eitaa logo
احمد خوانساری
144 دنبال‌کننده
456 عکس
159 ویدیو
46 فایل
🔸مدرس خارج و سطح عالی حوزه علمیه قم 🔸هیات علمی جامعة المصطفی العالمیه 🔸تولیت حوزه علمیه تاریخی علوی خوانسار 🔸پژوهشگر و نویسنده www.khansarii.ir https://eitaa.com/khansari53 https://ble.ir/khansari53 ارتباط: @Mh_khansarii ۰۲۵۳۲۹۳۵۵۴۶
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 گریه بر امام حسن علیه‌السلام إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ جَالِساً ذَاتَ يَوْمٍ إِذْ أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ إِلَيَّ إِلَيَّ يَا بُنَي‏... وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِي وَ وُلْدِي وَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ ضِيَاءُ قَلْبِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ هُوَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة ..... 🔻 اما حسن كه پسرم و فرزندم و پاره تنم و نور ديده‏ام و روشنى دلم و ميوه قلبم هست و او سيد جوانان اهل بهشت است... چون او را ديدم به يادم آمد از اهانت‌هایی که پس از من ببيند و پیوسته این‌طور باشد تا اینکه با زهر ستم و دشمنی او را شهید کنند. در اينجاست که فرشتگان هفت‌آسمان برای شهادتش بگريند و همه چيز بر او بگرید حتی پرنده‌ی هوا و ماهيان دريا! هر کسی که بر او بگريد چشمانش كور نباشد روزى كه چشم‌ها كورند و هر كه بر او محزون شود روزى كه دل‌ها همه محزونند دلش محزون نباشد و هر كه در او را كند قدمش بر ‍‌ ثابت ماند روزى كه همه‌ی قدم‌ها بلغزند. امالی صدوق، ص ۱۱۵-۱۱۲ https://eitaa.com/khansari53/822
دستور خط زبان فارسی.pdf
حجم: 666.4K
🟢فایل کاربردی نسخۀ الکترونیک ویراست جدید «دستور خط ّفارسی» 🔻فرهنگستان زبان و ادب فارسی ۱۴۰۱ https://eitaa.com/khansari53/823
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 اهمیت کارگشایی در حدیث امام رضا(ع) حجت الاسلام و المسلمین رفیعی https://eitaa.com/khansari53/825
▪️ شفاعت از زائر با معرفت ▪️احمد بن أبی نصر بزنطی گوید از حضرت امام رضا علیه‌السلام شنیدم که فرمودند: «مَا زَارَنِي أَحَدٌ مِنْ أَوْلِيَائِي عَارِفاً بِحَقِّي إِلَّا تَشَفَّعْتُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ هيچ يک از دوستانم مرا با معرفت و شناخت نسبت به حقم زيارت نمی‌‏کند مگر آن‌که روز قيامت او را شفاعت خواهم کرد.» 📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 258 🏴سالروز شهادت امام رئوف حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا "علیه آلاف التحیه و الثناء" را محضر فرزندشان حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) و همه موالیان و سرسپردگان آستان قدسی آن حضرت تسلیت . https://eitaa.com/khansari53/826
واکاویِ طهارت اهلِ‌کتاب مقاله علمی پژوهشی نویسنده: احمد خوانساری چکیده: مسئلۀ طهارت و یا نجاست اهلِ‌کتاب یکی از مسائلی است که همواره از گذشته و خصوصاً در دهه‌های اخیر مورد بحث و بررسی فقیهان بوده است. فتاوای مختلف در این فرع فقهی در تعامل مسلمانان با اهلِ‌کتاب در زمینه‌های گوناگون مانند: گردشگری و ارتباط با آنان خواه در کشورهای غیراسلامی و خواه در کشورهای اسلامی با اقلیت‌های دینی، استفاده از خوراکی‌های غیرگوشتی آنان و...، اثر بخشی مستقیمی دارد. این نوشتار سعی دارد با بررسی آیات و روایات و بررسی شهرت قدما، در نهایت، طهارت اهلِ‌کتاب را اثبات نماید و در این مسیر به روایاتی استناد جوید که اصلاً یا کمتر مورد استدلال واقع شده است. 🔻مجله علمی پژوهشی فقه و اجتهاد دوره ۱ شماره ۲ سال ۱۳۹۳ لینک مقاله: https://www.magiran.com/p1915516 https://eitaa.com/khansari53/827
پاسخ علامه طباطبائی به سی سؤال درباره اسلام (۹) 🔻۲۰. غربی‌ها معتقدند که اسلام دینی است که فقط برای مردم ساده و زارع و صحرانشین و آنها که با تمدن ماشینی امروز جلو نرفته‌اند می‌باشد و می‌بینیم که حتی یکی از کشور‌های مسلمان جزو کشور‌های مترقّی پیشرفته نیست و اسلام در کشور‌های ماشینی و متمدن اصلًا پیشرفت نکرده است. دلیلش چیست؟ آیا فکر می‌کنید قوانین اسلامی را می‌توان طوری تغییر داد یا ترجمه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد؟ 🔹در این که کشور‌های اسلامی جزو کشور‌های مترقّی و پیشرفته نیستند تردید نیست ولی باید دید که در کدام یک از این کشور‌هایی که نام کشور اسلامی دارند، قوانین اسلامی اجرا می‌شود؟ و بیشتر از این که اسم دین اسلام روی اینها گذاشته شده، از مسمای اسلام چه بهره‌ای دارند؟ و جز این که برخی از مردم این کشور‌ها پاره‌ای از عبادات اسلامی را مانند نماز و روزه و حج به صورت و از روی عادت دیرین به جا می‌آورند، از قوانین فردی و اجتماعی و جزائی و حقوقی اسلام کدام را زنده نگه داشته‌اند. در این صورت آیا مسخره نیست که انحطاط کشور‌های اسلامی را به گردن اسلام بگذاریم؟ ممکن است گفته شود که اگر اسلام دینی مترقی بود و قوانینش عرضه و لیاقت اصلاح و اداره جامعه را داشت، برای خود در جامعه جایی باز می‌کرد و متروک نمی‌شد! 🔹ولی این پرسش پیش می‌آید که اگر عدم پیشرفت در جامعه گواه انحطاط قوانین اسلام است، چرا روش دموکراسی مترقّی غربی که بیشتر از نیم قرن است در این کشور‌ها پذیرفته شده، جایی برای خود باز نکرده و کمترین تأثیری در پیشرفتشان ننموده و جز صورت سازی اثری نداده است؟ و چرا شرقی‌ها مانند غربی‌ها نمی‌توانند از این روش مترقّی بهره برداری نمایند؟ و چرا همین رژیم انسانی (دموکراسی) پس از آن که سالیان دراز در مهد انسانیت (غرب) برای خود جا باز کرده بود و به جای خون در شرائین جمعیت جریان داشت، نتوانست زمزمه کمونیستی را خاموش کند تا کار به جایی کشید که در کمتر از نیم قرن رژیم کمونیستی تقریباً نصف جمعیت کره را فراگرفت و حتی در قلب اروپا و آمریکا نفوذ کرد و هر روز سنگر تازه‌ای از دست همین انسان‌های مترقّی (غربی ها) می‌گیرد. آیا با همین دست آویز می‌توان نظر داد که رژیم و قوانین کمونیست مترقی با رژیم و قوانین دموکراسی منحط و روش صحرانشینان می‌باشد. 🔹گذشته از این همه، انحطاط و عقب افتادگی تنها نصیب کشور‌های اسلامی نیست تا به گردن اسلام بسته شود، بلکه سایر کشور‌های آسیایی و آفریقایی نیز که در میان آنها همه مذاهب از برهمنی و بودایی گرفته تا مسیحیت و اسلام که از آن یاد می‌شود دچار این سرنوشت شوم می‌باشند و همانا گناه دو قاره ثروت خیز آسیا و آفریقا این است که در برابر غرب و مطامع بیکران آنها واقع‌اند. تا این دو قاره بی نیاز می‌توانند انبار مواد اولیه زیرزمینی و روی زمینی برای صنعت‌های غرب و بازار محصولات بی کران کارخانه‌های غرب و زادگاه بردگان بی، چون و چرای غرب نیازمند باشند، هرگز کشور‌های آنها جزو کشور‌های مترقّی (یعنی غربی) قرار نخواهند گرفت و هرگز اهالی آنها اعم از مسلمان و غیرمسلمان به آقایان خود ملحق نخواهند شد و چنان که تاکنون دیده‌ایم روزی به نام استعمار و روزی به نام استملاک و روزی به نام اشتراک منافع و روزی به نام کمک‌های اقتصادی سوار ما خواهند بود. 🔹 آنچه در ذیل سؤال گفته شده که "آیا اسلام را می‌توان طوری تغییر داد یا توجیه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد” چنان که گفته شد، معارف اسلامی که کتاب و سنّت متضمن آن است به تصریح همین کتاب و سنّت قابل تغییر نبوده و تأویل بردار نیست و چنانچه اسلام دین حق است، نیازی به قبول طبقه تحصیل کرده ندارد، بلکه طبقه نامبرده به حق و واقع بینی نیازمند می‌باشد. خدای تعالی می‌فرماید: «در دین اجباری نیست و راه راست روشن است» ، و باز باید گفت که بهتر بود برای اثبات مخالفت اسلام با علم، نمونه چندی ذکر می‌شد تا مستدل شود و به دعوی خالی "اسلام با علم مخالف است” قناعت نمی‌شد. منبع: بررسی‌های اسلامی، جلد ۲؛ سید هادی خسرو شاهی ـ طباطبائی https://eitaa.com/khansari53/828
⛔تهمت به حضرت یوسف (علیه السلام) و پاسخ امام رضا علیه السلام «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» 📖 (سوره مبارکه یوسف، آیه۲۴) تفسیر آیه در بیان امام رضا علیه السلام : جواب حضرت رضا علیه السلام به علىّ بن محمّد بن جهم در باره عصمت انبياء(علیهم السلام): 🔸علىّ بن محمّد بن جهم برخاست و گفت: يا ابن رسول اللَّه! آيا شما قائل به عصمت انبياء هستيد؟ 🔹 حضرت فرمودند: بله قائلم. 🔸وى گفت: پس در مورد اين آيات چه می‏كنيد(چه میگوئيد): ... و در باره حضرت يوسف: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» (زليخا قصد يوسف كرد و يوسف نيز قصد او- سوره يوسف آيه۲۴) 🔹امام فرمودند: از خدا بترس و زشتی ‏ها را به انبياء خدا نسبت نده! و كتاب خدا را با رأى خودت تأويل و تفسير نكن، خداوند فرموده است: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏» (تأويل آن را، جز خدا و راسخون در علم نمیدانند - آل عمران:۷) و اما آيه درباره حضرت يوسف علیه السلام : «لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» زليخا قصد گناه كرد، و يوسف از ناراحتى تصميم گرفت كه اگر زليخا او را مجبور كند او را بكشد، اين بود كه خداوند او را از قتل و نیز عمل منافى عفّت دور كرد، و اين آيه: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ» (اين چنين عمل كرديم تا سوء و فحشاء را از او دور كنيم- يوسف: ۲۴) اشاره به همين مطلب دارد و سوء يعنى‏ قتل و فحشاء يعنى زنا. پس مراد از "هم بها" این است که حضرت یوسف(علیه السلام) قصد داشتند زلیخا را به قتل برساند نه اینکه با او زنا کنند. پناه برخدا از این تفسیر و از این نسبت ها به انبیاء. 📙عيون أخبار الرضا (علیه السلام) جلد 2 ، صفحه 170 https://eitaa.com/khansari53/830
استغاثه به حضرت حجة الله عجل الله فرجه و سلام الله علیه 🔻سروده شهاب خوانساری علامه آخوند ملا محمود فصیحی خوانساری متوفای ۱۳۰۴ هجری شمسی 🔻عموی بزرگوار والد معظم 🔹ای سید انس و جان، داد از غم تنهایی مُردیم ز هجرانت، ای کاش که باز آیی ای پادشه خوبان، ای والی جسم و جان باز آی و نگر بر پا، بس شورش و غوغائی آیا شود ای مولا، کز راه وفا این دم شمس رخ نیکویت، بر خلق تو بنمایی از حسرت دیدارت، ای یوسف مصر دین کار همه عشاقان، افتاده به شیدایی ای پرده نشین دل، وی صفوه آب و گل ای زینت هر محفل، وقت است برون آیی ای نور دل حیدر، ای وارث پیغمبر بر ما ضعفا بنگر، هر نقطه و هر جایی دریاب که بی یاریم، بی مونس و غمخواریم درمانده و ناچاریم، تا چند شکیبایی یک مشت ضعیفانیم، هم بی سر و سامانیم افسرده و نالانیم، کو صبر و توانایی ای بر سر عالم تاج، ای خسرو خوش منهاج تا کی به شغالان باج، از راه مدارایی اطراف مسلمانان، از روسی بی ایمان جمعیت بی پایان، بنموده صف آرایی ترسم در این غوغا، اموال و عیال ما یکجا بشود یغما، این ذلت دنیایی زینهار همه مشکل تر، اسلام رود یکسر محراب و دگر منبر، گردند کلیسایی اسلام شریف ما، ایمان حنیف ما از ظلم حریف ما، اشخاص چلیپایی جمعیت ایرانی، در عین پریشانی با قالب بی جانی، چون آدم دریایی بی حالت و بی قوّت، بی حربه و کم سولت آه از غم این ملت، نی روح و نه اعضائی ای حافظ دین حق، از کلّ جهان اسبق بین فرق وطن منشق، چون عالم و بینایی ای سیّد این مذهب، کن چاره ی این مطلب بین روز همه چون شب، از کف شده دارایی بر کِش ز کمر صمصام، کُش دشمن خون آشام کن تقویت اسلام، هر چند مهیّایی ما خواب و عدو بیدار، ما مست و طرف هوشیار او متصل اندر کار، ما غرق تن آسایی نی قوّت جنگیدن، نه طاقت بشنیدن نی علم به صنعتها، نه فهم نه شناسایی و این دشمن بی انصاف، در جنگ بسی اجلاف در صنعت خود صرّاف، میدان مخلّایی ای حجت حق فریاد، ز این ظالم بد بنیاد خواهد که دهد بر باد، او ملت بیضایی دل خسته و تن بی جان، در گریه و در افغان از شدت این طغیان، این مردم هر جایی اینک چه اجل بر سر، چون مور و ملخ لشگر از گردش این اختر، گرد آمده اعدایی یا ربّ به حق قرآن، بر آه سحر خیزان رحمی به مسلمانان، ای آن که تو شنوایی در غصّه ی بی پایان، غرق است شهاب این سان کاو را نتوان درمان، از دین و ز دنیایی. 🔻دیوان در‌‌ خوشاب ص74 https://eitaa.com/khansari53/831
📍فوائد بحرالعلومِ سیّدمهدی نجفی را خریدم به پول ۳ ماه نماز استیجاری؛ و منِ محزون، شهاب‌الدّین حسینی مرعشی نجفی هستم و این حروف را در حال گرسنگی می‌نویسم! یک روز و شب به دلیل نداری، چیزی نخورده‌ام! امیدوارم بتوانم به برکت اجدادم بر این سختی‌ها صبر نمایم. ۱۳۴۱ مدرسه قوام / نجف أشرف" 📎یاد داشت آیت الله العظمی مرعشی نجفی در صفحه اول نسخه خطی کتاب فوائد الرجالیه تالیف علامه سید مهدی بحرالعلوم. نمونه ای از زحمات طاقت فرسای علمای شیعه در حفظ تراث اهل بیت . https://eitaa.com/khansari53/832
🔻توصیه اخلاقی علامه محمود خوانساری (-۱۳۰۴ش) به اهل علم 🔻شیخ در 5 معنا به کار می رود: یکم: ثروتمند. دوم: کسی که فرزندان فراوان دارد. سوم: دانشمند. چهارم: سالخورده. پنجم: خانواده دار. اما در کتاب های لغت بیش تر در معنای کسی که دارای صفت علم و دینداری است به کار می رود و علمای دین را شیخ می گویند که امروزه چنین است و از سایر اسامی و القاب مدعیان فضل و علم شایع تر و بالاتر می باشد به گونه ای که هر کدام از این طایفه شریف متمایل اند به این عنوان خطاب شوند که علت آن برایم روشن نیست حتی برخی از آنان را دیده ام که اگر به او « شیخ » گویند خوشحال شده و سریع جواب دهند اما اگر به او « ملّا » یا « آخوند » گویند چندان برایش خوشایند نیست. به نظر می رسد این نوعی بیماری روحی و وسوسه جدید و هلاک کنده از سوی شیطان باشد خداوند من و برادران اهل ایمانم را از او محافظت نماید و به نظرم رسید به برادران با کرامت خود توصیه نمایم که از این خیالات فاسد و باطل به دور باشند. فریب شیطان را مخورید نیرنگ او بزرگ است و خود را حفظ کنید و مواظب حالات خود باشید و این بیماری روحی را از قلب خود با ریاضت و مجاهدت دور کنید و بدانید اگر اهل هدایت باشید احترام یا بی احترامی مردم هیچ ضرری به انسان نمی زند و اگر اهل خسران باشید نیز احترام آنان نفعی نبخشد و این عناوین چه اثری دارد در حالی تمام عزّت ها به دست خداست که به هر که خواهد بدهد و مادامی که ربّ الأرباب اراده نکند هیچ سببی اثری ندارد و اوست مسبّب اسباب لذا انسان عاقل خود را به این خیالات مقیّد نمی کند. کنز الیواقیت و الدرر ص ۴۳ https://eitaa.com/khansari53/834
▪️دوری از امام، سخت‌تر از یتیمی! حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام از پدران معصوم‌شان علیهم‌السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل فرمودند: « شدیدتر و سخت‌تر از یتیمیِ کودکی که پدرش را از دست داده، یتیمیِ کسی است که از امامش جدا شده است و توان دسترسی به ایشان را ندارد و حُکم امامش را درباره‌ی مسائل دینی مورد ابتلائش نمی‌داند؛ بدانید كه هر كه از شيعيان ما به علوم ما آگاه باشد، اين شخصى كه به شريعت ما آگاه نيست و دسترسى به ما ندارد، همچون يتيمى است در دامان او. بدانيد عالم و دانشمندی که او را هدايت و ارشاد كند و شريعت و احكام ما را به او بياموزد، در جمع بهشتيان و در مقام «رفیق أعلی» به همراه ما خواهد بود.» [أشَدُّ مِن يُتْمِ اليَتيمِ الّذي انقَطَعَ عَن أبيهِ، يُتْمُ يَتيمٍ انقَطَعَ عَن إمامِهِ و لا يَقدِرُ علَى الوُصولِ إلَيهِ، و لا يَدري كَيفَ حُكمُهُ فيما يُبتَلى بهِ مِن شَرائعِ دِينِهِ . ألاَ فمَن كانَ مِن شِيعَتِنا عالِما بِعُلومِنا و هذا الجاهِلُ بِشَريعَتِنا المُنقَطِعُ عَن مُشاهَدَتِنا يَتيمٌ في حِجرِهِ ، ألاَ فَمَن هَداهُ و أرشَدَهُ و عَلَّمَهُ شَريعَتَنا كانَ مَعَنا في الرَّفيقِ الأعلى ] 📚الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 16 https://eitaa.com/khansari53/835