eitaa logo
احمد خوانساری
144 دنبال‌کننده
456 عکس
159 ویدیو
46 فایل
🔸مدرس خارج و سطح عالی حوزه علمیه قم 🔸هیات علمی جامعة المصطفی العالمیه 🔸تولیت حوزه علمیه تاریخی علوی خوانسار 🔸پژوهشگر و نویسنده www.khansarii.ir https://eitaa.com/khansari53 https://ble.ir/khansari53 ارتباط: @Mh_khansarii ۰۲۵۳۲۹۳۵۵۴۶
مشاهده در ایتا
دانلود
پاسخ علامه طباطبائی به سی سؤال درباره اسلام (۹) 🔻۲۰. غربی‌ها معتقدند که اسلام دینی است که فقط برای مردم ساده و زارع و صحرانشین و آنها که با تمدن ماشینی امروز جلو نرفته‌اند می‌باشد و می‌بینیم که حتی یکی از کشور‌های مسلمان جزو کشور‌های مترقّی پیشرفته نیست و اسلام در کشور‌های ماشینی و متمدن اصلًا پیشرفت نکرده است. دلیلش چیست؟ آیا فکر می‌کنید قوانین اسلامی را می‌توان طوری تغییر داد یا ترجمه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد؟ 🔹در این که کشور‌های اسلامی جزو کشور‌های مترقّی و پیشرفته نیستند تردید نیست ولی باید دید که در کدام یک از این کشور‌هایی که نام کشور اسلامی دارند، قوانین اسلامی اجرا می‌شود؟ و بیشتر از این که اسم دین اسلام روی اینها گذاشته شده، از مسمای اسلام چه بهره‌ای دارند؟ و جز این که برخی از مردم این کشور‌ها پاره‌ای از عبادات اسلامی را مانند نماز و روزه و حج به صورت و از روی عادت دیرین به جا می‌آورند، از قوانین فردی و اجتماعی و جزائی و حقوقی اسلام کدام را زنده نگه داشته‌اند. در این صورت آیا مسخره نیست که انحطاط کشور‌های اسلامی را به گردن اسلام بگذاریم؟ ممکن است گفته شود که اگر اسلام دینی مترقی بود و قوانینش عرضه و لیاقت اصلاح و اداره جامعه را داشت، برای خود در جامعه جایی باز می‌کرد و متروک نمی‌شد! 🔹ولی این پرسش پیش می‌آید که اگر عدم پیشرفت در جامعه گواه انحطاط قوانین اسلام است، چرا روش دموکراسی مترقّی غربی که بیشتر از نیم قرن است در این کشور‌ها پذیرفته شده، جایی برای خود باز نکرده و کمترین تأثیری در پیشرفتشان ننموده و جز صورت سازی اثری نداده است؟ و چرا شرقی‌ها مانند غربی‌ها نمی‌توانند از این روش مترقّی بهره برداری نمایند؟ و چرا همین رژیم انسانی (دموکراسی) پس از آن که سالیان دراز در مهد انسانیت (غرب) برای خود جا باز کرده بود و به جای خون در شرائین جمعیت جریان داشت، نتوانست زمزمه کمونیستی را خاموش کند تا کار به جایی کشید که در کمتر از نیم قرن رژیم کمونیستی تقریباً نصف جمعیت کره را فراگرفت و حتی در قلب اروپا و آمریکا نفوذ کرد و هر روز سنگر تازه‌ای از دست همین انسان‌های مترقّی (غربی ها) می‌گیرد. آیا با همین دست آویز می‌توان نظر داد که رژیم و قوانین کمونیست مترقی با رژیم و قوانین دموکراسی منحط و روش صحرانشینان می‌باشد. 🔹گذشته از این همه، انحطاط و عقب افتادگی تنها نصیب کشور‌های اسلامی نیست تا به گردن اسلام بسته شود، بلکه سایر کشور‌های آسیایی و آفریقایی نیز که در میان آنها همه مذاهب از برهمنی و بودایی گرفته تا مسیحیت و اسلام که از آن یاد می‌شود دچار این سرنوشت شوم می‌باشند و همانا گناه دو قاره ثروت خیز آسیا و آفریقا این است که در برابر غرب و مطامع بیکران آنها واقع‌اند. تا این دو قاره بی نیاز می‌توانند انبار مواد اولیه زیرزمینی و روی زمینی برای صنعت‌های غرب و بازار محصولات بی کران کارخانه‌های غرب و زادگاه بردگان بی، چون و چرای غرب نیازمند باشند، هرگز کشور‌های آنها جزو کشور‌های مترقّی (یعنی غربی) قرار نخواهند گرفت و هرگز اهالی آنها اعم از مسلمان و غیرمسلمان به آقایان خود ملحق نخواهند شد و چنان که تاکنون دیده‌ایم روزی به نام استعمار و روزی به نام استملاک و روزی به نام اشتراک منافع و روزی به نام کمک‌های اقتصادی سوار ما خواهند بود. 🔹 آنچه در ذیل سؤال گفته شده که "آیا اسلام را می‌توان طوری تغییر داد یا توجیه کرد که قابل قبول برای افراد تحصیل کرده باشد و با علم وفق دهد” چنان که گفته شد، معارف اسلامی که کتاب و سنّت متضمن آن است به تصریح همین کتاب و سنّت قابل تغییر نبوده و تأویل بردار نیست و چنانچه اسلام دین حق است، نیازی به قبول طبقه تحصیل کرده ندارد، بلکه طبقه نامبرده به حق و واقع بینی نیازمند می‌باشد. خدای تعالی می‌فرماید: «در دین اجباری نیست و راه راست روشن است» ، و باز باید گفت که بهتر بود برای اثبات مخالفت اسلام با علم، نمونه چندی ذکر می‌شد تا مستدل شود و به دعوی خالی "اسلام با علم مخالف است” قناعت نمی‌شد. منبع: بررسی‌های اسلامی، جلد ۲؛ سید هادی خسرو شاهی ـ طباطبائی https://eitaa.com/khansari53/828
⛔تهمت به حضرت یوسف (علیه السلام) و پاسخ امام رضا علیه السلام «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» 📖 (سوره مبارکه یوسف، آیه۲۴) تفسیر آیه در بیان امام رضا علیه السلام : جواب حضرت رضا علیه السلام به علىّ بن محمّد بن جهم در باره عصمت انبياء(علیهم السلام): 🔸علىّ بن محمّد بن جهم برخاست و گفت: يا ابن رسول اللَّه! آيا شما قائل به عصمت انبياء هستيد؟ 🔹 حضرت فرمودند: بله قائلم. 🔸وى گفت: پس در مورد اين آيات چه می‏كنيد(چه میگوئيد): ... و در باره حضرت يوسف: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» (زليخا قصد يوسف كرد و يوسف نيز قصد او- سوره يوسف آيه۲۴) 🔹امام فرمودند: از خدا بترس و زشتی ‏ها را به انبياء خدا نسبت نده! و كتاب خدا را با رأى خودت تأويل و تفسير نكن، خداوند فرموده است: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏» (تأويل آن را، جز خدا و راسخون در علم نمیدانند - آل عمران:۷) و اما آيه درباره حضرت يوسف علیه السلام : «لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» زليخا قصد گناه كرد، و يوسف از ناراحتى تصميم گرفت كه اگر زليخا او را مجبور كند او را بكشد، اين بود كه خداوند او را از قتل و نیز عمل منافى عفّت دور كرد، و اين آيه: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ» (اين چنين عمل كرديم تا سوء و فحشاء را از او دور كنيم- يوسف: ۲۴) اشاره به همين مطلب دارد و سوء يعنى‏ قتل و فحشاء يعنى زنا. پس مراد از "هم بها" این است که حضرت یوسف(علیه السلام) قصد داشتند زلیخا را به قتل برساند نه اینکه با او زنا کنند. پناه برخدا از این تفسیر و از این نسبت ها به انبیاء. 📙عيون أخبار الرضا (علیه السلام) جلد 2 ، صفحه 170 https://eitaa.com/khansari53/830
استغاثه به حضرت حجة الله عجل الله فرجه و سلام الله علیه 🔻سروده شهاب خوانساری علامه آخوند ملا محمود فصیحی خوانساری متوفای ۱۳۰۴ هجری شمسی 🔻عموی بزرگوار والد معظم 🔹ای سید انس و جان، داد از غم تنهایی مُردیم ز هجرانت، ای کاش که باز آیی ای پادشه خوبان، ای والی جسم و جان باز آی و نگر بر پا، بس شورش و غوغائی آیا شود ای مولا، کز راه وفا این دم شمس رخ نیکویت، بر خلق تو بنمایی از حسرت دیدارت، ای یوسف مصر دین کار همه عشاقان، افتاده به شیدایی ای پرده نشین دل، وی صفوه آب و گل ای زینت هر محفل، وقت است برون آیی ای نور دل حیدر، ای وارث پیغمبر بر ما ضعفا بنگر، هر نقطه و هر جایی دریاب که بی یاریم، بی مونس و غمخواریم درمانده و ناچاریم، تا چند شکیبایی یک مشت ضعیفانیم، هم بی سر و سامانیم افسرده و نالانیم، کو صبر و توانایی ای بر سر عالم تاج، ای خسرو خوش منهاج تا کی به شغالان باج، از راه مدارایی اطراف مسلمانان، از روسی بی ایمان جمعیت بی پایان، بنموده صف آرایی ترسم در این غوغا، اموال و عیال ما یکجا بشود یغما، این ذلت دنیایی زینهار همه مشکل تر، اسلام رود یکسر محراب و دگر منبر، گردند کلیسایی اسلام شریف ما، ایمان حنیف ما از ظلم حریف ما، اشخاص چلیپایی جمعیت ایرانی، در عین پریشانی با قالب بی جانی، چون آدم دریایی بی حالت و بی قوّت، بی حربه و کم سولت آه از غم این ملت، نی روح و نه اعضائی ای حافظ دین حق، از کلّ جهان اسبق بین فرق وطن منشق، چون عالم و بینایی ای سیّد این مذهب، کن چاره ی این مطلب بین روز همه چون شب، از کف شده دارایی بر کِش ز کمر صمصام، کُش دشمن خون آشام کن تقویت اسلام، هر چند مهیّایی ما خواب و عدو بیدار، ما مست و طرف هوشیار او متصل اندر کار، ما غرق تن آسایی نی قوّت جنگیدن، نه طاقت بشنیدن نی علم به صنعتها، نه فهم نه شناسایی و این دشمن بی انصاف، در جنگ بسی اجلاف در صنعت خود صرّاف، میدان مخلّایی ای حجت حق فریاد، ز این ظالم بد بنیاد خواهد که دهد بر باد، او ملت بیضایی دل خسته و تن بی جان، در گریه و در افغان از شدت این طغیان، این مردم هر جایی اینک چه اجل بر سر، چون مور و ملخ لشگر از گردش این اختر، گرد آمده اعدایی یا ربّ به حق قرآن، بر آه سحر خیزان رحمی به مسلمانان، ای آن که تو شنوایی در غصّه ی بی پایان، غرق است شهاب این سان کاو را نتوان درمان، از دین و ز دنیایی. 🔻دیوان در‌‌ خوشاب ص74 https://eitaa.com/khansari53/831
📍فوائد بحرالعلومِ سیّدمهدی نجفی را خریدم به پول ۳ ماه نماز استیجاری؛ و منِ محزون، شهاب‌الدّین حسینی مرعشی نجفی هستم و این حروف را در حال گرسنگی می‌نویسم! یک روز و شب به دلیل نداری، چیزی نخورده‌ام! امیدوارم بتوانم به برکت اجدادم بر این سختی‌ها صبر نمایم. ۱۳۴۱ مدرسه قوام / نجف أشرف" 📎یاد داشت آیت الله العظمی مرعشی نجفی در صفحه اول نسخه خطی کتاب فوائد الرجالیه تالیف علامه سید مهدی بحرالعلوم. نمونه ای از زحمات طاقت فرسای علمای شیعه در حفظ تراث اهل بیت . https://eitaa.com/khansari53/832
🔻توصیه اخلاقی علامه محمود خوانساری (-۱۳۰۴ش) به اهل علم 🔻شیخ در 5 معنا به کار می رود: یکم: ثروتمند. دوم: کسی که فرزندان فراوان دارد. سوم: دانشمند. چهارم: سالخورده. پنجم: خانواده دار. اما در کتاب های لغت بیش تر در معنای کسی که دارای صفت علم و دینداری است به کار می رود و علمای دین را شیخ می گویند که امروزه چنین است و از سایر اسامی و القاب مدعیان فضل و علم شایع تر و بالاتر می باشد به گونه ای که هر کدام از این طایفه شریف متمایل اند به این عنوان خطاب شوند که علت آن برایم روشن نیست حتی برخی از آنان را دیده ام که اگر به او « شیخ » گویند خوشحال شده و سریع جواب دهند اما اگر به او « ملّا » یا « آخوند » گویند چندان برایش خوشایند نیست. به نظر می رسد این نوعی بیماری روحی و وسوسه جدید و هلاک کنده از سوی شیطان باشد خداوند من و برادران اهل ایمانم را از او محافظت نماید و به نظرم رسید به برادران با کرامت خود توصیه نمایم که از این خیالات فاسد و باطل به دور باشند. فریب شیطان را مخورید نیرنگ او بزرگ است و خود را حفظ کنید و مواظب حالات خود باشید و این بیماری روحی را از قلب خود با ریاضت و مجاهدت دور کنید و بدانید اگر اهل هدایت باشید احترام یا بی احترامی مردم هیچ ضرری به انسان نمی زند و اگر اهل خسران باشید نیز احترام آنان نفعی نبخشد و این عناوین چه اثری دارد در حالی تمام عزّت ها به دست خداست که به هر که خواهد بدهد و مادامی که ربّ الأرباب اراده نکند هیچ سببی اثری ندارد و اوست مسبّب اسباب لذا انسان عاقل خود را به این خیالات مقیّد نمی کند. کنز الیواقیت و الدرر ص ۴۳ https://eitaa.com/khansari53/834
▪️دوری از امام، سخت‌تر از یتیمی! حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام از پدران معصوم‌شان علیهم‌السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل فرمودند: « شدیدتر و سخت‌تر از یتیمیِ کودکی که پدرش را از دست داده، یتیمیِ کسی است که از امامش جدا شده است و توان دسترسی به ایشان را ندارد و حُکم امامش را درباره‌ی مسائل دینی مورد ابتلائش نمی‌داند؛ بدانید كه هر كه از شيعيان ما به علوم ما آگاه باشد، اين شخصى كه به شريعت ما آگاه نيست و دسترسى به ما ندارد، همچون يتيمى است در دامان او. بدانيد عالم و دانشمندی که او را هدايت و ارشاد كند و شريعت و احكام ما را به او بياموزد، در جمع بهشتيان و در مقام «رفیق أعلی» به همراه ما خواهد بود.» [أشَدُّ مِن يُتْمِ اليَتيمِ الّذي انقَطَعَ عَن أبيهِ، يُتْمُ يَتيمٍ انقَطَعَ عَن إمامِهِ و لا يَقدِرُ علَى الوُصولِ إلَيهِ، و لا يَدري كَيفَ حُكمُهُ فيما يُبتَلى بهِ مِن شَرائعِ دِينِهِ . ألاَ فمَن كانَ مِن شِيعَتِنا عالِما بِعُلومِنا و هذا الجاهِلُ بِشَريعَتِنا المُنقَطِعُ عَن مُشاهَدَتِنا يَتيمٌ في حِجرِهِ ، ألاَ فَمَن هَداهُ و أرشَدَهُ و عَلَّمَهُ شَريعَتَنا كانَ مَعَنا في الرَّفيقِ الأعلى ] 📚الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 16 https://eitaa.com/khansari53/835
شهادت امام حسن عسکرى به نقل وقایع الایام محدث قمی(۱) 🔻در این روز، (سنه 260ه)، بنابر مشهور، وفات کرد سید ما حضرت ابى محمد حسن بن على عسکرى -سلام الله علیه ایام خلافت معتمد احمد بن جعفر متوکل بوده. در وقت وفات از سن شریف آنحضرت ۲۸ سال گذشته بود و آن جناب را دفن نمودند در همان خانه که پدر بزرگوارش حضرت هادى علیه السلام ، مدفون است و صدمات و گرفتاری ها که براى جوارى و زنان آن حضرت روى داد از حبس و اعتقال و شدت صعوبت طلب سلطان زمان در پیدا کردن حجة بن الحسن امام زمام علیه السلام و تفتیش خانه ها و اخافه شیعیان و تشرید ایشان به سعایت جعفر کذاب در (ارشاد مفید) و غیره مسطور است . شیخ صدوق در حدیث احمد بن عبدالله خاقان ناصبى که از جانب خلفاء والى اوقاف و صدقات بوده در قم روایت کرده ، گفت : به خدا سوگند! در هنگام اوقات حسن بن على (ع ) حالتى بر خلیفه و دیگران عارض شد که من گمان نداشتم که در وفات هیچکس چنین امرى تواند شد و این واقعه چنان بود که روزى براى پدرم که وزیر خلیفه بود خبر آوردند که ابن الرضا(ع ) رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام به نزد خلیفه رفت و خیر را به خلیفه داد. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد، یکى از ایشان (نحریر خادم ) بود که از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند و بر احوال آن حضرت مطلع گردند و چند نفر طبیب را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن جناب بروند و از احوال او با خبر باشند. بعد از دو روز براى پدرم ، خبر آوردند که مرض آنحضرت ، صعب شده است و ضعف بر او مستولى گردیده است ، پس ‍ بامداد سوار شد و نزد آنحضرت رفت و اطبا را امر کرد که از خدمت آنحضرت دور شوند و قاضى القضاة را طلبید و گفت : ده نفر از علماى مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند و پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشتن از ایامى از ماه ربیع الاول ، (سنه 260ه)، آن حضرت وفات کرد. چون خبر وفات آنحضرت در شهر سامره منتشر شد، قیامتى در آن شهر برپا شد. از جمیع مردم ، صداى ناله و شیون بلند گردید. خلیفه در صدد تفحص فرزند سعادتمند آن حضرت در آمد. جمعى را فرستاد که بر دور خانه آن حضرت حراست نمایند و جمیع حجره ها را تفحص کنند و مهر نمایند، شاید آن حضرت را بیابند و زنان قابله را فرستاد که کنیزان آن حضرت را تفحص کنند که مبادا، حملى در ایشان باشد، پس یکى از زنان گفت که یکى از کنیزان آن جناب را احتمال حملى هست . خلیفه ،نحریر خادم را بر او موکل گردانید که بر احوال او مطلع باشد، تا صدق و کذب آن سخن ، ظاهر شود. بعد از آن ، در تهیه جنازه بر آمدند و جمیع بازارها بسته شد، صغیر و کبیر، وضیع و شریف خلایق در جنازه آن برگزیده خالق جمع آمدند. پدرم با سایر وزرا و نویسندگان و اتباع خلیفه و بنى هاشم و علویان به تجهیز آن جناب حاضر شدند و در آنروز، سامره مانند صحراى قیامت بود از کثرت ناله و شیون و گریه . مردم چون از غسل و کفن آن جناب فارغ شدند، خلیفه، ابوعیسى را فرستاد که بر آن جناب نماز کند، چون جنازه شریف را براى نماز بر زمین گذاشتند ،ابوعیسى نزدیک آمد و کفن را از روى مبارک آن حضرت دور کرد و براى رفع تهمت خلیفه ، جماعت حاضرین را نزدیک طلبید و گفت : بیایید و نظر کنید، این حسن بن على (ع) فرزند زاده امام رضا(ع) است که بر فراش خود، به مرگ خود مرده است و کسى آسیبى به او نرسانیده است و در مدت مرض او، اطبا و قضات و معتمدان و عدول حاضر بوده اند و بر احوال او مطلع گردیده اند و بر این معنى شهادت میدهند. پس پیش ‍ ایستاد و بر آن حضرت نماز کرد و بعد از نماز، آن حضرت را در پهلوى پدر بزرگوار خود دفن کردند. بعد از آن ، خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند آن حضرت شد، زیرا که شنیده بود که فرزند آن جناب بر عالم ، مستولى خواهد شد و اهل باطل را منقرض خواهد کرد. چندانکه تفحص کردند، خبرى از آن حضرت نیافتند و آن کنیز را که گمان حمل به او می بردند، تا دو سال تفحص احوال او میکردند و اثرى ظاهر نشد. 🔻فقیر گوید که موافق روایت (ابوالادیان )، در وقت نماز بر جنازه امام حسن (ع ) جعفر کذاب پیش ایستاد که بر آن حضرت نماز بخواند، چون خواست که تکبیر بگوید، طفلى گندمگون ، پیچده موى گشاده دندان و مانند پاره ماه بیرون آمد و رداى جعفر را کشید و او را از آن موقف دور کرد و بر پدر بزرگوارش نماز کرد. چون جعفر این واقعه را براى خلیفه نقل کرد معتمد خدمتکاران خود را فرستاد آنان صیقل کنیز امام حسن را گرفتند که آن طفل را بما نشان بده او انکار کرد و از براى رفع مظنه ایشان گفت : من حملى دارم از آن حضرت به این سبب او را به ابن ابى الشوارب قاضى سپردند که چون آن فرزند متولد شد بکشند ناگاه عبدالله ابن یحیى وزیر، مرد و صاحب الزنج در بصره خروج کرد و ایشان به حال خود در ماندند و کنیز از خانه قاضى بخانه خود آمد. https://eitaa.com/khansari53/836
شهادت امام حسن عسکری به نقل وقایع الایام محدث قمی (۲) 🔻در روایت دیگر است که امام حسن (ع ) در شب وفات خود، نامه هاى بسیار به دست مبارک ، به اهل مدینه نوشت و در وقت وفات ، نزد حضرت حاضر نبود، مگر جاریه او صیقل و عقید غلام او و آن کسى که مردم بر او مطلع نبودند، یعنى صاحب الامر(ع ). 🔻عقید گفت که در آنوقت ، حضرت آبى طلبى که با مصطکى جوشانیده بودند و خواست که بیاشامد، چون حاضر کردیم ، فرمود که اول آبى بیاورید که نماز کنم ، چون آب آوردیم ، دستمالى در دامن خود گسترد و وضو ساخت و نماز بامداد را ادا کرد و قدح آب مصطکلى جوشانیده بودند، گرفت که بیاشامد از غایت ضعف و شدت مرض ، دست مبارکش می لرزید و قدح بر داندان هاى شریفش می خورد، چون آب را بیاشامید و صیقل قدح را گرفت ، روح مقدسش به عالم قدس پرواز کرد. صلوات الله علیه . https://eitaa.com/khansari53/837
23.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نگاهی کوتاه به سیره و فضائل امام حسن عسکری (سلام‌ الله‌ علیه) 👤حضرت الله مظاهری (مد ظله) https://eitaa.com/khansari53/839
🔻در تمنای ظهور 🔻غزل مخمس در تضمین غزل حافظ شیرازی 🔻سروده علامه آخوند ملا محمود خوانساری (شهاب) متوفای ۱۳۰۴ ش عموی والد معظم دوش دیدم که نخستین عسسی می آید پیش از آن آب پر از خار و خسی می آید پس از آن راکب دوش فرسی می آید مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید *** زاهدا خیز زجا در شب و چون نی بخروش علقه ی خلق ببر از دل و دنیا بفروش شور عشّاق ببین بر سر و چون باده بجوش از غم درد مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریاد رسی می آید *** از تف آتش هجرم نه منم با غم و بس در خط شوق وصالش نه منم درهم و بس طالب ماه رخش نی من تنها، همه کس زآتش وادی ایمن نه منم خرّم و بس موسی اینجا به هوای قبسی می آید *** جز تو بر درد دل غمزده غم خواری نیست جز تو بیدار دل ای مه دل بیداری نیست بهر من به جز تو کسی یار و هواداری نیست هیچکس نیست که در کوی تواش کاری نیست هر کس اینجا به امید هوسی می آید *** عقل حیران که شه محرم معبود کجاست مرکز و موطن آن دولت محمود کجاست جای آن گوهر تابنده مفقود کجاست کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست اینقدر هست که بانگ جرسی می آید *** بس که من طالب آن صورت همچون قمرم متصل هر طرفی میگذرد ره سپرم هرچه پرسم کسی از دوست نه بدهد خبرم جرعه ای ده که به میخانه ارباب کرم هر حریفی زپی ملتمسی می آید *** خوش بود فصل بهار و گل و هم طرف چمن لیک با یار و می و مطرب و هم صوت حسن بلکه از دل برود غصه و افسوس و محن خبر بلبل این باغ بپرسید که من ناله ای میشنوم کز قفسی می آید *** اندر این دوره ما یاور غمخوار کم است همه خوابیم و کسل آدم بیدار کم است همه سر مست جهان عاقل و هشیار کم است دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است گو بیا خوش که هنوز نفسی می آید *** وه چه خوش گشته سرسبز و نزول باران حلقه ی گرد ز عشاق همه میخواران واندر آن جرگه « شهاب » آمده از بیکاران باز دارد سر صید دل حافظ یاران شاهبازی به شکار مگسی می آید *** 🔹دیوان در خوشاب https://eitaa.com/khansari53/840
📚 دروس آزاد احمد خوانساری ۱. درس خارج خمس (ادامه بحث سال قبل) 🗓 شنبه تا دوشنبه ⏰ ساعت ۱۰ صبح ۲. درس قواعد فقهیه 🗓 سه‌شنبه ⏰ ساعت ۱۰ صبح ۳. درس رجال پایه هشت 🗓 چهارشنبه ⏰ ساعت ۱۰ صبح 📍 مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی مدرس ۳۸ 🔔 قابل توجه طلاب محترم حوزه علمیه قم (انتخاب‌واحد) از تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۳ تا ۱۴۰۴/۰۶/۱۲ در پیشخوان آموزش (نجاح - آموزش - گزینه انتخاب درس) فعال می‌باشد. برای اطلاعات بیشتر و دسترسی به لینک: 👉 https://eitaa.com/ahmadkhansari/322