eitaa logo
احمد خوانساری
144 دنبال‌کننده
456 عکس
159 ویدیو
46 فایل
🔸مدرس خارج و سطح عالی حوزه علمیه قم 🔸هیات علمی جامعة المصطفی العالمیه 🔸تولیت حوزه علمیه تاریخی علوی خوانسار 🔸پژوهشگر و نویسنده www.khansarii.ir https://eitaa.com/khansari53 https://ble.ir/khansari53 ارتباط: @Mh_khansarii ۰۲۵۳۲۹۳۵۵۴۶
مشاهده در ایتا
دانلود
پاسخ علامه طباطبائی به سی سؤال درباره اسلام (۸) 🔻 درباره امر صیغه که اهل تسنّن مخالف آن هستند، چه نظر دارید و مقصود از این عمل چیست؟ فکر نمی‌کنید که این امر برخلاف قوانین انسانی است و زن را به صورت چیزی درمی آورد که به راحتی مرد می‌افزاید؟ 🔻مشروعیت نکاح متعه در قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۲۴ تثبیت شده است و شیعه به مخالفت اهل تسنّن اعتنا نمی‌کند، زیرا این عمل در قرآن کریم ثابت و در طول زمان حیات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و دوران خلافت خلیفه اول و چندی از زمان خلافت خلیفه دوم معمول بوده است و پس از آن خلیفه دوم منعش کرد و واضح است حکم قرآنی را تنها قرآن می‌تواند نسخ کند و حکومت اسلامی حق ندارد در مورد قوانین شایسته (شریعت) اظهار نظر نماید. مقصود از نکاح متعه ازدواج موقت است و مشروعیت آن از نظر اسلام چنان که در بالا گفته شد بی تردید است. از نظر فلسفه احکام مشروعیت طلاق نشان می‌دهد که ازدواج می‌تواند موقت بشود. در صورتی که ازدواج موقت از حیث آثار طوری تنظیم شود که محذورات و مضاری به دنبال خود نداشته باشد، دلیلی ندارد که ممنوع گردد . این که گفته شده: "این عمل زن را به صورت چیزی درمی آورد که به راحتی مرد می‌افزاید” زورگویی است، زیرا زن این عمل را به اختیار می‌پذیرد نه به اجبار و مقاصدی که در این عمل برای مرد می‌توان فرض کرد، در جانب زن نیز می‌توان فرض کرد. اگر مصاحبت است و اگر لذت است و اگر تهیه اولاد است و اگر سایر بهره برداری‌های زندگی است، در هر دو طرف وجود دارد، بنابراین دلیلی ندارد که یکی از دو طرف را بازیچه دیگری بشمارید. گذشته از آن، اگر به نظر عمومی و وسیعی به جهان انسانی نگاه کرده، دقت نمایید، عیاناً مشاهده خواهید کرد که آمیزش جنسی جامعه بشری را به نکاح و ازدواج دائمی نمی‌توان محدود ساخت و هرگونه آمیزش دیگری را غیرقانونی شمرد و هرگز دایر بودن ازدواج دائمی نمی‌تواند این غریزه جنسی را ارضا نموده، پاسخ کافی دهد. دولت‌های رسمی در هیچ یک از کشور‌های جهان متمدن و نیمه متمدن با هیچ وسیله‌ای نتوانسته‌اند از شیوع آمیزش‌های موقتی جلوگیری نمایند و در همه شهر‌های بزرگ مراکزی آشکارا یا پنهانی برای این عمل وجود دارد. در این صورت مذهبی که می‌خواهد آمیزش جنسی را محدود به ازدواج نماید و مطلقاً از زنا جلوگیری نماید، ناگزیر است ازدواج موقتی را با شرایط خاصی که مفاسد زنا را رفع می‌کند در قانون خود بگنجاند تا پاسخ کافی به اقتضای این غریزه عمومی بدهد. در کلام حضرت امیرالمؤمنین است: "اگر خلیفه دوم ازدواج موقت را ممنوع نمی‌کرد، تنها کسانی زنا می‌کردند که از گمراهی مشرف به هلاکت بودند” و از این جا روشن می‌شود که این امر را خلاف قوانین انسانی شمردن چه اندازه از حقیقت دور است. البته مراد از قوانین اسلامی قوانین باستانی پیش از اسلام مانند قوانین روم قدیم و قانون حمورابی نیست، زیرا در این قانون با زن، معامله حیوانی و یا معامله اسیر می‌شد، بلکه مراد قوانین غربی است. ما جهان انسانی را همان جهان غرب و جامعه بشری را جامعه غرب و انسان را همان غربی‌ها می‌دانیم و تحت تأثیر هرگونه اوامری بوده (واقع بینی، تلقین، تقلید، تبلیغ و خطا) فعلًا تنها این فکر در مغز بی قید و شرط حکومت می‌کند. ولی باید دید که این انسان‌های پرافتخار در بیرون محیط ازدواج، در معاشرت‌های عمومی و مختلطشان به جای این امر خلاف قوانین انسانی! (متعه) چه گذاشته‌اند و در کشور‌های متمدن مخصوصاً آنها که از همه متمدن ترند، در میان زنان و مردان و پسران و دوشیزگان و در میان خود مردان و جوانان چه می‌گذرد؟ و کمبودی که از راه ازدواج دائم لازم می‌آید از چه راه تأمین می‌شود و آمار حیرت آوری که دراین باره منتشر می‌شود از چه حکایت می‌کند. منبع: بررسی‌های اسلامی، جلد ۲؛ سید هادی خسرو شاهی https://eitaa.com/khansari53/817
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 واکنش مرد عرب در برابر یک آیه از قرآن فمن یعمل مثقال ذرة خيرا يره 🔻حجت الاسلام و المسلمین رفیعی https://eitaa.com/khansari53/818
✅گوشه‌ای از اخلاق و احوالات رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیان امیرالمومنین علیه السلام: مِنْ کِتَابِ النُّبُوَّةِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: ▪️مَا صَافَحَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَحَداً قَطُّ فَنَزَعَ یَدَهُ مِنْ یَدِهِ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الَّذِی یَنْزِعُ یَدَه ✍️در کتاب النبوّة از امیرالمومنین علی علیه السلام روایت شده که فرمود: 🔹رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه با کسی دست می‌داد دست خود را از دست آن کس نمی‌کشید تا وی دستش را بکشد، ▪️وَ مَا فَاوَضَهُ أَحَدٌ قَطُّ فِی حَاجَةٍ أَوْ حَدِیثٍ فَانْصَرَفَ حَتَّی یَکُونَ الرَّجُلُ یَنْصَرِفُ 🔹 و هرگاه کسی درباره درخواستی یا سخنی با حضرت به گفتگو می‌پرداخت ایشان از نزد او نمی رفت تا وی برود، ▪️وَ مَا نَازَعَهُ الْحَدِیثَ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الَّذِی یَسْکُتُ 🔹 و هرگاه کسی با حضرت در سخن منازعه می‌کرد ایشان سکوت می‌کرد تا او خود سکوت کند، ▪️وَ مَا رُئِیَ مُقَدِّماً رِجْلَهُ بَیْنَ یَدَیْ جَلِیسٍ لَهُ قَطُّ 🔹هیچگاه دیده نشد حضرت پای خود را پیش همنشینش دراز کند، ▪️وَ لَا عَرَضَ لَهُ قَطُّ أَمْرَانِ إِلَّا أَخَذَ بِأَشَدِّهِمَا 🔹هرگاه دو کار پیش روی حضرت قرار می‌گرفت ایشان دشوارتر را برمی گزید، ▪️وَ مَا انْتَصَرَ نَفْسَهُ مِنْ مَظْلِمَةٍ حَتَّی یُنْتَهَکَ مَحَارِمُ اللَّهِ فَیَکُونَ حِینَئِذٍ غَضَبُهُ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی 🔹هرگز در ستمی که رُخ می‌داد در پی انتقام برنمی آمد مگر آن که از محارم الهی پرده دریده می‌شد که در این هنگام خشمش از برای خداوند تبارک و تعالی بود، ▪️وَ مَا أَکَلَ مُتَّکِئاً قَطُّ حَتَّی فَارَقَ الدُّنْیَا 🔹 تا آن گاه که از دنیا رفت هیچگاه هنگام غذا خوردن تکیه نزد، ▪️وَ مَا سُئِلَ شَیْئاً قَطُّ فَقَالَ لَا 🔹هرگز نشد چیزی از ایشان خواسته شود و بگوید نه، ▪️وَ مَا رَدَّ سَائِلًا حَاجَةً إِلَّا بِهَا أَوْ بِمَیْسُورٍ مِنَ الْقَوْلِ 🔹 هر که از حضرت درخواستی می‌کرد ایشان وی را یا با خواسته ای که داشت و یا با گفتاری کوتاه و پسندیده رد می‌کرد، ▪️وَ کَانَ أَخَفَّ النَّاسِ صَلَاةً فِی تَمَامٍ وَ کَانَ أَقْصَرَ النَّاسِ خُطْبَةً وَ أَقَلَّهُ هَذَراً 🔹در عین حال که نماز را کامل به جا می‌آورد نمازش سبک تر و خطبه اش کوتاه تر از همه بود و در خطبه اش کلام بی ثمر نداشت، ▪️وَ کَانَ یُعْرَفُ بِالرِّیحِ الطَّیِّبِ إِذَا أَقْبَلَ 🔹چون می‌آمد از بوی خوشش شناخته می‌شد ▪️وَ کَانَ إِذَا أَکَلَ مَعَ الْقَوْمِ کَانَ أَوَّلَ مَنْ یَبْدَأُ وَ آخِرَ مَنْ یَرْفَعُ یَدَهُ 🔹 و وقتی با قومی هم غذا می‌شد نخستین کسی بود که آغاز می‌کرد و آخرین کسی بود که دست می‌کشید، ▪️وَ کَانَ إِذَا أَکَلَ أَکَلَ مِمَّا یَلِیهِ فَإِذَا کَانَ الرُّطَبُ وَ التَّمْرُ جَالَتْ یَدُهُ 🔹 هنگام خوردن غذا از جلوی خود می‌خورد و وقتی غذا رطب و خرما بود دست خود را دراز می‌کرد، ▪️وَ إِذَا شَرِبَ شَرِبَ ثَلَاثَةَ أَنْفَاسٍ وَ کَانَ یَمَصُّ الْمَاءَ مَصّاً وَ لَا یَعُبُّهُ عَبّاً 🔹آشامیدنی را با سه نفس می‌نوشید و آب را کم کم می‌نوشید و یک جا سر نمی کشید، ▪️وَ کَانَ یَمِینُهُ لِطَعَامِهِ وَ شَرَابِهِ وَ أَخْذِهِ وَ إِعْطَائِهِ کَانَ لَا یَأْخُذُهُ إِلَّا بِیَمِینِهِ وَ لَا یُعْطِی إِلَّا بِیَمِینِهِ وَ کَانَ شِمَالُهُ لِمَا سِوَی ذَلِکَ مِنْ بَدَنِهِ 🔹دست راست حضرت برای خوردن و آشامیدن و گرفتن و دادن بود و این کارها را فقط با دست راست انجام می‌داد، و دست چپ حضرت برای کارهای دیگر بود، ▪️وَ کَانَ یُحِبُّ التَّیَمُّنَ فِی کُلِّ أُمُورِهِ فِی لُبْسِهِ وَ تَنَعُّلِهِ وَ تَرَجُّلِهِ 🔹دوست می‌داشت که همه کارهای خود، از جامه پوشیدن و کفش به پا کردن تا شانه زدن، همه را با دست راست انجام دهد... 📚 بحارالانوار،جلد۱۶،صفحه۲۳۷ https://eitaa.com/khansari53/819
🏷 مصيبتى عظیم! 🔅 فرمودند: ✓ «إذا اُصِبتَ بمُصيبَةٍ فاذكُرْ مَصابَكَ برسولِ اللّهِ صلى‌الله عليه و آله؛ فإنَّ الناسَ لَم يُصابُوا بمِثلِهِ أبدا، و لن يُصابُوا بِمِثلِهِ أبدا». 🖋 «هرگاه مصيبتى به تو رسيد، مصيبت رحلت رسول خدا صلى‌الله عليه و آله را به ياد آر؛ زيرا مردم هرگز مصيبتى چون مصيبت [رحلت] رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله به خود نديده‌اند و هيچگاه هم چنان مصيبتى نخواهند ديد». 📚 امالی طوسی: ص۶۸۱، ح۱۴۴۸ https://eitaa.com/khansari53/820
نظر علامه حلی در مورد شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): رسول الله.... در روز دوشنبه بیست و هشت صفر دهم هجری در حالی از دنیا رفت که مسموم شده بود. تحریر الاحکام الشريعة علی مذهب الإمامیه ج ٢ ص ١١٨ https://eitaa.com/khansari53/821
💠 گریه بر امام حسن علیه‌السلام إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ جَالِساً ذَاتَ يَوْمٍ إِذْ أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ إِلَيَّ إِلَيَّ يَا بُنَي‏... وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِي وَ وُلْدِي وَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ ضِيَاءُ قَلْبِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ هُوَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة ..... 🔻 اما حسن كه پسرم و فرزندم و پاره تنم و نور ديده‏ام و روشنى دلم و ميوه قلبم هست و او سيد جوانان اهل بهشت است... چون او را ديدم به يادم آمد از اهانت‌هایی که پس از من ببيند و پیوسته این‌طور باشد تا اینکه با زهر ستم و دشمنی او را شهید کنند. در اينجاست که فرشتگان هفت‌آسمان برای شهادتش بگريند و همه چيز بر او بگرید حتی پرنده‌ی هوا و ماهيان دريا! هر کسی که بر او بگريد چشمانش كور نباشد روزى كه چشم‌ها كورند و هر كه بر او محزون شود روزى كه دل‌ها همه محزونند دلش محزون نباشد و هر كه در او را كند قدمش بر ‍‌ ثابت ماند روزى كه همه‌ی قدم‌ها بلغزند. امالی صدوق، ص ۱۱۵-۱۱۲ https://eitaa.com/khansari53/822
دستور خط زبان فارسی.pdf
حجم: 666.4K
🟢فایل کاربردی نسخۀ الکترونیک ویراست جدید «دستور خط ّفارسی» 🔻فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۱۴۰۱ https://eitaa.com/khansari53/823
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 اهمیت کارگشایی در حدیث امام رضا(ع) حجت الاسلام و المسلمین رفیعی https://eitaa.com/khansari53/825
▪️ شفاعت از زائر با معرفت ▪️احمد بن أبی نصر بزنطی گوید از حضرت امام رضا علیه‌السلام شنیدم که فرمودند: «مَا زَارَنِي أَحَدٌ مِنْ أَوْلِيَائِي عَارِفاً بِحَقِّي إِلَّا تَشَفَّعْتُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ هيچ يک از دوستانم مرا با معرفت و شناخت نسبت به حقم زيارت نمی‌‏کند مگر آن‌که روز قيامت او را شفاعت خواهم کرد.» 📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 258 🏴سالروز شهادت امام رئوف حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا "علیه آلاف التحیه و الثناء" را محضر فرزندشان حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) و همه موالیان و سرسپردگان آستان قدسی آن حضرت تسلیت . https://eitaa.com/khansari53/826
واکاویِ طهارت اهلِ‌کتاب مقاله علمی پژوهشی نویسنده: احمد خوانساری چکیده: مسئلۀ طهارت و یا نجاست اهلِ‌کتاب یکی از مسائلی است که همواره از گذشته و خصوصاً در دهه‌های اخیر مورد بحث و بررسی فقیهان بوده است. فتاوای مختلف در این فرع فقهی در تعامل مسلمانان با اهلِ‌کتاب در زمینه‌های گوناگون مانند: گردشگری و ارتباط با آنان خواه در کشورهای غیراسلامی و خواه در کشورهای اسلامی با اقلیت‌های دینی، استفاده از خوراکی‌های غیرگوشتی آنان و...، اثر بخشی مستقیمی دارد. این نوشتار سعی دارد با بررسی آیات و روایات و بررسی شهرت قدما، در نهایت، طهارت اهلِ‌کتاب را اثبات نماید و در این مسیر به روایاتی استناد جوید که اصلاً یا کمتر مورد استدلال واقع شده است. 🔻مجله علمی پژوهشی فقه و اجتهاد دوره ۱ شماره ۲ سال ۱۳۹۳ لینک مقاله: https://www.magiran.com/p1915516 https://eitaa.com/khansari53/827
پاسخ علامه طباطبائی به سی سؤال درباره اسلام (۹) 🔻۲۰. غربی‌ها معتقدند که اسلام دینی است که فقط برای مردم ساده و زارع و صحرانشین و آنها که با تمدن ماشینی امروز جلو نرفته‌اند می‌باشد و می‌بینیم که حتی یکی از کشور‌های مسلمان جزو کشور‌های مترقّی پیشرفته نیست و اسلام در کشور‌های ماشینی و متمدن اصلًا پیشرفت نکرده است. دلیلش چیست؟ آیا فکر می‌کنید قوانین اسلامی را می‌توان طوری تغییر داد یا ترجمه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد؟ 🔹در این که کشور‌های اسلامی جزو کشور‌های مترقّی و پیشرفته نیستند تردید نیست ولی باید دید که در کدام یک از این کشور‌هایی که نام کشور اسلامی دارند، قوانین اسلامی اجرا می‌شود؟ و بیشتر از این که اسم دین اسلام روی اینها گذاشته شده، از مسمای اسلام چه بهره‌ای دارند؟ و جز این که برخی از مردم این کشور‌ها پاره‌ای از عبادات اسلامی را مانند نماز و روزه و حج به صورت و از روی عادت دیرین به جا می‌آورند، از قوانین فردی و اجتماعی و جزائی و حقوقی اسلام کدام را زنده نگه داشته‌اند. در این صورت آیا مسخره نیست که انحطاط کشور‌های اسلامی را به گردن اسلام بگذاریم؟ ممکن است گفته شود که اگر اسلام دینی مترقی بود و قوانینش عرضه و لیاقت اصلاح و اداره جامعه را داشت، برای خود در جامعه جایی باز می‌کرد و متروک نمی‌شد! 🔹ولی این پرسش پیش می‌آید که اگر عدم پیشرفت در جامعه گواه انحطاط قوانین اسلام است، چرا روش دموکراسی مترقّی غربی که بیشتر از نیم قرن است در این کشور‌ها پذیرفته شده، جایی برای خود باز نکرده و کمترین تأثیری در پیشرفتشان ننموده و جز صورت سازی اثری نداده است؟ و چرا شرقی‌ها مانند غربی‌ها نمی‌توانند از این روش مترقّی بهره برداری نمایند؟ و چرا همین رژیم انسانی (دموکراسی) پس از آن که سالیان دراز در مهد انسانیت (غرب) برای خود جا باز کرده بود و به جای خون در شرائین جمعیت جریان داشت، نتوانست زمزمه کمونیستی را خاموش کند تا کار به جایی کشید که در کمتر از نیم قرن رژیم کمونیستی تقریباً نصف جمعیت کره را فراگرفت و حتی در قلب اروپا و آمریکا نفوذ کرد و هر روز سنگر تازه‌ای از دست همین انسان‌های مترقّی (غربی ها) می‌گیرد. آیا با همین دست آویز می‌توان نظر داد که رژیم و قوانین کمونیست مترقی با رژیم و قوانین دموکراسی منحط و روش صحرانشینان می‌باشد. 🔹گذشته از این همه، انحطاط و عقب افتادگی تنها نصیب کشور‌های اسلامی نیست تا به گردن اسلام بسته شود، بلکه سایر کشور‌های آسیایی و آفریقایی نیز که در میان آنها همه مذاهب از برهمنی و بودایی گرفته تا مسیحیت و اسلام که از آن یاد می‌شود دچار این سرنوشت شوم می‌باشند و همانا گناه دو قاره ثروت خیز آسیا و آفریقا این است که در برابر غرب و مطامع بیکران آنها واقع‌اند. تا این دو قاره بی نیاز می‌توانند انبار مواد اولیه زیرزمینی و روی زمینی برای صنعت‌های غرب و بازار محصولات بی کران کارخانه‌های غرب و زادگاه بردگان بی، چون و چرای غرب نیازمند باشند، هرگز کشور‌های آنها جزو کشور‌های مترقّی (یعنی غربی) قرار نخواهند گرفت و هرگز اهالی آنها اعم از مسلمان و غیرمسلمان به آقایان خود ملحق نخواهند شد و چنان که تاکنون دیده‌ایم روزی به نام استعمار و روزی به نام استملاک و روزی به نام اشتراک منافع و روزی به نام کمک‌های اقتصادی سوار ما خواهند بود. 🔹 آنچه در ذیل سؤال گفته شده که "آیا اسلام را می‌توان طوری تغییر داد یا توجیه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد” چنان که گفته شد، معارف اسلامی که کتاب و سنّت متضمن آن است به تصریح همین کتاب و سنّت قابل تغییر نبوده و تأویل بردار نیست و چنانچه اسلام دین حق است، نیازی به قبول طبقه تحصیل کرده ندارد، بلکه طبقه نامبرده به حق و واقع بینی نیازمند می‌باشد. خدای تعالی می‌فرماید: «در دین اجباری نیست و راه راست روشن است» ، و باز باید گفت که بهتر بود برای اثبات مخالفت اسلام با علم، نمونه چندی ذکر می‌شد تا مستدل شود و به دعوی خالی "اسلام با علم مخالف است” قناعت نمی‌شد. منبع: بررسی‌های اسلامی، جلد ۲؛ سید هادی خسرو شاهی ـ طباطبائی https://eitaa.com/khansari53/828
⛔تهمت به حضرت یوسف (علیه السلام) و پاسخ امام رضا علیه السلام «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» 📖 (سوره مبارکه یوسف، آیه۲۴) تفسیر آیه در بیان امام رضا علیه السلام : جواب حضرت رضا علیه السلام به علىّ بن محمّد بن جهم در باره عصمت انبياء(علیهم السلام): 🔸علىّ بن محمّد بن جهم برخاست و گفت: يا ابن رسول اللَّه! آيا شما قائل به عصمت انبياء هستيد؟ 🔹 حضرت فرمودند: بله قائلم. 🔸وى گفت: پس در مورد اين آيات چه می‏كنيد(چه میگوئيد): ... و در باره حضرت يوسف: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» (زليخا قصد يوسف كرد و يوسف نيز قصد او- سوره يوسف آيه۲۴) 🔹امام فرمودند: از خدا بترس و زشتی ‏ها را به انبياء خدا نسبت نده! و كتاب خدا را با رأى خودت تأويل و تفسير نكن، خداوند فرموده است: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏» (تأويل آن را، جز خدا و راسخون در علم نمیدانند - آل عمران:۷) و اما آيه درباره حضرت يوسف علیه السلام : «لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» زليخا قصد گناه كرد، و يوسف از ناراحتى تصميم گرفت كه اگر زليخا او را مجبور كند او را بكشد، اين بود كه خداوند او را از قتل و نیز عمل منافى عفّت دور كرد، و اين آيه: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ» (اين چنين عمل كرديم تا سوء و فحشاء را از او دور كنيم- يوسف: ۲۴) اشاره به همين مطلب دارد و سوء يعنى‏ قتل و فحشاء يعنى زنا. پس مراد از "هم بها" این است که حضرت یوسف(علیه السلام) قصد داشتند زلیخا را به قتل برساند نه اینکه با او زنا کنند. پناه برخدا از این تفسیر و از این نسبت ها به انبیاء. 📙عيون أخبار الرضا (علیه السلام) جلد 2 ، صفحه 170 https://eitaa.com/khansari53/830