eitaa logo
🚩خطِ روایت☫سمیرا چوبداری☫
254 دنبال‌کننده
173 عکس
59 ویدیو
0 فایل
سِــلاح من چیزی‌ست که خُـــــدا به آن قسم خورده ༻وَالـقَـــلَـمِ وَ ما یَسـطُـــرون༻ در جنگِ روایتها، می‌نويسم. حق را،عشق را،وطن را 🇮🇷🇵🇸 #سمیرا_چوبداری #خط_روایت
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لیلة الرغائب🌙 نوجوان بودم. نه می‌دانستم ماه رجب و شعبان چیست. نه قیمت و قدرش را می‌شناختم. فقط چندتا دوست خوب سر راهم قرار گرفت. به خودم آمدم و دیدم پای منبر دوتا استاد متواضع و نورانی هستم. آن‌وقت‌ها ماه رجب افتاده بود به تابستان. حدود ۹شب اذان بود. روزه می‌گرفتم. دعاهای ماه رجب و شعبان را نخوانده ول نمی‌کردم. حس میکردم تمام دعاها مثل آبی که پای گلدان خشکی ریخته می‌شود و به چشم هم زدنی به خاک فرو می‌رود، دعاها به قلبم می‌نشست. تازه می‌فهمیدم قدر ماه رجب چه بوده و خبر نداشتم. خلاصه رفیق نعمت است رزق است از آدمی که نمازش را یکی درمیان می‌خوانده و مسجد و منبر را نمیشناخته یک ارادتمند به ماه رجب ساخت. امشب هم شب رغبت‌هاست از همان اساتید آموختم که امشب را نه که آرزو ردیف کنی تا عرش بلکه باید رغبت‌هایت را اصلاح کنی خواسته‌هایت را رنگ خدا بدهی ببینی چه چیزی تو را به الله نزدیک‌تر می‌کند همان را بخواهی مثلا یکی مثل من که صلاح را نمیفهمد می‌شود امشب رو به خدا کند و بگوید دستم را بگیر و ببر توی همان راهی که حکمت و نعمت و فهم و نور و عقل و رشد هست قرارم بده اگر راهش سنگلاخ بود، کمک بفرست حواست باشد گم‌ات نکنم خلاصه امشب، شب قدری‌ست که ما را به شب‌های قدر خواهد رساند به شرطی که رغبت‌هایمان رنگ خدا بگیرد نه رنگ دنیا.... مکالمات:👇 _خدایا امشب چی بخوامم یادم بده _ آدم‌حسابی‌های قبل از تو خواستن، از رو دستشون تقلب کن به تو هم میدم _ کجا؟ _ توی مفاتیح الجنان _ ممنون خدا می‌بوسمت https://eitaa.com/khate_Revayat
✨️🌙 شب بود و لیلة الرغائب بود همه بودند و یار، غائب بود....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏡 خانه‌ی مادربزرگ کوچک و گرم بود. دوتا اتاق داشت. سه لنگه در با شیشه‌های حبابی و درست شبیه همین عکس داشت. گاهی روی برجستگی گلبرگ‌های شیشه دست می‌کشیدم. پشت شیشه قایم میشدم. و چقدر بازی داشتم... چقدر حرف داشتم. چقدر خوشحال بودم... هر چیزی که شبیه آن روزهاست من را به آن خانه می‌رساند خانه‌ای کوچک گرم صمیمی با یک درخت مو و کلی خاطره... از وقتی مادربزرگ و پدربزرگ رفتند دیگر به آن کوچه نرفتم صاحب جدید خانه را ندیدم و در خیالم آن خانه را با آدم‌هایی بجز پدربزرگ و مادربزرگ تصور نکردم. https://eitaa.com/khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌧 دیدن این ۵۰ ثانیه ، قراره امروزت رو بسازه پس ببین خدا، چه پیامی برات داره https://eitaa.com/khate_Revayat
دیشب حالم خیلی بد بود. تمام علائم سرماخوردگی یک دفعه روی سرم خراب شد. دارو خوردم و خوابیدم. اذان صبح را گفتند و بیدار شدم و دیدم باران آمده. تمام کوچه خیس بود. حسرت خوردم که کاش وقتی باران می‌بارید بیدار بودم. اما من با درد سرماخوردگی تندیده شده بودم. توی جا افتاده بودم. من بیمار بودم. با خودم گفتم خوش به حال باران دیده‌ها‌‌‌‌‌....! خیلی‌ها باران را خواهند دید. آنوقت که بیاید و قدم‌هایش بوسه‌باران شود. آن روز اگر بیماری گناه، به جانمان بنشید و ما را زمین‌گیر کند چه کنیم؟ اگر بخاطر گناهان، او را نبینیم چه کنیم؟ کاش امشب خدا برایمان سلامت و عافیتی بخواهد که از دیدن روی ماهِ بارانِ منتظَر جا نمانیم.... دعای عهد بخوانیم و عهد ببندیم که جزء باران ندیده‌ها و حسرت کشیده‌ها و جا مانده‌ها نباشیم... که چشم باز کنیم و ببینیم آمده و خواب بودیم! بارانم آرزوست دیدن روی ماه و قد رعنای آقایم آرزوست بیداری و سلامتم آرزوست یاالله.... https://eitaa.com/khate_Revayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یاجوادُ یاجوادُ یاجواد....
🌸✨️🕊 تا ذکر لبم جواد باشد رزقِ حرمم زیاد باشد... در راه کربلاییم و این راه با دعای امام جوادالائمه علیه السلام باز شد الحمدلله یه صلوات بفرستیم برای امام جواد⚘️