eitaa logo
خانه‌یِ‌دوست
229 دنبال‌کننده
138 عکس
5 ویدیو
0 فایل
کرم نما و فرود آ که خانه ، خانه یِ توست ! https://daigo.ir/secret/31400472708
مشاهده در ایتا
دانلود
خانه‌یِ‌دوست
فرزندِمن ! خانه را دوست بدار . آن‌جا حریم گرمت خواهدشد .پناهی برایِ غم‌هایت ، تا روزگاری اگر من نبودم ، سر بر دیوارش بگذاری . در کنارِ چاییت دارچین بگذاری و پرده هایِ غم را کنار بکشی . و بعد ان روز که من نبودم ؛ بدان که من دستم را بارها بر روی نقش‌و‌نگار دیوارها کشیده‌ام ، چوب دارچین را در جعبه اش چیده ام و پشت پرده ها ، نفس گرمم را به پنجره فروخته‌ام . فرزندِ شیرینِ من ! خانه اصالتِ توست ؛ خانه را دوست بدار ! |برایِ زاده یِ سال‌های دور و برایِ نقش و نگار دیوارها ، بیست و پنجم تیرماه هزاروچهارصدوچهار|
خانه‌یِ‌دوست
وای من از اصالت!
مامان امروز حرف قشنگی زد : مراقب باش روحت رو به کسی نفروشی . آزادی مهم‌ترین چیزیه که یک انسان داره !
هوشنگ ابتهاج 1_15118663919.mp3
زمان: حجم: 812K
زیباست آری زندگی زیباست ای عشق ! این قومِ مرگ‌اندیش راهم دیده وا کن .
ارغوان می‌بینی؟! به تماشاگه ویرانی ما آمده‌اند… مانده‌ایم تا ببینیم نبودن را آخر قصه شنودن را چه شبی بود، دریغ زندگی روی از این غمکده گردانیده است ارغوان!... در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
خانه‌یِ‌دوست
پاییزِ سال هزاروسیصدوهفتاد است ؛ باران بی‌تاب خود را به شیشه های نازک می‌کوبد . پیرمرد دوچرخه ی سبزرنگش را کنار می‌گذارد و کت پشمی‌اش را به خودش فشار می‌دهد . دخترکی کوچک با گیسوان بافته ، از روی چاله های آب می‌پرد و زیرلب "باز باران با ترانه" می‌خواند ؛ مادردخترک چادر رنگی‌‌اش را با ریزگل های بنفش که بوی یاس می‌دهد ، سرکرده‌است . مردجوانی که چترسیاهی به دست دارد ، با شتاب از کنار پیرمرد می‌گذرد و پسربچه ای با شنیدن صدای پدرش از پشت پنجره ، به خانه می‌رود . غبارِ رقت‌انگیزِ شهر با اشک آسمان ، پاک شده است ؛ دودِاسپندِ با عطرِتن خاکِ‌خیس درهم می‌آمیزد و پیرمرد به زندگی می‌اندیشد . | برایِ روزهایِ بارانی و دور ، برای اندیشه و زندگی ، بیست و نهم تیرماهِ هزاروچهارصد و سه |
دختِ فاخر