eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
254 دنبال‌کننده
173 عکس
59 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
🌧🌧🌧🌧🌧 باران آمد....
🌧 بارون که شروع شد گفت من میخوام توی حیاط نماز بخونم. گفتم نه سرده گفت پس توی بالکن میخونم. کاپشن پوشید و سجاده انداخت و شروع کرد به نماز خوندن گفتم چه نمازی بود؟ گفت نماز تشکر.... پرسیدم چی گفتی حالا... گفت دعا کردم مریضا خوب بشن، هیچ جا خشک نباشه همیشه بارون بیاد، امام زمان ظهور کنه امروز بارون به قلب من بارید مطمئنم خبرِ نماز خوندن پسرکم همراه ملائکه‌ای که برای نمازش اومده بودن به آسمون میرسه امیدوارم دعای پسرکم قبول بشه... خدایا شکرت که بارون اومد https://eitaa.com/khate_Revayat
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌩🌩🌩🌧 تا حالا نشده بود رعد و برق بزنه و من از خوشحالی گریه کنم... گاهی گرفته شدن نعمت، ما رو شاکرتر میکنه. امروز دمِ غروب چندتا از همسایه ها توی بالکن بودن. همه چشم دوخته بودن به آسمون صدای شُرشُر ناودون‌ها بلند شد بوی بارون تمام کوچه رو پُر کرد گربه‌ها خزیدن زیر ماشین‌ها بارون شدت گرفت هوا خنک و تمیز شد بچه‌ ها خوشحال شدن از گنجشک‌ها خبری نبود اما اونا هم شاد بودن حتما من این وسط به شُکر واقعی فکر میکردم انگار چیزی از توی قلبمون می‌جوشید و واقعیِ واقعی می‌گفت الحمدلله الهی شکر.... اما کی دعا کرده بود و مستجاب شده بود؟ کیه که بخاطرش بارون نازل میشه؟ رزق‌ها فرود میاد... گره‌ها باز میشه... ما خیلی خوشبختیم که هنوز یک نفر از ۱۴ معصوم بین ما و توی دنیای ما زندگی میکنه او که اگر دعا کنه هم بارون میاد هم غصه میره هم امنیت میشه هم آرامش میاد ما خوشبختیم که با دعای امام مهدی بارون رو دیدیم و شاکرتر شدیم امید داریم که خودش هم بیاد و قلبمون آروم بگیره امضا، چشم به راهِ بارانِ دوازدهم https://eitaa.com/khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله النور🌻 امروز برای پسرهای من، یک روز فراموش نشدنی ماندگار باعشق و خاطره‌انگیز شد وقتی دو سوم مراسم گذشت و آقا نیامد، کمی دمق شدند بچه‌ها از ۴ونیم صبح بیدار بودند‌. تنها چیزی که از خواب شیرین بیدارشان کرد دیدار رهبر معظم انقلاب بود. اما حدود دو ساعت در حسینیه بودند و رهبر را ندیدند. اما یکباره، ورق برگشت. خواب از چشم پسرکانم پرید روی پا ایستادند و قد و قامت و صورت ماهِ رهبرشان را دیدند. شور و شعف از رویِ‌شان می‌بارید و چه ذوقی کردم از اشکِ شوقِ محمدحسن ۷ساله‌ام که نگاه می‌کرد به جمال رهبر و اشک می‌ریخت. جان گرفتیم غصه‌ها یادمان رفت خستگی‌ها به در شد لحظات سامان گرفت و نشست به جانمان.... از خدا میخواهم که شهدِ شیرینِ این دیدار غیرمنتظره و شورانگیز در کام پسرانم بماند. و تمام وجودشان را نورانی کند. الهی الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله https://eitaa.com/khate_Revayat
ای سفره‌دار، سفره‌ی اعیانی‌ات قبول اُمُّ‌الشهید، لشکرِ قربانی‌ات قبول ای مشکِ چشم‌های تو نذرِ لبِ حسین ای آسمان، زیارتِ بارانی‌ات قبول (سلام‌الله‌علیها) https://eitaa.com/khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هم‌صحبت شدن با مادران شهدا برای من شبیه نشستن کنار دریاست. در سکوت تماشایشان میکنم. به عظمت روحشان چشم می‌دوزم، و از تلاطم قلبشان اشک میریزم... مصاحبه‌ای داشتم با مادر شهید امیرحسین گشانی که در روزنامه جام‌جم چاپ شد. از طریق لینک زیر گپ و گفت ما را بخوانید https://jamejamdaily.ir/Newspaper/Page/7211/Life/11/0
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا