور بوده ، به راه تو برگشته است . لطفا کاری برایش بکن تا هم دلش به دست آید و هم اینقدر مرا مواخذه نکند»😥
❗️چندی بعد او را در حرم حضرت رضا (ع) دیدم ، گفتم : « حالت چطور است ؟ »
گفت : 👌 « بسیار عالی . دختر خانمی بسیار مومن پیدا کرده ام که خیلی هم از اولی زیباتر است . با هم عروسی کرده ایم و خیلی راضی ام» !😊
چند سال بعد او را دیدم . احوالش را پرسیدم . گفت : « شاد و خرم هستم . دوبچه هم دارم . اسم یکی را حسین و دیگری را ابوالفضل گذاشته ام »😊
✅ این هم از برکت دعای ندبه آن مسجد بود که امام جماعتش فردی بسیار با اخلاق و مهربان بود .
👈 امام جماعت آنجا حاج آقا مصطفی مسجد جامعی، پدر آقای مسجد جامعی وزیر ارشاد بود. مراسم دعای ندبه بسیار شلوغ میشد و خود حاج آقا در طول مراسم در مسجد خدمت میکرد، به همه مهر می ورزید و اگر کسی نمی آمد، به او زنگ میزد و احوالش را می پرسید.🌹
شادی و نکات مومنانه👇
http://eitaa.com/joinchat/1264386052C42a3f9bca9
👆👆👆👆