eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
254 دنبال‌کننده
174 عکس
60 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
رهبر انقلاب سال گذشته دقیق گفتند که: مجاهدت مردان فلسطینی ۷۰سال رژیم را عقب راند. نظرسنجی‌های گالوپ، رویترز و نیویورک‌تایمز می‌گویند برای اولین‌بار در تاریخ، مردم آمریکا بیشتر از اسرائیل، از فلسطین حمایت می‌کنند. در اروپا و آمریکای لاتین هم خیابانها پر از پرچم فلسطین است و دولتها ناچارند پشت سر ملت‌ها حرکت کنند. نمونه اش دهها کشور اروپایی و آمریکایی که رسماً کشور فلسطین را به رسمیت شناختند. 🔻این‌ها یعنی چه؟ یعنی حماس موفق شد جنگ را از خاک به ذهن منتقل کند؛ همان جایی که رژیم صهیونیستی همیشه درآن پیروز بود، حالا باخته است. ❓نتیجه؟ ۷اکتبر فقط یک عملیات نظامی نبود؛ یک عملیات معنایی بود. نقطه‌ای که ورق تاریخ برگشت. بله، هزینه‌ها سنگین بود، اما تاریخ گاهی با خون نوشته می‌شود. جبهه مقاومت، زعما و بزرگانی از دست داد. البته قاعده جنگ نیز همین است. اما درنتیجه سراسر پیروزی به ارمغان رسید. تازه این ابتدای راه است...تا نابودی. ✍محسن مهدیان @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز موقع برگشت نیمی از مسیر رو پیاده اومدم. نزدیک اذان مغرب شد. خودمو رسوندم به یکی از مسجدهای نُقلی و قدیمی... خانوما دونه دونه میرسیدن. اکثرا با هم رفیق بودن. موقع دیدن همدیگه کلی گپ میزدن و حال و احوال میکردن. سراغ اونیکه نیومده بود رو میگرفتن و منتظرش بودن. حتی با من که غریبه بودم دست میدادن و حال و احوال میکردن. چشمم خورد به این میزِ نماز. خانومی که اون میز محل نمازش بود، با سلیقه‌ی خوبش یه کاور پارچه‌ای براش دوخته بود. از اون خانومای زبر و زرنگ و نُقلی نمکی بود. همه دوسش داشتن. قرآنش و کتاب دعاش هم کنارش بود. یکی از حاج خانوما موقع قامت بستن رسید و رفت نشست پشت میز نمازش. بوی عطر گل مریم از چادر نمازش میومد. درست مثل جمع مادرانه‌ی مسجدی‌شون🌿🌺🌿 خلاصه مسجد شده بود گلستون مادرها و محل دیدار و پیگیری حال و احوالشون. لابد فرشته‌ها لابلای نور صلوات و ثواب نماز جماعت و نافله‌ها کلی عطر آغوش مادرانه بردن به آسمون و دعا کردن این صف‌ها همیشه پُر و شلوغ باشه. @khate_Revayat
هم اومد و رفت بگذریم از مدیران و معلمان و معاونین به درد نخوری که از این غنچه‌های شهید یادی نکردن. ولی ما که این صورتهای ماه و معصوم و شیرین رو یادمون نمیره. بچه‌هامون پرپر شدن. به دست سگِ هارِ آمریکا شهید شدن داغ این طفلای معصوم دودمان آمریکا و اسرائیل و حمایتگراشون رو به باد میده... میگی نه، نگاه کن. ؟ @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد به دست مرحمت یارم در امیدواران زد چو پیش صبح روشن شد که حال مهر گردون چیست برآمد خنده‌ای خوش بر غرور کامگاران زد نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست گره بگشود از ابرو و بر دل‌های یاران زد من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست که چشم باده پیمایش صلا بر هوشیاران زد کدام آهن دلش آموخت این آیین عیاری کز اول چون برون آمد ره شب زنده داران زد خیال شهسواری پخت و شد ناگه دل مسکین خداوندا نگه دارش که بر قلب سواران زد @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیست سالم بود که نشستم پشت صندلی همین کلاس. صندلی ردیف جلو... آنقدر پر شور و انرژی بودم که، کلاس را روی سرم می‌گذاشتم. نشاط درس خواندن بود یا معاشرت با رفقای خوب و زلال یا هم‌نفس شدن با اساتید خوب و به دردبخور، هرچه بود شادی از سر و کولم بالا می‌رفت. رشته ریاضی خوانده‌ی دیفرانسیل و انتگرال بلعیده‌ای بودم که حالا طلبه شده بود. طلایی ترین روزها را داشتم. بالا و پایین و تلخ و شیرین هم زیاد بود. توی همین حوزه شیرینی عروسی‌ام را پخش کردم. و توی همین حوزه بودم که خبر مادر شدنم را به رفقا دادم. اما بعد از آمدن پسرها، انتخاب من مادری بود. گفتم درس همیشه هست. اما کودکی پسرهایم حالا هست و فردا نه. من ماندم و مادری ... حالا بعد از گذشت چندسال از آن روزها، وقتی پسرها راهی مدرسه می‌شوند من هم کیف و کتاب برمیدارم و می‌نشینم سر کلاس. چای میخورم و نور می‌شنوم و واحدهای مانده را پاس میکنم چند واحد هم همدلی چند واحد هم آرامش چند واحد هم جوش و خروش می‌خوانم و یاد ایام گذشته میکنم جای رفقایم خالیست... هنوز هم از گوشه کنار حوزه صدای بحث و درس و خنده‌هایشان می‌آید. آنها هم زیر همین آسمان گوشه‌ای در کنار نگاه خدا خدمت به خلق می‌کنند و من چقدر خوشحالم از داشتن‌شان... بماند به یادگار از بازگشت به حوزه و ایام طلبگی .... @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای آنکه به پیمان‌هایت وفاداری؛ مرا از خودم خلاص کن 💔 @khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دنیای عجیبی‌ست تو را آنقدر زمین می‌زند که زخم برداری خوب که در گرماگرم سختی‌ها شعله‌ور شدی، پخته می‌شوی آنوقت نه نگاه بدخواهان نه رفتار کینه‌توزان نه ترکش‌های بد دلان هیچکدام در تو اثرگذار نمی‌شود روح تو بزرگ می‌شود و خار و خاشاک ریز و ناچیز زخمی‌ات نمی‌کند اما برای رسیدن به این مرحله، باید به آتش بیفتی شعله‌ور شوی شاید هم بسوزی اما روحت مثل ققنوسی از خاکستر بلند می‌شود آنوقت قَدِ نگاه بددلان و کینه‌توزان و سیاه‌رویان به بلندای بال پروازت نخواهد رسید برای پرواز، صبوری کن آسمان نزدیک است.... 🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧 @khate_Revayat