🔹 اگر "مرا" دیدی، سلامم را به او برسان!
حادثه رفتنش چنان جگرسوز و مهیب بود که میترسیدیم نبودنش و بیپناهیمان، سیلی خانمانبرانداز شود و بنیاد ما را از جا بکند و بِبَرد و به یکباره در غمش فرو بریزیم و متلاشی شویم؛ پس با سیلِ غمش، جرعهای شراب سرخ حماسهاش را در شیشههای جانهای یکایکمان ریختند تا مست شدیم و از خود بیخود:
اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد
نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا ببرد
شنیده بودیم که در قدیم شراب را چهل روز، بیحرکت در شیشه نگه میداشتند تا دُرد آن تهنشین شود و شراب صاف گردد؛ بعد بهآرامی از شیشه به صُراحی و بعد به جام میریختندش تا دُرد به آن آمیخته نشود:
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی (حافظ)
اما از صبح دهم اسفند که جرعهای از شراب شجاعتش را با دُردِ غمش در شیشههای جانمان ریختند تا امروز که چهل شبانهروز میگذرد، یک لحظه آرام و قرار نداشتیم. نه فقط ما که انگار شیشه دنیا هم زیر و رو شد و این چهل روز دُرد و صاف شراب یکلحظه از هم جدا نشدهاست و عجیب آنکه که ما همچنان در غمش مستیم و سر از پا نمیشناسیم.
این شبها که غم نبودنش میخواست سراغمان بیاید و جگرمان را پاره کند، به میخانه خیابان و میدان شهر میرفتیم و مست میشدیم؛ مستِ حماسه و غرور و شجاعت. همه مستان شهر آنجا جمع میشدند؛ جانمان به رقص میآمد و پرچمهای بیجانمان، از بوی این شراب، جان میگرفت و در دستهای بیقرارمان جولان میداد. اگر مستان عربده میکشند ما گلو پاره کردیم از بس شعر خواندیم و شعار دادیم و هَلمِنمُبارز طلبیدیم.
وقتی با یارِ مستی چشم در چشم میشدیم، جوشش شراب را در چشمش میدیدیم و بوی شراب را از دهانش میشنیدیم و در دل میگفتیم:
میزند از چشم و لبت جوشِ می
دوش مگر میکده را خوردهای؟
اما ناخودآگاه بُغضی هم گلویمان را میگرفت و پرده اشکی پیش چشم هر دویِمان میآمد و بنای این جهانِ خراب را بر آب میدیدیم و اشکهای بر چهره نریختهمان، با هم به قدر یک کتاب حرف میزدند و لحظهای بعد، همه غمهای این کتاب، شسته میشد و از دلهایمان میرفت و باز لحظه بعد، یارِ مستی دیگر و بُغضی دوباره...
ای ساقی! بیا و بگو که این چه شرابی بود که به یکباره در کامِ جانمان ریختی وقتی که روزه بودیم؟ چنانکه بعد از گذشت چهل شبانهروز، هنوز چنان مستیم که افطار نکردهایم و همچون مستان که شماره رکعت و نوبت نماز نمیدانند، هر شب ششمین وعده نمازمان را شبها در خیابان و زیر باران بمب و موشک میخوانیم با پرچمی در دست؟
هنوز مستی امانم نداده تا شبی از این بیخودی به خود آیم و یک دل سیر برایت گریه کنم و در غمت بگویم:
این منم بر سر خاک تو؟ که خاکم بر سر!
شرابِ غمت همه منها را بُرده است و ما همچنان در چهلمین شب رفتنت مستیم و به جای عزا، در میدان پرچم میرقصانیم!
🖋علی جلالی
#سها
#بعثت_مردم
🌱@khodebehyaaaaaar
شمع روشن شد و پروانه در آتش گُل کرد
میتوان سوخت اگر امر بفرماید عشق
#بعثت_مردم
#فاضل_نظری
🌱@khodebehyaaaaaar
ما مشْقِ غمِ عشْقِ تو را خوش ننوشتیم
امّا تـو بکـِش خـط بـه خـطای همهی ما
خطاب به تمامِ برادرانِ شهدای تیپ فاطمیون و خانواده گرامی شان که همه برایمان عزیزند
به خصوص رفیق شهیدم
"احمد شکیب احمدی"
از برکت خون این عزیزان، دغدغه ی داعش پشت مرز ها، برایمان به قدر جهنم نه، بلکه به قدر سوی کبریتی شده است.
مطمئنیم خونِ این عزیزان، در رگ های جوانمردانِ سوریه به زودی خواهد جوشید.
افتخارِ ماهستید.
#یارانِ_حاج_قاسم
#بعثت_ملت
#فاضل_نظری
⚜@ravayate_Bibijan
🌱@khodebehyaaaaaar
خاطرات ۴۷ سال پیش به یاد می آید
نسلی می رفت و می گفت راه قدس از کربلا می گذرد...
جام زهر نوشیده شد
۴۷ سال بالندگی طی شد...
از میان شعله های دروغ، ققنوس حقیقت آشکار شد
ملتی مبعوث شد
دنیا زیر و رو شد
و در خیابان چنین قابی زنده است
ما شهادت می دهیم که شهدای این راه، فرا تر از عُمرشان زندگی می کنند...
#بعثت_ملت
#اخترنشان
🌱@khodebehyaaaaaar
زمان:
حجم:
294.8K
🔊 احوال خیابان
تو بخوان: احوال خانه
#بعثت_ملت
🌱@khodebehyaaaaaar
کاش کودکان نمیمردند
ای کاش موقتاً به آسمانها برده میشدند
تا جنگ تمام شود،
سپس با خیال راحت به خانهشان برمیگشتند،
تا وقتی والدین با حیرت از آنها بپرسند
کجا بودید؟
با خوشحالی بگویند:
«داشتیم با ستارهها بازی میکردیم...»
#غسان_کنفانی
#میناب
🌱@khodebehyaaaaaar
پیرمرد کلاه سبز سید😍
سایه تون مستدام
همیشه تو دعوا ها ریش سفید ها میدون داری می کنند
هم سکوتشون جوابه
هم کلامشون
هم نگاهشون
هم قامتشون
مؤمن آن باشد که اندر جزر و مد
کافر از ایمان او حسرت خورد
#بعثت_ملت
#مولوی
🌱@khodebehyaaaaaar
ای تو امانِ هر بلا، ما همه در امانِ تو
جان همه خوش است در سایهی لطف جان تو
آقا خیالتان تخت
همه سربند بر سر در میدانیم...
#بعثت_ملت
#مولوی
🌱@khodebehyaaaaaar
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
45.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی از آن فاصلهای که در دید دشمن قرار داشت گذشتیم و به کانالهای بعدی وارد شدیم هرگز نمیدانستیم که چه در انتظار ماست...
بسیجیها دلباخته حقاند و ما دلباخته بسیجیها هستیم. آنها سربازان امام زمان و پیوستگان به او هستند و تو اگر در جستجوی موعود خویش هستی او را در میان سربازانش بجوی...
#ببینید|
🎥...تماشاگه راز...
◇روایتی از روایت فتح◇
لینک با کیفیت این روایت را لمس کنید.
●...تماشاگه راز...
#روایت
#دیدار_آوینی
@soha_sima
هدایت شده از سیمای هنر و اندیشه/ سُها
49.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر عزیز انقلابمان گفت تکیه زدن بر کرسی کسی که حدود شصت سال مشغول مجاهدت و مبارزه بوده بسیار سخت است. او که همیشه و در اغلب ایام مایه آرامش و اندیشه مردم خویش بود. و شاید مبارزه و مجاهدت او در همین معنا باشد که چگونه ملتی را به حرکت درآورد و تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هر چه بیشتر طی کردن. و بی خود نیست که در این ایام عجیب و هولناک، ماتم زده نیستیم چون آن خون دل، اینک لعلی است درخشان و زلال که چشمها را خیره کرده و عقلها ناتوان از درکش...
#ببینید
🎥...خون دلی که لعل شد...
◇ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَيْرَهِ الضَّلاَلَهِ ◇
🌷 این روایت به مناسبت ایام اربعین شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب توسط سرای هنر و اندیشه تولید شد.
● لینک با کیفیت این #روایت در آپارات #سیمای_هنر_و_اندیشه
https://aparat.com/v/llzsnsx
@soha_sima