▫️▪️بیخود نیست که در ساخت دولت عقبیم!!
✍ رضا محمدآبادی
🔺با توجه به تعویق جمهوری اسلامی در مرحله ساخت دولت مطلوب خود، فهم مقوله دولت، دولت سازی و الزامات اداره در نگاه رهبری انقلاب اهمیت داشته و نیازمند دقت و تامل جدی و البته رصد روندی آن در بیانات ایشان است.
این پرونده ابعاد مختلفی دارد که ایشان به تناسب شعار و تاکید دولتها در هر دوره بخشی را بیشتر و بخشی را کمتر توجه دادهاند.
🔻مثلا در دولت ۱۳ام به چند مفهوم در ساخت دولت توجه میدهند: یکی این که دولت باید مظهر وفاق عمومی باشد؛
و یکی این که دولت مقتدر باشد؛
و دیگری این که دولت منسجم باشد؛
و همچنین این که دولت مردمی باشد.
یا تاکیدی که در دولتهای گذشته و در دیدار با سایر بخشهای حاکمیت، به مقوله اساسی و راهبردی "خدمت" میکنند.
یا این که فرمودهاند قوای کشور از جمله دولت و مجلس شورا هر کدام بخشی از نقشه پیشبرد کشورند و همکار یکدیگر به شمار میروند.
و یا مثلا آنچه که در دیدار اخیر خود با دولت ۱۴ ام بیان کردند. دو وظیفه کلان برای دولت شمردند و از الزامات اداره کشور در شرایط کنونی بحث کردند:
دولت مسئول حفظ و ارتقای مولفههای قدرت و عزت ملی است.
دولت مسئول رفع نیازمندیهای مشترک و عمومی مردم در ابعاد مختلف(همچون معیشت، امنیّت، بهداشت، فرهنگ و سبک زندگی، محیط زیست و...) است و هدف نیز همان هدف نظام اسلامی یعنی تحقق اهداف الهی و معارف و نیز شرایع الهی است.
و یا در یک سال اخیر و البته پیش از آن در دولت سیزدهم، به اهمیت مقوله رعایت اولویتها و نیز پیگیری تاکید داشتهاند.
🔺توجه به این عناصر و مثل آن( همچون عدالت ورزی، خردورزی و...) و نیز جمع بندی آن در قالب یک اندیشه و نظریه منسجم است که مدل تعامل ما با دولتها و نقد و تکمیل عملکرد آنان را مشخص میکند.
به عبارتی؛ تحقق دولت اسلامی بمثابه مرحله سوم حرکت انقلاب نیز منوط به تحقق همین مولفههای کلیدی است و در جای دیگر نباید به دنبال آن گشت.
🔻بر این اساس همانا دشواری کار، جمع سالمِ برخی مولفهها با یکدیگر است؛ امری که ریشه در حرف نوی جمهوری اسلامی دارد و عمل به آن به سبب بیسابقه بودنش، به مراتب دشوارتر است!
برای نمونه، ممکن است دولتی مقتدر باشد، اما در همکاری با سایر قوا یا تبدیل شدن به مظهر وفاق عمومی، دارای نقایص جدی باشد. در مقابل، دولتی ممکن است مظهر وفاق عمومی بوده یا بسترساز اجماع در حاکمیت شده باشد، اما فاقد اقتدار گفتمانی و برنامهای مدون برای اداره کشور باشد؛ یا این که ببینیم به ضعف در اجرا و عملکرد دچار است.
🔺دولت ۱۳ و ۱۴ ام هر یک نمونههایی از این دشواری پیش روی ما قرار دادند. به نظر میرسد دیگران نیز اگر در این موقف قرار میگرفتند، باز صورتهای دیگری از همین پیچیدگی را در برابرمان نمایش میدادند.
پس بنابراین بی جهت نیست که در مرحله دولت سازی عقب ماندهایم.
🆔 @Khizeesh
هدایت شده از رقیه فاضل
🔻در سوگ خرد عملی و بی معنا شدن سیاست
آقا در سخنانشان، آنجا که درمورد زیر سلطهی بیگانه نرفتن، تسلیم نشدن و نپذیرفتن مذاکره با تهدید صحبت میکنند، روی خرد و دانایی و تجربه تاکید میکنند؛ و پذیرش تسلیم را هم ظاهربینی میدانند.
سخنرانی تلویزیونی یک مهر و پیام دوم و سوم تلویزیونی آقا در جنگ، این را خیلی خوب نشان میدهد.
این در حالیست که طرفداران مذاکره، با ژست عقلانیت دارند پیش میروند و سر باز زدن از مذاکره و گفتگو را نشان دوری از عقلانیت میدانند.
این عقلانیت میانتهی که نه بر تجربه تأمل میکند، نه میتواند لایههای عمیق تر موقعیت را ببیند، نه میتواند فلسفه دشمنی ها را درک کند، نه میتواند نشانههای تغییراتی را در افکار عمومی دنیا ببیند، نه میتواند فرصتها را شکار کند، اسمش تحجر و تعصب است که یک جمله گِرد را حفظ کرده و در هر موقعیتی همان را تکرار میکند.
اینکه اگر مذاکره عادلانه باشد، خوبست، گرچه یک جملهی شرطی و همیشه درست است و ژست عقلانیت خوبی دارد، اما در عالم سیاست، به هیچ دردی نمیخورد اگر نتواند به صورت تحققی، بگوید الان شرایط عادلانه فراهم است یا نه؟
امروز وقتی آقا میگویند مذاکره در وضع کنونی هیچ کمکی به ما نمیکند، یعنی آن ژست عقلانیت باید در بزنگاه و در موقعیت، به تشخیص برسد، وگرنه که جز ظاهربینی و پوچی، چیزی ندارد.
نگران تربیت سیاسی ای هستم که به جای تشخیص و تصمیم، همیشه جملات شرطی زیبا و جامع الاطراف و برای همه زمانها را تکرار کند. یک تربیت ظاهراً انقلابی و اخلاقی و متین، اما استعمار زده و تحقیر شده و ظاهربین و به دور از خرد.
🔰 این صراحت پشت بلندگو برای چه بود⁉️
✍ احمد قوی
▫️بخش اول ▫️
🔻🔻ابتدا این جملات را از صحبت های دیشب آقا بخوانید:
"مطلب سوّم هم دربارهی مذاکرهی با آمریکا است که صاحبان بیان و صاحبان قلم دربارهی آن حرفهای گوناگونی میزنند؛ بعضی موافق، بعضی مخالف؛ بعضی با استدلال، بعضی بیاستدلال ... در اظهارات اهل سیاست، مسئلهی مذاکرهی با آمریکا زیاد مطرح میشود؛ نظرات مختلفی هم هست. گفتم بعضیها این را مفید میدانند، لازم میدانند، بعضیها مضر میدانند، بعضیها نظرات میانهتری دارند؛ حرفها مختلف است.من آنچه را تا حالا در این سالهای متمادی فهمیدهام، دیدهام، احساس کردهام و تجربه کردهام، به ملّت عزیزمان عرض میکنم.
خواهش میکنم مسئولین سیاسی و فعّالان سیاسی هم یک قدری تأمّل کنند، روی این حرفها فکر کنند، تأمّل کنند و قضاوت را بر اساس آگاهی و اطّلاع انجام بدهند. حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر، سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم..."
🔘چرا این جملات مهم است؟
در مواجهه با سخن هر گوینده ای _خصوصا اگر شخصیت مهمی باشد_ فهم مقام بیان یکی از مولفه های مهم در جمع بندی نهایی سخن است . ولی معمولا گویندگان به دلایل مختلف از جمله اتکا به فهم عقلایی مخاطب یا وجود مانع و... در مورد مقام بیان صحبت نمی کنند. اما رهبر انقلاب در این سخنرانی و در مورد خاص مذاکره با آمریکا ابتدا مقام بیان را به صراحت توضیح داده و سپس به سراغ اصل حرف می روند. خود این تصریح به مقام بیان، نشان از اهمیت مصون ماندن این سخنان از تحلیل هایی است که با تحریف مقام بیان یا فهم غیر دقیق از آن عملا کلام را کم اثر می کند.
🔘اما ایشان در این سخنرانی، در "مقام بیان" چه بودند؟
۱. ایشان در این صحبت نظر کوتاه مدت و تاکتیکی نمیدهند، بلکه جمع بندی اساسی خود را بر اساس چند دهه فهم و تجربه و رصد دقیق با ملت ایران در میان می گذارند. بنابراین نمی توان این بیانات را صرفا در جواب یاوه گویی اخیر ترامپ دانست.
۲. بر خلاف برخی که صحبت های متعدد رهبری با مضمون صحیح ، عاقلانه و شرافتمندانه نبودن مذاکره را در حد ابزاری کوتاه مدت برای بدست آوردن دست بالاتر در مذاکره ترجمه می کنند. ایشان این اختلاف نظر را حتی فراتر از آمریکای ترامپ و شامل سایر دولت های آمریکا اعم از جمهوری خواه و دموکرات میدانند. چرا که در مورد احتمال تغییر شرایط میگویند حالا ممکن است ۲۰ یا ۳۰ سال دیگر شرایط تغییر کند. طبیعتا اشاره به بازه ی ۲۰ الی ۳۰ سال معنای واضحی برای همگان دارد. تغییرات کلانی که در بازه های دو الی سه دهه ای متوقع است بسیار مهم تر و عمیق تر از دست به دست شدن دولت ترامپ با یک نفر شبیه اوباما است.
۳. این جمع بندی دفعتا و در شرایط فعلی برای ایشان حاصل نشده بلکه نظری است که در سالهای متمادی و بر اساس مبانی فکری و تجربیات واقعی در ایشان شکل گرفته و تقویت شده است. رهبری نیز از نظر را همواره و در مقاطع مختلف برای مردم ایران و مسئولان تبیین کرده اند. اگرچه بسیاری از مسئولان در دوره های مختلف به این نظر معتقد نبوده اند. نمونه اش ذکر مثال امضا و تصویب برجام به مدت ۱۰ سال علی رغم مخالفت ایشان و همچنین عدم رعایت خطوط قرمز دیگر.
۴. از مسئولین سیاسی و فعالین سیاسی هم به شکل متواضعانه ای خواهش می کنند _دستور نمی دهند_ که قدری روی این حرفها فکر کنند و بر اساس آگاهی و اطلاع قضاوت کنند! خود این درخواست از مسئولان و سیاسیون برای فکر کردن روی این مساله آن هم بعد از این همه تجربه ی متراکم و اعلام مواضع صریح ایشان در سالهای گوناگون بسیار قابل تامل است.
طبیعتا اگر مسئولان سیاسی فعلی و بلکه قاطبه ی تصمیم سازان و تصمیم گیران نظام در ۱۲ سال اخیر و همچنین چند دهه ی اخیر هم نظر و هم آهنگ و هم جهت با این تحلیل بودند لازم نبود در تریبون علنی دعوت به تأمل و آزاد اندیشی شوند.
🆔 @Khizeesh
🔰 این صراحت پشت بلندگو برای چه بود⁉️
✍ احمد قوی
▫️بخش دوم ▫️
۵. عدم اجماع در این مساله و وجود نظرات مختلف کارشناسی و غیر کارشناسی در فضای سیاسی کشور. با این بیان که برخی مذاکره با آمریکا را مفید می دانند برخی مضر و برخی نظرات میانه دارند. در واقع ایشان با این توصیف دیگری های نظر و موضع خود را مبنی بر مفید نبودن و بلکه مضر بودن و بن بست بودن و ضرر محض بودن مذاکره هم مشخص می کنند. چه آن هایی که حل و فصل مشکل با آمریکا را راه حل نهایی مشکلات می دانند. چه آنهایی که میگویند با مذاکره کردن مبارزه می کنیم و چه آنهایی که معتقدند از مسیر مذاکره کردن تنش ها با آمریکا را میتوان کنترل کرد. چه آنهایی که همیشه با بیان گزاره های همواره صحیح مذاکره ی عاقلانه خوب است مذاکره را تجویز می کنند.
البته اغلب این نظرات مخالف در چارچوب نظام تعریف می شوند و دلیلی هم وجود ندارد که اینها را به صرف قبول نداشتن نظر رهبری ضد انقلاب بدانیم. کما اینکه خود ایشان با صاحبان این نظرات به عنوان مسئولان حتی ارشد نظام تعامل داشته اند.
۶. ایشان نظر خود در مورد مذاکره را با بیان های کلیِ "همواره صحیح" و یا دادن ملاکهایی که تطبیق آن محل اختلاف باشد بیان نکردند. بلکه مصداقا تعیین تکلیف کردند.
به قول طلبهها از قضیهی حقیقیه استفاده نکردند که مثلا بگویند مذاکره ی عاقلانه و از موضع برابر و... خوب است و مذاکره ی از سرضعف و غیر عاقلانه بد است. بلکه به بیان قضيهی خارجیه و در مقام واقع موجود، مذاکره ایران با دولت آمریکا را حداقل تا دو الی سه دههی آینده نفی کردند.
طبعا این طور تعیین مصداق در مقام رهبری اجتماعی آن هم در یک مساله ی اختلافی همیشه اتفاق نمی افتاد. بلکه احتمالا در جایی لازم است که اولا مساله به شدت مهم باشد و ثانیا با بیانهای کلی و ملاکی نتیجه حاصل نشود.
🆔 @Khizeesh
همین امروز با پایان رسمی و بی فرجام #برجام در دو سطح باید عبرت بگیریم :
1. در سطح عمومی کشور و تصمیم گیران و تصمیم سازان از امید بستن به غرب و مذاکره با آمریکا
2.در سطح جبهه انقلاب، کنش گران انقلابی و تبیین گران از منطق همه چیز با آقا هماهنگ است.
اگر دومی محقق نشود بعید است اولی به نتیجه ی لازم برسد.
✍احمد قوی
https://virasty.com/Khizeesh/1758949358054680121
🆔 @Khizeesh
هدایت شده از خیزش
لقدکان لکم فی رسول الله اسوه حسنه
"صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طيبه شهيدان خصوصاً شهداى عزيز حوزهها و روحانيت...سلام بر آنان كه تا كشف حقيقت تفقه به پيش تاختند و براى قوم و ملت خود مُنذران صادقى شدند كه بند بند حديث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پيكرشان گواهى كرده است."(۱)
🖊احمد قوی
این روزها که سالگرد صدور #منشور_روحانیت _که به تعبیر آن بزرگ وصیت نامه خاص امام بود_ با تشییع شمس و قمر مقاومت همزمان شده، خوب است به این فکر کنیم که آیا پدیده ای به عظمت و ابعاد شخصیت سیدالشهدای مقاومت به عنوان یک عالم دینی میتواند در هویت حوزه های علمیه و طلبهی عصر انقلاب اسلامی تغییری ایجاد کند یا این که ما از این معجزه با یکسری گرامی داشت و یادبود عبور خواهیم کرد؟
مگر جز این است که دامنه باید تابع قله باشد؟ و مگر جز این است که این مجاهد کبیر یکی از رفیع ترین قله ها و ستاره ی درخشان و فخر آسمان حوزه های علمیه و روحانیت شیعه و عالم اسلام در چند دهه و بلکه چند قرن اخیر است؟
در برابر این آیت الله ( نشانهی بزرگ الهی) و میراثی که برای ما به ارمغان گذاشته چه رفتاری خواهیم داشت؟ آیا حاضر هستیم چند دهه نقش آفرینی بی نظیر او بر اساس مبانی و فقه اسلام را به عنوان یک رهبر اجتماعی ، عالم دینی و فرمانده شجاع و نابغهی میدان سیاست،آن هم در جامعهی پاره پارهی لبنان و اوضاع سراسر آشفته ی جهان عرب در مواجهه با قدرتمند ترین و خبیث ترین دشمنان اسلام و بشریت ببینیم ، بفهمیم ، روایت کنیم و به عنوان یک دارایی ارزشمند به گنجینه هویتی خود اضافه کرده و به شکلی واقعی و نه نمادین به #انا_علی_العهد پایبند باشیم؟
در اینجا صرفا به تیتر برخی از مولفه های شخصیتی ایشان اشاره میشود. طبعا هر کدام از این ها و موارد دیگری که اشاره نشده نیاز به گفتگو و نوشتن بسیار دارد :
1️⃣ حضرت #سید_حسن_نصرالله و حزب الله دستپرورده ی او واجد سه مولفه ی جوهری انقلاب اسلامی یعنی الف) معنویت و ایمان توحیدی ب) حماسه و ظلم ستیزی و ج) عقلانیت و تدبیر هستند.
2️⃣ سید عزیز در سطحی عالی و بی نظیر، نماینده و تجلی ارزش های انقلاب اسلامی و مکتب امام در خارج از مرزهای ایران و جهان عرب بود.به همین دلیل نیز به نوعی سخنگو و نماینده ی رهبری انقلاب در منطقه محسوب میشد.
3️⃣ او به معنای واقعی کلمه ولایت مداری مخلص، شیدا و متواضع محسوب میشد و در عین حال از عقلانیت، توانایی رهبری و مدیریت در بالاترین سطوح و مولفه های شخصیتی یک رهبر اجتماعی برخودار بود.
4️⃣ سید شهید متناسب با اقتضائات لبنان و جمهور مقاومت نمونه ای از الگوی ولایت فقیه را محقق کرده بود. رابطه ی قلبی عمیق و دوطرفه ی ایشان و بدنه ی مومن مقاومت نشان دهنده ی همین مطلب است.
5️⃣هوش و تسلط این رهبر بزرگ بر افکار عمومی و فضای رسانه ای دوست و دشمن باعث شده بود که یک تنه تبدیل به یک رسانه ی تاثیرگذار و تبیین گر قدرتمند شود.
6️⃣ تبیین ها و تحلیل های او همزمان جامع بین دو ساحت مبانی و میدان بود. مخاطبین او هم با سطح بالایی از اندیشه و مبانی اسلام ناب و مقاومت آشنا می شدند و هم تحلیل های راهبردی ناظر به میدان را به صورت شفاف و صادقانه و بدور از تعارفات و ادبیات دیپلماتیک دریافت می کردند.
7️⃣تسلط بر مکتب امام همراه با ذائقه ی رهبری اجتماعی و فهم پیچیدگی های آن از سید شخصیتی ساخته بود که توانست از طرفی با تکیه بر اصول اسلام ناب، خلوص حزب الله و هویت اصیل آن را حفظ کرده و اسیر دور باطل تنزل و التقاط نشود و در عین حال با رویکردی پدرانه، جوانمردانه، صادقانه و هوشمندانه در فضای جامعه ی به شدت طائفی و پرتنش لبنان با حفظ وحدت، از تبدیل حزب الله شیعه به یک اقلیت منزوی فرقهای جلوگیری کند.
8️⃣سید و حزب الله اگر چه هیچ ابایی از بیان اعلان وفاداری و پایبندی عملی به امت اسلام، آرمان فلسطين و تبعیت محض از ولایت فقیه _که خارج از چارچوب دولت ملت لبنان است _ نداشت ولی در عین حال به نوعی عمل کرد که هر منصف و با شرفی تایید میکند که حزب الله بیش از هر گروهی به ملت لبنان و سیادت آن خدمت کرده.
🧷 پانوشت :
(۱)منشور روحانیت، امام خمینی
(۲)در همین رابطه بخوانید :
اندر مصائب تخاطب فرماندهان و مردم! (مقایسه با سبک حضور رسانهای سید شهید)
🆔 @Khizeesh
روبیو:تصمیم برای بازگرداندن تحریمها علیه ایران نشان میدهد جهان در برابر تهدیدات ایران تسلیم نمیشود.ترامپ تأکید کرد که راه دیپلماسی با ایران همچنان باز است
تروئیکای اروپایی:از ایران میخواهیم پس از اعمال مجدد تحریمها از هرگونه اقدام تنشزا خودداری کند.
پ ن:پاسخ ما نباید در چارچوب محاسباتی اینها باشد. نمی شود طرف مقابل همه ی اقدامات خصمانه (بازگرداندن تحریم ها و جنگ) را اعمال کند و بعد همچنان مدعی باز بودن درب دیپلماسی باشد و با ژست خردمندانه و مودبانه توصیه کند که اقدام تنش زا نداشته باشید. واقعیت پرهیز از اقدام تنش زا در برابر اقدامات خصمانه دشمن چیزی جز #تهدید_پذیری که به شدت مورد نهی رهبر انقلاب قرارگرفت نیست.
آقای عراقچی هم اخیرا اعلام کرده بود اعمال اسنپ بک معادل حمله نظامی به ایران است.
منتظر اتخاذ پاسخ بازدارنده توسط مسئولان سیاسی کشور هستیم.
https://virasty.com/Khizeesh/1759032440018852825
🆔 @Khizeesh
🔰 آقا میانه نیست!!
✍ محمد امامی
حدودا ۶ ماهی از جمله "مذاکره با امریکا عاقلانه و شرافتمندانه نیست" گذشت و در این ۶ ماه موافقین مذاکره با استدلالهایی و ضمن ادعای عقلانیت پای مذاکره را امضا میزدند؛ صحبت رهبری پیش از سخنرانی رئیس جمهور در سازمان ملل پاسخ به بخشی از این توجیهات و استدلالهای عقلائی بود.
۱. مذاکره برای حذف اجماع جهانی
عدهای با نگاه ابزاری، مشروعیت مذاکره با امریکا را قبول می کردند و جملات سال گذشته رهبری را صرفا در ناحیه ممنوعیت مذاکرات اقتصادی شرح میدادند؛ برای توجیه مذاکره به منفعت "حذف اجماع جهانی علیه ایران" تاکید میکردند. این عقلانیت، با نگاه ابزاری به مذاکره، آن را قابل مدیریت میدانست و سعی داشت سخنی از ضررهای آن نگوید و پای آن را امضا بزند.
"در وضع کنونی، مذاکرهی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایدهای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً."
۲. مذاکره برای رفع تهدید
جریانی دیگر با این نگاه که مذاکره یکی از استراتژی های جریان مقاومت و نشان از انعطاف پذیری جریان مقاومت در مقابل مشکلات است، فصل جدید مذاکرات را فرصتی برای رفع تهدید میدانستند و منتقدین مذاکره را حامل رویکردهای بدبینانه و مأیوسانه قلمداد می کردند. درحالیکه رهبر انقلاب مذاکره در زمان کنونی را نشانه تهدیدپذیری میدانند. آن را نه عاملی برای رفع تهدید بلکه سودمند برای آمریکا میدانند.
"خب قبول چنین مذاکرهای نشانهی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است...
یعنی قبول مذاکرهای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد، هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند؛ بنابراین، وضع اینجوری است...این مذاکره برای آن رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛ او در دنیا از این افتخارات میکند. امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایدهای برای ما ندارد."
۳. مذاکره مقبول است؛ چون با رهبری هماهنگ شده
عده ای با دغدغه ولایت مداری رفتارهای سیاستمداران را نشان از تایید و رضایت قلبی رهبری در باب مذاکره میگرفتند، و با بیان جملاتی چون "همه چیز تحت کنترل است" "همه چیز با آقا هماهنگ است" "سیاست های کلان را آقا طراحی می کنند" گفتارهای انتقادی و خلاف رفتارهای کارگزاران را ناشی از عدم فهم دستگاه ولایت میدانستند، درحالیکه در سخنرانی اخیر، رهبری نشان دادند که ایشان براساس تدبیر اداره اجتماع و اصلِ همراهی با دولت ها در مواردی سخن خود را پیاده نمیکنند:
"وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند. «ده سال» همین روزها تمام شد."
۴. مذاکره، راه پیشرفت
با این جریان، داستان مذاکره ادامه دار خواهد بود. این جریان چند استدلال فوق را به نطق در میآورند. از ابتدای انقلاب راهبرد پیشرفت_شما بخوانید توسعه_ را در مذاکره میبیند و هیچ گاه از این نسخه معیوب و تفکر زنگ زده خود دست برنمیدارد؛ به همین خاطر تا این منطق راهبردی در کشور زنده است بحث از مذاکره و عقلانیت تراشی برای آن حیات دارد.
"علاج پیشرفت کشور، قوی شدن است؛ باید قوی بشویم. قوی شدنِ نظامی لازم است،قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است."
🆔 @Khizeesh
هنوز یک هفته از نفی مطلق مذاکره با آمریکا توسط رهبری نگذشته، برادرمان با لباس سرلشگری آمده تلویزیون میگوید باید با پیششرط عدم حمله با آمریکا مذاکره کنیم!
یاد مناظرات 92 افتادم
با این تفاوت که آن زمان رویای رفع تحریم میفروختند ولی الان همین که حمله نکند برایشان کافی است!
https://virasty.com/Khizeesh/1759090496993369099
🆔 @Khizeesh
بعد از پذیرش cft و صحبت های سخنگوی دولت درمورد نیامدن ویتکاف سر قرار و زیرپا گذاشتن وعده ی لغو توافق قاهره توسط عراقچی سوال واقعی دارم که اگر رهبری به جای نفی سیاست تهدید پذیری، توصیه به تهدید پذیری میفرمودند مسئولان سیاسی چه کار بیشتری انجام می دادند؟
✍ احمد قوی
https://virasty.com/Khizeesh/1759399549238839554
🔰 از فلسطین اسلو تا فلسطین اسود
کوتاه نوشتی از عظمتی طوفان الاقصی در بیان رهبر انقلاب
✍ محمد امامی
رهبر انقلاب دقیقا ۶ ماه پیش از طوفانالاقصی، در دیدار رمضانی با مسئولان نظام، به مولفههای افول قدرت امریکا و اسرائیل پرداختند:
دوقطبی شدید حاصل پس از انتخابات کنگره امریکا، اختلاف آمریکا با متحدین پس از جنگ اوکراین، ظهور دولتهای ضد آمریکایی در آمریکای لاتین، تضعیف حاکمیت دلار.
ایشان در کنار مؤلفههای ضعف امریکا به نشانههای ضعف و تزلزل اسرائیل نیز پرداختند:
۱. تزلزل سیاسی
تغییر چهار نخست وزیر در ۴ سال، تشکیل نشدن ائتلافهای حزبی، پدید آمدن شکافهای دو قطبی در سرتاسر رژیم از نشانههای ضعف و تزلزل سیاسی اسرائیل بود.
"دوقطبی شدیدی در سرتاسر رژیم جعلی وجود دارد؛ [اگر] الان ملاحظه کنید ــ بحث فلسطینیها جدا است ــ بین خودشان دو قطبی است؛ این تظاهراتِ صدهزار نفری و دویستهزار نفری و بیشتر در تلآویو و در شهرهای مختلف دیگر، نشانهی این است. حالا چهارتا موشک هم ممکن است به یک جایی بزند، [ولی] اینها جبران نمیکند آن قضیّه را. به معنای واقعی کلمه دچار ضعف و تزلزل سیاسی است. اعلام شده که بزودی تعداد کسانی که از اسرائیل."
۲. اسرائیل بدون مقاومت، فلسطین مقاوم
ایشان در سخنرانی دیگری در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۰۲ با جمعی از مردم، مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی، مقاومت فلسطینان را عامل چنین ضعف و تزلزلی بر شمردند و همین مقاومت را موجب از بین رفتن قدرت بازدارندگی رژیم صهیونیستی دانستند. مقاومتی که با افزایش گرایش به اسلام در بدنه اجتماعی فلسطینیان به وجود آمده بود.
"شاید حدود شصت سال قبل از این، بِنگوریون ــ یکی از مؤسّسین اصلی رژیم صهیونیستی و نخستوزیر این رژیم ــ هشدار داد. او گفت که هر وقتی قدرت بازدارندگی ما به پایان برسد، رژیم ما مضمحل خواهد شد. قدرت بازدارندگی الان به پایان رسیده یا نزدیک به پایان است."
۳. مهاجرت از اسرائیل
خروج حدود دو میلیون نفر از یهودیان ساکنان رژیم صهیونیستی، از منطقهای که داعیه امنیت برای آنان داشت، از دیگر نشانه های افول رژِیم بود.
"رئیس امنیّت [ملّی]شان میگوید، وزیر دفاعشان [میگوید]؛ همهی آنها میگویند که فروپاشی ما نزدیک است؛ ما به هشتاد سالگی نمیرسیم. ما گفتیم «بیستوپنجسال دیگر را نمیبینید»،[۲۷] خودشان عجله کردند، زودتر میخواهند [از بین بروند]!"
۴. فلسطین اسود
در کنار افزایش مقاومت آحاد فلسطینیان گروه های فلسطینی توانسته بودند علاوه بر افزایش تعداد خود در سرزمین فلسطین، عملیاتهای متعددی را در بازه های کوتاه انجام بدهند. این افزایش قدرت "فلسطین اسلو" را به "فلسطین اسود" تغییر داده بود.
"امروز نهضت فلسطین از همیشهی این هفتاد هشتاد سال سرحالتر است. مشاهده میکنید که امروز جوانان فلسطینی و نهضت فلسطینی، نهضت ضدّ غصب، ضدّ ظلم، ضدّ صهیونیسم از همیشه بانشاطتر، سرحالتر و آمادهتر است."
حدودا ۶ ماه پس از این بیانات در ۱۵ مهر ۱۴۰۲ ، ۷ اکتبر ۲۰۲۳ طوفان الاقصی رقم خورد.
رهبر انقلاب در سخنرانی های متعددی به عظمت این حادثه پرداختند. حاصل آن که طوفان الاقصی با استفاده از فرصت قدرت گروه های مقاومت، در لحظه سراشیبی افول اسرائیل و فقدان قدرت بازدارندگی رژیم رقم خورد.
اگر اسرائیل پیش از طوفان الاقصی در نقطه تزلزل سیاسی بود، با ضربه طوفان الاقصی سازه های اصلی حاکمیتش ویران شد و سرعت مرگ او شدت یافت، به گونهای که اگر آمریکا نبود ظرف یک هفته از بین می رفت.
ضربه ترمیم ناپذیر طوفان الاقصی علاوه بر حذف قدرت بازدارندگی اسرائیل او را به سال ۱۹۴۸ یعنی نقطه اغاز اسرائيل برگرداند؛ یعنی نابودی درهمان نقطه شروع.
🆔 @Khizeesh