حجاب های افتاده
401 چیز عجیبی بود. هر شب تهران سقوط میکرد و هر صبح سرجایش بود. خارج نشینان چمدانها را بسته بودند و منتظر پایان مراحل اداری انقلاب بودند تا به رقص آزادی برسند. یکی شان در تجمع کانادا نوشته بود: "تو آنجا گلوله میخوری من اینجا میمیرم" و بعد با دوست دخترش رفتند شام پس از مرگ. اولین انقلاب دورکاری تاریخ. انقلابیون کیلومتر ها آنطرف محل انقلاب جمع میشدند و فحش میدادند و مبارزه میکردند. در شبکه های اجتماعی میجنگیدند و حتی شهید هم میدادند.
اولین انقلاب با رهبران فوتبالیست و بازیگر. متحد میشدند و غنائم را تقسیم میکردند. حکم مسوولیت میزدند. از فرسنگ ها آنطرف مرگ فلانی را رد و صحنه را قتل اعلام میکردند. هشتگ های میلیونی می ساختند و دنیا را به تعجب می انداختند، اولین انقلاب رباتی.
از چپ چپ تا راست راست کنار هم جمع شده بودند و شعار کومله را تکرار میکردند. هیچ کس نمیدانست چه میخواهند، یکی میگفت گشت نباشد، دیگری جلوی دوربین لخت میشد، یکی سقوط حکومت را میخواست و دیگری قدرت اصلاحات،
تمام دنیای غربی را پای کار آوردند، ژولیت بینوش موهایش را میبرید و راجر واترز مصاحبه میکرد. از مکرون تا نتانیاهو انقلابی شده بودند. امثال احسان کرمی و فرخ نژاد و ارجمند از میدان انقلاب به سفره انقلاب فرار میکردند. حجم توهم چنان بود که فراخوان پر کردن میدان آزادی میدادند. هر کس میمرد کشته شده بود. شاهین نجفی امان نامه میداد و صدف بیوتی آموزش ساخت سلاح. خواندن سرود ملی را شرم آور کردند. شادی را جرم ساختند و دستور ناراحتی و اعتصاب میدادند. از همجنس باز تا محجبه، از تجزیه طلب تا سلطنت طلب، از دموکرات تا شاه دوست، ... دست به دست هم دادند تا کار تمام شود و آخرش چه شد؟
طوفان واقعیت توهم مجازی را برد و خیابان خالی پیدا شد. ما به زندگی مان برگشتیم و آنها به افسردگی شان.
57 را دیده بودند اما هنوز فکر میکردند انقلاب یک جوسازی اراذل و دخالت خارجی بوده. در 401 اولی را سفارش دادند و در 404 دومی را. هر دو ناکام، چراکه انقلاب چشمه است، از درون میجوشد.
البته 401 یک بازیگر درونی هم داشت. آنها که سالیانی در این تنور دمیدند و نان درآوردند. از ابتدای سال اخبار گشت ارشاد را داغ کردند، تیتر پشت تیتر، جلد پشت جلد، حتی یک جرقه ناکام با سپیده رشنو زده شد اما نگرفت، تا بالاخره مهسا امینی آتش را روشن کرد. گسل حجاب را دست کم نگیرید. فکر میکردند میلیونها زن به خیابان می آیند. حالا میلیونی هم نشد، حداقل صدها هزار، صدهزار هم نشد، ده ها هزار (0.01درصد ایران) که میشد. اما امروز تقریبا هیچ تصویری از 401 نیست که از بالا گرفته شده باشد جز یکی دو عکس با جمعیت به زور چند صد نفر. آنهم در رسانه ای ترین رویداد معاصر. اصلِ مردم نیامدند،
آ.خامنه ای، یک مرجع تقلید دینی، پشت بلندگو از زنان کم حجاب که هدف 401 بودند، تشکر کرد، آن هم دو بار!
سه سال بعد باز اسرائیل فکر میکرد با حمله به ایران مردم بیرون میریزند و کار را تمام میکنند. اینبار هیچکس نیامد.
انقلاب مصنوعی 401 اما شروع یک تغییر بزرگ بود: افتادن حجاب ها
از 401 بود که همه چیز رو آمد، صحنه روشن روشن شد. اینجا کومله از همان اول با پرچم کردستان در صندلی جلو نشسته بود. همان اول کومله نقده را گرفت و هشتگ آزادی زد. همجنس بازان رژه میرفتند. پهلوی خودش مراسم پابوسی نتانیاهو در اسرائیل را پوشش میداد. رجویسم همه جا بود و آموزش کوکتل مولتوف میدادند. خودشان شعار "من بی ناموسم" و "من سلیطه ام" را فریاد میزدند. خیلی سریع ارتباط پارچه روی سر و تحریم تیم ملی روشن شد. طولی نکشید که شعارهای رکیک اندام جنسی در دانشگاه داده شد. در عرض چند هفته به لزوم حمله آمریکا رسیدند. هزاران نفر در کانادا جمع شدند که درخواست تحریم ایران و ثبت تروریستی سپاه را میدادند. پرچم را که همان روزهای اول آتش زدند. پلیس و مامور پیشکش. اصلا زن زندگی آزادی شعار قدیمی کومله بود. همینقدر عریان.
از 401 بود که پرده ها افتاد و فرصت وسط بازی گذشت، وقتی بعضی محجبه ها هشتک حمایت از ززا زدند تا پذیرفته شوند، ززایی ها به چشم عقب مانده نگاهشان کردند. مقابل حجاب اجباری، بیحجابی اجباری است، اختیار برچسب تبلیغاتی حذف حکومت بود. این میدان پر از مسیح علینژاد هاست.
وضعیت امروز حجاب در خیابان تاثیر انقلاب جنسی جهانی است نه انقلاب فلانی. ایران جزو آخرین سنگرهای هویتی است که مقابل این موج ایستاده و باید حل شود. نه آن انقلاب درون زا بود و نه این خیابان. سالها می گفتند گشت (هرگونه دخالت حکومت) نباشد همه چیز درست میشود، اصلا اینها باعث بی دینی شده اند، حالا داریم آرمانشهر دینی شان را می بینیم. هر روز تفاوت ظاهری ایران با غرب کمتر و شمال تهران اروپای دست دوم تر میشود. البته برای کسی که انسان اروپایی مرکز جهانش باشد خیلی هم اتفاق خوبیست و اصل ماجرا هم دقیقا اینجاست!
👇
👆
میخواستند زن ایرانی را حذف کنند. زنی که انقلاب واقعی 57 را آفرید. انقلابی که برای زنان دورترین روستاها بهداشت و آموزش برد. همانی که دختران را به دانشگاه فرستاد، پای ورزش زنان ایستاد. به نادیدگان فرصت داد، زن را سیاسی کرد، همانی که میلیونها زن انسان و خانه دار و شاغل و پزشک و دانشمند و کارآفرین و هنرمند و ... تربیت کرد. زن ایرانی زیر موشک و تحریم و استعمار در دامنه آتشفشان زندگی ساخت. هویتش را حفظ کرد و قد کشید. خودش بود نه ادای دیگران. زنی که دغدغه جامعه داشت و فکر میکرد. زنی که پای باور و کشورش ایستاد. چنین زنی خطرناک نیست؟
401 پروژه حذف زن ایرانی است و سرقت دستاوردهایش. گرفتن پرچمش و و عادی کردنش. کندن لباسش و فرستادنش به سربازی دیگران، عضو جنبش شو، یکی باش از صدها رونوشت زن پاریسی. زن یعنی این.
اول باید دنیایش را کوچک میکردند. «بدن خودمه» یعنی پاک کردن پیرامون. فردی کردن مساله. حذف تصویر بزرگ، فقط به خودت فکر کن، گور بابای بقیه. زندگی یعنی این.
و وقتی آدمها از هم جدا شدند جمله اصلی را گفتند: دیگران به تو چه؟ و تو به دیگران چه؟ هر کسی سرش به کار خودش باشه. آزادی یعنی این
با «به تو/من چه» میشود جلوی چشمت صد هزار نفر بکشند، مکانیسم ماشه ببندند و آماده ترکمنچای شوند و تو در حال لذت بردن از شجاعت در رقص باشی.
میخواستند زنی بسازند در خود و برای خود. زنی که دستاوردش زیبا کردن شهر باشد، نوعی مبلمان شهری. زنی که نهایت مبارزه اش نمایش جذابیت باشد، ابژه دیگران. زنی که افقش شباهت به زن پاریسی باشد، جنس دست دوم. زنی که "زندگی نرمال" را آنجا ببیند، حسرتی مداوم. چنین زنی بی خطر است، درگیر است، ناکام است، نگران جامعه نیست، فداکاری ندارد، حل می شود، چنین زنی به راحتی رها میکند.
حجب و حیای ایرانی یک تکه پارچه نبود. حجاب یک "نه" بزرگ به این نظم است. نه به شبیه دیگری شدن. نه به زیر بار رفتن، نه به در دسترس بودن، نه به ارزانی زن، نه به حذف از اجتماع، نه به قضاوت، نه به رقابت زیبایی و ایجاد میلیونها زن بازنده. مبارزه واقعی اینجاست. پس آنها میدان مبارزه را تغییر دادند: «شجاعت یعنی عریانی» حالا برو در این میدان تا دلت میخواهد بجنگ، هیچ شدی.
مهسا امینی نمونه جالبی است، بدون یک جمله، یک فعالیت، حتی یک خواسته! در نهایت انفعال. تا به حال شنیده اید "من میخواهم مهسا امینی شوم"؟! چرا این قهرمان الگو نیست؟! با هوش مصنوعی برایش صدا میگذارند، چون صدایی ندارد. سخنی نگفته و کاری نکرده و حتی اراده ای هم نداشته. هیچ چیزی برای الگو بودن ندارد. مهسا امینی فقط یک نقش دارد: قربانی! او و زن های دیگر ماجرا از نیکا و سارینا و ... همه قربانی هستند نه الگو. نام چنین کسی را رمز میکنند، چون این جایگاه زن ایرانی است. همه باید حس قربانی بودن کنند تا الگوی اصلی را بپذیرند. در واقع ززا اصلا الگو نمی خواهد، چون از اول داشت: «زن آزاد غربی»
اینجا زن ایرانی حتی لیاقت الگو شدن هم ندارد. باید حدش را بفهمد. گلشیفته فراهانی رهبر کبیر انقلاب نمونه اش، تا انتهای غربی شدن رفت، هرچه داشت کندند، هرچه گفتند کرد، اما هنوز به درجه انسان شدن نرسیده؛ همه جا یک "قربانی" سرکوب جهان سومی معرفی میشود که موفق شده ارزشهای غربی را بپذیرد. تارزانی که از جنگل به دنیای آدمها آمده. نوازشش کنید، لختش میکنیم، میرقصانیمش و اگر جفتک نزند جایزه هم میگرد. این آخرت زن ایرانی در دنیای ززاست. به همین عریانی.
از 401 پرده ها افتاده. فکر میکنید آن استاندار جمهوری اسلامی که میگوید به حجاب اعتقادی ندارم، قبلا داشته؟ ون ها را آوردند و این بار حامیان حجاب را جمع کردند. (و همین سیاست رهاسازی تصویری ناچار و بی بدنه از نظام فرستاد که جنگ را تقویت کرد) صحنه رو شده، این نمایش سبک زندگی کسانی است که به سرمایه رسیدند، قدرت را هم فتح کردند و حالا ارزش هایشان را به جامعه تحمیل میکنند و اسمش را انقلاب میگذارند.
همانطور که پهلوی و علی نژاد در بیرون میگفتند «ما نماینده مردم هستیم، امتیاز بدهید تا شلوغ بشود» داخلی هایی هم آمدند که «ما نماینده مردم هستیم، امتیاز بدهید تا شلوغ نشود» خونهای ۴٠١ را اینها در داخل نقد کردند و آنها در خارج. شورش بی رهبر انقلابی است که اینطور دزدیده میشود. این یکی قدرت را گرفت و جاده را برای جنگ هموار کرد، آن یکی سرباز جنگ شد تا به قدرت برسد.
رسوایی 401 نهایتا جنگ را هم از پرده بیرون انداخت. دیدید حمله اسراییل به ایران چقدر یادآور 401 بود؟ از لزوم حمله آمریکا و اسرائیل نمیگفتند؟ از حذف سران سپاه؟ سفر پهلوی به اسرائیل؟ شعار زن زندگی نتانیاهو وسط جنگ؟ همان آدمها، همان شعارها، همان هدفها. جنگ تحمیلی 404 خروجی مستقیم ۴٠١ بود. تک تک کسانی که آن را داغ کردند در خون 1060 شهید شریک هستند.
پروژه اصلی اینجاست. مساله هیچ وقت یک تکه پارچه نبود، همانطور که در جنگ یک تکه خاک نبود.
#یادداشت
@salmaneshoon
@soha_simaتقابل آزادی و حجاب! چرا؟.mp3
زمان:
حجم:
20.9M
.
🎙 خوانش و تبیین یادداشت؛
"تقابل آزادی و حجاب! چرا؟"
🔹 توسط #استاد_طاهرزاده . جلسه اول
📆 چهارشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۱
1- اگر آزادی به معنای آزادی در انتخاب است و اگر انتخاب وقتی معنا میدهد که انسان اسیر امیال و هوسهای خود نباشد، مسلّماً حجاب رابطهای تنگاتنگ با آزادی انسان دارد، از آن جهت که امری است ماورای امیال و هوسهای انسان و آن کس که حجاب را انتخاب کرد نشان داد که انسان آزادهای است و چنین فردی نهتنها گرفتار امیال و هوسهای خود نشده، بلکه گرفتار سویههای سیاسی که جهان استکباری در رابطه با حجاب پیش آورده است نیز نگشته، سویه تقابل بین حجاب با آزادی که مسلّماً فریب بزرگی است. اینجا است که بحث بازخوانیِ مفاهیم دینی در مواجهه با انسان جدید پیش میآید، انسانی که معنای خود را در آزادی جستجو میکند، زیرا گشوده و گستردهتر از دیروز شده است.
2- از آنجایی که بشرِ جدید معنای خود را در آزادی جستجو میکند و در بستر آزادی است که حجاب حقیقی معنا مییابد و همانطور که انسانِ آزاده نمیتواند در پاسداشت حجاب بیتفاوت باشد، نظام اسلامی و دولت اسلامی هم نمیتواند نسبت به حجاب بیتفاوت گردد و آن را به عرف انسانهای عادی واگذار کند. در حالیکه حجاب، علاوه بر سویه شرعی، امری است مربوط به خیر عمومی و نظم اجتماعی و کوتاهآمدن از مسئله حجابِ شرعی موجب لطمهزدن به نظام اجتماعی و نظام خانواده خواهد بود و از این جهت و بدین لحاظ باید قانونیبودن حجاب را تقویت کرد و اجرای آن را نباید صرفاً به پلیس بسپاریم بلکه وظیفه خبرگان جامعه است تا در تبیین جایگاه این حکم الهی تلاش کنند .....
@soha_sima
@Soha_simaشهید تفکر - مسئله حجاب.mp3
زمان:
حجم:
36.9M
🎙شهید تفکّر
گفتگو به مناسبت شهادت استاد مرتضی مطهری(ره) با محوریت کتاب:
📚مسئله حجاب
🔹 جلسه دوم
📆 سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳
#شهید_تفکر
@soha_sima
♨️اپیزود سیزدهم _ پیش از ازدواج
"قسمت اول"
🔸دوران آشنایی قبل از ازدواج چگونه
باشد؟؟
🔸برای شناخت از طرف مقابل ، سنتی
جلو برویم یا مُدرن ؟؟
🔸قبل از شروع رابطه ، چه گامهایی
ضروریه ؟
✍️ عزیز دلم ...
میدانم که بحرانهای عاطفی و احساسی
دوران آشنایی و ایجاد رابطه، آنقدر شدت
دارد که شاید فرصتی برای تأمل و شنیدن
باقی نگذارد ،اما به خاطر خودت ،خودش و یک زندگی مشترک پایدار هم که شده درنگ کوتاهیکن و این چند اپیزود حیاتی
،ضروری و کوتاه را از دست نده❤️🌱
🔸صوت کامل این اپیزود در
کافه مینوفن، تقدیم به شما :
https://eitaa.com/cafeminofen/332
#زوجامین
@cafeminofen ☕️👈
وقتی پیام حاجآقای قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی درباره حجاب را خواندم همزمان هم داشتم ایشان را بابت دقت در اتخاذ رویکرد و انتخاب عبارات پیامشان تحسین میکردم و هم خوشحال از اینکه یک نفر از مسئولین کشور درباره حجاب یک موضع صحیح گرفت. امیدوارم این جسارت و دلسوزی ایشان برای توجه به این عنصر مهم فرهنگی کشور در سایر مسئولین کشور هم ایجاد و شاهد موضعگیریهای سنجیده آنان نیز گردد.
@eqbali62
🔻حجاب در هیاهو!
روایت زنان محجبه در جنبش «زن، زندگی، آزادی»
فاطمه امی، روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه زنان
مطلبی که در حال خواندن آن هستید، موشکافی و تجمیع روایت ۵ دختر محجبه از روزهای سیاه اغتشاشات و تجربههایشان در مواجهه با پروژۀ «زن، زندگی، آزادی» است. این زنان و دختران، حرفهای ناگفتهای داشتند که در هجوم سریع وقایع، فرصت فکر کردن و تحلیلش را هم پیدا نکرده بودند. جالب آنکه اغلب آنها حس مشترکی را چشیده بودند. در تقسیمبندی این روایتها چند بخش مشترک دیده میشود؛ اول، احساسی که تجربه کردند و این اولین چیزی بود که با یادآوری آن روزها بیان کردند. سپس، مواجهه آنها با دیگر زنان محجبه یا غیرمحجبه و تجربههایی که تا آن روز ندیده و حتی نشنیده بودند. سوم، تصمیمها و شرایطی که فضای جامعه آنها را به سمتشان سوق میداد. موضوعی که در خلال گفتوگو با این زنان و دختران روشن شد، وجه مشترک حس دوقطبی شدن و شکاف عمیق میان افراد جامعه بود.
اولین روایت مربوط به دختری محجبه است که در روزهای اول که بهعنوان اعتراض دانشجویان تجمع میکردند، در کنار دیگران بود. از همان روز و همان جا، تفاوت وقایعی را که اتفاق میافتاد با آنچه اعتراض مینامیدند، متوجه شده بود. او که به نحوۀ مواجهه با بیحجابی و گشت ارشاد اعتراض داشت، حالا میدید که اعتراضات با زمینههای فکریاش فاصله بسیاری پیدا کرده است.
در وهلۀ اول، احساسی که آن روزها بهعنوان دختری باحجاب و چادری تجربه میکرد، نگاههای سنگین و طردشدن از جامعه دوستانش بود. او میگوید پیش از اغتشاشات، دوستان غیرمحجبهای داشته که سالها روابطی صمیمی با هم داشتند. نقاط مشترک بسیار بود و به اختلافنظرها نیز احترام گذاشته میشد. با شعلهورشدن جریانات آن سال، روابط دوستی از بین رفت. برای هیچکس فرقی نداشت که نقاط مشترک ذهنی وجود دارد. باید با آنها خیابان را به آتش میکشیدی یا دشمنشان بودی! این جریان زمانی سختتر شد که از پس نگاههای سنگین جامعه که روی روسری و چادرش حس میکرد، احساس ناامنی افزون میشد. فشار روانی ناشی از جو دانشگاه و جامعه نیز در کنار آن روزبهروز بیشتر میشد. حالا دیگر شکاف عمیقی میان او بهعنوان یک دختر باحجاب و دیگران ایجاد شده بود و به نظر میرسید مجبور شده است تا در میان آدمهایی که تا دیروز همکلاسی، همکار و دوستش بودهاند؛ جبههاش را برای جنگیدن انتخاب کند.
➕مطالعه متن کامل(https://eqlimamag.ir/n064/)
📝 فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔹گروه ترویجی-پژوهشی شناسه وابسته به [مرکز نوآوری و تعالی کوثر] با همکاری [دفتر مطالعات جنسیت و جامعه] و حمایت [خانه اندیشهورزان] برگزار میکند:
▫️ *حلقه #پژواک*؛ پژواک زنانه در سیاست و تاریخ
▫️جمعخوانی کتابهای حوزه جنسیت، زنان و خانواده با حضور اساتید حوزه مربوطه
▫️کتاب دوم: فوکو در ایران | نویسنده: بهروز قمری تبریزی
🔹 راهبر: دکتر زهرا داورپناه (عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده)
🕙 زمان: سهشنبهها ساعت ۱۶-۱۸
📍مکان: خانه اندیشهورزان
💳 هزینه ثبت نام: ۵۰۰ هزارتومان
▫️در صورت حضور منظم در دوره، مبلغ عودت داده میشود.
▫️مهلت ثبتنام: تا ۴ مهرماه
❗️ جلسه نخست این دوره روز سهشنبه ۸ مهرماه خواهد بود.
▫️این دوره مخصوص اندیشهورزان حوزه جنسیت و خانواده است.
◀️ جهت ثبتنام و اطلاعات بیشتر به شناسه بله پیام دهید:
@adminshenase
⏪ شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی
📲@shenase_iran
استاد جلیل معماریانیانبوه اطلاعات،ذهن آشفته.mp3
زمان:
حجم:
17.5M
﷽
🎙صوت لایو استاد معماریانی
موضوع؛ انبوه اطلاعات،ذهن آشفته
🔆راز اینکه میدانیم با همسرمان چگونه برخورد کنیم ولی نمیتوانیم عمل کنیم چیست؟
#لایو
#انبوه_اطلاعات_ذهن_آشفته
🆔@khanevadehpoya