دو بیتی مجالس ختم و ترحیم
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
---------------------------
غم داغت دلم رو کرده لبریز
عجب داغی چه داغی غم انگیز
سرشک دیدگانم گشته جاری
بریز ای اشک چون باران پاییز
-----------------------
ببار بارون دلم محزون یاره
دو چشمانم ز داغش زار زاره
ز داغش نو بهارم چون خزانه
عزیزان این دل من بی قراره
------------------
خدا صبرت بده داغت گِرونه
خدا صبرت بده فصل خَزونه
خدا صبرت بده ای داغ دیده
خدا صبرت بده تو این زمونه
----------------------
امیدم نا امید شد از فراقت
کجا گیرم عزیزم من سراغت
به دنبالت بگردم کوه و صحرا
که آ تش زد اجل بر کل باغت
-------------،،-------------
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
اجل صیاد و ما صیدیم هر روز
با تا فکر مرگ باشیم شب و روز
بیا فکری به حال رفتنت کن
که از داغت بخوانند ناله با سوز
------------------------
غروب دوریت در فصل پاییز
دلم از دوریت که گشته لبریز
تویی در خاک خفته ای عزیزم
ز داغ تو نوا خوانم غم انگیز
-----------------------------
شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
@khatmkhanimajma
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
http://eitaa.com/joinchat/272171029C7c2be56d94
ابرگروه مجمع الذاکرین اهل بیت ( علیه السلام)همراه باآموزش مداحی🌺🌺
اولین وفعال ترین گروه درایتا
Ahang-bikalam-soznak-baradmusic.ir.mp3
5.17M
نی بی کلام غمگین وپرسوز
@khatmkhanimajma
.
✨﷽✨
#ترحیم_خوانی
💢مردهها در هنگام تشییع جنازه حرف میزنند؟
✍هنگامی که به تشییع جنازه مردهای میرویم، بدانیم که روح مرده اطراف ما در حرکت است و قدم به قدم با ما تا قبرستان میآید ولی ما او را نمیبینیم و جملاتی را میگوید که ما نمیشنویم:
رسول خدا (ص) میفرمایند:
وقتی که مرده را در تابوت حمل میكنند، روحش اطراف تابوت به پرواز در میآيد و پيوسته ندا ميدهد: ای اهل من! ای فرزندان من! دنيا با شما بازی نكند همان قسمی كه با من بازی كرد؛ مال دنيا را از طريق حلال و غير حلال جمعآوری كردم و سپس همه را برای غير خود گذاردم،
💢 پس عيش و راحتی و گوارائی آن مال برای ديگران است و عواقب حساب و تبعات آن برای من؛ پس بترسيد و حذر كنيد از مثل آنچیزی که بر من وارد شد.
📚:بحارالانوار ج ۶ ص ۱۶۱
💥خوشا به حال کسی که از این کلمات عبرت
بگیرد و به دنیای خود رنگ آخرت بزند.
.
مدح پدر در عزا سبک دشتی
پدر ای مونس تنهایی من
وایی پدر ای مونس دریایی من
توتا بودی دلم از غم تهی بود وایی
پدر از غم وماتم تهی بود2
الا شمع شب تارم کجایی کجایی بابا....
انیس ویارو غمخوارم کجایی کجایی باباجان..
کجایی ای حبیب دلنشینم
که ازداغ فراغت دلغمینم
ای دل ای دل...
ای دل داد وبیدادم هی ...
زبعد دوریت ای دلبر من
خداداند چه آمد بر سرمن
خداداند چه آمد بر سر من بابا..
همیشه مونس ویارم تو بودی
به وقت رنج غمخوارم تو بودی2 بابا...
خدا داند که تا صبح قیامت
ز دیده اشک می افشانم برایت بابا...
#کانال_نوحه_یازینب_س
در انتهای مجلس ترحیم وهمه ی مجالس های مذهبی خوانده می شود
اللهمَّ صلِّ و سَلِّم و زِد و بارِک علي صاحبِ الدَّعوَةِ النَّبَويَّةِ، والصّولَةِ الحَيدَريّةِ، والعِصمَةِ الفاطِميَّةِ، والحِلمِ الحسَنيَّةِ، والشُّجاعَةِ الحُسَينيَّةِ، والعِبادَةِ السَّجّاديَّةِ، والمَآثِرِ الباقِريَّةِ، والآثارِ الجَعفَريَّةِ، والعلومِ الکاظِميَّةِ، والحُجَجِ الرَّضَويَّةِ، والجودِ التَّقَويَّةِ، والنَّقاوَةِ النَّقَويَّةِ، والهَيبَةِ العَسکريَّةِ، والغَيبَةِ الإلهيَّةِ،
اَلقائمِ بِالحَقِّ، والدّاعي إليَ الصِّدقِ المُطلَقِ، کَلِمَةِ اللهِ و أمانَ اللهِ و حُجَّةِ اللهِ، اَلغالبِ بِأمرِ اللهِ، والذّابِ عَن حَرَمِ اللهِ، إمام السِّرِ والعَلَن، دافِعِ الکَربِ و المِحَنِ، صاحبِ الجودِ و المِنَنِ، الإمامِ بِالحقِّ أبي القاسِمِ مُحَمَّدِ بنِ الحسَنِ، صاحبِ العَصرِ و الزَّمانِ، وخليفَةِ الرَّحمانِ، والإمامِ الإنسِ والجانِّ صلواتُ اللهِ و سلامُهُ عليه.
صلوات خواجه نصیر, صاحب الدعوة النبویة
Create Date: ۲۰۱۸/۴/۱۹ ۱۸:۱۴
Subject : فلک بر دفتر عشقم قلم زد
Content: فلک بر دفتر عشقم قلم زد
چه روز های خوشی داشتیم بهم زد
الهی ای فلک چرخت نگردد
که چرخت روزگارم را بهم زد...
دوتا گل داشتم باهم قلم زد
چ اوقات خوشی داشتوم بهم زد
وفا ومهربونی کهنه گشته
دو تا دسته ی گل من راباهم زد
دوتا گلدسته ک پژمرده گشتن
دوتاشون زپی هم مرده گشتن
بساط عیش وشادیمون عزل شد
همه قوم وخویشا افسرده گشتن
زدست روزگار بیوفایم
عجب دنیای بی مهرو وفایست
ک در ما مردمون لطف وصفا نیست
ستم با ظلم دستامونو بسته
برادر با برادر اشنا نیست
دوتا کفتر ک باهم پرکشیدن
یهو ازبام رنجوروم پریدن
ن خیر ن خوشی ن عیش وشادی
بجز دردوبجز غصه ندیدن
پرپروازمون دیگر شکسته
دوتا بلبل پی هم بال بستن
دوتاشون چشم از دنیا ببستن
جیگر داغم جیگر خونم پریشون
ب بام اسمون بالا نشستن
تماشایی شده حال دل من
نشد ای اسمون حل مشکل من
پرستوهای نازم پر کشیدن
فنا شد زحمتای وحاصل من
چ حالی داره امرو باغبونش
ک زیر گل نموده مهربونش
کنار گل نهاد دسته گل را
شده خاموش دیگر همزبونش
دوتا نوردوچشمم گشته خاموش
شدم از ماتم اینان سیه پوش
یکیشون چن سالی چشم بسته
یکی دیگش مرا کرده بغم دوش
دوتا لاله ک چیدن گلستانوم
دوتا رودوم بهم رختن روانوم
طلای کیمیا بودم شدم مس
بهارون نیست در فصل خزانوم
بلالوم از غم رود عزیزوم
سرقبرش نشینم اشک ریزوم
کنم یاد از روزایی ک گلوم بود
اگ خنجر بباره برنخیزوم
طبیب روز بیماروم تو مادر
حبیب روز غمخواروم تو مادر
حالاوم کن ک خیلی دردمندی
همه روزه پرستاروم تو مادر
بیامادر بشین روی مزاروم
بیا تا سر بزانویت گذاروم
بگیرم اشک چشمون رونت
دوباره از غم تو جون سپاروم
شفای قلب خونم هست مادر
همه اروم جونم دست مادر
الهی ک حالاوم مینماید
حلالیت بجونم هست مادر
جونم کومی از دنیا ندیدم
فقط حسرت زبیماری کشیدم
شفایم بود روی سبز بابا
بناگه از لب بومش پریدم
جون بودم نوقتای مردنم بود
گلی بودنم ن ک پژمردنم بود
عزیزی بودم و مادر عزیزوم
چ وقت زیر گل خوابیدونم بود
گلی بودم ک گلزاری ندیدم
مریضی ک پرستاری ندیدم
همه شو در گریبان بود حالوم
بروز خوش ک تیماری ندیدم
جونم ازکفم رفت و دلم مرد
بدنبالش نرفتم لاله پژمرد
اوش دادم زدیده بار میداد
بوقت نوبهارون این گل افسرد
جونم پر زداز دنیای فانی
نبرده خیر از این زندگانی
شکفته در بهارون گل کجارفت
گلم در خاک رفته ناگهانی
پسینی ک جونم بار میبست
چیشوم میدید دلم ازداغ بشکست
بهرجا میرود مسکن بگیرد
دهد یارمرا یاری بهر دست
دلم میخوا ک بی پروا بگریم
نشینم گوشه ای تنها بگریم
دلوم میخوا بیاد دوجوونم
برای حضرت سقا بگریم
بیا مرغای سفید خونه ی من
ننه حلالت باشد اب ودونه ی من
بهرجا میروی منزل بگیری
خدا بمو یلد از دل دیوونه ی مو
اسیر دردمو درمون ندارم
چ مشکل دارومو اسون نداروم
سوای این همه بارای سنگین
چیشی دارم دگر بارون ندارم
الهی ابر بارونش بزارد
بیاید بر سر قبروم ببارد
من پردرد اسایش نداروم
اگ یکدم مرا راحت گذارد
طلای کیمیا مثلم کجا رفت
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
از ای دنیا ک کرده بیوفایی
شدم شمع ومثه بارون میباروم
خداوندا نداروم اشنایی
طبیب روز بیماریم کجا رفت
دلم در بند مهر تو اسیره
اگ روتو نبینه دل میگیره
ب لبخند تو من گه زنده بودم
حالا ک منزلت خاک میمیره
اسیروم برغمت ازادی میخوام
محبت از تو مادر لاله میداد
شوروزاز فراقت ژاله میداد
سبوی خونی قلبم سرازیر
ب مینای غمت الاله میداد
گرفتاروم بدردی ک دواش نیس
هزارون گله دارم ازتو مادر
چرا رفتی مرا کردی تو بدتر
مرا ازخود جدا بنموده ای وای
منم میرم ب گلزار تو دیگر
دلی دارم ک سوزش ناکجا شد
من این دنیا بدون تونمیخوام
دیگ روی زمین نمیشود جام
اگ روزی نبینم روی مادر
شوم تاره روزم هم میشود شام
از ای دنیا چ دلگیرم خدایا
صفا بود اونزمان ک مادروم بود
وفا بود وقتی ک تاج سروم بود
صمیمت سفر کردو دوا رفت
چ بودی اسمان چشم تروم بود
بهر در میزنم قفلش چ سخته
درون سینه یک اتشفشانست
خدایادردقلب من نهانست
خبردارد فقط مادر زدردم
رخی ک درد پنهانش عیانست
گذه افتاده در کارم تو وا کن
بقفل مشکلاتم تو کلیدی
نگاه خون چکانوم را تودیدی
شدی پروانه و بالت شکسته
نمیدونم چطو ری پر کشیدی
دلم در بند مهر تو اسیره
نگاهم بین گلهای غروبست
ک با تو زندگی مادر چ خوبست
اگر مادر نباشد خرمی نیس
دل ویرون من غرقاب خونست
دلی خون از مصیبتها ی مادر
تویی ک مادری پروانه بودی
بشمع خونفشان یکدانه بودی
بسوزد قلبوم از حال تومادر
تو باشادی همی بیگانه بودی
عطش در حنجرم از اتش توست
ترا از دس دادم بیقراروم
بروی خاک پاکت گل گذاروم
بسوی بسترت افتان وخیزان
بیادم اورد رنگ عزاروم
طلا بی رونقه مادر نباشه
طلا بی رونقه مادر نباشه
دلم از درد تنهایی میپاشه
دیگ میلی ب بازاری نداروم
چرا مادرب جمع ما نباشه
غمی در مغرب سینم نشسته
ک در مشرق میسوزونه وجودوم
دلم درسینه چون کوره میسوزه
بجای خالیت چشمم میدوزه
تمنایی بجز مادرندارم
شده مهمون اون دنیا دوروزه
محبت بی تو مادر رو نداره
بمانند تبی در بیشه افتم
ک سوزد دلم نامت ک گفتم
خنک کی میشود قلبی ک سوخته
دلم از هرچ شادیه بروفتم
نگاهم در پی عکست دوونه
فتاده اتشی در استخونوم
ک از دوری مادر ناتوونم
فقط مادر میتونه مرههمم شه
بهاروم رفته جاش مونده خزونم
تنم اتش گرفته مادرمن
نمیتونم ک دل بردارم از غم
نشسته بردل مو درد وماتم
مو ازروز ازل بختوم سیاه بود
یوقتایی زیاد وساعتی کم
نمیتونم ک شادی را ببینوم
ندارم قلب خرسند از تو دنیا
نمیخوام ک بمونم تک وتنها
ولیکن بیوفایی اتشم زد
زنم بردشت وکوه ورود ودریا
توان رفتن از پیشت نداروم
تو طردوم میکنی من زارزاروم
چرا غم تو دلم با دس نشوندی
ک محصولش شده خون ومیباروم
ندارم در دلوم شادی چ سازوم
از ای دنیا من اشفته سیروم
زغمهای دلوم ناگفته پیروم
ندارم همدمی جز نام عباس
بروم برمرقدش انی بمیروم
دلم سوزد پرستاری نداروم
شمیم مادروم در جان برامد
چ میشد ک مرا هم جان براید
دیگ میل باین دنیا نداروم
ازاگنروزی ک دیداروم نیامد
.#مادر
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
سُختمَ درمو نمیحا درد مِ
مُردَ دلِ شو کِزِ ولگردِ مِ
یخ چی تَشَ وَختی که بِینَه خوشِ
ساعتی وِ رونه لَشِ سردِ مِ
کَس چی مِ بیزارِ دی دُنیا نِوی
قِیسِ دِلِم عاشقِ لیلا نِوی
حُونَه خیالاتِمِ گُم کِردِمِ
توز چی مِ وِیلُونِ صَحرا نِوی
در وِ دَری گُور وُ گُمِم ها رُوءِم
چی دُمِ چِز تَلِ طُمِم ها رُوءِم
بِستِمَ بار کولهَ سی ناکجا
هُمسَفَرِ سایه خومِم ها روءِم
بَردِ اَجَل کِردَ پیا پا مِنِ
جور فِلَک شیوَنَ دُنیا مِنِ
اُورِ سیی سِلپِسَه دی آسِمو
پُوشَنَه آسارهِ یِ شُویا مِنِ
کَم بَکارِم بیخودی وُ خُت نیا
کُم نامُسَلمو بی که وِت گُت نیا ؟
یا بیا وا ای دلِ مِ تا بَکُ
یا بیا هیچ موقع تُونِ بُت نیا
بیل خُمِ آمُختَه غَریوی بَکِم
هُوکارَ وِ هَر سی نِصیوی بَکِم
ایقهَ دو رنگی دیمهَ دی عُمرِ گَن
وَخته که وا آیینهَ هَم قی بَکِم
بی تو چِطوری سِیلِ دوُنیا بَکِم
بالِ خیالِ وِ کُجا وا بَکِم
بَسکه نِشِسِم پَرِ مِ کورهَ بی
تا چَنی وا سیکِ قَفَس تا بَکم ؟
اِی هَمَه اُمیدِ مِ تا کِی چِنی
سایه مِ وا تیرِ جَفا میزِنی؟
دونِتِ می پاشی وِ جایی هَنی
دُومِتِ هَر جا کِه مِنِم می تِنی
تیلِ اُمیدیامِ دِ ریشهَ کَنی
شُونِمِ کِز کِردی وُ بی کِش مَنی
شوخِ نِمَک دارِ (عزیز) آخِری
اِسمتِ دِ دَفتَرِ دِل پاشَنی
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
اجل مهلت بده بر مادر مو
کلامی مختصر با خواهرای موو
بگو مهلت بده بابام ببینم
همین دنیا شده مکان ومنزل مو
همه میخندن و ما غیر مادر
هنه دارن دل خوش،، ببببزببطیغیر مادر
نمیدونم چ بد کرده بدنیا
کاینگونه کباب قلب مادر
بیا مادر ک میمیرم برایت
ک تابوتم بیاد درب سرایت
بسی گریه کنی برحال زارمط
ک تا زنده شوم از ماجرایت
سرم چون پست خونین در حلاله
کسی نیومد ببالینم بناله
از ای نالیدن مردن چ حاصل
اگ مادر بناله دل بلاله
پرستو عاشقم بر لاله برگرد
چراغ روشنم برخانه برگرد
ندارم تا ب دنبالت بیایم
بسوی عاشق دیوانه برگرد
اگ مردم نویسین روسنگم
دوصد لعنت بای دنیای دورنگوم
گهی نامرد و گاهی بیوفاین
نمیباشن رفیقای روز تنگوم
مسلمونون دل خونی ندارین
شما شادینو دل خوتی ندارین
همونجایی ک قلبم تیر میخورد
برایم قطره ی ابی بیارین
اگ مردم بزارینم سرراه
سزاوناسزا برموزنه پا
پسینی من دلی پر خون ودارم
چومجنون در بیابون خونه دارم
بزن رنجیر غم برگردنای من
بگردون بگو دلی دیونه دارم
الهی کار کس مشکل نیفتد
سرو کار کسی با دل نیفتد
ک من افتادمو در این زنجیر دوران
بحق نالوم کسی دیگر نیفتد
بخون خود نویسم جوهر بیک
نویسم سال نو بابا بر تو تبریک
امید دارم ک تا تحویل شود سال
ببوسم روی ماهت را بنزدیک
مسلمونون دل زارم ببین
جدایی منو یارم ببینین
نمیخ. اسم من از یارم جدا شم
جدایی سال تا سالم ببینید
عزیزان عید انسال عید من نیس
چرا ک مادر من دروطن نیس
زمانی میرسد عید من زار
ک دیگر جای من در وطن نیس
چرا کردی مرا اینگونه گمراه
ک دایم میکشم جای نفس اه
همونجا ک نبرد تیغ بران
بریزی همچو باران اشک همراه
وطن دوستم ولی دوستم وطن نیس
بغم خوردن کسی مانند من نیس
اگر عمرم بگردد تا صدو بیس
فراموشی مادر کار من نیس
اگر روزی دلت لبریز غم بود
گذارت بر مزار کهنه ام بود
بگو اون بی نصیب خفته در خاک
ی روزایی رفیق وهمدمم بود
الهی هیچ کسی بیکس نگردد
ب مث من ماطل ناکس گردد
خداوندا بده قوت بزانوم
برم راهی ک دیگر برنگردد
دل زارت اسیر غم نگرده
بره غصه ک دیگر برنگرده
ی چن وقته ک نور دیده ام رفت
چراغ روشنای خونمم رفت
خداوندا ندارم تاب هیچکس
رفیقای بی کلک تاج سرم رفت
همی نالم ک مادر دربرم نیس
رفیقای بی کلک تاج سروم نیس
همی نالم ک مادر دربرم نیست
کسی از حال دردم با خبر نیس
زاحوال دلم کس باخبر نیس
بمانند سیاهی دل من
بوالله پرچمای ماه صفر نیس
ابوالفضلم ندارم هم پناهی
دلم پر میکشد بام تو گاهی
ی چن وقته ک نوردیده ام رفت
چراغای روشنه خونمم رفت
خداوندا نگه دار پدر باش
چرا ک نورچشمان تروم رفت
الهی نیستانای نی بمیرد
نیستان جهان اتش بگیرد
شده منع میون منع جانوم
نمیزارد رخ ماهش بمیرد
دوسه روزن تلاش روزگارم
خبر از مرگ ومیر خود ندارم
از اون ترسم ک در غربت بمیرم
بیاین گل کنین سنگ مزاروم
سیاهی میزنه برچشمم انگشت
غم گنگی بجانوم میزنه مشت
صدای عابری میایه برگوش
خدایا درد تنهایی مرا کشت
میون موج دریا خونه ی من
فلک برهم زده اشیانه من
رفیقان دور.... جمع گردین
ک کم کم پر شده پیمونه ی من
کلوم دلنشینت مونسم شد
چگویم داغ روی ت بی کسم شد
قفس اندرقفس اهن چپ وراس
دژی محکم کنار شهر شیراز
خداوندا همه امیدوارن
چو مرغی در قفس امید پرواز
ن خسرو موند ن تاجای خسروانی
ن شیرین موند ن اون حسنای جوونی
ن بلبل با گل نسرین وفا کرد
ن اسکندر بااب زندگونی
فلک الوده ی دردم تو کردی
چمن در گل بودم خاروم تو کردی
چمن گل بودم در باغ شاهی
اسیر دست نامردم تو کردی
نیامد این جوانی مردم اخر
بیک پهلو دوخنجر خوردم اخر
نیامد تا قدوبالاش ببینم
ب غربت خراب من مردم اخر
سه چیه قیمتیه قدرش ندونی شو مه، فصل بهار، عهد جوونی
کجا رفتی کاکای پهلوونم
تو رفتی وزدی اتش بجونم
توقول دادی بمن حتما میایم
نیامدی زدی اتش بجونم
گلستون دلم رنگ جدایی
بخوابم بلکه درخوابوم بیایی
نصیحت میکنم بعداز وفاتم
ردی قبر بیو سوی وفایی
لالاییت می کنم تا خواب باشی همیشه پیش من مهتاب باشی
ک روز جمعه بود وروز غمناک
رسیده ناله ی یاران ب افلاک
حاجی.... بود با صفا بود
تصادف کرده در پیچ خطرناک
فلک روزی ک غربت رابناکرد
اول مارا بغربت اشناکرد
نمیدونم ج سری بود ای حکایت
چنین ازاول تقدیر ما کرد
پدر جان رفتی وتنها شدم من
ببین مهمان این غمها شدم من
گرفتی سایه ات را از سر من
ر اواره ی هرجا شدم من
کجایی ای مرغ بال بسته
فلک تیری زده بالم شکسته
فلک تیری زده ازبهر جدایی
بسینه ی داغدارمن نشسته
بیا مرغ سفید خطو خالی
خبر از مو ببر جنابعالی
بگو سلامت میرسونم زارو غمگین
چمن گل کرده وجای تو خالی
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین