eitaa logo
خزینة الجواهر
1.1هزار دنبال‌کننده
32هزار عکس
30هزار ویدیو
35.9هزار فایل
منبعی از محتوای ناب تبلیغی مناسبتی ارتباط باخادم كانال @a1nemati پستهای مفیدتان را به ما ارسال کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
13911008 - قسمت سوم - سعد بن ابی وقاص.mp3
7.18M
قسمت سوم - سعد بن ابی وقاص 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911010 - قسمت پنجم - ابوموسی اشعری.mp3
9.06M
قسمت پنجم - ابوموسی اشعری 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911006 - قسمت اول - طلحه بن عبیدالله.mp3
5.3M
قسمت اول - طلحه بن عبیدالله 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911007 - قسمت دوم - زبیر بن عوام.mp3
5.89M
قسمت دوم - زبیر بن عوام 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911013 - قسمت هشتم - سلیمان بن صرد خراعی.mp3
8.02M
قسمت هشتم - سلیمان بن صرد خزاعی 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911012 - قسمت هفتم - شریح قاضی.mp3
8.77M
قسمت هفتم - شریح قاضی 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911009 - قسمت چهارم - عمر بن سعد.mp3
7.69M
قسمت چهارم - عمر بن سعد 👇👇 🌻 @ahlebait110
7.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌پاسخی اجمالی به کسانی که معتقدند چرا امام زادگان و مکان های مقدس جلو بلا را نمی گیرند. 👇👇 🌻 @ahlebait110
13911011 - قسمت ششم - شبث بن ربعی.mp3
6.92M
قسمت ششم - شبث بن ربعی 👇👇 🌻 @ahlebait110
📌 : چندسال پیش برنامه ضدارزشی شبهه ای را مطرح کرده است که: در منابع آمده است که امام (ع) فرمودند: ما از تبار هستیم، هواخواهان ما و ما هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از بدترین دشمنان ما بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد و به آورد، زنانشان را به درآورده و به فروش برسانید و مردانشان را به و بردگی اعراب گماشت. : این روایت که سند ضعیفی داشته و غلط ترجمه شده، از امام (ع) است نه امام حسین(ع)؛ به علاوه وقتی در کتاب سفینه البحار آمده یعنی اصلش نیز در بحار الأنوار نیز آمده. 📚مجلسی، بحار، ج 64،ص176 : این روایت از معانی الاخبار شیخ نقل شده و آن است؛ زیرا بن جبله در سند آن است، نیز فرضا که امام صادق(ع) این کلام را فرموده باشند، علامه مجلسی در ادامه آن می نویسد: بيان: " " أي العرب الممدوح من كان من شيعتنا، وإن كان عجما، والعجم المذموم من كان عدونا، وإن كان عرب. یعنی، منظور این روایت آن است که اگر فرضا عرب، باشد و ، مذموم، است اگرچه عجم باشد و دشمن ما عجم است اگر چه عرب باشد. یعنی به عبارت دیگر: این کلام بر فرض صحت صدور از معصوم(ع) در مقام با عرب هایی است که دیگران را خوار می شمارند؛ اگر چه اهل بیت(ع) باشند و امام(ع) فرموده است: از نظر ما شما که عرب هستید، اما ما اصلا نیستید و عجم هستید، اما ما عرب هستند حتی اگر خراسانی و اصفهانی و رازی و ... باشند. : باید توجه کرد، آن عباراتی که در سفینه البحار در ادامه حدیث آمده، از متن نیست و از است که می خواسته نشان دهد در کنار این فرمایش امام صادق(ع)، نگاه به ایرانیان چگونه بوده است. بعد می نویسد: گفته است که ایرانیان را باید و زنانشان را به کنیزی به ایران آورد. این قسمت با "و قال " شروع می شود و ثانی یعنی که همان است. : مرحوم شیخ علی نمازی شاهرودی (ج۷، ص۱۰۷ – ۱۰۸) در تکمیل نوشته شیخ عباس قمی در کتاب مستدرک سفینه البحار می نویسد: سوای رای دومی(عمر) درباره ایرانیان: ابن شهرآشوب در نقل کرده که وقتی ایرانی را به آوردند و تصمیم گرفتند که را بفروشند و مردان را به درآورند که ناتوانان را در طواف بر پشت خود حمل کنند، اميرمؤمنان (ع) فرمود: (ص) فرموده است: بزرگ هر قومی را گرامی بدارید اگرچه مخالف شما باشد و این ها هستند که و هستند، با ما از در مسالمت درآمده اند و به رغبت دارند و من برای خدا آنان که به من و بنی هاشم داده اید آزاد کردم و در پایان: رواﯾﺎت ﻓﺮاواﻧﯽ در ﻣﺪح اﯾﺮاﻧﯿﺎن آﻣﺪه است. ﯾﮑﯽ از آن روایات ﮐﻪ در اﺑﺘﺪای اﯾﻦ ﻣﺘﻦ آﻣﺪه اﺳﺖ وﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻣﻐﺮﺿﺎﻧﻪ شبه افکنان آن را ﺣﺬف ﮐﺮده اﻧﺪ. اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع) ﻣﯽ‌ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ:  «اﮔﺮ ﻗﺮآن ﺑﺮ و ﻏﯿﺮ ﻧﺎزل ﻣﯽ‌ﺷﺪ، ﻋﺮب ﺑﻪ آن اﯾﻤﺎن ﻧﻤﯽ‌آورد،‌ و ﺑﺮ ﻋﺮب ﻧﺎزل ﺷﺪ و ﻋﺠﻢ ﺑﻪ آن اﯾﻤﺎن آوردﻧﺪ و اﯾﻦ ﻓﻀﯿﻠﺘﯽ اﺳﺖ ﺑﺮای ﻋﺠﻢ». نه تنها در ﻫﯿﭻ رواﯾﺘﯽ ﻧﮑﻮﻫﺶ اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻧﯿﺎﻣﺪه است، بلکه ﭼﻨﯿﻦ ﭼﯿﺰی ﺑﺎ و روح ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ(ص) سازگاری ندارد آنجاکه ﻣﯽ‌ﻓﺮﻣﻮد: «ﻫﯿﭻ ﻋﺮﺑﯽ را ﺑﺮ ﻓﺨﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺑﺎﺷﺪ و ﮔﺮاﻣﯽ‌ﺗﺮﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﺰد ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻘﻮاﺗﺮﯾﻦ ﺷﻤﺎﺳﺖ» ﺳﺎزﮔﺎر ﻧﯿﺴﺖ. 👇👇 🌻 @ahlebait110
هدایت شده از روزنه
شیخ شهید در بیان امام خمینی به مناسبت سالگرد شهادت مظلومانه آیت‌الله شهید شیخ فضل‌الله نوری ▫️امام خمینی: در دوران مشروطه یک عده‌ای که نمی‌خواستند که در این کشور اسلام قوه داشته باشد، و آنها دنبال این بودند که اینجا را آن وقت به طرف اروپا بکشند لذا جوسازی کردند به طوری که مثل مرحوم آقا شیخ فضل الله که آن وقت یک آدم شاخصی در ایران بود و مورد قبول بود همچو جوسازی کردند که در میدان علنی، ایشان را به دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این یک نقشه‌ای بود برای اینکه اسلام را منعزل کنند و کردند. و از آن به بعد دیگر نتوانست مشروطه، یک مشروطه‌ای باشد که علمای نجف میخواستند. حتی قضیۀ مرحوم آقا شیخ فضل الله را در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند، که آنجا هم صدایی از آن درنیامد. این جوی که ساختند در ایران و در سایر جاها، این جو اسباب این شد که آقا شیخ فضل الله را با دست بعضی از روحانیون خود ایران محکوم کردند و بعد او را آوردند در وسط میدان و به دار کشیدند و پای آن هم ایستادند کف زدند و شکست دادند اسلام را و این بخاطر غفلت علما و غفلت مردم حاصل شد! ۶۲/۹/۲۶ ▫️صحيفه امام، ج‏18، صص247-248. @rozaneebefarda
هدایت شده از روزنه
/ یادداشت نخست [سلسله یادداشت هایی از زندگانی و مبارزات سیاسی شیخ فضل الله٬ به مناسبت سالگرد شهادتش] شیخ و نهضت تنباکو اختصاصی|| علی احسان‌زاده @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 🔹شیخ فضل‌الله نوری در سوم دی 1222 ه‍.ش در روستای لاشَک در منطقه‌ی نور و کجور مازندران از خاندانی عالم‌پرور متولد شد. ، دایی و بعدها پدرزن شیخ٬ از همین خاندان است. 🔹او پس از تحصیلات ابتدایی و مهاجرت به عتبات، در محضر بزرگانی چون و به علم‌آموزی پرداخت و پس از هجرت به (در سال 1291 ه‍.ق)٬ از اولین کسانی بود که به وی ملحق شد. 🔹میرزای بزرگ در محرم 1303 ه‍.ق شیخ فضل‌الله را راهی کرد و اندوهگینانه به او گفت: «شیخ فضل‌الله! تو جانِ عزیزِ منی، و من با ارسال تو، دارم پاره‌ی تنم را از خود دور می‌کنم؛ ولی چه کنم، حفظ کیان اسلام و استقلال ایران در این شرایط حساس، به وجود کسی چون احتیاج دارد...» (اندیشه سبز، زندگی سرخ، ص 77) 🔹شیخ که از بزرگ‌ترین شاگردان میرزا به حساب می‌آمد به سرعت در ، جایگاهی رفیع یافت به گونه‌ای که «در مجلس درس او ششصد نفر طلبه حاضر می‌شد» و محکمه‌ی او به تدریج به مهم‌ترین طهران بدل گردید. و محضرش «محضری پردرآمد» بود «که تمام عقود و معاملات عمده‌ی شهر در آن صورت» می‌گرفت. (کالبدشکافی چند شایعه درباره شیخ فضل الله نوری، ص 17) 🔹در در 1309 ه‍.ق که «نفوذ و سلطه‌ی و نفوذ پردوام مذهب در دل و جان بیست کرور نفوس ایرانی، طعم تلخ شکست را به» و «چشانید و نشان داد که قدرتی مافوق امپراطوران روس و انگلیس هم وجود دارد... شیخ فضل‌الله نوری در طهران کباده‌ی ریاست می‌کشید و در صف پیشوایان روحانی مشوّق و محرک مردم در مخالفت با امتیازنامه‌ی رژی بود.»(خاطرات احتشام‌السلطنه، ص 573) 🔹همو بود که مردم را در حمایت از میرزا حسن آشتیانی شوراند و نیز در تبیین جایگاه این حکم، نوشت. 🔹نامه‌ها از سامرا خطاب به شیخ فضل الله می‌رسید و در نهایت الغای آن حکم از سوی میرزای شیرازی٬ به‌واسطه‌ی او به مردم ابلاغ شد. 🔹جایگاه شیخ نوری در چنان بود که پس از مرگ در 1313 ه‍.ق، جلوس خود بر تخت را توسط او به مردم اعلان داشت و مردم طهران را تا رسیدن خود، بدو سپرد. @rozaneebefarda [ادامه دارد....]